رصد

کد خبر: ۷۲۲۸۶
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۴ - ۰۸:۲۳
نمی شود این نکته را نادیده گرفت که یکی از دلایل اقبال سریال «شهرزاد» حضور علی نصریان در نقش بزرگ آقاست. بازیگر پیشکسوت و کاربلدی که حضورش در هر اثری که پیشتر اتفاق افتاده با اقبال عمومی روبه رو شده است و نقش هایی که بازی کرده از خاطره عمومی و جمعی پاک ناشدنی اند، چه « آقای هالو» چه قاضی شارع «سربداران» چه ابوالفتح «هزاردستان» چه «بوی پیراهن یوسف» چه «کفش های میرزانورز» و چه  چه و چه همه آثاری هستند که هم طومارشان بلند است و هم هر کدام به نحوی به یادماندنی اند. کم نیستند بازیگران پا به سن گذاشته ای که در اجرای نقش شان کاربلد باشند اما وقتی به لیست نقش هایی که علی نصیریان بازی کرده است نگاهی می اندازی متوجه می شود که اودر انتخاب آنچه قرار اس بازی کند هدفمند و آگاهانه رفتار کرده است. همین آگاهی او نیز سبب شده تا جایگاه او بدون القاب گوناگون و حواشی مرسوم سینمایی در اطراف پیشکسوتان این حرفه ماندگار باشد و پاینده . حضور او در «شهرزاد» پس از «میوه ممنوعه» دومین همکاری نصیریان است باع حسن فتحی از سوی دیگر نیز ایفای نقش او در «شهرزاد» بعد از «هزاردستان» دومین حضور اوست در مجموعه ای که روایتی از تاریخ معاصر ایران است. تجربه ای که این بار در خلق شخصیتی چون «بزرگ آقا» کودتا اتفاق افتاده است. به همین سبب نیز با او به واکاوی این شخصیت پرداخیتم و از تجربیاتش شنیدیم.

شما در دهه سی کودتای بیست و هشتم مرداد را به عنوان فردی از افراد جامعه که در آن زمان زیست کرده است از زاویه شخصی تان درک کرده اید. حالا و پس از سالیان سال در نقشی بازی می کنید که از مسببان کودتاست. این تغییر زاویه از تحت تاثیر کودتا بودن به بازی در نقش مسبب کودتا بودن درگیری ذهنی برایتان نساخت و به آن ایام سفر نکردید؟


چرا در طول حضورم در این پروژه اشارات و یادهایی از آن دوره در ذهنم داشتم. یعنی یادبودهایی از ان دوره در ذهن من همیشه بوده ولی آن یادبودها چیزی نبود که برای این نقش کمکم کند و ربطی به آن چیزی که من آن زمان و از آن دریچه دیده بودم نداشت. چون امثال اشخاصی مثل بزرگ آقا پشت پرده بودند. می خواهم بگویم که در ذهنم برای بزرگ آقا الگویی نداشتم فی الواقع. درست است که من زمانی را که در خیابان های شهر پر از ن ظامی و سرباز بود و تانک آمده بود کاملا به خاطر دارم و دیده بودم ولی پشت پرده را که ندیده بودم. این اتفاقات را ما آن زمان از دید آدم های عادی تجربه کردیم. البته که آن زمان ما ضربه هایی هم از این  ماجرا خوردیم چون گروه تئاترداشتیم و آمدند همه مان را گرفتند. استنطاق مان کردند. فر می کردند ما اجتماع  کرده ایم در جایی و داریم برای براندازی کاری می کنیم.


پس یک جورهایی بلایی که سر فرهاد روزنامه نویس در سریال شهرزاد آمد برایتان رخ داده بود.


بله دقیقا، در حالی که ما ابدا چنین کاری نمی کردیم و داشتیم تمرین تئاترمان را انجام می دادیم. یعنی واقعیت به همین شکل بود و ما که مبارز سیاسی نبودیم. مقصودم از تعریف این جریان این بود که بگویم الگوهایی مثل بزرگ آقا را من اصلا در آن جریانات ندیده بودم. چون اساسا این ها پشت پرده بودند و جلو نمی آمدند به این صورت. لات و لوت ها را ما می دیدیدم اما این ها را نه. مثلا من شعبان را دیده بودم چون سمت شاپور بودیم و هم محله ای مان بود. نقشی مثل بزرگ آقا ولی که آدم پشت پرده است و کلی عوامل و باند و خدم و حشم دارد اصلا جلوی چشم ماها نبودند که ما ببینیم و بشناسیمشان.


