رصد

کد خبر: ۱۹۷۰۷
تاریخ انتشار: ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۳

بازخوانی حضور آدم های تاریخی در شرایط غیر تاریخی شان شکلی از ادبیات سیاسی است که تیمور ورمش با اتکاء بر آن زمان «او بازگشته است» را نوشته است. بازگشت آدولف هیتلر به آلمان و حضور او در برنامه ای تلویزیونی که از قضا برنامه ای ست کمدی، نه تنها او را دوباره بازسازی می کند، بلکه باعث می شود هیتلر رمان ورمش به سرعت خود را با مقتضیات زمانه اش از جمله اینترنت وفق دهد. هیتلر زمانی که از خواب بلند شده با اونیفورم نظامی همیشه گی اش بوده و اصولا وابسته گی او به این نشانه ی همراه است که باعث می شود خواننده میزان جدیت و «هیتلر بودن اش» را باور کند.


رمان ورمش هر چند با عنوان رمان طنز در جامعه ی حاوی نوعی رئالیسم است که شرایط به قدرت رسیدن ذهنی چون هیتلر را در زمانه ای که هیچ کس گمان نمی کند، بررسی می کند. با مروری سریع از فرایند به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در انتخابات سال 1933 و قبضه ی کامل قدرت بعد مرگ هیندنبورگ، در می یابیم که جریان های فاشیسم سیاسی عمدتا در شرایطی رشد کردند که حتی در دل جامعه نیز اقبال تاریخی اش خارج کرده اما سعی کرده اثرش مانند انبوه کتاب های این چنینی به فانتزی صرف تبدیل نشود و در عین حال بازسازی شرایطی را داشته باشد که دوباره شخص هیتلر در آن می تواند خود را بالا بکشد و طرفداران انبوهی پیدا کند.


در رمان ورمش هیتلر به عنوان یک وجود سیاسی – تاریخی پر معنا نه تنها خود را پنهان و جعل نمی کند بلکه مدام تاکید دارد که آدولف هیتلر است و آماده است تا آلمان را به روزهای اوج خود باز گرداند. کار به جایی می رسد که حمله های او به اقلیت ترک ها با اقبال مخاطبان برنامه اش رو به رو می شود. آیا شرایط  آلمان سال های اخیر شبیه دوران وایمار است؟ این پرسش مهم در رمان به شکل های مختلف تکرار می شود. مخاطبی که پی مشابهت های تاریخی با آن زمانه است، چیزی به دست نمی آورد اما در می یابد هیتلر رمان «او بازگشته است» این قدرت را دارد که از ناکارآمدی های اجتماعی ولو کوچک، فرصتی بسازد برای تهییج اذهان.


نباید از یاد ببریم که شوری که فاشیسم سیاسی میان مخاطب عام خود می ساخت و با استایل نظامی مآب و صحنه پردازی او را تحت تاثیر قرار می داد دقیقا از مضامین و رفتارهایی بود که ریشه در باورهای ایده آلیستی جامعه ی آلمان داشت. یواخیم فست در کتاب مهم اش، «هیتلر» اشاره می کند که ذهنیت ایده آلیستی آلمانی آغاز قرن بیستم بعد درک هیتلر در او نوعی اسطوره نمایی را کشف کرد که در ذهن پروسی او و از زمانی که فاقد دولت متشکل بود، قابل تقدیر بود. هیتلر با مخاطب قرار دادن طبقه ی متوسط و حفظ هوشمندانه ی بورژوازی (علیرغم نفرتی که از آن داشت) و تخدیر توده ها به محبوبیت دست پیدا کرد.


هیتلر رمان ورمش نیز دقیقا با همین استراتژی رفتارهای سیاسی خود را بروز می دهد. با اتکاء بر نظریه ی کارل اشمیتی یعنی شناخت دوست و دشمن. هر چند در رمان این لحظه ها به اتفاق هایی کمیک تبدیل می شوند و هیتلر خاک آلود مفلس که چند روزی را در یک روزنامه فروشی کوچک می خوابد، تبدیل می شود به شخصیتی تلویزیونی و پرابلماتیک، اما معیارهایی چون معرفی دوست و دشمن است که در ذهن مخاطب رمان طنین می اندازد؛ دشمن ملت آلمان... . گزاره ای معنایی که دقیقا رفتار سیاسی را باز می نمایاند. امری که در دموکراسی سال های اخیر با اخذ رفتار صلح طلبانه سعی می کرد میراث هیتلر و طرفداران تندروی اش را کاملا از بین ببرد.


