رصد

کد خبر: ۵۰۲۹۵
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۷
بعد از سال ها کتاب تازه ای از فرخنده حاجی زاده منتشر شده که مجموعه شعر تازه ای از اوست. به مناسبت انتشار این مجموعه با او گفت وگو کرده ام.

وضعیت شعر مدرن ایران را در شرایط کنونی چگونه می بینید؟ به نظرتان شعر مدرن ما نسبت به دهه های گذشته تاچه حد رو به جلو بوده یا اصلاً جلو آمده است؟


برای رسیدن به تعریفی دقیق از شعر امروز ایران خواه سنتی، مدرن، پست مدرن یا... نیاز به بحثی گسترده و همه جانبه هست. هم از منظر ادبی هم از منظر جامعه شناسی و روان شناسی. طبیعی است با تغییر مراحل تاریخی ادبیات و هنر نیز از زمینه پیشین خود جدا شده و با فاصله از گذشته، متناسب با شرایط عمومی جامعه به جلو پرتاب خواهد شد؛ خصوصاً در زمانه ای که به مدد تکنولوژی امکان رویارویی لحظه به لحظه حوادث و نقل و انتقال آن میسر شده است. طبعاً شرایط این دوره با شرایط ادبیات دوره های گذشته مثلاً ادبیات پس از کودتای ۲۸ مرداد تفاوتی فاحش دارد که جای بحث آن در اینجا نیست. این تفاوت تنها تحت تأثیر تکنولوژی اتفاق نمی افتد، بلکه شرایط متعددی این تغییر شرایط را رقم می زنند زیرا دیگر نه شاعر این دوره شاعر دوره کودتاست و نه سلطنت ادبی از آن شعر. این ها بخشی از ویژگی های این دوره است و ربطی به داوری ندارد. امااز نظر آسیب شناسی شعری از جمله مواردی که شعر عصر ما را دچار بحران می کند می توان به سهل الوصول شدن شعر و سهل الوصول شدن ارائه آن اشاره کرد که یا از طریق شبکه های مجازی صورت می گیرد یا از طریق حق العمل کاران ناشری که با دریافت پول و تمهیداتی که برای اهل فن بیگانه نیست در شرایطی که خیلی از کتاب ها برای دریافت مجوز انتشار مدت ها در صف سانسور سرگردانند به سرعت روانه بازار کتاب می شوند یا در شکلی دیگر به اصطلاح شاعرانی با تن دادن به استفاده های ابزاری و پاسخ دادن به تمایلات ابزاری طالبان در روز و ساعت مورد اراده شان چیزهایی به نام شعر روانه بازار کتاب می کنند. تا آنجا که قضیه به خواسته های طرفین ماجرا مربوط می شود ربطی به حوزه شعر ندارد چه برای کسی که به عنوان یک گزایش دلمشغولی هایش را به انتشار می رساند و چه برای کسی که در این تنگنای اقتصادی از این رهگذر نیازهای مالی اش را، هر چند اندک برآورده می کند یا به تمایلات دیگرش جامه عمل می پوشاند. اما این کتاب سازی ها که بی شک دست های پنهانی آن ها را هدایت می کند در کنار موازی سازی های دیگر منجر به آشفته بازاری می شود که نگذارد صدای شاعران و نویسندگان جدی شنیده شود تا هر چه بیشتر به حاشیه رانده شوند و در این هیاهوی شعری گم شوند. از سوی دیگر عده ای به بهانه متفاوت نویسی، نحو گریزی، بی معنایی و بی هیچ ذوق شعری و پشتوانه ادبی، بی آن که درک و دریافت درستی از آنچه به گوششان خورده باشند کتاب می سازند و دوستانه گرمابه و گلستان شان هم به آن ها القاب و عناوین اهدا می کنند و آن ها را تا جایگاه سعدی و فردوسی و فروغ و نیما و... بالا می برند و پرچمدار فلان جریان شعر پیشرو اعلام می کنند و همکاران منتقدشان هم نقدهای آماده در آستین شان را یک شبه به مدد جست وجوهای اینترنتی به نقل قول هایی از «فوگو»، «دریدا»، «هایدکو»، «الیوت»، «داستایفسکی» و... مزین می کنند و روانه دکه های مطبوعاتی، تا خواننده مرعوب شده بینوا احساس بی دانشی کند و اگر با شگردهای تبلیغاتی و دکوراتیو ماجرا آشنا نباشد در شکوک بماند که با چه معجزه ای در این رکود بازار کتاب به ویژه کتاب شعر این کتاب ها در کوتاه مدت به چاپ های ۱۵-۱۴ و... رسیده است. از این بخش های اعتراضی که بگذریم نمی توان چشم بر آثار درخشان شعری ای بست که در این دوره به چاپ رسیده و منکر صداهای متکثر و متنوعی شد که پرتوان دست به تجربه های تازه می زنند و رو به جلو گام برمی دارند.


