رصد

کد خبر: ۵۶۸۷۱
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۵
مهندس بهزاد نبوی؛ گرچه تکیده و خمیده شده؛ اما هنوز ششدانگ حواسش جمع است تا حرف های مگو بر زبانش جاری نشود. ضبط خاموش چیزهایی برایمان گفت که تعجب آور و غیرقابل باور بود. با برخی دست اندرکاران آن دوره چک کردیم و دیدیم کاملا ددست گفته است. و وااسفا که هنوز بعد از گذشت قرب به سه دهه نمی توان مسائل دهه پرماجرای 1360 را به تمامی و بدون سانسور و مصلحت سنجی های معمول روایت کرد. با این همه روایت بهزاد نبوی از پشت پرده استیضاح خود با همه تحفظ ها و ملاحظه هایش خواندنی است.

یکی از عجیب ترین استیضاح های تاریخ پارلمان در ایران، استیضاح شما به عنوان وزیر صنایع سنگین بوده است. عجیب بودنش از آن جهت بود که تنها یک هفته به پایان کار دولت مهندس موسوی طرح استیضاح شما در دستور کار مجلس سوم قرار گفت. می تواسنتید از مهلت 10 روزه خود استفاده کنید که در این صورت استیضاح خود به خود موضوعتیتش را از دست می داد ولی شما به هیئت رئیسه مجلس اصرار می کنید که برای دفاع تان وقتی تنظیم کند. علت چنین تصمیمی چه بود؟


قبل از شروع بحث این نکته را بگویم که از زمان آن استیضاح بیش از بیست و شش سال گذشته و طبعا به یاد آوردن همه موارد آن برای من مشکل است. به ویژه که در سال های پس از آن هم زندگی آرامی نداشته ام. پس از یادآوری شما به خاطر آوردم که از هیئت رئیسه مجلس خواسته ام جلسه استیضاح را زودتر از مهلت قانونی برگزار کند که دلایلش را توضیح خواهم داد. اما آن استیضاح غیر از این ویژگی که یک هفته به پایان عمر دولت مطرح شد یک ویژگی مهم دیگر هم داشت. این که مجلس سومی که اکثریتش با چپ های آن زمان و اسلاف اصلاح طلبان امروز بود من را که به عنوان یک چهره چپ در کابینه مهندس موسوی شناخته می شدم. استیضاح می کند. البته در بین سخنرانان استیضاح چهره شاخص چپ نمی بینیم و فقط آقای نوروزی نماینده لرستان سخن می گوید و در بین اعضای کمیته تحقیق و تفحص هم آقای ملک آسا از جناح چپ آن روز بودند. اما واقعیت آن است که طراح آن که طراح آن استیضاح دوستان و هم فکران خود من بودند. من خواستم قبل از ده روز موضوع را پاسخ دهم چون همان طور که گفتید بعد از آن زمان مووضع منتفی بود و استیضاح وزیر دولت بر کنار شده موضوعیت نداشت قصدم از این درخواست این بود که به اتهاماتی که علیه من در جامعه پخش شده بود پاسخ دهم.


شما متهم نبودید فقط می گفتند سهل انگاری کرده اید.


نه، این طور نیست. در متن استیضاح آمده بود که وزیر صنایع سنگین در همه جرایم باند سایپا معاونت دارد. واژه معاونت بار حقوقی دارد و در مباحث حقوقی و کیفری، معنای مشخصی دارد. وقتی می گویند بهزاد نبوی در جرایم اختلاس معاونت دارد، یعنی او آگاهانه و تعمدا جرم مرتکب شده یا می دانسته و جلوی آن را نگرفته است.


شما را می توان از پیشکسوتان استفاده از استراتژی « بهترین دفاع حمله است» دانست. در جلسه استیضاح، صحبت هایتان را تهاجمی شروع یم کنید و دائم می گویید که استیضاح سیاسی است. در حین صحبت هم نمایندگان استیضاح کننده اعتراض دارند که چرا در موضوع صحبت نمی کنید.


