رصد

کد خبر: ۱۲۶۹۳۰
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۱
این نقد یک نقد نیست
به عنوان یک ایرانی سخت بر این احساس و تصورم که بسیاری از اصحاب سیاست ما زیستی ماقبل سیاست دارند - سیاست چیزی نیست جز اشکال و صور زیباشناختی نقد.

1. به عنوان یک ایرانی سخت بر این احساس و تصورم که بسیاری از اصحاب سیاست ما زیستی ماقبل سیاست دارند - سیاست چیزی نیست جز اشکال و صور زیباشناختی نقد. و اگر از سرمایه گران سنگ نقد نصیبی برده اند تفکر انتقادی و نقد آنان از خلال عقاید فعلی شان آغاز می شود و سخت اسیر بت های ذهنی و قدسی و متافیزیکی و ایدئولوژیک است. نقد آنان اکثرا ناظر بر «نقد حداقلی» (تفکر نقادانه برای دفاع از عقاید فعلی خود) است، نه «نقد حداکثری» (ارزیابی همه ی ادعاها و عقاید، از جمله ادعاها و عقاید خودمان). نقد حداقلی یعنی مخالفت کردن با عقاید و استدلال هایی مغایر با عقاید و استدلال های خود و پیروزشدن بر آنها. این نوع نقد فاقد حقیقت، فضیلت و مسئولیت است. جان استوارت میل درباره ی پوچ بودن مجموعه ی عقایدی که بدون کمک گرفتن از تفکر نقادانه ی حداکثری روی هم انباشته شده باشد به ما چنین هشدار داده است: «کسی که در مورد مسئله ای فقط از موضع خودش خبر دارد چیز زیادی از آن مسئله نمی داند. چه بسا دلایل خوبی هم برای دفاع از موضعش داشته باشد و کسی نتوانسته باشد نادرستی آن دلایل را ثابت کند. اما اگر او نیز نتوانسته باشد نادرستی دلایل موضع مخالف را اثبات کند، مبنایی برای ترجیح یکی از آن دو بر دیگری ندارد.» اکثر این بازی پیشگان سیاسی بر این فرض و مفروضند که «سره» نزد آنهاست. نقد برای آنها لذت دیالوگ، لذت خلق و آفرینش، لذت امتناع، لذت رهایی، لذت دگر بودگی، لذت تفاوت، لذت فهم و تفهیم، لذت تردید و پرسشی، لذت پاسخ، لذت تفکر، لذت صدا، لذت سخن، لذت اثر، لذت سوژه بودگی، لذت فضیلت، لذت شجاعت یا لذت مسئولیت نیست، بلکه لذت نفی و عدوی دگرهای خود بودن است. نقد آنان را به امتناع از حکومت شدن (توسط دیگری های بزرگ) رهنمون نمی شود. نقد آنان بیش و پیش از آنکه ناظر به «گفته» باشد، معطوف به «گفته پرداز» است. در کنش نقد رابطه ی آنان با «گفته» ها و «گفته پرداز» ها از جنس دیالوگ نیست، بلکه از جنس منولوگ است. نقد آنان نوعی جنگ با کلام است که به نیابت از جنگ شمشیرهای بر کشیده از نیام صورت میگیرد. از این رو، سخت به خشونت و خصومت الوده است. در این نوع نقد، این نکته های تیز نیستند که گفته ها و گفته پردازها را به مصاف می طلبد، این تیزی زبان و بیان است که بی آنکه از اعتبار گفته ها پرسش کند، عمارت اندیشگی دیگران را به ویرانه ای تبدیل می کند. تلاش نمی کنند وارد زیست جهان اندیشگی و گفتمانی و خانه ی زبان دیگران شوند؛ با منطق، مقتضیات، استلزامات آن جهان و خانه آشنا شوند و آن را با نقدی از درون مواجه کنند، بلکه بیرون و در فاصله ای دور ایستاده اند. پیش چشمانشان شیشه ای کبود نهاده اند. فهم شان محصور و معیوب است. نگاهشان به غرض و مرض آلوده است. چشمشان خانه ی خیال است و عدم. پرسش های نقادانه ی آنان بیش و پیش از آنکه ناظر بر: مسئله چیست و مدعا (نتیجه) کدام است؟ دلایل استدلال کدام اند؟ کدام واژه ها یا عبارت ها مبهم اند؟ تضادهای ارزشی و فرض های ارزشی کدام اند؟ فرضیه های توصیفی کدام اند؟ آیا مغالطه ای در کار نیست؟ شواهد چقدر محکم اند؟ آیا علت های بدیل در کار نیستند؟ آیا آمار عرضه شده فریب دهنده نیست؟ چه اطلاعات مهمی بیان نشده است؟ چه مدعا (نتیجه) های معقول دیگری می توان مطرح کرد؟ بر لحن سخن تمرکز می کنند و به واکنش در برابر استعاره ها، تشبیه ها و حکایت های مهیج و تاثیرگذار، می پردازند. نقد در نزد آنان نه تنها با فضیلت که با مسئولیت نیز همراه نیست. اینان در آیین نقد خود - به بیان جامی در «سبحه الابرار» - گاه بر راست کشند خط گزاف، گاه بر وزن زنند طعن زحاف، گاه بر قافیه کان معلول است، گاه بر لفظ که نامقبول است، گاه نابرده سوی معنی

