رصد

کد خبر: ۳۲۰۷
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۵:۲۲
روزي، روزگاري، همسر شهردار، سوار خودروي مسافربري شد که مستهلک بود؛ بنابراين با هر پستي و بلندي مسير، خودرو بالا و پايين مي شد و صداي راننده را درمي آورد تا هر بار، ناسزايي نثار روزگار و سپس شهرداري و به خصوص شهردار کند. گاهي با افتادن به چاله چوله هاي عميق تر، فحشي آبدارتر بر زبانش جاري مي شد و چون با سرعت بالا به سرعتگيرهاي لوله اي يا ساندويچي مرتفع مي رسيد و سر مسافران به سقف خودرو کوفته مي شد، براي توجيه رانندگي خود يا شايد تسکين سردرد مسافران و پيشگيري از داد و فريادشان، لعن و نفرين تازه اي بر زبان مي راند و مي گفت که يک بار بالاخره نفرينش دامن خانواده شهردار شهر را مي گيرد. همسر شهردار که تا اينجاي راه، خودخوري مي کرد و به سختي زبان در کام دوخته بود، روزه سکوتش را شکست و ديگر، ول کن راننده بي نزاکت نبود و اگر پادرمياني ديگر مسافران نبود، پروانه تاکسي و چه بسا شناسنامه راننده، هر دو باطل شده بود...

اما اين داستان فارغ از اينکه راننده در کدام شهر مي رانده و کدامين شهردار بر سر کار آن بلاد بوده يا اينکه شوراي شهر هم داشته يا نه، از يک سو، بي اخلاقي و بي انصافي راننده را نشان مي دهد و از ديگر سو، قصه پر غصه خيابان هاي يک شهر را حکايت مي کند.اين ماجرا، بايد قابل توجه همه آناني باشد که اين روزها نامزد شهردار شدن هستند به خصوص در سرزميني که به سبب وسعتش، ديگر بلديه سنتي قديم را ندارد و به واسطه تحقق نيافتن قانون مديريت واحد شهري، شهردار نه کليددار است و نه گشاينده همه قفل ها در شهر اما انبوهي از انتظارات بر سرش آوار مي شود به سبب وقوع رويدادهاي مختلف در بستر جامعه و شهر که ظرف همه گونه مسائل است، ظرفيتش بايد بالا باشد و براي کوهي از امور و دنيايي از توقعات مردمي، برنامه داشته باشد و بداند خلق ا... از صبح علي الطلوع که پاي به راه مي نهند و سوار بر مرکب (عمومي يا شخصي) مي شوند و چشم بر نظافت کوچه و معماري کالبد شهري و تابلوها و مناظر اطراف مي گشايند يا آن زمان که از فضاي سبز و وسايل تفريح و ورزش در بوستان ها بهره مند مي شوند يا وقتي که در پي خريد زمين و تهيه و احتمالاً ساخت مسکن هستند تا آخرين منزل که پيکر بي جانشان به خاک سپرده مي شود با شهرداري طرفند و هر چقدر هم اگر در حياتشان، فضا را آلوده کرده باشند و از پرداخت عوارض دکان و معاينه فني خودرو و خلافي خانه، گريخته باشند خواه يا ناخواه، خانواده داغدارشان بايد بابت جاي قبر به سازمان فردوس هاي شهرداري پولي پرداخت کنند که گريزي از آن نيست!!! و همه اين نکات شايد فقط تلنگري براي طرح اين پرسش باشد که به واقع، چقدر مي ارزد شهردار شدن ؟! اگر در پي جاه و جلال و شوکت و مقام باشيم باور بايد داشت که شهرداري و لااقل شهردار شدن، بيراهه ترين مسير ممکن است و چه بسا در هر مديريت ديگري، به کلاس کار و تسهيلات بسيار بيشتري مي توان دست يافت . اما اگر به واقع خدمت خالصانه و اجر الهي را که گاهي بي مزد و منت دنيوي است، مي پسنديد و انواع طعنه ها و تير و ترکش ها را همراه با وقف اوقات عمر و وداع با خانواده و ناسزاهاي ناجوانمردانه اي از اين قبيل به سبب قرب به خدا، به جان مي خريد، يا علي مدد.

