رصد

کد خبر: ۳۱۷۶۱
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۸:۱۳
واقعیت این است که فاطمه معتمدآریا بیش از هر چیز یک بازیگر است. بیش از آن که یک نمایشگردان عروسکی باشد که آن اوایل ورودش به بازیگری در آن به سرعت متبحر شد. خیلی از ما با صداپیشگی او در سریال های خونه مادربزرگه، مدرسه موش ها و خاله قورباغه هنوز هم خاطره داریم. خودش هم می گوید هنوز یک کمد پر از عروسک در خانه اش دارد که از کوچک تا بزرگ را می تواند سرگرم کند. به نظر می رسد او بازیگر بوده حتی پیش از آن که سری نمایش هایی را برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از سال 54 تا 58 بازی کندو بعد نمایش های طوقی، آهو، خرده بورژواها، دایره کچی قفقازی، یک جفت کفش برای زهرا، آتش افروزان، ریچارد سوم و ترمینال. و حتما خیلی بازیگر بوده پیش از آن که به سینما قدم بگذارد با فیلم های جدال و تحفه ها و حالا در کارنامه اش بازی در بیش از 40 فیلم ثبت شده باشد. به نظر می رسد او خیلی پیش تر از این ها بازیگر بوده است چرا که آن حضور و «آتش» روی صحنه همان قدر گیراست که وقتی به دیدنش پشت صندلی های سینما تکیه می دهی تا نقشی دیگر را روی پرده رقم بزند. او این روزها با ایفای نقش «ننه دلاور» در نمایش نامه ای به همین نام اثر برشت در سالن چهارسو روی صحنه است، نقطه تاکید دوباره ای می گذارد بر کارنامه پربار بازی گری اش.

 


برشت یک سه گانه جذا دارد که شامل نمایش نامه های دایره گچی قفقازی، ننه دلاور و فرزندان او گالیله می شود که الان شما در دو تا از آن ها بازی کرده اید. نظرتان درباره برشت چیست؟


این که برشت همیشه نمایش نامه هایش به روز است و به خصوص این نمایش نامه اش. مثلا فارغ از جنگی که امروز می بینیم در دنیا در حال اتفاق افتادن است این نمایش ماهیت جنگ را عیان می کند. الان شاید فکر کنید نیست به شرایط روزی که در آن قرار گرفتیم به روز باشد اما به نظرم برشت همه مسائلش به روز است و به خصوص نمایش ننه دلاور او. شاید بشود یک جورهای شخصیت های این اثر را مقایسه کرد با شخصیت های بزرگ تاریخ یا شخصیت های نمایش نامه های شکسپیر که هر یک، یک خصوصیت از پلیدی انسان را نشان می دهند. این جا آدم ها در سیلاب جنگ گم می شوند تا جایی که خودشان طعمه جنگ می شوند. در جنگ یک پستی و بی شرفی وجود دارد که به هیچ کس رحم نمی کند. هر وقت درباره چنین مساله ای صحبت کنید متاسفانه می توانید با شرایط روز انسان منطبقش کنید. این است که ننه دلاور را به روز نگه می دارد. مثلا شاید الان به نظر ما قرون وسطی که فالسفه را شمع آجین می کردند مسخره بیاید اما الان کسی توجه نمی کند که بچه هایی که در غزه یا سوریه کشته می شوند یا در لیبی یا اوکراین و ... همه حرف از همان بی خردی و بی عدالتی است که از جنگ بیرون می ریزد. مهم نیست در کدام نقطه جهان ایستاده ایم و حرف می زنیم. هر جا جنگی باشد تو را هم هر جا باشی نابود می کند.