شما به وجود جریانات شعری در جهت پیشرفت شعر اعتقاد دارید؟ در طول تاریخ شعر مدرن ما جریانات شعری چه تأثیراتی داشته اند؟


اگر منظور از جریان تبیین اشتراک ها، اختلاف ها و ویژگی گونه های مختلف شعری است باید دقت کرد که آیا ایجاد این همه دسته بندی های تک نفره، ۲ نفره، چند نفره و امضای مانیفست های ادبی ضرورت دارد؟ آیا به صرف تغییری اندک یا کوچک جریانی متفاوت در حال شکل گیری است؟ یا این جریان های کوچک که شاعران آن دنبال بزری نام و نازکی کارند نمی توانند در دل جریان های بزرگ تر قرار گیرند؟ مسئله این است که در دوران حاضر بعضی ها بیش از آن که به دنبال شعریت شعر باشند در پی ایجاد تفاوت سرگردانند بی آن که توجه کنند لزوماً هر تفاوتی زیبا نیست و تفاوت را نمی توان به زور به اثر تزریق کرد و الا آنچه ارائه می شود به صنعت نزدیک تر خواهد بود تا به خلاقیت. بی شک راه رفتن ماهرانه یک بالرین در روی دست ایجاد شگفتی و زیبایی می کند؛ اما راه رفتن هر کسی بر روی دست نه تنها ایجاد زیبایی نمی کند بلکه خنده دار می شود و گاه راه رفتن دیگران را هم مختل می کند. برای ایجاد جریان های اصیل صرف از بر کردن ویژگی های زبانی، تصویری و ریسک کافی نیست. دانش، آگای مطالعه دقیق ادبیات کهن و امروز ایران و جهان و ممارست لازم است. باید زانو زد، خواند، درونی کرد و عبور کرد از آن ها. باید ذهنیت متفاوت داشت تا شعر به عنوان موجودی مستقل موجودیتش را اعلام کند، نه این که دیکته های غلط بنویسیم و مرعوب نقل قول هایی بشویم که از این ور آن ور به گوشمان می رسد و لایک ها و استاد استاد خواند های فیس بوکی به وجدمان بیاورد. جریان جدید و اصیل نیاز به جهانی تازه دارد و تقسیم بندی های دوره ای همیشه تعیین کننده نیستند. قبول که دوره هایی با حضور شاعرانی جریان ساز یا چاپ کتاب هایی خاص جریان های شعری خاص شکل گرفته اما این اتفاق هر روز و هر شب در شرف وقوع نیست و ذهنیت و جهان بینی هیچ شاعر یا نویسنده ای را نمی توان در قالب تنگ سال و ماه محبوس کرد و هی دوره پشت دوره رقم زد. مثلاً  اگر حضور شاعری چند ماه و چند روز پس از دهه هفتاد بود شعر او هر چه که باشد حتی اگر ویژگی های این دوره را دارا باشد دیگر نباید در آن دوره بگنجد؟ آیا کیفیت اثر تعیین کننده است یا تاریخ ارائه آن؟ آیا این طرز تلقی شبیه تصوری که خیلی ها از تاریخ تولد دارند نیست. این تصور که فکر کنیم در یک شب و یک لحظه با فوت کردن چند شمع ناگهان تحولی فکری در صاحب تولد اتفاق می افتد. یک بار کسی از من پرسید شما نسل چندم داستان نویسی محسوب می شوید؟ مانده بودم که من نسل چندم داستان نویسی یا شاعری هستم. منی که گاه پیرتر از حوا نشسته ام گوشه ای مصیبت ورق می زنم و گاه کودکی بازیگوشم که تَق تَ تَلقِ کفش های کودکی اش از پشت در شنیده می شود. این من به درد کدام دهه یا نسل می خورد؟ پس آنچه اهمیت دارد شعریت یک شعر و رجعت به ذات نامتناعی اثر است که اگر چنین باشد از پس جریان ها و دوره های شعر قرن ها را درمی نوردد تا خودش را با ما معاصر کند اگر جز این بود نباید این بازی زبانی حافظ هنوز هم این قدر به دلمان بنشیند: «دلبر و جانان من برده دل و جان من - برده دل و جان من دلبر جانان من» یا این بین حافظ نباید ما را غرق شعف هنری می کرد: «مهر تو عکسی بر ما نیفکند - آیینه رویا آه از دلت آه»