در آن زمان روایاتی هم درباره آدم هایی مثل بزرگ آقا نشنیده بودید؟


چرا می گفتند آن زمان چیزهایی . روایات مختلفی هم وجود داشت درباره این آدم ها. مثلا می گفتند آدم هایی هستند که واسطه هستند و پول از آمریکا و این ور آن ور می گیرند تا آدم ها را با پول بخرند و بریزندشان توی خیابان و این قصه ها. از این قصه ها زیاد می شنیدیم آن موقع ولی فقط شنیده بودیم و هیچ وقت به دیدن این آدم ها نرسیدیم.


شخصیتی مثل بزرگ آقا با این ابعاد تاریخی برای شما به عنوان مجری این نقش چگونه شکل گرفت؟


بزرگ آقا براساس آن چه در فیلمنامه نوشته شده بود شکل گرفت. البته اصول نه تنها با آقای فتحی که در تمام نقش هایی که بازی و قبول کرده ام، نظرم را حتی راجع به دیالوگ ها هم می گویم. به همین رو هم نکاتی که در فیلم نامه درباره بزرگ آقا نوشته شده بود با مشورت اقای فتحی شکل می دادیم و پس و پیش می کردیم و فرم می دادیم؛ البته با تاکید بر توضیحاتی که آقای فتحی می داد و ریتمی که ایشان می خواست. من هم فی الواقع به عنوان یک بازیگر کار خودم را انجام می دادم یعنی مواجهه با نقش اتود زدن درباره نقش، فکر کردن و تخیل و تصور و بعد تمرین و تجسم در کنار لباس و گریم این شخصیت، نتیجه و حاصلش شد در مجموعه آن طرحی که به بزرگ آقا رسید.


ما به ازای بیرونی و پایبندی تاریخی هم دارد بزرگ آقا؟


نه اصلا، از حیث حضور این آدم ها در تاریخ بله ولی از نظر شخصی خیر. می توانم این گونه برایتان توضیح بدهم که مثلا نقش قاضی شارعی که من در سربداران داشتم اصلا در تاریخ سربداران با این اسم و رسم اصلا وجود خارجی نداشته است. شیخ خلیقه بوده حسن جوری بوده، پسران ابوحمزه بوده اند و واقعیت است ولی از لحاظ تاریخی کسی به اسم قاضی شارع وجود نداشته اما از لحاظ سیر تاریخی ما در طول تاریخ مان قاضی شارع بسیار داشته ایم؛ یعنی در حمله اعراب در حمله مغول، در حمله ترک، در حمله تاتار و الی آخر ما همیشه قاضی شارع داشته ایم. حالا این لات و لوت ها و این عوامل پشت صحنه حکومتی مثل شخصیت بزرگ آقا هم همیشه بوده اند و داشته ایم و حتی حالا هم داریم. یعنی اصولا همیشه افرادی هستند که عوامل پشت صحنه هستند ولی حضور دارند نقش دارند و تاثیر دارند.


به همین دلیل همیشه بودن این شخصیت هاست که مخاطب انگار می فهمد و کاملا درک می کند که چه دارد در شهرزاد می گذرد.


بله، بنابراین من نمی توانم برچسبی بزنم و بگویم بزرگ آقا فلان شخص است. چون اصلا مدل ندارد. حتی به زعم من مدل خارجی هم ندارد. چون بعضی ها این ایام می ویند بزرگ آقا نمونه پدرخوانده گونه است ولی به نظر من اصلا بزرگ آقا حتی ارتباطی به مدل پدرخوانده هم ندارد بزرگ آقا، بزرگ آقاست، اصال یک چیز دیگر است و غیرمعمول آن چیزی است که ما به عنوان پدرخوانده در ذهنمان شکل گرفته است.