نمایش نامه ننه دلاور برای روی صحنه آمدن، آن هم با شرایط اجرایی که زهرا صبری در نظر گرفته که تلفیقی از نمایش زنده و عروسکی است، کوتاه شده است و بیشتر قصه ننه دلاور را می گوید. در این باره نظرتان چیست؟


یکی این که شاید با توجه به شرایط اجتماعی که الان در ایران وجود دارد و بی تحملی مردم ما نتوانیم نمایش نامه بشت مثل همین ننه دلاور را با توجه به همه آن چه در آن وجود دارد اجرا کنیم. در واقع همه آنچه برشت در ننه دلاور نوشته را این جا هم اجرا نکردیم. در بازخوانی هایی که می کردیم با خودمان می گفتیم اگر برشت الان بود آیا راضی می شد همه این ها را اجرا کند؟ چون بخش اعظمی از گفته های ننه دلاور در سه مساله خلاصه می شود. یکی شرایط جنگ است و این که چقدر آدم ها را حقیر می کند و آن ها را دنبال سود بردن از شرایط جنگ می کشاند. مساله دوم این که درباره قربانیان جنگ برشت صحبت می کند. و در مرحله دیگر درباره سران جنگ صحبت می کند. همه نمایش نامه حول محور این سه موضوع است. اما در کنار این ها دیالوگ های اضافه و توضیح صحنه های اضافه زیاد دارد، به طوری که شما ننه دلاور برشت را در شکل کامل باید در سه یا چهار ساعت اجرا کنید. ما به خاطر شرایط و البته آن چه خانم صبری در کار به آن اعتقاد داشت تجبور شدیم شیرازه متن برشت را حفظ کنیم و یک خانه نکانی روی متن انجام دهیم. برای همین شاید این برشتی که خیلی ها انتظار دارندن نباشد اما چیزی است که ما درباره برشت فکر می کنیم و برای ما قابل احترام است. قطعا هر آدیم دیگاه خودش را به یک متن دارد و اگر به متن ضربه نزدند قابل احترام است و این دیدگاه زهرا صبری است.


نکته این است که برشت از نگاه مادری جنگ را روایت می کند که از جنگ منتفع می شود اما فرزندانش را هم از دست می دهد. ما نمی توانیم او را تایید کنیم اما از او متنفر هم نمی توانیم باشیم. این خصلت شخصیتی است که برشت نوشته است. شما چقدر می خواستید به سمت این بروید که مخاطب چنین برداشتی از این شخصیت داشته باشد؟


شاید این ضعف ماست که نمی توانیم او را نفی کنیم. من جایی خواندم که برشت این متن را به همین دلیل چند بار بازنویسی کرده است. عصبانی بوده از این که چرا تماشاگر با ننه دلاور احساس همذات پنداری می کند و گاهی دلش برای او می سوزد. من بدون این که تحلیلی از هیچ کجا گرفته باشم به ذهنم این طور می آید که برشت وقتی درباره مقوله مادر بودن حرف می زند یادش رفته که چقدر سخت است این چهره مادر بودن را کنار بزنی و شقاوت را نشان بدهی. یعنی آن کفتار خون خوار بودن در ننه دلاور را، موضوع مادر بودنش تحت تاثیر قرار می دهد. اما این که چرا مادر را انتخاب کرده است تحلیل های مختلفی وجود دارد. باز اما شما یک گرگ ماده را در نظر بگیرید. هر کسی به او نزدیک شود تکه تکه اش می کند. ولی همین گرگ وقتی دارد به بچه هایش شیر می دهد یا وقتی از بچه هایش دورش می کنید، چقدر ممکن است دلتان برایش بسوزد. دیگر از گرگ که وحشی تر نداریم. حیوانی است که هیچ جور نمی توان رامش کرد. اما وقتی به بحث مادر بودن می رسد چه تضاد عجیبی ایجاد می شود. در نهایت به نطرم این خواره طلبی و حریص بودن ننه دلاور و احساس مادر بودنش خودش یک برجستگی عظیمی به این شخصیت می دهد.


