رصد

کد خبر: ۵۰۳۰۶
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۶
ارکستر سمفونیک تهران دوباره احیا شد. دوباره با «علی رهبری». حاشیه ها اما از همان ابتدا شروع شد که البته اهمیت چندانی ندارد. برای رهبری نداری و حتی برای کسانی که امید دارند، این ارکستر بتواند بار دیگر به فعالیت هایش برسد. به هر روی اینجا ایران برسد. به هر روی اینجا ایران است، سرزمینی با تمام مختصات خاص خودش. اینها نیست که نگران کننده است؛ نگرانی برای بعد از این است. برای اینکه ارکستر سمفونیک تهران، می تواند همچنان با همین شور و حرارتی که کارش را آغاز کرده، ادامه دهد؟ می تواند رهرویی باشد آهسته و پیوسته؟ این سوالی است که این روزها ذهن خیلی ها را به خودش درگیر کرده است. ارکستر می خواهد هر دو هفته یک بار برنامه داشته باشد. کنسرت بگذارد و رهبرش هم یک شعار برای آن گذاشته است: «سمفونی نهم بتهوون برای همه» این عجیب نیست؛ در تمام دنیا ارکسترهای سمفونیک همین وضعیت را دارند: اما واقعا وزارت ارشاد، حاضر است چنین هزینه ای را تامین کند؟ حالا دولت تدبیر و امید است و معاون هنری اش، سال ها به عنوان مدیر مرکز موسیقی فعالیت کرده؛ اما تمام دولت ها چنین انگیزه ای دارند؟ اینها سوالاتی است که نمی شود حالا به آن پاسخ داد. باید منتظر ماند و دید که چه اتفاقی رخ خواهد داد. رهبری که بسیار امیدوار است. مسئولان ارشاد هم، حتی رسانه ها که خودشان یک پای قوی این جریان بودند و اصرارها و پیگیری هایشان، به طور حتم در احیای دوباره ارکستر نقش مهمی داشت؛ پس بهتر است ما هم امیدوار باشیم به این که چه اتفاقی رخ خواهد داد. آیا ارکستر سمفونیک تهران، حالا با این رهبر بین المللی اش می تواند همه آن سال های تعطیلی و حضور پررخوت را جبران کند یا خیر؟ رهبری ایده های بسیاری دارد. قرار است ارکستر سه مایستر داشته باشد. نوازندگان برتر ایرانی که حالا در دنیا و در سرزمین های مختلف هستند، به عنوان نوازنده سولو استفاده شوند. از رهبران و نوازندگان بین المللی و غیرایرانی بهره بگیرد. حتی رویای بزرگ تری در سر دارد؛ اینکه موسیقی سمفونیک در ایران بتواند به موسیقی معمول مردم بدل شود. مردم باخ و بتهوون و موتسارت گوش کنند؛ همان طور که اثر فلان خواننده پاپ را گوش می دهند. رهبری می گوید: همین ارکستر سمفونیکی که بسیاری کارش را تمام شده می دانند، می تواند در ترازهای جهانی مطرح شود. حالا بی قضاوت، فقط باید منتظر ماند و سرنوشت ارکستری که حکایت چشمی پر آب است را دید.

شما شعار ارکستر را گذاشته اید: «سمفونی نهم بتهوون برای همه»؛ شعاری که به نظر کمی بلندپروازانه و غیرممکن می آید. به هر حال ما نمی توانیم چنین انتظاری داشته باشیم.


ماجرا درست همین است. ما در همین کشور چنین مسئله ای را تجربه کرده ایم. درست ۴۰ سال قبل، من با ارکستر سمفونیک کنسرواتوار تهران، همین برنامه ای که در سال جدید، به عنوان اولین برنامه ارکستر سمفونیک تهران انتخاب شده است را در شهرستان های مختلف به اجرا درآوردیم. آن برنامه در شهرهایی مثل اصفهان، شیراز، تبریز و غیره به اجرا درآمد. نکته جالب آن که ما این کنسرت را در شهرستانی چون مشهد نیز به اجرا درآوردیم. در آن زمان بسیاری به ما می گفتند که اجرای آن پروژه در شهرستانی چون مشهد، درست نیست و کسی از آن استقبال نخواهد کرد؛ چون اصلا مردم با این شکل از موسیقی آشنایی ندارند و لااقل اگر می خواهید درآنجا کنسرت سمفونیک برگزار کنید، از قطعات سهل تری از بتهوون، موتسارت و دیگران استفاده کنید؛ اما ما برنامه را اجرا کردیم و اتفاقا با استقبال بسیار خوبی نیز مواجه شد. می خواهم به شما بگویم که چنین استدلال هایی درباره عادات شنیداری مردم همواره غلط است. ضمن اینکه قرار نیست تمام کسانی که مخاطبان این کنسرت هستند، با این موسیقی آشنایی داشته باشند و از کودکی این موسیقی را گوش داده باشند؛ البته که چنین مخاطبانی سرمایه ارکستر هستند؛ اما در عین حال نباید این نکته را فراموش کنید که بسیاری از مردم و شنوندگان ایرانی چنین فرصتی را نداشته اند تا با این موسیقی آشنا شوند و در صورت اجرای کنسرت ها و برنامه های متنوع، مخاطب آن خواهند شد. مردمی که در این سال ها مدام در معرض موسیقی پاپ یا سنتی بوده اند، طبیعی است که ندانند لذت شنیدن یک قطعه از «بتهوون» یا «موتسارت» چگونه است. ما باید آنها را با این لذت آشنا کنیم؛ در این صورت مطمئن باشید که آنان، مخاطبان پر و پا قرص این نوع موسیقی خواهند شد.