من واقعا معتقد به سیاسی بودن استیضاح بوده و هستم. این طور نبود که فکر کنم استیضاح کننده ها حرف حقی می زنند و من باید استراتژی تهاجم را انتخاب کنم تا آنان محکوم شوند. چنین قصدی نداشتم. واقعیت این بود که آن استیضاح ادامه سلسله عملیاتی بود که علیه من و هم فکرانم رد دولت دوم مهندس موسوی شکل گرفته بود که دامنه اش به مجلس سوم هم کشید. استیضاح وزیر صنایع سنگین در آن مقطع کاملا سیاسی بود و همان طور که اشاره کردم توسط دوستان خود ما طراحی شده بود.


اما به نظر می رسید از دولت دوم مهندس موسوی، دو جناح راست و چپ، یک پارچه مقابل هم ایستاده اند. چطور می گویید استیضاح شما به وسیله چپ ها کلید زده شد؟


بله دو جناح راست و چپ با هم مشکل داشتند. اما در جناح چپ آن دوره نیز اختلاف دید گاه هایی وجو داشت، کما این که در جبهه راست هم اختلاف وجود داشت. به هر حال عده ای از هم فکران من تحلیل هایی متفاوت با تحلیل های بنده داشتند و فکر می کردند من دارم از جریان چپ منحرف می شوم و باید به شکلی با من تسویه حساب کرد تا اجازه ندهند این انحراف به کل جریان چپ تسری پیدا کند.


چه نوع انحرافی! انحراف فکری یا اقتصادی؟


اختلافات عمدتا در بحث های اقتصادی بود، اما تصور می شد حرف هایی که می زنم ریشه در اندیشه من دارد و این یعنی نبوی تغییر عقیده داده است. برخی از دوستان معتقد بودند که من گرایش های سرمایه داری پیدا کرده ام. مثلا یک بحث جدی در هیئت دولت این بود که صنایع ملی و مصادره شده را به بخش خصوصی واگذار کنیم. من درباره این موضوع حتی به سران قوانامه نوشتم چون اعتقاد داشتم که بهترین نفرات برای اداره این شرکت ها، صاحبان اصلی آن ها هستند. حرف من این بود که اگرقرار است شرکت ها از دست دولت خارج شود، بهتر است شرکت ها از دست دولت خارج شود بهتر است به کسانی سپرده شود که آن را از نقطه صفر ارتقا داده اند، نه نخود و لوبیا فروشی که تازه می خواهد سرمایه داری خصوصی را تجربه کند. بحثم این بود که مالکان اصلی حداقل تخصص اداره کارخانه خود را دارند. این بحث به حمایت از سرمایه داران فراری تعبیر می شد. باز یکی از موارد اختلاف بحثی بود درابره صادرات. من معتقد به افزایش صادرات غیر نفتی از هر راه ممکن بودم. می دانید که از سال 64 به بعد در  آمد نفتی کشور به شدت کاهش پیدا کرد و نفت حتی به بشکه ای 7 دلار هم رسید. از سوی دیگر به دلیل حملات عراق به سکوها و پایانه های صادراتی، میزان صادرات نفت هم کم شده بود. یعنی هم قیمت و هم میزان صادرات نفت، افت و حشتناکی داشت. من باور داشتم که در این شرایط باید ولو به قیمت پولدار شدن عده ای، صادرات غیرنفتی را زیاد کنیم، اما عده ای از دوستان به شدت مخالف این پیشنهاد بودند. بحث دیگر این بود که من می گفتم با توجه به کاهش بودجه وزارت صنایع سنگین، اجازه بدهید کارخانجات با ارز آزاد فعالیت کنند. یعنی بروند با ارز آزاد مواد اولیه، قطعات یا ماشین آلات را تهیه کنند و به همان قیمت ازاد هم بفروشند تا چرخ صنعت نخوابد.این موضوع از موارد شدید اختلاف بود و در روز استیضاح هم چند بار مطرح شد. به هر حال مجموع این نظرات را دوستان ما به عنوان تجدید نظرطلبی و گرایش به سرمایه داری و انحراف تلقی می کردند.