اما رمان ورمش این تصویر را از بین می برد. سوال های مهمی طرح می کند: آیا ملت آلمان هنوز دشمنان خود را از یاد نبرده؟ آیا جای یهودی ها با ترک ها عوض شده؟ آیا سرخوردگی اقتصادی و روحی نسل جوان در صورت ظهور هیتلر آن ها را به سوی این شخصیت نمی کشاند؟ آیا روحیه و ارزش های نظامی گری در حافظه آلمانی ها پاک شده اند یا فقط دچار فراموشی اجباری؟ تمام این سوال ها در رمان ورمش پاسخ های نسبتا نگران کننده ای دارند. هرچند با تاکید مداوم نویسنده و جامعه ادبی آلمان و صد البته بافت رمان بر طنز بودن اثرسعی شده این نگرانی ها کنار زده شوند اما حافظه تاریخی به ما نشان می دهد که به قدرت رسیدن نازیسم در دوران وایمار برای بسیاری از روشنفکران شوخی تلقی می شد. یواخیم فست در"هیتلر" اشاره می کند که اولین هسته اس اس" که در سال های ابتدایی سپاهیان اس آ" نامیده می شدند، وقتی اقدام به رژه های خیابانی کردند با خنده و حتی واکنش های هیستریک مردم روبه رو شدند. او اشاره می کند تکرار و پافشاری هیتلر بر این روحیه ی میلیتاریستی کم کم نه تنها ایشان را به جمعی حاضر در زندگی روزمره مردم تبدیل کردبلکه باعث شد با نظم و شمایل نظامی شان احساسی از احترام را نیز میان گروه هایی ازمردم به خصوص توده ها به وجود آورند.


هیتلر ورمش هر چند گاردهای اس اس خود را از کف داده اما سریع متوجه قدرت رسانه های تصویری و مجازی می شود. همین رسانه ها هم او را از نو بازآفرینی می کنند و کم کم و در پایان رمان از وضعیت کمیک خارج کرده و نشان می دهند چه طرفداران پرشوری پیدا کرده است. هراس همیشگی از خیزش دوباره فاشیسم سیاسی در راس هرم قدرت در جامعه ی آلمانی همیشه ازسوی دولت های بعد جنگ دوم به جامعه تلقین و تفهیم شده. هراسی که کمی غیر واقعی به نظر می آید اما مگر به قدرت رسیدن هیتلر درسال1933 هنوز که هنوز است و در فرایندی دموکراتیک باورپذیر است؟ بنابراین این هراس چونان شمشیر دموکلس در ساختار قدرت در آلمان عمل کرده و تمام دولت هایی که با رویکردهای مختلف سرکارآمده اند تلاش کرده اند هرچه را که تداعی گر نازیسم است کم رنگ کرده یا از بین ببرند. مثلا چند سال پیش دولت ایالتی با هماهنگی دولت مرکزی دستور به تخریب قبر رودلف هس داد چون مکان به جایی برای حضور نئونازی ها تبدیل شده بود. یا در نشانه ای کم اهمیت تر.


به یاد بیاوریم بازی دوستانه ایران را با آلمان در تهران که درابتدای بازی و درحالی که شبکه ی زد-دی-اف بازی را مستقیم پخش می کرد با یک صحنه ی عجیب روبه رو شد. زمانی که سرود ملی آلمان نواخته می شد دوربین تلویزیون روی تماشاگرانی رفت که دست شان را به حالت سلام هیتلری بالا آورده بودند. هرچند این ناآگاهی سیاسی آن بخش از تماشاگران بیشتر کمیک به نظر می رسد اما باعث شد که شبکه سریع پخش را تا پایان سرود قطع کند.


بنابراین در این تقابل با میراث نازیسم، تیمور ورمش هیتلر را مقابل دستگاه دولتی امروز آلمان قرار می دهد و زیرکانه و ردانه اشاره می کند که قدرت هیتلراز استفاده از استراتژی های اضطراری اش چگونه دولت را با مشکل روبه رو می کند.