پی، خرده گیرند ز تعصب بر وی

2. در این حال و احوال نابالغی و صغارت سیاسی، نقد در نزد بسیاری از بازی باوران سیاسی ما همان عیب جویی، سیهرو کردن، دیگر گونه و باژگونه خواندن متن و سخن دیگران، تفکیک سره ی خود از ناسره ی دیگران، درست خود از نادرست دیگران، زیبای خود از زشت دیگران و کمال خود از نقصان دیگران است. در نزد اینان نوعی تکنولوژی اعمال قدرت و سیاست و هژمونی است، نه تن دادن به عقل و انصاف و اخلاق، و نه «هنر حکومت نشدن»، «هنر سرکشی فکورانه»، «هنر نافرمانی اختیاری» در برابر دیگری های بزرگ درونی و برونی، نمی دانند نقد رعایت حدود است (به تصریح کانت)، حقیقت یابی است، به گزینی است، توان داوری و ارزیابی بخشیدن و درست دیدن و راه یابی است. نمیدانند نقد را پیوندی با حقیقت و اخلاق است، نقد (از یک منظر دینی) برای قرب به ذات احدیت و دوری از نفسانیات و منویات فردی است، طنز و پارادوکس قضیه آنجاست که چون خود موضوع و مخاطب نقد دیگران قرار میگیرند، بسیار از سعدی و فردوسی و مولوی و حافظ و واعظ قزوینی و ابتهاج و دیگران اندرز میدهند که: «خطا بر بزرگان گرفتن خطاست»، «تو را با سخن های بزرگان چه کار»، «بزرگش نخوانند اهل خرد، که نام بزرگان به زشتی برد»، «در عیب نظر مکن که بی عیب خداست که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند»، «زنهار کسی را نکنی عیب که عیب است»، «عیب دان از غیب دان بویی نبرد»، «عیب تو خواهی نگوید خصم عیب او مگو»، «با خموشی میتوان خاموش کردن کوه را»، «عیب باشد کو نبیند جز که عیب»، «عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت»، «من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باشی»، و یا باز از زبان بزرگانی زبان به تهدید ناقد و نقاد می گشایند که: «چون هر که باد در سر دارد سر به باد دارد»، «هر آن کهتر که با مهتر ستیزد، چنان افتد که هرگز برنخیزد»، «غایت جهل بود مشت زدن سندان را»، «پنجه با شیر و مشت با شمشیر زدن کار خردمندان نیست»، «نشیمن خود را با شاخ گاو در نینداز»، «با دم شیر بازی نکن «آدم یک پیراهنه با آدم دو پیراهنه نمی تواند در بیفتد»، «بله آن کسی که به خواری جنگ با خارا کند»، «پنجه با ساعد سیمین چو نیندازی به»، «نیاید ز صد مورچه فعلی ماری»، «با بدان آن به که کم گیری ستیز، چون نداری ناخن درنده تیز»، «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی من، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است»، «نرود میخ آهنین بر سنگ»، «به هر کسی هر چه قسمت بود دادند».