اما بسیاری بر این اعتقاد هستند که این نوع موسیقی، حتی در دنیا هم به اندازه سابق شنیده نمی شود.


من به عنوان کسی که نزدیک به چهار دهه در این شکل از موسیقی فعالیت دارم، به شدت این مسئله را انکار کرده و برعکس معتقدم که هنوز فعالان این عرصه نتوانسته اند، پتانسیل های این نوع موسیقی را به مخاطبان در سراسر دنیا معرفی کنند. می خواهم بگویم نه تنها مخاطبان این نوع موسیقی کم نشده اند که بسیار هم بیشتر از قبل است؛ در عین حال نمی توان این مسئله را انکار کرد که در این سال ها، موسیقی تنوع بیشتری پیدا کرده و هنرمندان در ژانرهای متفاوتی فعالیت می کنند؛ طبیعی است که به همان میزان، مخاطبان نیز گرایش های متفاوتی داشته باشند. بگذارید برای روشن شدن بحث، برایتان مسئله ای را تعریف کنم. من در وین، در یک «ده» زندگی می کنم که نزدیک به ۳۰۰نفر ساکن آن هستند، مطمئن هستم که دست کم ۲۵۰ نفر از این افراد، هرگز در زندگی شان به کنسرت موسیقی کلاسیک نرفته اند. ما داریم درباره کشوری چون «اتریش» صحبت می کنیم نه یک کشور جهان سومی؛ با همه اینها همان طور که گفتم بخش قابل توجهی از این افراد هیچ مواجهه ای با موسیقی کلاسیک که سرزمین خودشان، مهد آن است، نداشته اند؛ در این میان من هر زمان که برای آنان، موسیقی سمفونیک می گذارم، بسیار لذت می برند و از من می خواهند تا این آثار را در اختیارشان قرار دهم. موسیقی «پاپ» در همه جای دنیا، یک نوع موسیقی سرگرم کننده است که در همان لحظه ای که مخاطب در مواجهه با آن قرار می گیرد، از شنیدنش لذت می برد و دیگر تمام می شود. یعنی مخاطب معمولا، بعد از شنیدن آن برنامه، دیگر کمتر به آن فکر می کند و تاثیری که از آن می گیرد، مقطعی است. درست مثل اینکه شما به یک رستوران می روید، یک غذای خوب می خورید و دیگر از رستوران که بیرون می آیید، کمتر به آن فکر می کنید؛ اما زمانی که اندکی آلوده موسیقی کلاسیک شوید و به آن عادت کنید، دیگر نمی توانید از آن رها شوید. مطمئن هستم این اتفاق در کشور ما هم می تواند رخ دهد. ضمن این که در حال حاضر من جوانان بسیاری می بینم که موسیقی کلاسیک را دنبال می کنند، در زمینه آن تحصیل می کنند و جزو علاقه مندی هایشان است؛ اما در این میان به آنان چه داده ایم؟ اصلا توانسته ایم نیاز آنان را تغذیه کنیم؟


شما به تجربه پیش از انقلاب اشاره می کنید، آیا وضعیت همچنان به همان منوال است. البته آقای رهبری من هم با شما موافق هستم که این نوع موسیقی در ایران، می تواند مخاطبان بسیار زیادی داشته باشد؛ اما به هر حال واقعیتی وجود دارد که مردم حتی از موسیقی سنتی هم این روزها به آن شکل سابق استقبال نمی کنند. یعنی بخش اعظمی از مخاطب این روزها، حتی تحمل شنیدن یک ساز و آواز را ندارد؛ خب طبیعی است که وضعیت موسیقی کلاسیک از این هم بدتر باشد.