چرا در این دوره فرخنده حاجی زاده به سمت نوشتن و انتشار شعر روی آورده؟ پیش از این شما بیشتر در زمینه داستان کوتاه و رمان فعالیت داشتید، البته مجموعه شعر «طلعت منم» نیز از شما منتشر شده است.


چگونگی متن ژانرش را تعیین می کند؛ کلمه می گوید در این قالب بریزم؛ در ضمن در لایه های زیرین هر شعر روایتی نهفته است که به نفع شعر مصادره شده و به دلیل ایجاز و فشردگی گاه شنیده نمی شود باید استخراجش کرد. البته در فاصله مجموعه شعر «طلعت منم!» و «اعلام می کنم!» کتاب «بازاندیشی یک» (نقد ادبی) را منتشر کردم و رمان «من، منصر و البرایت» و مجموعه قصه دو زبانه «نامتعارفه آقای مترجم!» را که این ۲ در ایران اجازه انتشار نگرفتند. رمانی ۴۰۰ صفحه ای هم آماده انتشار دارم که قبل از خیلی از شعرهای اعلام می کنم! نوشته شده.


در این زمان از شعر چه انتظاری می توان داشت؟ در دوره ای که تیراژ بهترین مجموعه شعرها زیر هزار نسخه است!


اگر بخواهیم تیراژ کتاب ها را مدنظر قرار بدهیم باید دور نوشتن را خط بکشیم اما نوشتن را اگر از من بگیرند چیزی برای ماندگاری ندارم. آغشته کلمه ام و فکر می کنم جدا از لذت نگارش باید نوشت چون واقعیت هر عصر را تنها از دل شعرها و قصه هایش می شود استخراج کرد و الا تاریخ دروغگوست.


در مجموعه شعر «اعلام می کنم» نوعی عصبیت متنی وجود دارد که هم در لایه های زبانی آثار دیده می شود و هم در لایه های محتوایی و مفهومی آن ها؛ این عصبیت ناشی از چیست و به نظر شما تا چه حد می تواند خود را به خواننده منتقل کند؟


شعر در بستر سیاسی اجتماعی عصری که زندگی می کنیم شکل می گیرد و با تمامیت شاعر سر و کار دارد. در دوره ای زندگی نمی کنیم که گذر عمر را بر لب جوی به تماشا بنشینیم. گریزی نیست بوی عفونت جوی هم شنیده می شود. آن هم برای کسی که زندگی اش همه در متن گذشته؛ بی حاشیه. پس گفتن و شنیدن از پوست زیتونی و لب عنابی برایش دلخوش کنک های بی خاصیتی بیش نیستند. وقتی سرطان در دستور کار قرار گرفته دیگر نمی توان منتظر آمدن کسی شد که قرار است بیاید شربت سیاه سرفه را تقسیم کند. روح زخمی کلامش هم زخمیست؛ من و شعرم غریبه نیستیم پس عاشقانه پوست انداختیم در لحظه لحظه هایی که از روح خود یا بغلی دستی مان کودبرداری می کردند و لبخندهای زورکی مان جز آرتروز فک حاصلی نداشت؛ باید به متن می آمدیم.