وقتی با متن و فیلم نامه و شخصیت بزرگ آقا با این تاثیر تاریخی رو به رو شدید تخیل تان نسبت به این شخصیت چگونه شکل گرفت؟


اعتقاد من این است که وقتی ما با نقش یا متن یک کارگردان رو به رو می شویم باید آن کاری را بکنیم که حس ما فکر ما و تخیل ما می گوید. حتی می توان با کارگردان درباره خواستش از آن نقش بحث کرد. من ابتدایش بزرگ آقا را طور دیگری می دیدم. من فکر می کردم که شایدب شود بزرگ آقا را همان پیرمرد خنزرپنزی بوف کور صادق هدایت دید. یعنی به نظر من حتی بزر آقا می تواند او باشد. با همه این تفاسیر اما در چهارچوب قصه ای که آقای فتح یو خانم ثمینی نوشته بودند پیرمرد خنزرپنزری نمی گنجید و اگر بخواهی بزرگ آقا او باشد باید چیز دیگری بسازی و از یک بنیاد دیگری داستانت را شروع کنی و روایت کنی. با این همه به زعم من بزرگ آقا طوری است که به آن شکل هم ذهن درگیرش می شود. خب ولی من پس از این تصور قانع شدم که ساختار شهرزاد با آن پیرمزد خنزرپنزری هماهنگ نیست. مقصودم این است که برای خلق یک شخصیت تفکرات این گونه حرکت می کنند. در نتیجه من قبول کردم که بزرگ آقا را خلق می کنیم ولی با نگاه خودمان یعنی نگاه ایرانی.


با این تفاسیر بزرگ آقا جز همان کارکرد پشت پرده بودنش ردر ایام کودتا، هیچ گونه الگوی دیگری ندارد.


اصولا من با مدل و الگو توافقی ندارم. یعنی هر خلقی باید در خودش اتفاق بیفتد. من حتی به آینه هم به عنوان الگویی از خود اعتقاد ندارم، چون بعضی ها به وسیله آینه با خودشان اتود می زنند. می خواهم بگویم کلا به هیچ گونه الگویی برای خلق یک شخصیت حی اگر آن خودم هم باشم اعتقادی ندارم چون خلق باید یک کار خلاقه باشد. استانیسلاوسکی یک جمله بسیار زیبا دارد که همه توضیحات را درباره بازیگری و این ها می گوید و می گوید و در آخر ماجرا می گوید آقاجان همه این هایی که من گفتم بگذار کنار، به طبیعت خلاقه ای که در نهاد خودت هست رجوع کن تا ببینی که چه کاری باید بکنی. این نکته در خلق یک شخصیت بسیار مهم است. این که طبیعت خلاقه ای که در نهادت هست باید تو را برای خلق رهنمون کند.


و بزرگ آقا حاصل این طبیعت خلاقه است.


بله دقیقا. من بازریگر کلاس او نشسته ام و اتود می زنم بر ای رسیدن به نقش. چون همیشه همین طور است و تو هر بار که کاری را شروع می کنی انگار سر کلاس اول نشسته ای و باید قدم به قدم جلو بروی. بعد واجه می شوم با متن. مواجه می شوم با کارگردان و با او حرف می زنم، متن را می خوانم، دیالوگ ها را می خوانم از شب های از فیلمبرداری هر سکانس تمرین می کنم بعد می روم سر صحنه و با دوربین تمرین می کنم، میزانس هایم را امتحان می کنم، سر میزانس هایم گپ و گفت و گو می کنم بعضی وقت ها می گویم مثلا به نظرم این طور باشد بهتر است یا من نمی توانم  این گونه اجرایش کنم و الی آخر... می خواهم بگویم این ها چیزهایی است که در عمل پیش می آید و شخصیت را خلق می کند.


برخی معتقد هستند که سریال شهرزاد روایت سرخوردگی جامعه ای پس از کودتاست، روایت عوامل کودتا و تاثیرشان بر جامعه. شما این منظرگاه را قبول دارید؟


قصه تا حدودی با روایت داستان فرهاد به این موضوع اشاره می کند. به زعم من اما قصه فی والواقع راجع به این قضایا نیست. مسئله بیست و هشتم مرداد و دهه سی و این این قضایا و سقوط مصدق بستر زماین روایت است ولی قصه قصه دیگری است. این نکته را اما نمی شود نادیده گرفت که چون فرهاد روزنامه نگار است و با قشر فریخته و منورالفکرها و نوشتن ارتباط دارد و پس از کودتا آن اتفاقات برایش می افتد شاید اشاره به این سرخوردگی که می گویید هم باشد. نکته ای که وجود دارد اما این  است که تم داستان با این که شاید به این موضوع هم اشاره کند مسئله سرخوردگی نیست و مسئله دیگری مطرح است؛ یعنی آن چیزی که قصه درباره آن دارد جلو می رود مسیر دیگری را طی می کند. به همین دلایل است که می گویم به مسئله سرخوردگی جامعه پس از کودتا تنها اشاره ای شده و داستان در این باره روایت نمی شود.