اینها همه پیش فرض هایی است که درباره این نوع موسیقی اعمال می شود. هیچ زمانی نمی شود براساس پیش فرض ها، مانع ایجاد یک حرکت شد. من به همان کنسرتی که در مشهد رخ داد، بار دیگر اشاره می کنم. شاید باورتان نشود که آن کنسرت، جزو پرمخاطب ترین و پراستقبال ترین برنامه هایی بود که ما در شهرهای مختلف اجرا کردیم. این افسانه نیست که برایتان تعریف می کنم؛ ما بعد از دو ساعت اجرای برنامه، از طرف مخاطبان آنجا با این پرسش روبه رو شدیم که تنها دو ساعت؟


پس هدف شماست که سمفونی نهم بتهوون برای هر ایرانی محقق شود.


بله، اصلا هم به نظرم کار دشواری نیست. مخاطب ایرانی با تمام مخاطبان منطقه خاورمیانه و آسیا تفاوت دارد. البته در این میان نمی توان این نکته را نادیده گرفت که مردمان هند، زندگیشان به شکل عجیبی با موسیقی عجین است؛ با این حال موسیقی در زندگی مردم ایران هم نقش مهمی دارد. کافی است شما نگاهی به مراسم آیینی و مذهبی در ایران داشته باشید؛ اصلا نمی توانید موسیقی را از آن جدا کنید. نوحه خوانی و سینه زنی های ایرانیان همه مملو از نوای موسیقایی است. حتی در قرائت قرآن نیز موسیقی به شکل مهمی جریان دارد. من به قاریان حرفه ای کاری ندارم؛ کافی است به قرآن خواندن یک پیرمرد یا پیرزن عامی هم نگاه کنید، تلاوت آیات توسط آنان، بدون آنکه خودشان بدانند براساس گام های موسیقایی است و ریتم در آن جریان دارد. به همین خاطر است که تاکید دارم زندگی مردم ایران به شدت با موسیقی همراه است. من خودم در یک خانواده مذهبی بزرگ شده ام، خانواده مادری من بسیار مذهبی و تعداد زیادی شان معمم بودند؛ اما زمانی که به خانه ما می آمدند و من برایشان قطعه ای کلاسیک مثلا از «موتسارت» اجرا می کردم، لذت بسیار زیادی می بردند؛ چون موسیقی در خونشان است.


حتی این نوع موسیقی؟


اصلا به نظر من موسیقی، ایرانی و غیرایرانی ندارد. به همین خاطر است که من می گویم با وجودی که نهمین سمفونی بتهوون، یکی از مهم ترین و برترین سمفونی های دنیا است؛ اما می تواند مورد توجه مخاطبان ایرانی قرار گیرد. من ده سال پیش به ایران آمدم و همین سمفونی را به مدت ده شب اجرا کردم و این در حالی است که همچنان مخاطبان بسیاری بودند که موفق نشدند از برنامه دیدن کنند. آخر هم به من انتقاد کردند که چرا بعد از ۳۰ سال که به ایران آمده ای، تنها برای هفت شب این کنسرت را اجرا می کنی به همین خاطر است که من اجرای این سمفونی را در حال حاضر برای ۱۲ شب گذاشته ام و به شدت اعتقاد دارم که استقبال بسیار زیادی از آن انجام خواهد شد. شاید جالب باشد بدانید، در همین سفری که من به ایران آمدم، راننده ای را برای آوردن من از فرودگاه فرستاده بودند، ایشان به من گفتند: شما همان فردی هستید که سمفونی نهم بتهوون را رهبری کردید؟ اتفاق من از این مسئله اصلا تعجب نکردم؛ چون هیچ وقت اعتقاد نداشتم که موسیقی سمفونیک تنها برای عده ای خاص یا مردمانی از قشری خاص است. اتفاقا اگر من حالا می گویم که می خواهم سمفونی بتهوون را در جامعه عمومی کنم؛ اصلا منظورم به آن قشر مرفه نیست؛ چون فکر می کنم آنها برخلاف تصور، مخاطبان کمتری برای من و آثارم هستند، منظور من دانشجویان و قشر متوسط و حتی پایین جامعه است که تشنه موسیقی های خوب هستند و تاکنون شاید کمتر در این زمینه توانسته اند چیزی پیدا کنند که از آن تغذیه شوند.


من این امیدواری را دارم که این سمفونی را در شهرهای بزرگ و کوچک ایران اجرا کنم و شما مشاهده خواهید کرد که این اتفاق بار دیگر تکرار خواهد شد.