3. منتقد راستین همچون دندی بودلر می کوشد تا خود را ابداع کند.، منتقد راستین همچون دندی بودلر «انسان» یا «من»ی است با عطش سیری ناپذیر برای «ناامن» که هر آن، آن را به تصویرهایی برمی گرداند که زنده تر از خود زندگی اند، که همواره ناپایدار و فرار است»؛ منی که خود را خویشتن در یک نظم کلی و ثابت و راکد، دچار ملال و رخوت و شومی می شود. او در میانه سیالیت

شفاف چیزها خانه می کند. اما این منتقد راستین اصیل تر از دندی است. هستی و وجود او در ژست ها، لباس ها، شیوه ی راه رفتن، نگاه و ادا و اطوار و کرشمه ها خلاصه نمی شود و «خاستگاه تمامی اصالت و خود ویژگی او مهری نيست که زمان بر دریافت های حسی اش میزند.» اخلاق این من نقاد، بر خلاف اخلاق دندی، که دعوی هیچ گونه امر عام و جهان شمولی ندارد، با امر عام و جهان شمول خلق اصالت شخصی خود نیست؛ اسیر کیش پرستش نفس نیست که از وسوسه جستوجوی خوشبختی در مصر «دیگری» طفره رود. منتقد راستین همچون کانت از عصر محدودیتهای تاریخی و کنونی ای سخن می گوید که امکان دیگر بودی را از ما سلب می کند و همچون فوکو طبیعی و ضروری بودن محدودیت ها و شرایط تاریخی اکنون ما را به نقد می کشد و بدین ترتیب، امکان تغییر را به روی شخص می گشاید. این منتقد نیز معتقد است «هویت» کنونی ما محصول شکل خاصی از پیوند «حقیقت -معرفت - قدرت » است؛ وقتی رابطه ی ضروری و ابدی اضلاع این مثلث به پرسشی کشیده میشود، آنگاه خصلت تصادفی و گذرای آن برآفتاب شده و امکان عبور مهیا می شود. ناقد راستین هوس نقد (نقد برای نقد) ندارد اما ناقد است و دیگر هیچ

به بیان دیگر، او موضوع این شعر نیست که: «خنک آن نقد بازی که باخت هر چه بودش، بنماند هیچش الاهوس نقد دیگر»، این نقاد من همچون انسان فلسفی کانت از استعداد هستی شناسی انتقادی خود، یعنی بررسی این امر که چگونه به آنچه هست تبدیل شده، برخوردار است، همچون سوژه فوکو از استعداد تبدیل خود به عاملی خود آئین یا اخلاقی از طریق تفکر انتقادی برخوردار است، همچون دیرینه شناسی فوکو از استعداد پردہ برگرفتن از «قواعد شکل گیری»، قواعدی که بر هیاتهای خاصی دانش حاکم اند، و از استعداد تاکید بر گسستهای معرفت شناختی ای که نشان دهنده ی حرکت از یک معرفت به معرفت دیگر هستند، برخوردار است، همچون تبارشناس فوکو ایده ی ناظر بر سوژه ی استعلایی را و اذعان می کند که دانش و قرائت و نقد بی طرف نیست و سرشتی سودمحور و قدرت محور دارد، سعی دارد نقش همان دیگری دریدارا بازی کند که یک نظریه یا متن از طریق آن حیات مییابد. بنابراین این نقاد (دیگری) کاملا خارجی و بیرونی یک متن نیست. مسئولیت و وظیفه او بازسازی معنای اثر نیست، بلکه بازسازی «قواعد و محدودیتهای گسترش آن» معنا است؛ به عبارت دیگر، ناقد نظام یک متن را بازسازی می کند. در یک کلام، از این منظر، نقد یعنی برجسته کردن نقاط قوت، نقد یعنی دیگرگونه خواندن و دیدن و فهمیدن، نقد یعنی مامایی و بازآفرینش متن و اثر،