گویا درباره تعزیرات هم اختلافاتی وجود داشت؟


بله من معتقد به تعزیرات حکومتی به آن شیوه و برخورد امنیتی با واحدهای اقتصادی نبودم. علاوه بر موارد فوق، در درون دولت هم مسائلی وجود داشت. مثلا من مخالف تغییر آقای نوربخش از ریاست کل بانک مرکزی بودم، اما بعد از تغییر وزیر اقتصاد، ایشان اصرار دداشت که رئیس کل بانک مرکزی باید تغییر کند. تغییر رئیس بانک مرکزی منوط به نظر مجمع عمومی بود که 8 وزیر در آن عضو بودند. از این 8 وزیر پنج نفر مخالف تغییر بودند و فقط وزرای اقتصاد، بازرگانی و راه طرفدار تغییر نوربخش بودند.این موضوع دامنه دار شد تا جایی که برای حل اختلاف به امام مراجعه و به ایشان گفته شد موضوع به بن بست رسیده. من هم در دفاع از آقای نوربخش به امام نامه نوشتم؛ امام تصمیم گیری راب هس ران قوا ارجاع داد و بالاخره به دلایلی که گفتنش را به صلاح نمی دانم رئیس بانک مرکزی تغییر کرد. بعد از این ماجرا بود که فشارهای سنگین تری به صنایع سنگین وارد شد. یعنی افرادی که مسئول توزیع ارز بودند، به دلیل مخالفت من با تغییر رئیس بانک مرکزی، بنای ناسازگاری با صنایع سنگین را گذاشتند و بودجه ارزی وزارت خانه را کاهش دادند که تناسبی با کاهش درآمد ارزی نداشت. به همین منظور ما صنایع را اولویت بندی کردیم و گفتیم این مقدار ارز محدود را به صنایعی بدهمی که اولویت بیشتر و ارز کمتری نیاز دارند. بنابراین خودروسازی ها برای دریافت ارز در اولویت نبودند. ما صنایعی را در اولویت گذاشتیم که ارز کمتری می خواستند. طبیعی  بود که شما دستگاهی را که بیش از 2000 میلیون دلار سهمیه سالانه داشته نم یتوانید با 70 میلیون دلار سهمیه سالانه به همان شکل قبلی اداره کنید. لذا سعی کردیم صنایع ماشین سازی و ریخته گری و کارخانه هایی مثل ماشین سازی تبریز و اراک را پوشش دهیم. برخی طرح های مهم را هم تحت عنوان «طرح های مهم دهه اول انقلاب» به مجلس بردیم و ارز جداگانه گرفتیم که بودجه این طرح ها دست جناحی نباشد که نمی خواست به ما ارز بدهد.


در واقع خودروسازی به حال خود رها شد؟


به حال خودش رها نشد، اما ستاد وزارتخانه هم کار چندانی نمی توانست برای خودروسازها انجام دهد. مدیران کارخانه ها در اثر این بحران مجبور شدند تقیلی نیرو دهند و مثلا ایران خودرو با 13 هزار پرنسل، 6 هزار و پانصد نفر را بازخرید کرد. ولی 6 هزار و پانصد نفر دیگر باقی بودند. البته بخش های موتورسازی و ریخته گری به سمت تولیدات دفاعی رفتند یا اتاق سازی فعال ماند، اما مگر بازار چقدر کشش اتاق یدکی را داشت؟ بنابراین خودروسازها رفتند وب ا شرکت ها و دستگاه های دیگر صحبت کردند که ارز آن ها را جذب و تولید را شروع کنند. در واقع با ارز شمتری تولید می کردند. تعزیرات حکومتی مدت ها این کار را دنبال می کرد و آن را خلاف می داسنت و بعد کار به مجلس ارجاع شد. این طور بگویم که استیضاح من عقبه مفصلی داشت.


شما قبول داشتید که اختلاسی رخ داده است؟


اختلاس را باید دستگاه قضایی تشخیص می داد. البته آن همه هیاهو و جنجال درباره دستگیری آن فرد و سوء استفاده های کلان پس از استیضاح من به سکوت تبدیل شد. آن شخص هم آزاد شد و تا مدتی هم کار صنعتی می کرد که نشان می داد اتهاماتش چندان هم  جدی نیست. البته من در جلسه استیضاح هم گفتم که شناخت بسیار دقیقی از آن مدیر نداشتم. من که او را برای سازمان مجاهدین انقلاب عضو گیری نکرده بودم ایشان یکی از مدیران صنایع تحت پوشش ما بود.