آخر مخاطب هم آن قدر شما را در نقش های مادرانه دیده است که شاید یک ما به ازای ذهنی از پیش تعیین شده درباره شما دارد. این جا هم که شما را در نقش مادر می بیند ناخودآگاه سعی می کند شما را در نقش، قضاوت نادرست نکند.


بله، من شخصیت های مادری بازی کیده ام که حتی چند تا از آن ها نخ تسبیح شان در ضدجنگ بودنش آن را به این فیلم ها وصل می کند. مثل گیلانه. برای خود من هم همین ضد جنگ بودنش اتفاقا جذابش می کند چون خودم به شدت در رفتارهای روزمره و زندگی ام ضد جنگ هستم، حتی حاضر نیستم با کسی تند حرف بزنم. برگ درخت را حاضر نیستم بی جهت بکنم. هنوز حشراتی را که به سمت آب می روند سعی می کنم نجاتشان دهم. همه چیز برای من رو به صلح است. برای همین با این آثار احساس نزدیکی می کنم.


سخت اس در دنیای امروز چنین رفتاری را تجربه کنید. این طور نیست؟ آخر اطرافمان هر روز پر از خشونت و بی اخلاقی است.


من سعی می کنم حیطه خودم را مالامال از صلح کنم. به شدت علیه جنگ هستم. حالا چه جنگ غزه باشد که تارهای احساسی  عصبی آدم تورم می شود از شنیدنش و از دیدن این همه ناعدالتی، چه این جنگ در اوکراین باشد و سوریه و لیبی، وقتی جنگ هست آدم آزرده می شود. شایدم هم برای این جذب این کارها می شوم که می توانم تحلیل ذهنم را این طور بیرون بریزم و با جهان افکارم را تبادل کنم.


اگر به نقش بر گردیم پس می گویید که شما نمی خواستید در این نقش یک مادر را به نمایش بگذارید و بیشتر هدفتان نشان دادن پستی یک شخصیت در جنگ بوده، حالا حتی اگر او یک مادر باشد.


همه تلاش من این است که تمام انحنایی که در ننه دلاور و در رفتار و ذهن من وجود دارد را از او بگیرم. در واقع که ننه دلاور را لطیف می کند و باعث می شود مخاطب ننه دلاور را دوست داشته باشد از خودم دور کنم. چون آن بخش مادر بودنش را می دانم بلدم و در من هست. ترجیح می دهم تلاش کنم خودم را به آن کاراکتر تبدیل کنم. خیلی سختی دارد و در هر اجرا سعی می کنم لبه های تیز این شخصیت را بیشتر بیرون بریزم. اگر من کار درستی انجام بدهم تماشاگر هم می پذیرد. اگر مخاطب این شخصیت را این طور نپذیرد ایراد از من است.


چقدر به استفاده از عروسک در این نمایش با توجه به پیشینه عروسکی که در کارنامه بازیگری شما وجود دارد اعتقاد دارید؟ یعنی به نظرتان این یک استفاده صرفا خلاقانه است یا تاثیر و کارکردی تحلیلی هم در نمایش داشته؟


به نظر استفاده از عروسک قدرت نمایش را چند برابر می کند. چون برای همه مردم دنیا نزدیک ترین اسباب بازی برای انسان عروسک است. هیچ وسیله و شیء دیگری نزدیک به انسان نیست. الان آماری گرفته اند و دیده اند بیشترین آمار اسباب بازی ار این خرس های کوچک دارد. یعنی بیشترین فروش را این شیء در دنیا دارد. انسان رویا و خیال خودش را از عروسک به جهان بیرون منتقل می کند. تصور کنید این وسیله ای باشد برای پاسخ گویی به احساسات آدم. برای بیان افکار آدم. به نظرم تاثیر حضورش بیشتر از آدم زنده است. فکر می کنم عروسک در این تمایش تاکید بیشتری روی مفاهیم می گذارد. خصوصا در ننه دلاور علاوه بر تاکید، ناممکن ها را روی صحنه ممکن می کند. مثلا وقتی جسد سوییسی را روی صحنه می آوریم یک عروسک 25 سانتی متری است اما تاثیر این حضور حیرت آور است چون نعش یک بچه را روی صحنه آورده ایم.