یکی از مهم ترین مشکلاتی که ارکستر سمفونیک با آن مواجه بود، عدم اجرای منظم کنسرت ها بود. این در حالی است که از آن طرف برگزاری کنسرت های منظم از طرف ارکستر سمفونیک هم هزینه های بسیاری دارد که شاید امید چندانی نداشته باشد که دولت بتواند تمام این هزینه ها را تامین کند.


تمام ارکسترها در دنیا هزینه های بسیاری دارند که معمولا هم نمی توانند خودشان از پس تمامی آن برآیند و نیاز به حمایت دولتی است که به نظرم می رسد هم اکنون وزارت ارشاد و مسئولانی که در راس آن هستند، این تمایل را دارند. اما ممکن است در این میان این سوال پیش آید که اگر ارکستر سمفونیک هر دو هفته یک بار به اجرای برنامه بپردازد؛ باز هم مخاطبان خودش را دارد؟ من می گویم نه تنها این طور است؛ بلکه کشوری مثل ایران باید چندین و چند ارکستر متفاوت داشته باشد. اصلا نیاز است که در شهری مثل تهران، لااقل ۵ تا ۶ ارکستر مختلف وجود داشته باشند. من با وجود اینکه اعتقاد دارم، تعداد نوازندگان و کیفیت نوازندگان و همچنین علاقه مردم به موسیقی جدی در ایران بسیار بیشتر از کشوری مانند ترکیه است؛ اما متاسفم که آن کشور ۳۰ برابر بیش از ما دارای ارکسترهای متفاوت است. شما هر شب، در استانبول مشاهده می کنید که چهار- پنج ارکستر مختلف در حال اجرای کنسرت هستند. البته که بخش اعظمی از آن ها هم دولتی هستند. فقط شهری مثل آنکارا، دو ارکستر دولتی دارد. ایران از این منظر بسیار عقب است و این در حالی است که ما مدام فقط از تهران صحبت می کنیم؛ در حالی که این پتانسیل در تمامی شهرهای ایران وجود دارد.


شما به عنوان رهبر این انگیزه را دارید؛ اما من همچنان روی امکانات سخت افزاری برای تحقق این مسئله تاکید دارم. واقعا فکر می کنید سالن مناسب، هزینه دستمزد نوازندگان و شما، سازهای مناسب و غیره هم وجود دارد. به هر حال ما نمی توانیم کتمان کنیم که ارکستر سمفونیک تهران، هنوز مشکل ساز دارد. این اتفاق غم انگیزی است؛ در حالی که شما ایده های بزرگی دارید.


من فکر می کنم که باید اندک اندک تمام این مشکلات را برطرف کرد. من به آینده خوش بین هستم. به این که ارکستر سمفونیک بتواند روزهای خوشی داشته باشد و اتفاقات خوشی رخ دهد. البته که من فقط براساس حس  ام و همچنین اتفاقاتی که هم اکنون در جریان است، این حرف را می زنم و در عین حال خوب می دانم در این سرزمین، هر لحظه ممکن است اتفاقات عجیب و غریبی رخ دهد که قابل پیش بینی نیست؛ با همه اینها، هم اکنون که من با شما صحبت می کنم هم من و هم مسئولان ارشاد، انگیزه های بسیاری برای پربار شدن برنامه های ارکستر داریم و می خواهیم تمام مشکلات آن را برطرف کنیم. من این را در تمامی مصاحبه هایم گفته ام، اینکه یک رئیس جمهور درباره ارکستر سمفونیک صحبت کند، اتفاقی بسیار خاص و نادر است. در همه کشورهایی که مهد موسیقی هستند و اصلا موسقی کلاسیک برایشان است، هیچ رئیس جمهوری در این خصوص اظهار نظر نکرده است، اما آقای روحانی، درباره موسیقی حرف زدند؛ اتفاقی که در دنیا بی سابقه است و تنها رئیس جمهور سابق چک، چنین سابقه ای دارند، ایشان دستور داده اند تا ارکستر سمفونیک احیا شود و این بدون شک، خدمت بزرگی به تمام مردم ایران است. در فاصله ای که من به ایران آمده ام تاکنون، اتفاقات به اندازه ای خوب پیش رفت که ما توانستیم برنامه ۶ ماهه مان را ببندیم. تا امروز، همه دارند با تمپوی من پیش می روند؛ باز هم تاکید می کنم نمی دانم در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد، اما تاکنون همه ایده هایم را توانسته ام در همین مدت کوتاه پیاده کنم.


خب مسئله همین جاست؛ این اتفاقات ادامه خواهد داشت؟ البته آقای رهبری ما بسیار امیدواریم که این اتفاق رخ دهد؛ اما به هر حال نگرانی هم وجود دارد.