بحثی در مجلس بود که شما شناخت چندین ساله ای از مدیر وقت سایپا دارید.


این ادعا صحیح نبود. آن چه اتهام اصلی آن مدیر بود، فروش ارزی و ریالی محصولات برخلاف بخش نامه نخست وزیری بود اما مشکل اصلی آن مدیر نبود با من مشکل داشتند.


در مجلس می گویید وضع صنایع سنگین خراب است و من 10 درصد توانایی ام را در جهت پیشبرد اهداف وزارتخانه صرف می کنم.


منظورم این بوده که انرژی مدیریتی ام عمدتا صرف مسائل حاشیه ای می شود.


شما در جلسه استیضاح آن را سیاسی خواندید. در مقابل خیلی ها می گفتند این شگرد نبوی است که همه مسائل را سیاسی می کند. واقعیت این است که می شود تا حدودی به آنان حق داد چون مدتی قبل از استیضاح هم در سوالی که از شما درباره دلایل انتخاب نیسانب ه جای تویوتا می شود کمتر جواب فنی می دهید و به حواشی می پردازید.


فکر کنم اگر به پاسخ های جلسه استیضاح رجوع شود مشخص می شود که به مسائل فنی هم پاسخ داده شده است. اما نکته این بود که مسائل فنی هم برداشت سیاسی داشت. شما صورت مذاکرات مجلس را نگاه کنید فکر کنم همان موقع هم گفته ام که دوستان اصرار دارند عدد اختلاس بزرگ شود. عددی که از آن به عنوان مبلغ تخلف صحبت می شد همه اش مربوط به تخلف مستقیم نبود. نیمی از آن دو هزار و پانصد میلیارد تومان جریمه مدیر آن شرکت بوده است. ما دو نوع تخلف داریم، تخلف قانونی و حیف و میل اموال عمومی. نمی دانم مورد آن سال در کدام دسته بود اما می دانم که پرونده سیاسی شد. با گذشت این همه سال هنوز هم می گویم استیضاحم سیاسی بوده است. به همین دلیل هم بود که با مجموع دفاعیاتم مجددا رای اعتماد گرفتم. حتی آقای بهزادیان هم که از دوستان من اما کارگردان پشت پرده استیضاح بود در آخرین لحظات به من رای اعتماد داد. اگر فسادی در کارم بود بعید می دانم به صرف چپ بودنم مجلس سوم به من رای بدهد.


بحث فسار شما نبود. بیشتر انتقادها حول محور اهمال بودند. مخالفان معتقد بودند شما به مجموعه زیردست تان اهمیت نمی دهید و از درون آن بی خبرید. برای تان مهم نیست که در زیرمجموعه چطور رفتار می شود. حتی این موضوع را بعدها در موضوع پتروپارس هم به شما گفتند. یعنی شما همیشه نسبت به ریخت و پاش در مجموعه های تحت مدیریت تان بی اعتنا بوده اید.


اتفاقا ماجرای پتروپارس هم سیاسی بود. در ماجرای پتروپارس یکی از مسولان سازمان بازرسی آمد و به طور خصوصی با من صحبت کرد. به من گفت هیچ کس نمی گوید شمای بهزاد نبوی در پتروپارس دزدی کردی می گویند ما از کجا بدانیم در ضمن قراردادهای کلانی که امضا می کنی، به طرف خارجی نگفته ای به سازمان مجاهد این انقلاب سهمی اختصاص بدهد؟ ببینید این حرف سیاسی است یا فنی؟ من پاسخ دادم آیا سند یا مدرکی وجود دارد؟ گفت مدرکی نداریم اما علی القاعده تو باید چنین کاری کرده باشی. شما بگویید این برخورد سیاسی است یا فنی و اقتصادی؟ شما می دانید که بعد از آن همه هیاهو برای پتروپارس پرونده ای تشکیل شد.