زبان آثار «اعلام می کنم» زبانی ویژه است و به دور از زبان رایج در شعرهای یک دهه اخیر است، فرخنده حاجی زاده با توجه به این که شاعری دغدغه مند و به نوعی معناگراست تا چه اندازه حساسیت و توجه به زبان شعرهایش به عنوان یکی از مولفه های مهم شعر مدرن داشته است؟


شوکت شعر بیش از سایر آرایه های ادبی از آن زبان است؛ نه مفاهیم انتزاعی و نه مابه ازاهای بیرونی هیچ کدام به اندازه زبان در شعر اهمیت ندارند. به طور کلی موضوع اصلی ادبیات به ویژه شعر زبان است. زبان، چالش خلاق بین عینیت و ذهنیت است که در لایه های زیرین زبان منجر به سرایش شعر می شود. کلمه تمام دارایی شاعر است و به استناد زبان کلمه در خدمت فهم و گسترش حس قرار می گیرد. اما اول باید نوشته ای باشد؛ آن را بخوانیم و بعد از دل آن معنا استخراج کنیم پس ابتدا به ساکن شعر در لحظه پرتاب به سوی کاغذ یا هر وسیله نگارشی برای بیان مطلب اجرا نمی شود و الا اگر صرف معنا مورد نظر باشد مقاله گویاتر است و بازتابی عمومی تر دارد. بی شک ارجاع به مفاهیم بی استفاده از، زبان نو نمی تواند شعرنو ایجاد کند. گو که همه چیز با زبان بیان می شود اما در شعر، زبان انگار بر لبه تیغ راه می رود و از این رو عرصه خطرناکی است و این جاست که شاعر باید توان ابداع داشته باشد وگرنه شعر را باخته است، یا لااقل نتوانسته هستی شعری جدیدی بیافریند. پس برایارائه تفسیری جدید از هستی باید زبان جدید را به خدمت شعر درآورد و اینجاست که کلام آزاد راه خودش را پیدا می کند بی آن که تبدیل به بیانیه سیاسی شود و گرفتار شعارزدگی. اما قرار نیست برای رسیدن به این هستی جدید به بازی های بی نتیجه یا لق لقه های زبانی تن دهیم. چون در شعر ابزار دیگری جز زبان برای بیان وجود ندارد؛ شگردهای دیگر هم بدون حضور زبان کارساز نیستند (چون یا شاعر را از حوزه شعر خارج می کنند یا نمی گذارند شعر به هستی مستقل دست پیدا کند.)


برخی از شعرهای این مجموعه به طور مثال همان شعر نخست کتاب توانسته اند به فرم و شکل ویژه ای برسند، برای رسیدن به این گونه فرم چه عواملی دخیل بودند؟


شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی موجود، جغرافیایی که در آن زیسته ام، شرایطی که موجودیتم را رقم زده است. موجودیتی که گاه به ناگزیر برای گواهی تاریخ عمومی اش کرده ام و گاه عمومیت جامعه درونی ام شده تا در جایی فریادش کنم، به اضافه من سرکوب شده شاعری که به چرایی شعر و چرایی هستی می اندیشد؛ هستی ای با هول هزاران حادثه اش فرم شعرش را رقم زده اند. روزی فکری می کردم قرار نیست ادبیات پاسخ گوی مسائل اجتماعی، روان شناسی و... باشد. اما شرایط خودش را به اثرم تحمیل کرد، پس ناگزیر در داستان «گزارش قصه» را ابداغ کردم. گرچه همچنان به ادبیت ادبیات معتقدم و با احترام به شاعران و نویسندگان این سبک، شعارزدگی، ارجاع بیرون از متن، ترسیم کلیشه ای طبقه ای در برابر طبقه ای دیگر پسندم نیست اما نمی توانم چشم بر فجایع پیرامونم نیز ببندم و در شعر سرریز کردم برای گواهی تاریخ. طبیعی است که این شرایط رندگی و زیرکی طلب می کند تا هم به دام شعارزدگی نغلتی و هم چشم بر پیرامون نبندی. شاعر این مجموعه ناباور به مرگ ها، گسست ها، بن بست های عاطفی، فروپاشی ها، تشتت ها، کشتارها، اعدام ها، سقوط ها، جنگ ها می اندیشد و در حسرت عشق های نبوده با نابود شده است. یا آزادی های به دست نیامده، عمر بر باد رفته بیهوده گذشته، خون های ریخته شده و خنده های پس انداز شده به کار نیامده. حسرت بازگشت به جوانی، به کودکی، به رحم مادر و در پی بیان شک، شک، شک و آلودگی است. با این همه به جریان زندگی باور دارد و تمنای کمی خنده که کسی به گوش هایش بیاویزد.