خود شما هم هنوز عروسک هایتان را دارید؟


بله من یک کمد بزرگ عروسک دارم. برخی از آن ها نمایش است و عروسک هایی است که در کارهای مختلف را آن ها کار کردم و برخی از آن ها عروسک های انگشتی است و چند عروسک هم اسباب بازی است صرفا. خلاصه ازکوچک و بزرگ که مهمانمان باشند با آن ها می توانند سرگرم شوند.


راستی دوست ندارید خودتان کارگردانی کنید؟ می دانم نقش هایی هست که دوست دارید بازی کنید و حتی نمایشی به سالن ایرانشهر برای اجرا پیشنهاد داده اید.


نه. من اصلا به کارگردانی علاقه ای ندارم. اما اگر شخصیت خوبی در یک نمایش باشد حسودی ام می شود نتوانم کار کنم.


تئاتر را عنوان مخاطب دنبال می کنید؟


هیچ حکمی نمی توان داد. مثل تنوعی می ماند که در جامعه وجود دارد. ما چیزهایی در سرزمین مان شدنی است که هیچ جای دیگر شدنی نیست و گاه چیزهای ساده ای در این جا غیرممکن می شود. تئاترمان هم همین وضع را دارد. نمی توانم مطلق بگویم تئاترمان رو به شکوفایی است و درخشان است و اتفاقات عجیب و غریبی دارد می افتد و نمی توانم بگویم تئاتر مرده است چون جوان هایی وارد شده اند که پر از شور و اشتیاق هستند اما متاسفانه تعلیم ندیده هستند. قوانین تئاتر را نمی دانند. انگار هیچ چیز سرجایش نیست.


به خاطر این نیست که بین نسل ها فاصله افتاده است؟


نه. به خاطر مدیریت اشتباه است. ناکارآمدی کسانی که افسار کار فرهنگی را در دست دارند، این وضعیت را سبب شده است. انگار در این سال ها برنامه مدون و مشخصی وجود داشته است برای از بین بردن اصول فرهنگی. تئاتر هم مثل سینما، مثل موسیقی و ... .


اما به هر حال این می تواند مفید باشد که فاصله معتمدآریا در یک نمایش در کنارش یک بازیگر جوان هم باشد و از او یاد بگیرد. یا حتی کارگردان جوان!


چیزی که وجود دارد این است که من نوعی نمی توانم با گروهی کار کنم که تعلیم ندیده است. خودم همیشه با کسانی در ارتباط هستیم که در یک خط فکری هستیم. اما ما جریان اصلی تئاتر را رقم نمی زنیم. آن هایی که سالی چند کار تئاتر می کنند این اتفاق را رقم می زنند.


 


درباره زهرا صبری:


زهرا صبری را همیشه با عروشک هایش به یاد می آوریم. او با نمایش هایش اثبات کرده دستی توانا د رجان دادن به گل، خمیر، پارچه و هر چیز دورریختی دارد. نگاهش به «ننه دلاور» برشت هم از این قاعده مستثنا نیست. او مادرانه در ویرانه های جنگ به دنبال اندک حسی از زندگی ست. انسان ها تبدیل به عروسک می شوند و هر چیز اندازه طبیعی خودش را از دست می دهد و در مقابل خود حسی از کوچکی یا بزرگی به آدمی می دهد. «ننه دلاور» نشان می دهد که حتی جنگ با همه مصائبش، اهمیت زندگی را در نظرمان صد چندان می کند. با وجود نقش آفرینی درخشان فاطمه معتمدآریا، فاطمه تقوی، ستاره پسانی و بهناز جعفری هم چنان حسرت آن به دل آدمی می ماند که ای کاش صبری نه نمایشی معمول با استفاده از عروسک بلکه نمایشی عروسکی می ساخت که بازیگران در آن فقط به عروسک ها جان می دادند. آرزوی این که ای کاش نقش عروسک ها بیشتر بود. هر چند عروسک ها خود به درستی بیینده را از نمایش جدا می کنند و فاصله گذاری ای که برشت همواره به آن اشاره داشت را موجب می شوند.