اما در نهایت همه تبرئه شدند. 13 نفر به دلیل نبودن ادله کافی و 13 نفر دیگر به دلیل شمول مرور زمان که من جزو دسته دوم بودم چون نمی خواستند بگویند علیه نبوی مدرکی نداریم. به قاضی گفتم مسعود کرباسیان عضو هیئت مدیره بوده و من رئیس هیئت مدیره چرا او به دلیل عدم اثبات بزه، تبرئه می شود و من به دلیل شمول مرورر زمان؟ قاضی گفت قضیه را کش نده و این مناسب ترین حکمی بود که می توانستیم بدهیم. پتروپارس همه چیزش سیاسی بود.


پتروپارس یک شرکت خصوصی بود که صندوق بازنشستگی نفت تاسیس کرد تا بتواند از مقررات بخش خصوصی به عنوان پیمانکار استفاده و کار کند. با برخورد سیاسی مرا متهم به ریاست هیئت مدیره یک شرکت خصوصی که مشغول غارت بیت المال است کردند و نام پتروپارس را پتروگیت بر وزن واتر گیت که رسوایی انتخابات نیکسون بود، گذاشتند، در حالی که پس از فروکش کردن صر و صداها و اتمام بهره برداری های سیاسی همه 26 متهم پرونده پتروپارس تبرئه شدند. استیضاح هم همین طور بود. پس اصل موضوع ها سیاسی بوده و من شگرد خاصی نداشتم. روزنامه ای که پتروپارس را همیشه پتروگیت می خواند تا یادآوری کند که چه رسوایی عظیمی در این شرکت رخ داده بعد از من مرتب از افتخارات پتروپارس در عسلویه، گزارش و عکس منتشر می کرد. چطور پتروگیت یک شبه سبب افتخار شد من نمی دانم. البته واقعا پتروپارس باعث افتخار کشور است. همان طور که مبنا چنین است و من خدا را شاکرم که سهم خیلی کوچکی در شکل گیری آن ها داشته ام.


اگر معتقد بودید قضیه استضاح سیاسی است چرا از همان حربه استفاده نکردید و وارد مسائل عامه پسند نشدید؟ مثلا می توانستید بگویید مردم کشور امروز رنو می خواهند و من هم در جهت رسیدن آن ها به خواسته  شان تلاش می کنم.


شاید حرف های خوب دیگری بود که من می توانستم در دفاع از خودم بگویم، اما بحث امروز ما این نیست. آن زمان به نظرم منطقی ترین صحبت ها را کردم. شما برای این که متوجه شوید که پرونده هایی که علیه من مطرح شده چقدر سیاسی بوده نگاه کنید که در پتروپارس رقم اختلاس اتهامی چقدر بوده و مختلس چه کسی بوده است؟ یا در قضیه استیضاح و معاونت در جرایم باند سایپا می توانید سود و زیان فروش ارزی و ریالی را برای شکور و صنعت خودرو بررسی کنید. البته این نکته را هم بگویم که خود من هم معتقد نبودم که همه باید اتومبیل سوار شوند. در بهترین شرایط ارزی هم تولید خودرو سواری حدود 50 هزار دستگاه بود. یعنی  اگر ارز هم داشتیم اولویت مان ساخت کامیون و اتوبوس و حداکثر وانت بود. من حاضر نبودم اقتصاد کشور را نابود کنم به صرف این که همه را ماشین دار کنم یا بیایم در مجلس خلاف نظر دولت و مصلحت کشور به مردم وعده بدهم که به همه سواری می دهیم.


شما در آخرین بخش از صحبت هایتان در مجلس می گویید دگیر به کار اجرایی در این سطح برنمی گردم به خاطر اصلاح جمهوری اسلامی...


منظورم وزارت، معاونت وزیر و یا سمت های بالای اجرایی بود، چون بعدها چند باری از من انتقاد شد که به حرفت پایبند نبودی و نماینده مجلس ششم شدی.


اتفاقا من هم می خواستم همین را بگویم.


نمایندگی مجلس کار اجرایی نیست. من گفته بودم به کار اجرایی در آن سطوح برنمی گردم.


نمایندگی کار اجرایی نیست، قبول. اما شما که می دانستید هر جا بهزاد نبوی باشد حساسیت زیاد می شود و هجمه صورت می گیرد.