همین روز گذشته، رادیوی فرانسه هم از من همین سوال را کرد و من در پاسخش گفتم؛ اگر شما از ارکستر اپرای ملی انگلیس که من سال ها در آن رهبری کردم؛ هم این سوال را بپرسید، آنان پاسخ خواهند داد که جواب این سوال را نمی دانند. من هم همین جواب را می دهم؛ گرچه امیدوارم که این روند برای سالیان دراز ادامه داشته باشد.


خب برسیم به بخشی که بار دیگر به شما مربوط است. ما اواخر سال گذتشه، اجرایی از این ارکستر دیدیم که اجرایی قوی از سمفونی نهم بود؛ اما به هر حال برنامه در یک سری تمرینات فشرده برگزار شد، از نظر فنی، فکر می کنید که این ارکستر قدرت پیاده کردن تمامی ایده های شما را داشته باشد؛ یعنی نوازندگان از نظر فنی و روحی می توانند با شما هماهنگ باشند؟


حتما می توانند. من اگر به چنین چیزی اعتقاد نداشتم که اصلا به ایران نمی امد. من برای همین امید است که تمام برنامه های خودم را در خارج از کشور تعطیل کردم، چون دلم می خواست ارکستر سمفونیک تهران که از جمله قدیم ترین ارکسترهای دنیا است، بتواند همچنان به فعالیت های خود ادامه دهد و میان ارکسترهای دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد.


یعنی حضورتان در ایران به همین دلیل است و حاضر هستید تمامی مشکلات احتمالی که در ایران وجود دارد، را برای رسیدن به این هدف دنبال کنید؟


بله؛ اگر جز این بود، برای چه باید به ایران می آمدم؟ اگر چنین هدفی نداشتم، این کشور و رهبری این ارکستر، هیچ چیزی برای من ندارد که در دیگر کشورها وجود نداشته باشد؛ البته که من به رهبری ارکستر سمفونیک تهران افتخار می کنم؛ اما بیشتر از هر چیز به این خاطر که اینجا کشور من است؛ نه اینکه ارکستری که وجود دارد، در سطح ارکسترهای بزرگ دنیا باشد. ضمن آنکه من ۴۰ سال پیش نیز رهبری همین ارکستر را برعهده داشتم؛ از آن طرف پولی که برای رهبری ارکستر در ایران به من می دهند، آنقدر زیاد نیست که من صرفا به خاطر انگیزه های مالی به ایران بیایم. اتفاقا این نوازندگان، یکی از بزرگ ترین انگیزه های من برای آمدن و ماندن در ایران هستند.


جالب است بدانید ۳۰ نفر از همین نوازندگان، چند سال قبل به خرج خودشان به استانبول آمدند تا برای مدت دو هفته من با آنان کار کنم؛ نه پای ضد آلبومی در میان بود و نه اجرای کنسرتی؛ اما آنان به هزینه خودشان آمده بودند تا با همکار کنیم. در عرض دو هفته هم چنان پیشرفتی کردند که برای نوازدنگان ترک، بسیار تعجب آور بود. در حال حاضر تقریبا تمام آنان در این ارکستر حضور دارند.


اما برنامه ای که برای ۶ ماه نخست تدارک دیده اید؛ در واقع برنامه نهایی شما که نیست؟ می شود آن را آمادگی پیش از مسابقه دانست؟


بله؛ البته ما همیشه در حال آمادگی پیش از مسابقه هستیم. اصلا ماهیت شغل ما همین است. من در حال حاضر به مدت ۳۵ سال است که ارکستر فیلارمونیک اسلواکی را رهبری می کنم؛ اما مطمئن هستم که اگر یک بار -فقط برای یک بار- برنامه من مناسب نباشد و درست و اصولی برگزار نشود، دیگر دعوت نخواهم شد. مثل شغل های دیگر نیست که بعد از گرفتن مدرک، به کارشان برسند و حالا دیگر نتیجه هم چندان اهمیتی برایشان نداشته باشد.


اما الاقل در ایران، این قاعده صدق نمی کند. ما نوازندگان و رهبرانی داشته ایم که سال ها در پست خودشان مانده اند؛ حال چه خوب نواخته- رهبری کرده باشند و چه بد؟


خب این یکی از مهم ترین مشکلات ارکستر سمفونیک تهران است. من خودم هم اینجا قرارداد موقت دارم؛ به نوازندگان هم گفته ام تا زمانی که خوب بنوازند، منظم باشند و در راستای اهداف ارکستر فعالیت کنند، در خدمتشان خواهم بود؛ در غیر این صورت نوازنده ایرانی دیگر جای او را خواهد گرفت. می دانم که در ایران نوازندگان بسیار بااستعدادی هستند که آرزوی حضور در ارکستر سمفونیک را دارند؛ حال چرا باید صندلی توسط کسی اشغال شود که انگیزه کافی برای این ماجرا ندارد؟


الان هم گویا نوازندگان نسبت به کنسرت سال گذشته تغییرات بسیاری کرده اند.