شاید اجرای نمایش «ننه دلاور و فرزندان او» در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر، فصلی جدید در کارنامه زهرا صبری باشد که یکی از معدود کارگردانان زن تئاتر ایران است که سال ها بی وقفه و بی سر و صدا کار کرده و دغدغه ای جز تئاتر نداشته است.


منبع: ماهنامه تجربه، شماره 31

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

دلالان ارز گیج شدند!

بیشتر ایرانی ها این نام را شنیده اند!

کاهش قیمت در بازار خودرو ادامه دارد

جنسی که آمریکا تحریم نکرد!

حقوق کارکنان وزارت نفت 36.5درصد اضافه شد

ثبات نسبی قیمت‌ها در بازار

چرا سکه و طلا دوباره گران شد؟

رکورد تورم در دولت روحانی شکسته شد

ششمین کشتی شکر پهلو گرفت

فرود قیمت مرغ بر آشیانه‌ی ثبات

خرید اقساطی از دیجی کالا و 50 فروشگاه دیگر – بدون چک و ضامن

توصیه مهم رهبرانقلاب به نامزدهای ریاست جمهوری چه بود؟

دیدار جمعی از دانشجویان با رهبر انقلاب

ریابکوف: کمیسیون اجرای برجام باید زودتر تشکیل شود

یک سناتور دیگر ادعای ترامپ علیه جان کری را تکرار کرد

منظور روحانی از "اختیارات ویژه" چیست؟

پومپئو: راه‌های زیادی برای ارتباط با ایران وجود دارد

میرکاظمی: تحریم‌های نفتی را می‌توان دور زد اما آقایان باور ندارند!

خلاصه مستند زیبای "پسرم" درباره نخستین مجروح لشکر فاطمیون

زاکانی: امکان ندارد فسادی صورت بگیرد و مسؤولی پشت آن نباشد

پیشنهاد کشوری در حاشیه خلیج فارس برای میزبانی از عمر البشیر

اختلافات درباره پایان یا تداوم ریاست جمهوری اشرف غنی بالا گرفت

نشنال اینترست: بدهی ۲۲ تریلیون دلاری آمریکا همچنان در حال افزایش است

طرح جدید عراق برای تامین امنیت منطقه سبز بغداد

حمله سایبری هکر‌های داعشی به وب‌سایت پلیس هند

دولت موقت در اتریش تشکیل شد

حمله به پایگاه هوایی روسیه در سوریه

تظاهرات مرگبار در اندونزی بعد از انتخابات جنجالی

احتمال کشته شدن ۱۰۰ هزار صهیونیست در «جنگ سوم لبنان»

بیانیه جدید امارات درباره هدف قرار گرفتن ۴ کشتی در نزدیکی فجیره

ماجرای مادری عجیب با 38 فرزند

تعریفی متفاوت از خانه و خانواده

شعری که دانش آموزان آمریکایی می خوانند

بریدن لاله گوش مردم برای زورگیری

جلوگیری از گرانفروشی برنج در یک فروشگاه زنجیره‌ای معروف

غافلگیری وانت مزدا در سیل

تابستان پروانه شکار صادر نمی‌شود

مرگ ۲ کودک در سیل شهرستان میبد

نتایج کنکور دکتری ۹۸ امروز منتشر می‌شود

کمک به سیل زده‌ها از طریق سفره‌های افطاری حرم مطهر رضوی