بله، اما اگر اتهام اختلاس و دزدی و حیف و میل نباشد من می توانم در مقابل هجمه ها بایستم  و با آن مقابله کنم. وکالت مردم در مجلس همین حکم را دارد و کسی نمی تواند نماینده را به اختلاس متهم کند. من به قولم پایبند بودم و بعد از وزارت صنایع سنگین، بالاترین مسئولیت های اجرایی که به عهده گرفتم ریاست هیئت مدریه مس با هنر، ریاست هیئت مدیره ایران خودرو و ریاست هیئت مدیره پتروپارس بود. حواسم هم بوده که از هیچ کدام از این شرکت ها حقوق و پاداش نگیرم.


اگر در همان شرایط اما با تجربه امروز به وزارت صنایع سنگین برگردید، همچنان با همان اصول و سیاست ها حرکت می کنید؟


حتما با تجربه امروز کارهای بهتری می کنم، اما در کارهایی که انجام دادم، خلافی مرتکب نشده ام.


آقای مهندس! در آسیب شناسی اصلاحات می توان گفت: این دیدگاه حداقل در بین بخشی از نیروهای تحول خواه وجود دارد که فساد،بخشی از فرآیند توسعه است و نمی شود دست همه مدیرها را بست. بالاخره برای انجام کارهای بزرگ ریخت و پاش هایی لازم است. این امر گویا در مدیران تکنوکرات اپیدمی شده بود و در قضیه آقای کرباسچی نمود پیدا کرد. مثلا می گفتند این همه کار انجام داده حالا ذره ای هم ریخت و پاش مهم نیست.


حقوق من در دولت شهید رجایی 7 هزار تومان بود و در دولت کوتاه مرحوم مهدوی کنی به 10 هزار تومان رسید. در طی هشت سال دولت مهندس موسوی تا آخرین روز وزارتم، حقوقم به 12 هزار تومان رسیده بود. در همان زمان درآمد مدیران مهم ترین کارخانه های تحت پوشش صنایع سنگین 30 هزار تومان بود و تقریبا دو برابر وزیر حقوق می گرفتند.


ما یک مدیر بازرگانی داشتیم که می خواست 1 میلیون تومان رشوه بگیرد با یک سناریو او را در محل قرار گرفتیم و من شخصا با آقای موسوی اردبیلی، صحبت و تقاضای اشد مجازات برای او کردم تا درس عبرتی برای سایرین بشود. چند مورد دیگر از این دست هم اتفاق افتاد. البته یک روز در وزارتخانه نشسته بودم که همان مدیر با من تماس گرفت و گفت می خواستم حال و احوال کنم. پیامش این بود که آزاد شده ام و تو هم مانند آمریکا هیچ غلطی نتوانسته ای بکنی. می خواهم بگویم من قبول نداشتم مدیرم اهل فساد باشد. بعدها به دلیل شدت برخورد ما با فساد اداری، این تقلی پیش آمد که وزارت صنایع سنگین بیشترین فساد را دارد برای همین جنبه بیرونی کار را کمتر کردیم. اما در مورد آقای کرباسچی؛ در ماجرای برخورد با ایشان خیلی از دوستانم حتی در سازمان مجاهدین انقلاب معتقد بودند در شهرداری فساد وجود دارد و باید برخورد صورت بگیرد. من چون عملکرد شهردارها را از زمان شهید رجایی دیده بودم و شهرداری کرباسچی را هم ا زدور دیده بودم، به دوستان می گفتم کرباسچی شهردار بسیار خوبی است. خاطرم هست در نوروز 60 تمام زباله های تهران در خیابان ماند برای این که نمی خواستند به رفتگر اضافه کار بدهند. تمام هزینه شهرداری از طریق کمک های دولتی تامین می شد. گفتم کرباسچی اولین شهرداری است که توانسته هزار میلیادر تومان برای شهرداری درآمد، کسب و آن را برای تهران هزینه کند. هزار میلیادر به پول سال 76 رقم خیلی بزرگی است. پیشکسوت همه کارهایی که امروز در تهران می شود، آقای کرباسچی است. حتی می گفتم اگر بخش کمی از این پول هم هرز شده باشد باز هم باید از ایشان دفاع کرد. دوستانم گفتند اطلاعات تو دقیق نیست و به تو ثابت می کنیم که فساد شهرداری خیلی گسترده است. چند وقت بعد دو نفر جوان از وزارت اطلاعات به دفتر سازمان مجاهدین انقلاب آمدند که فساد کرباسچی را برای من تشریح کنند. آن طور که یادم مانده، مهم ترین فسادی که مطرح شد این بود که پیمانکار جمع آوری زباله تهران چنان از این کار سود برده که طی فقط شش ماه دو عدد وانت نیسان خریده است. ارزش آنها در آن زمان شاید حدود 200 هزار تومان بود و این را نشانه فساد شهرداری عنوان کردند! من در دوره وزارتم در جلسه با مدیران بخش خصوصی به آن ها می گفتم در همه جا دزدی هست، نباید بی تفاوت بود، اما نباید هم همه کارها را متوقف کرد که مبادا دزدی شود، هر جا فساد و رشوه و دزدی دیدید با قاطعیت برخورد کنید و سریعا به وزارتخانه اطلاع دهید.