و امّا انتخاب کنندگان شهردار يا شهرياران و ناظران شهرداري در شوراهاي شهرها نيز حال و روز چندان خوشي نخواهند داشت چرا که به پاسداشت اعتماد شهروندان در معرض انتظارات ريز و درشت و گاه حتي نامربوط آنان هستند و رفتارشان به دقت، رصد مي شود و آزمون آغازين آنان در گزينش مدير شهر يا شهرداري سالم، آزموده و امين است و در اين راه خطير، مهلک ترين خطرات آن است که بي توجه به پيوند عميق و توأمان تعهد و تخصص و با توجيه اينکه تعهد بالاتر از تخصص است، به دام«سياسي کاري» بيفتيم و زمام اداره امور مسلمانان و سرنوشت شهر را به نابلدي بسپاريم که تخصص و تجربه اي در مديريت شهري و شهرسازي ندارد يا اين که با خيابان هاي شهر بيگانه است و بي خبر از اصول برنامه ريزي و مباني مديريت و پيچيدگي هاي بودجه بندي عملياتي و اجرايي، حساب کار را دربست به عوامل مالي (بخوانيد ماليچيان شهرداريچي) مي سپارد و چه طعمه چربي است چنين فرمانده بي تدبير و بر کرسي پريده اي براي برخي پيمانکاران طمّاع که متأسفانه هر از گاهي در همه جا يافت مي شوند و در شهرداري ها، هم، همچنين.و کلام آخر اينکه، تعصب بيش از حد بر بومي بودن شهردار يا همشهري پرستي، بدون ملاحظه ملاک ها و ظرفيت و توانمندي هاي او همان قدر ناپذيرفتني است که تکيه کردن بر اسامي بزرگ و دهان پرکن درحد رئيس جمهور و وزير و وکيل بدون اشراف و ناآشنا به امور شهري و بي بهره از شاخص هاي لازم کار در شهرداري، به گونه اي که به «بيگانه پرستي» محکوم شويم و در اين صورت نيز ، بدون ترديد، از شايسته سالاري دور شده ايم و زمان به يک چشم بر هم زدن مي گذرد و فرصت خدمت بي منت به مردم و جامعه سازي اسلامي و قرآني در بستر شهر، از دست مي رود... ولا حول ولا قوة الا باا...
مطالب مرتبط
برچسب ها: تحلیل‌ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

شروع یک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ انقلاب ‌‌‌‌‌‌‌‌در ‌‌‌‌‌‌‌درمان طاسی سر

محاسبه عوارض آزادراه‌ها بر اساس پیمایش در مرحله اجرا

بانوی کارآفرینی که کیفیت را به کمیت ترجیح داد

عرضه آجیل یلدا با قیمتی کمتر از پارسال

ایران ناجی مزارع کاکائو در ساحل عاج

ایران به دنبال وصول طلب نفتی از کره‌جنوبی

روایت متفاوت دولت از کسری بودجه 99

بخشنامه جدید گمرک برای جلوگیری از ناهماهنگی‌ها

بازار جذاب گواهی سپرده در بورس کالا

پیش‌بینی قیمت دلار تا پایان سال

دوست دارید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یک وب سایت شیک شبیه برندهای‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بزرگ بسازید؟!

پیام رئیس‌جمهور برای درگذشت پدر سه شهید

در مجتمع آموزشی شریعتی چه می‌گذرد؟

پاسخ‌های مرعشی به چند سوال جنجالی درباره فوت مرحوم هاشمی

وقتی هویت مسیح علینژاد آشکار می‌شود

رمزگشایی لاریجانی از دشمنی آمریکا با ترامپ

توصیه‌های مهم کدخدایی به داوطلبان نمایندگی مجلس

رکورد زنی ربع پهلوی در خیانت

افشاگری ولایتی از طرح و برنامه آمریکایی‌ها

ادعای مقام آمریکایی: هر جا ایران هست تظاهرات ادامه می‌یابد

بازداشت یک دانشجوی سعودی به اتهام حمل سلاح در آمریکا

معجزه‌ای که کره جنوبی را از چنگال اختلاس و رشوه رهایی داد

تظاهرات مردم عراق در اعتراض به مداخلات آمریکا

بهره‌برداری انتخاباتی از معضلات کشور آمریکا

کره شمالی: اگر آمریکا سال نویی آرام می‌خواهد، نباید ما را تحریک کند

تمرینات نظامی ویژه چینی ها

فرمانده آمریکایی: چین به دنبال ارعاب منطقه است

پنجاه و هفتمین شنبه اعتراضی در فرانسه

مردم عراق از آمریکا شاکی شدند

هیأت دیپلماتیک لیبی در مصر از طرابلس اعلام جدایی کرد

بافت تابلوفرش از پشت میله‌های زندان

کدام مدارس تهران فردا تعطیل هستند؟

افزایش زیاد تعداد فقرا در دو سال گذشته

دوشنبه آخرین مهلت ثبت نام آزمون ارشد

جشن چادر، مراسمی دلنشین برای دانش آموزان دختر

اقدام عجیب همراهان عروس در خیابان

انباشت آلاینده‌ ها در ۶ کلانشهر

مه سنگین ورشو بر اثر ترکیدن لوله آب گرم در سرمای زیر صفر

ماجرای پیدا شدن قرص در کیک‌ های بسته‌بندی

قصه پرند، دختری 8 ساله با آرزویی صورتی