خدا را شکر می کنم که این اتفاق افتاده است، چون در گذشته چنین امکانی وجود نداشت. متاسفم بگویم که ارکستر در گذشته دارای مافیایی بود که به هیچ کس اجازه نمی داد وارد آن شود.


وجود سه کنسرت مایستر- ارسلان کامکار، پدرام فریوسفی و بردیا کیارس- دلیل خاصی دارد؟


به نظر من گروه ویولن دوم همان اندازه اهمیت دارد که ویولن اول. در روسیه و ترکیه چنین مسئله ای سابقه دارد و این تصمیمی نیست که من بی هیچ آگاهی گرفته باشم. در واقع ارکستر مایسترها، جایشان را به گونه ای عوض می کنند که یکی شان در برخی قطعات بیفتد به لیدر ویولن دوم ها تا گروه ویولن دوم احساس نکند که درجه دوم است. این مسئله بسیار مهم از نظر من است؛ اما مهم تر از آن، این است که موزیسینی چون «ارسلان کامکار» قبول کرده است که در برخی قطعات ویولن دوم باشد.


اما شما برنامه ای برای حضور نوازندگان خارجی دارید که خب قطعا آنان هم باید ارکستر مایستر باشند.


نوازندگان خارجی تازماین که ما نیاز نداشته باشیم به ارکستر اضافه نخواهند شد. برای مثال ما هم اکنون نیایز به نوازنده فلوت نداریم و به همین خاطر ازحضور هیچ نوازنده خارجی استفاده نخواهیم کرد. نوازنده ابوا هم گویا مشکلش حل شده و هم اکنون کسی در ارکستر است که بسیار خوب می نوازد؛ اما تاکنون فرصت حضور در ارکستر را نداشته است. به هر حال هم اکنون از پنج نوازنده ایرانی ساکن اروپا برای اجرابه ایران دعوت کرده ام؛ چون فکر می کنم آنها هم حق دارند در کشور خودشان فعالیت های موسیقایی انجام دهند.


این نوازده ها در ایران خواهند ماند یا به شکل مقطعی در برنامه ها حضور خواهند داشت؟


احتمال دارد که در ارکستر بمانند. ما تمام سعی خودمان را می کنیم تا از وجود هنرمندان مختلف برای نوازندگی و همچنین رهبری ارکستر بهره ببریم تا ارکستر تجربه های بیشتری به دست بیاورد. متاسفانه در گذشته هم این تصور اشتباه وجود داشت که نوازندگان ارکستر حتما باید از نوازندگان داخلی باشند؛ اما پیش از هر چیز باید به کیفیت نوازنده توجه کرد. درباره رهبر ارکستر نیز این تفکر صادق است. متاسفانه برخی ها گمان می کنند که اگر رهبر ارکستر از خارج به ایران بیاید به ارکستر لطمه می زند. در حالی که درهای ارکستر سمفونیک باید به روی همه باز باشد. ما باید جست وجو کنیم و رهبران خوب دنیا را پیدا و از آن ها دعوت به همکاری کنیم. به همین خاطر است که من می خواهم چند سولیست برای اجرای کنسرتو چایکفسکی به ایران دعوت کنم و همچنین قصد جذب یک نوازنده پیانوی خارجی هم دارم. به هر حال ارکستر ضعیف رهبر قوی می خواهد اما ارکستر قوی برایش تفاوتی ندارد که رهبرش قوی یا ضعیف باشد؛ چرا که نوازندگان چنین ارکسترهایی با بهترین کیفیت می نوازند.


و خب این هم هزینه بسیاری می طلبد؟


معلوم است.


متاسفم که این مسئله را مجبورم بار دیگر تاکید کنم؛ با وجود آنکه این مسئله به شرح وظایف شما مربوط نیست؛ اما به هرروی مشکلات مالی ممکن است مانع برآورده شدن بسیاری از ایده های شما بشود. اتفاقی که امکان آن بسیار محتمل است.