منبع: ماهنامه نسیم بیداری، شماره 60

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

لابی ترامپ برای وال‌استریت

سود چشمگیر سهام در مقایسه با سایر بازارهای مالی

آغاز جلسه علنی مجلس با طرح فوریتی ساماندهی صنعت خودرو

قیمت آپارتمان در بلوار فردوس تهران

بازدهی بورس به ۴۶ درصد رسید

لبه تیز کارت سوخت زیر گلوی قاچاقچیان سرمایه ملی

بوروکراسی اداری، مانعی پُررنگ برای رونق تولید

یارانه مرداد ماه واریز و قابل برداشت شد

ماجرای گرانی چای از زبان تحلیل گر اقتصادی

صعود آرام قیمت‌ها در آغاز هفته

دوست دارید یک وب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سایت و ‌‌‌‌‌‌فروشگاه آنلاین بدون محدودیت بسازید؟!

اصلاح یک لایحه در مجلس به منظور تامین نظر شورای نگهبان

توضیحات سراج درباره پرونده "پوری‌حسینی"

پاسخ بعیدی‌نژاد به شائبه‌ها درباره نفتکش ایرانی

تحصیل فرزندان مسئولان در خارج کشور ممنوع می‌شود؟

گاف دادگاه آمریکایی در حکم توقیف نفتکش ایرانی

دستور کار امروز مجلس

ادعاهای عجیب عراقچی؛ از تایید صلاحیت متهم فراری توسط یک نهاد تا مداخله در بازار ارز با دستور روحانی

خاطره دوران اسارت اسیر معروفی که با خبرنگار بی‌حجاب مصاحبه نکرد

دیدار اعضای انجمن دوستی ایران و کویت با ظریف

اذعان عربستان به حمله انصارالله به تاسیسات نفتی آرامکو

رقص خون در عروسی کابل

چه کسی جای نتانیاهو را می‌گیرد؟

جانسون: پارلمان نمی‌تواند مانع برگزیت شود

آژیر خطر در فلسطین اشغالی به صدا در آمد

هشدار قانونگذار روس درباره استقرار نظامیان آمریکا در لهستان

آغاز به کار مرکز عملیات مشترک در شمال سوریه از هفته آینده

رئیس شورای حاکمیتی سودان مشخص شد

کشته‌شدن 3 سرباز عراقی بر اثر انفجار در غرب موصل

لغو جلسه شورای امنیت سازمان ملل درباره سوریه

پناهیان: مردی که بخاطر ترس از زنش فرمانبرداری کند، ملعون است

پسر15ساله و دختر13ساله روبروی قاضی؛ آویسا: امین مرا به مسافرخانه برد و آزار داد

مرگ ۱۳ زائر حج در مکه و مدینه

زمان آغاز استخدام "معلمان حق‌التدریس" اعلام شد

ابتکار: در زمینه عدالت جنسیتی هنوز خلاء داریم

معمای مرگ تلخ خانواده پنج‌نفره در جزیره لاوان

واژگونی تانکر سوخت در اثر نیش زنبور راننده

اینجا عرق ریختن بیشتر می‌صرفد

طوفان استانبول را برد

فوتبالیست همدانی وسط زمین به کما رفت