4. اکنون بگذارید در پرتو این تمهیدات نظری تاملی انتقادی داشته باشیم در حال و احوال آن «مستبد مرد»ان که دفعتا به مكتب انتقادی در آمدندی و همان آفت که به جان سیاست انداختندی به جان نقد نیز بینداختی، آنچه به نام نقد از سوی این محبوبین دیروز و مغضوبین امروز قدرت بر سر هر کوی و برزنی به نمایش گذارده شده، تنها تصویری کاریکاتوریزه شده و معطوف به قدرت و منفعت است. به بیان دیگر، در متن و بطن این نقد نوعی میلی و اراده ی معطوف به قدرت نهفته است. از این رو، اسالیب این نوع نقد، جز مدح و ذم و آفرین و نفرین و تایید و تخریب و تهدید و تحریف نیستند. اصحاب این نوع نقد که تا در سریر قدرت بودند در چشم و رخ و خد و زلف و خال و خم ابرو و پیچش دگر خود تنها و تنها کژی و ناراستی می دیدند، و هیچ نقدی را از سوی انان بر خود برنمی تابیدند، امروز بساط نقد گسترانیده اند و در بازار نمایش خود کالایی را که به انواع اطناب و آرایه های غرض آلود و مرض آلود مزین شده است به فروش گذارده اند. بدیهی است که نقد اینان به جای آنکه از گلشن بیاید از گلخن می آید. در متن این نقد قدرت با حقیقت پیوندی نامبارک و نامیمون یافته اند تا مخاطبین و مشتریان را به کمک سازوکارهای قدرت مدعی حقیقت، سوژه ی منقاد خود کنند و آنان را هموار کننده ی مسیر بازگشت خود به قدرت قرار دهند.

فوکو جایی میگوید نقد این نیست که ایراد بگیریم، بلکه نقد ایجاد شک و شبهه در پایه های اصول قطعی است که ما قبول داریم، اما در مشرب و مکتب انتقادی این تمامیت طلب ها و انسدادطلب های سیاسی، کماکان این یک «من استعلایی» و «دانای کلی» - که هیچ تردیدی و شبهه ای در پایه های اصول قطعی خود ندارد - است که در منزلت منتقد نشسته است. این اصحاب نقد تازه به دوران رسیده که در زمان «در قدرت» بودن خود، نمی توانستند یا نمیخواستند در آن نقادانه بنگرند و سفیهانه منتقدین خود را کوچک و خس و خاشاک می شمردند، به رغم اینکه اکنون اعتماد به نفس اندک تری دارند، اما کماکان، بسیار از خودمتشکر، تحقیر کننده، عبوس، هوچی، تهدیدکننده، آبرو بر، قدرت مدار، نامطمئن، پرخاشگر و عیبجو هستند. اینان حتی زمانی که عامیانه و به طنز و شوخ طبعی و خنده زنی به نقد دیگران میپردازند، بساط «برتری جویی» و «تحقیر»ی را گسترده اند که به التذاذ ذهنی و روحی و روانی از جایگاه والاتری که برای خود متصور و متوقعند می شود. در مدح و ستایش اغراق آمیزشان نیز ریشخند و طنز و تحقیری عظیم نهفته است. اینان همواره عالم و عالمیان را از دریچه ی نگاه معیوب و تنگ و پر از غرض و مرض خود می نگرند. از یک منظر، این نوع موجودات همان «کوتوله های سیاسی» اند که در گریز از تحقیر و تصغیر خود، دیریست به صاحبان «صنعت کوتوله سازی دیگران و بزرگ سازی خود» گرویده اند، یا به بیان حافظ، اینان همان «نو دولتان»ی هستند که باید از خدا خواست که آنان را بر خر خود بنشاند، زیرا همواره در حال ناز کردن و فخر فروختن از غلام ترک و استر هستند.