ما زیر دست بنیاد رودکی هستیم و مطمئن هستم که آقای جمالی ما را در رسیدن به هدف هایمان کمک خواهد کرد. ایشان و آقای مرادخانی و همچنین آقای وزیر بزرگ ترین شانس های من هستند. اتفاقا در همین مدت کوتاه به اندازه ای با تمپوی من پیش آمده اند که گاهی می ترسم، نکند واقعیت نداشته باشد. (خنده)


قضیه رهبران مهمان به چه شکل خواهد شد؟ فکر می کنید حضور رهبران مهمان چه دستاوردهایی خواهد داشت و چرا در این ۶ ماه نخست از حضور آنان استفاده ای نمی شود؟


این ۶ ماه ارکستر چنان گرفتاری هایی دارد که اگر هر رهبر مهمانی بخواهد در آن حضور داشته باشد با مشکلات فراوانی روبه رو خواهد شد. برای مثال در این دو ماه ما مشکلات و حاشیه هایی داشتم که در هیچ کجای دنیا رخ نمی دهد. شما کدام ارکستری در جهان سرا دارید که یک روز بعد از اجرای کنسرت، یکی از نوازدنگان نامه ای جمع آوری کند علیه ارکستر؟ کدام نوازنده ای در جهان است که به خاطر یک انتقاد ساده، مصاحبه ای تند و تیز می کند و هرچه می خواهد را بیان می کند؟ البته اینها بخشی از خصوصیات ایرانی هاست که من خیلی خوب با آنها آشنا هستم. درست است که در این سال ها چندان در ایران نبوده ام؛ اما در همین کشور بزرگ شده و همین خون در رگ هایم است؛ طبیعی است که با این اخلاقیات آشنا هستم و راه هایی برای مقابله با آن دارم. همه اینها باعث می شود که ما اگر از رهبر مهمان استفاده کنیم؛ نه تنها سودی برای ارکستر نداشته باشد که بدتر آبرو و اعتبار ارکستر از میان برود. از آن طرف من تصمیم دارم در این ۶ ماه سطح ارکستر را بالا ببرم؛ ضمن آنکه مسئولان فرهنگی هم اصرار داشتند تا من حضور پررنگ تری در ارکستر داشته باشم و برنامه های بیشتری را رهبری کنم.


فعالیت های بین المللی تان چه خواهد شد؟


آقای مرادخانی، خودشان به این مسئله اشاره کردند که فعالیت هایی که من در عرصه بین المللی انجام می دهم، برایشان اهمیت بسیاری دارد. خودم هم فکر می کنم بعد از ۴۰ سال رهبری ارکستر در نقاط مختلف دنیا، حیف است که تمام فعالیت هایم را متوقف کنم. به نظر من ایده آل زمانی رخ خواهد داد که ارکستر اصلا رهبر دایمی نداشته باشد و رهبران راز اول جهان، مدام بیایند و بروند؛ مثل همان اتفاقی که در ارکستر فیلارمونیک وین رخ می دهد. نوازندگانی که مدام به حضور رهبری نیاز داشته باشند که آنها را کنترل کند، به طور حتم نمی توانند نوازندگان موفقی باشند. درست است که من مدیر هنری هستم؛ اما قرار نیست مبصر باشم. یک مدیر هنری می تواند در چند کشور مختلف دنیا حضور داشته باشد. من خودم همکاران بسیاری دارم که در کشورهای مختلف از فرانسه تا انگلیس یا کشوری در آسیا حضور دارند.


شما هم چنین تجربه ای داشته اید؟


نه، همیشه تنها یکی- دو جا کار کرده ام. اما معتقدم ارکستر باید عادت کند که با رهبران مختلف بنوازد؛ جتی به جایی برسید که اگر قبل از کنسرت، یک رهبری مریض شد، رهبر دیگر بتواند رهبری کند و ارکستر مشکلی نداشته باشد.


ولی در ایران رهبر ارکستر چندانی نداریم.


این مشکلی نیست. خواهند آمد؛ ضمن اینکه همین الان من رهبران جوانی را می شناسم که مشغول تحصیل در بهترین دانشگاه های موسیقی هستند و نامه های متعددی به من نوشته و خواستار این شده اند که امکان این کار را برایشان فراهم کنم. من امیدوارم همان طور که راه را برای نوازندگان جوان باز کرده ایم؛ برای رهبران جوانی هم که استعداد این کار را دارند و زحمات بسیاری در این خصوص کشیده اند، راه را باز کنیم. رهبران ایرانی در این سال ها با محدودیت های بسیاری مواجه بوده اند؛ هر رهبری که به ایران می آمده، ارکستر را از آن خودش می کرده است. الان اما این ارکستر، ارکستر «رهبری» نیست. نباید باشد و خوب هم نیست که این اتفاق رخ دهد. به همین دلیل از ۲۶ برنامه ای که در سال می دهیم؛ لااقل ۱۶ تا ۱۸ تا از آنها را رهبران مهمان انجام دهند. تبعیت آن رهبر هم مهم نیست. باید بهترین رهبر را پیدا کرد، بی توجه به تابعیت او. همان طور که در آلمان و اتریش هم معمولا رهبران خارجی هستند. این نباید قضیه مهمی باشد، چون می تواند به ارکستر لطمه بزند.