در شعرهای کوتاه «اعلام می کنم» احساس می کنم نوعی فلسفه ورزی وجود دارد تا چه حد این نظر درست است و اگر درست است چرا در شعرهای کوتاه به این مسئله روی آوردید؟


شعر لحظه خاصی از هستی شاعر را از آن خود می کند، هستی تپنده آن لحظه گاه کوتاه است و گاه بلند؛ و تفکر این شورش اتفاق افتاده را کوتاهی یا بلندی قامت شعر تعیین نمی کند، چرایی آن تعیین می کند. شعرهای کوتاه شاید به لطف سفیدی کاغذ و فرصتی که به مخاطب برای شرکت در سرایش ادامه شعر از طریق سفید خوانی متن داده می شود سرعت تأثیر بیشتر و انتقال معنی زودتر صورت می گیرد و الا اگر به شعرهای بلند و کوتاه این مجموعه نگاه کنیم با این فاصله سرایش برخی از آن ها بیش از چند سال و یا چن دماه است اجرایی دیگر، بیانی دگرگونه از این شعرهای کوتاه را در بخ ها یا سطرهایی از شعرهای بلند می بینیم.


نگاه انتقادی یکی از اصل های شعر مدرن است که در بیشتر شعرهای مجموعه جدید شما هم وجود دارد، به نظر شما این نگاه انتقادی در زندگی و تفکر مخاطبان شعر شما چه میزان تأثیر دارد؟


بگذارید با همین شعرها جوابگو باشم: «جهت یاب خوبی نبوده ام / از دنده چپ پا شده ام / طبیعی است آدم ها زاویه دارند / نخواستم جهت یاب خوبی باشم؛ حتی وقتی باد به خوبی وزیده» بعله «اعلام می کنم!» به درستی یک واکنش اجتماعی ست چون برآمده و محصول همین اجتماع است. زیرا من زندگی را زندگی کرده ام. نه هنرمندانه، نه از توی کتاب و فیلم؛ نه از پشت ویترین... من زندگی را تجربه کرده ام با رنج هایش، پلشتی هایش، مهربانی ها و بی مهری هایش، با زخم طعنه، با رانده شدن ها، با دلخوشی های غریبه که گاه گاهی داشته ام، من بارها از خاکستر خونین خود متولد شده ام تا مرگ در حاشیه را به سخره بگیرم؛ حس انگشت دخترک آدامس فروش میدان تجریش روی دستم ماسیده؛ متلک مرد ژولیده خیابان امیرآباد توی گوشم زنگ می زند. من شره خون دیده ام از جای شلاق های فرود آمده بر گرده عزیزانم، من آخرین نگاه مرد اعدامی را حس کرده ام، بگذار بگویند، بنشین شعرت را بگو، رمانت را بنویس، هنر را پاس بدار! نه، هرگز نمی شود فقط به چهار قدم دور و بر اکتفا کرد و گفت فایده ندارد. این توهین به مخاطب و یا دست کم گرفتن شعور خواننده است.