از جمله خصوصیات دیگر این عده، پته روی آب ریختن - به نام نقد - است. افراد این گروه قادرند آنقدر حرف و حدیث و صحبت های زباله گونه و بی ارزش پخش کنند که حتی یک جاروبرقی هم قادر به جمع آوری آن مقدار آت و آشغال از روی زمین نیست. افزون براین، بی ثباتی، عیب جویی، دروغ پردازی، آسیب زنندگی، ایراد گیری، بد بینی، بد زبانی، فضولی، مداخله گری، پنهان کاری و تندخویی از صفات و ویژگی های دیگر این آدمیان است. این عده که غالبا دارای ذهن های خالی و بسته هستند، دهان های گشاد دارند و به هر طریق میخواهند از طرف دیگران مورد پذیرش قرار بگیرند و احساس مهم بودن بکنند. افراد این گروه فقط به زیر و رو کردن زندگی دیگران علاقه دارند و در مورد زندگی خودشان، کمتر چیزی بروز می دهند. در واقع، تنها حیطه ای که آنها در حفظ اسرار آن میکوشند زندگی شخصی خودشان است. افراد این گروه به اقتضای قدرت و منافعشان یک روز جلوی پای دیگران فرش قرمز پهن می کنند و روز دیگر آن را از زیر پای آنان می کشند. در موقع مقتضی می توانند خود را استتار کنند و نفرت و حسد و قدرت طلبی خود را پنهان سازند. حال و احوال نظری و عملی اینان آنگاه که درون قدرتند و آنگاه که برون آن، دوتاست. از این رو، تردیدی نیست که با گشوده شدن روزنه ای به حریم قدرت، باز مشمول تئوری دگردیسی داروینی گشتندی و نقد را از ادبیات و فرهنگ سیاسی ایرانیان حذف کردندی.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

آمارهای عجیب نماینده مجلس از درآمد سپرده گذاران بانکی

مظنه قیمت میوه‌ها در آستانه شب یلدا

فتح الفتوح در بورس تهران

مظاهری: دولت از تورم تک نرخی شدن ارز نترسد

دبیر ستاد تنظیم بازار: مردم فعلاً گرانی را تحمل کنند

معاون وزیر پشت مرغداران ایستاد

افزایش تولید شمش طلا در کشور

بمباران «دلاری» بازار ارز

زمان واریز سود سهام عدالت مبهم‌تر شد

کشمکش دولت و مجلس بر سر بنزین 1500 تومانی

وزیر اماراتی مدعی شد: ایران برنامه موشکی صادر می‌کند

واکنش سپاه به ادعای موشکی "نیکی هیلی"

پاداش و وامهای قرض الحسنه سنگین برای مدیران بانک زیانده!

موشک ذوالفقار در دانشگاه امیرکبیر!

حمله دوباره محمودصادقی به دستگاه قضا

درگیری لفظی حامیان روحانی در مجلس

آزادی 9 ملوان ایرانی از زندان‌های امارات

مطهری: حرف محمود صادقی «توهین تلویحی» بود

سوال ارزی از روحانی

سقوط «روحانی» فرا رسیده است؟

حمله به دو خبرنگار نشنال جئوگرافیک با چاقو

طرح آمریکا برای حمله پیش‌دستانه به کره‌شمالی

تلفات سنگین شبه‏‌نظامیان ائتلاف سعودی در یمن

سخنگوی اردوغان: قدس فروشی نیست

چشم امید امارات به پسر "عبدالله صالح"

توجیه ژنرال برای دخالت های ارتش پاکستان

خبر بد برای معاون "البشیر"

مقامات سعودی میلیاردر فلسطینی را آزاد کردند

ترامپ فاتحه لاتاری را خواند

ترامپ در آستانه رکوردی جدید

تکذیب جریمه بدحجابی توسط دوربین‌های جاده‌ای

دستگیری قاتلان مسلح در خاش

ابتکار: نرخ بیکاری زنان تحصیل کرده بیشتر از مردان است

ساخت‌وساز روی گسل در ۱۰ شهر ممنوع می‌شود

متهم: دوستم را نکشتم؛ فقط بطری دوغی را که او در آن "چیزی" ریخته بود عوض کردم!

مدارس نوبت عصر ارومیه تعطیل است

خفگی راننده کامیونت با پیک‌نیک

آلوده‌ترین شهرهای کشور

پاسخ به ادعای عدم توجه به درمان «هانیه»

اعلام زمان توزیع کارت آزمون استخدامی وزارت بهداشت