شما مطمئن هستید که می توانید با وجود مشکلات احتمالی به فعالیت هایتان ادامه دهید؟


من با کسی کاری ندارم. من صد موزیسین دارم که تمام دنیا شبیه هم است. در ۱۲۰ کشور دنیا رهبری کرده ام و در همین ترکیه، که بسیار شبیه ایران است، رهبری کرده ام. شاید برایتان جالب باشد که بگویم اتفاقا ترک ها خیلی از ایرانی ها بدتر هستند و رهبران متعددی در آنجا حضور داشتند که نتوانستند به کارشان ادامه دهند؛ اما من با تجربه ام همه چیز را درست کردم. کار رهبر ارکستر همین است که این چیزهارا سر و سامان دهد. من بعد از دو ماه، همین امروز ارکستر را سر ساعت به طور کامل در اختیار داشتم. ما نمی توانیم ترافیک تهران را درست کنیم؛ اما می توانیم ارکستر را درست کنیم. ارکستر توکیو، نیویورک و تهران با هم فرق چندانی ندارند، چون زندگی نوازندگانش همه شبیه هم بوده است. علاوه بر آن من جلوی مردم قول دادم که اگر اذیت هم بکنند، نخواهم رفت و روی قولم پابرجا هستم؛ بنابراین به آسانی میدان را خالی نخواهم کرد، ضمن این که اگر در دوره قبل هم مسئولانی مانند کسانی که حالا سر کار هستند، وجود داشتند؛ هرگز ایران را ترک نمی کردم. من با عشق و با انگیزه های بالا رهبری ارکستر سمفونیک تهران را برعهده گرفته ام و خیلی از کارهایم را متوقف کرده ام؛ پس مطمئن باشید میدان را خالی نخواهم کرد.


منبع: ماهنامه تجربه، شماره 25

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

وجود 400 هزار واحد مسکن مهر ناتمام در کشور

پُست جدید برای نعمت زاده

آخرین وضعیت حذف سه صفر از پول ملی

تجویز نسخه برای اجاره مسکن

تاریخچه پلاک خودرو در ایران

جدول گرانی ۵۶کالای اساسی؛ سیب روی گوجه را سفید کرد!

وزیر به نعمت زاده پست داد

چرا فشار دلار در این روزها می‌افتد؟

سوال ورزشی از زنگنه

اصلی‌ترین کالاهای صادراتی ایران کدامند؟

حجت الاسلام رئیسی: در قضیه برخورد با فساد هیچ خط قرمزی نداریم

توصیف جالب رهبر انقلاب از قدرت پوشالی آمریکا

هشدار رئیس اسبق سیا درباره شاخ و شانه کشیدن برای ایران

گوشه از اتهامات عجیب تهیه کننده سریال شهرزاد

زنگنه: نمی‌توانم درباره درخواست‌های نفتی از اروپا صریح صحبت کنم

دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ با رهبر انقلاب

دفاع سعید جلیلی از ادامه یافتن جلسات «دولت در سایه»

نظر کارشناس بی بی سی درباره جنگ ایران و عراق

ادعای عضو مجمع تشخیص درباره CFT و پالرمو

گفت و گو با کاظم دارابی متهم ایرانی بی‌گناه پرونده میکونوس

واکنش حماس به نشست اقتصادی بحرین

شیطنت آمریکا در تنش بین ترکیه و قبرس

کمدین معروف اوکراینی امروز رئیس جمهور شد

نقش پنهان و آشکار اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

پایان جنگ تجاری آمریکا با کانادا

300 هدف عربستانی در انتظار خشم انصار الله

دستگیری ۵۴ تن در ترکیه به اتهام همکاری با پ.ک.‌ک

توقف کشتی سعودی حامل سلاح در ایتالیا

آخرین نظرسنجی ها و حواشی انتخابات هند

شکاف طبقاتی در انگلیس؛ نهادهای اقتصادی هشدار دادند

نوزاد دیگری‌‌‌‌‌ در سفر اسنپ به دنیا آمد

نشست زمین به دلیل بارش شدید باران در جوانرود

درخواست پلیس راه برای زیاد شدن نرخ جریمه‌ها

آیا راهی برای پایان تخلفات مدارس وجود دارد؟

فرهنگستان زبان، از فروغی تا امروز

اجلاسی برای پاسبانی از سلامتی جهانی

سنت شلیک توپ در لحظه افطار در بوسنی

ضرب زخمه ناکوک بر گوش مدرسه

دستگیری زن سارقِ عابر بانک‌ها در متروی تجریش

بارش شدید باران در ایذه