خوشبختانه شعر شما برخلاف جریان رایج سال های اخیر عاری از ژست ها و نشانه های شعاری زنانه نویسی است در عین این که اتفاقاً نشانه هایی در زبان و لایه های مفهومی شعرتان وجود دارد که تشخیص زنانه خاصی به آن می دهد، این تجربه چگونه میسر شده و به طور کلی نظرتان نسبت به شعر زنانه سال های اخیر چیست؟


قرار نیست به بهانه دفاع از حقوق زنان با تقلید از رفتار تحکم آمیز مردانه در این سودا به سر بریم که از دام مردسالاری حاکم برهیم و در چمبره زن سالاری گرفتار شویم باید به دموکراسی متن اعتقاد داشت تا بتوان صدای مهجور مانده، در پستو نگه داشته شده و خاموش مانده زن ایرانی را فریاد کرد. زن های درون من و نوشته هایم زن های جامعه اند، دختر، مادر، مادربزرگ، دوشیزه های تمام نشده، زن های بزک شده، زن های داغ دیده، زن های منسوخ شده، زن های تاریخ مصرف گذشته، زن هایی با عشق های تکنولوژی زده، زن های غرق شده، باطل شده، زن هایی چهره به چهره صورت حساب، زن هایی که نام می بخشند و نام می گیرند؛ رضوان، زهرا، سکینه، کبری، صدیقه، زینب، روشا، فریبا، فتانه، زن های اساطیر، تهمینه ها، زن های قربانی شده، معصومه های سیستانی، زن هایی که حنجره های خود را به باد فروخته اند، زن هایی که نشانی گم کرده اند. زن هایی که در آرزوی فردایی بهتر از پای نمی نشینند.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

راه طولانی قانونی شدن مالیات بر عایدی سرمایه‌

دلیل استقبال نکردن ایرانی ها از موتورسیکلت‌های برقی

دلار زدایی از اقتصاد روسیه

ماجرای گرانی چادر چیست؟

ثبات نرخ طلای سرخ در بازار

ایران رتبه دوم مبارزه با قاچاق کالا را کسب کرد

اتفاقی جدید در سازمان خصوصی سازی

تمایل بازار ارز برای ورود به کانال ۱۰ هزار تومان

اعلام آمادگی ایران برای کاهش تعرفه با عراق

جذب ۱۰ هزار میلیارد تومان سرمایه بخش خصوصی در بنادر کشور

ظریف وارد کاراکاس شد

انگلیس مدعی توقیف دو کشتی توسط ایران شد

واکنش ترامپ به توقیف کشتی انگلیسی توسط ایران

واکنش آمریکا به توقیف نفتکش انگلیس توسط ایران

علت توقیف نفتکش انگلیسی توسط سپاه مشخص شد

سپاه پاسداران یک نفتکش انگلیسی را توقیف کرد

واکنش ایران به ادعای معاون ترامپ

اظهارات طعنه‌آمیز ظریف خطاب به دولتمردان آمریکا

مترقی‌ترین طرح مجلس!

ادعایی درباره هدایت نفتکش انگلیسی به سمت ایران

بایدن: ترامپ عاشق دیکتاتورهاست

تظاهرات در برخی استان‌های عراق

انفجار مین جان پنج روستایی را در غزنی گرفت

نماینده مجلس لبنان در حمایت از زنان استعفا کرد

ورود سری جدید اس 400 به ترکیه

جاسوسی هواپیمای آمریکایی از مواضع حشدالشعبی

آمریکا «سلمان رؤوف» را در فهرست تحریم قرار داد

روسیه گوگل را جریمه کرد

چشم بن‌سلمان به جمال چه کسی روشن شد!

بازداشت مردی که برای داعشی‌ها سنگ تمام می‌گذاشت

توضیح وزیر علوم درباره ضرب و شتم دانشجو توسط استادش

غرق‌شدن جوان ۳۰ساله در یکی از سدهای شهرستان طارم

حرکات نمایشی کاروان عروسی فاجعه به بار آورد!

چه عواملی مانع ازدواج می‌شود؟

آتن لرزید

وضعیت وخیم متروی نیویورک پس از بارش باران!

نگاهی به حسینیه شیعیان در مدینه

امکان نوبت گیری پزشکی با موبایل در کشور

انفجاری مهیب در یکی از تأسیسات گازی مرکز چین

زمین‌گیر شدن یک فروند هواپیمای حجاج