رمان با این شکل بیش از این که اثری باشد با تکنیک های روایی بدیع، کتابی ست سیاسی. اثری که می شود به راحتی در آن ضعف پلات و واقع نمایی را دید اما جنس اثر جوری ست که بیشتر به این سوال هراس انگیز ذهن آلمانی می پردازد که اگر"او" بازگردد چگونه رفتار خواهد کردو ورمش نشان می دهد که ابزار اصلی "او" همان قدرت مدیریتی سال 1933 است منتها با استفاده از رسانه های امروزین و اوج گرفتن ورمش تصویر هیتلر دراین دوران را به کاریکاتورگونه نمایش می دهد، نه اغراق شده. یک رئالیسم تمام عیاردر بیان ویژگی های او وجود دارد که ترسناک است و در عین حال جذاب.


رمان ورمش هیتلر را بازمی گرداندو به سرعت تمام ایده های دموکراتیکی را که برای جلوگیری از ظهوراوست به هوا می فرستد. بنابراین"او" اصلا نباید بازگردد که اگر بازگردد، می تواند قدرت را در دست گیرد و این هراس بزرگ متن است. هراسی که نشانه های تاریخی اش را به راحتی می توان دید. هراس از این که اروپای لیمه ورشکسته ی امروز چقدر شباهت به سال های بعد جنگ اول دارد؟ آیا فاشیسم مدل هیتلری محصول همان دوران نبود؟ و این سوال مهم متن است و مهم تر از همه ی این ها آیا جامعه او را می پذیرد؟ ورمش که نظری نسبتا مساعد دارد و این حیرت انگیز است... .


منبع: ماه‌نامه تجربه، شماره28

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

خوانساری: اقتصاد، سال سختی را پیش رو دارد

روند برگشت ارز برای صادرکنندگان کانالیزه شد

افتتاح بیش از 20 طرح عمرانی در خراسان جنوبی

افزایش ۳۱ درصدی هزینه ساخت مسکن در تهران

بازار سهام آمریکا رقیب طلا

بهره‌برداری از ده‌ها طرح در ارومیه با حضور روحانی

فواید نصب کنتورهای هوشمند برق

قیمت خودرو در بازار نزولی شد

نفت همچنان از نردبان قیمت بالا می‌رود

الگوی رفتاری در بازار وام

تحلیل توئیتری فلاحت‌پیشه از پشت پرده شلیک به سفارت آمریکا

شعری که چشمان‌ رهبر انقلاب را تَر کرد

توضیحات سفارت ایران درباره حادثه تروریستی مسیر راه آهن خواف - هرات

اظهارنظر جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران

"وزیر اخراجی" راز خیمه شب بازی‌های "ترامپ" علیه ایران را افشا کرد

بازدید امیر اسماعیلی از سایت موشکی خارک

پوتین؛ آتش نشان یا آتش بیار معرکه؟!

توضیحات معاون روحانی درباره روند اجرای قانون بازنشستگی

انتقاد یک اصلاح‌طلب از اظهارات اخیر روحانی

گلایه رهبر انقلاب از ترانه برخی سریال‌ها

مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید اوکراین؛ از بازیگری سریال تا سوگند ریاست جمهوری

دلیل مخالفت آمریکا با خرید "اس400" توسط ترکیه

رمزگشایی اسد از یک واقعیت

رسوایی سیاست‌مداران اتریشی

راز عصبی شدن آقای اون در دیدار با ترامپ

افزایش سرطان درمیان زنان ایتالیایی

دست و پازدن اروپا در برابر چین و آمریکا

حمله پهپادی ارتش یمن به فرودگاه نجران عربستان

نامه مهم اعضای کنگره به ترامپ

دلیل مخالفت آمریکا با خرید سامانه اس۴۰۰ توسط ترکیه

امدادگری که به امداد نیاز پیدا کرد!

ماجرای عجیب کارگر آجیل فروشی که در روز خواستگاری به دروغ گفت کارگردانم

آخرین جزئیات طوفان غافلگیر کننده اهواز

رود سرباز زنده شد

تندباد برای خرمشهر مشکل درست کرد

نماینده مجلس: راننده پورشه در اصفهان مرتکب قتل عمد شده است

درامتدادتاریکی؛ ازدواج با جهیزیه سرقتی!

مددکاری که جلوی دوربین نیامد

خطر در کمین بازار تهران

لحظه پرتاب‌شدن سمند از مکانیکی پس از منفجر شدن