در کل می شود چنین برداشت های فرامتنی ای از شهرزاد داشت؟ به طور مثال رابطه بزرگ آقا با کودتا در ایران و همچنین تاثیر منفی اش بر زندگی شهرزاد را می توان از زنانگی نام ایران و شهرزاد کنار هم گذاشت و به خوانشی دگرگونه رسید.


بله به قطع می شود چنین برداشت های فرامتنی ای نسبت به این اثر صورت بگیرد. حتی می شود از زوایای دیگر و گوناگونی نیز به سراغ این اثر رفت و برداشت های دیگری هم داشت. البته نمی دانم تا چه حد آقای فتحی و خانم ثمینی که این اثر را نوشته اند نظرشان بر این موضوع بوده است. با این همه چنین چیزی که شما اشاره کردید و این نگاه موشکافانه می تواند در دل این اثر نهفته باشد.


شما دومین بار است که در نقشی که متعلق به روایتی از تاریخ معاصر است بازی می کنید. یکی هزار دستان و نقش ابوالفتح که یک مصلح اجتماعی است و یکی هم بزرگ اقا که خودش از عوامل کودتاست. یکی را با آقای حاتمی کار کرده اید و یکی را با آقای فتحی تفاوت روایت این دو از تاریخ بسیار است. مرحوم حاتمی ادیبانه تر و مسجع تاریخ را روایت می کند و فتحی ساده و روان تر و قصه محور. این دو گونه از روایت تاریخی کدام موثرتر است؟


به باور من هر کدام با نگاهشان به تاریخ تاثیر خود را داشته اند. هنوز هم ابوالفتح آن شخصیت سوسیال دموکراتی که از قفقاز امده است کاراکتر جذاب و دوست داشتنی ای است. به همان میزان هم بزرگ آقا جذابیت دارد برای من منتها این نگاه و روایت آقای فتحی متعق به این زمان است. نگاه مرحوم حاتمی اما نگاه دگر گونه ای بود و فی الواقع نگاه کهن تری به تاریخ داشت. این نوع نگاه ها و تفاوتشان اقتضا زمانه هاست و نمی شود این ها را با هم مقایسه کرد و هر کدام در روایت تاریخی جایگاه خودشان را دارند. به زعم من لزومی ندارد که ما این نگاه ها را با هم مقایسه کنیم. یعنی نمی شود این گونه گفت که کدام بهتر و بدتر و تاثیرگذار و غیرتاثیرگذار بوده اند و اصلا این گونه نگاه کردن به زعم من اشتباه است. کاراکتر ابوالفتح و بزرگ آقا هم کاملا با هم متفاوت و اصلا مغایر هم هستند.


یکی منجی اجتماعی است و دیگری مسبب فلاکت اجتماع.


بله دقیقا. از طرفی هم به نظرم زمانه بر نگاه آدم ها به تاریخ تاثیر می گذارد و شاید مرحوم حاتمی هم اگر امروزه زنده بود به طور دیگری به تاریخ نگاه می کرد. کما این که من بازیگر هم آن انعطاف را پیدا می کنم که با آقای حاتمی و آن گونه از روایت تاریخ کار می کنم و با آقای فتحی هم با این گونه نگاه به تاریخ کار می کنم. مسئله زمان را ما نباید فراموش کنیم. ما با زمان جلو می رویم زمان روی ما تاثیر می گذارد و ما هم روی زمان تاثیر می گذاریم.


منبع: ماهنامه تجربه، شماره 40

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

راه طولانی قانونی شدن مالیات بر عایدی سرمایه‌

دلیل استقبال نکردن ایرانی ها از موتورسیکلت‌های برقی

دلار زدایی از اقتصاد روسیه

ماجرای گرانی چادر چیست؟

ثبات نرخ طلای سرخ در بازار

ایران رتبه دوم مبارزه با قاچاق کالا را کسب کرد

اتفاقی جدید در سازمان خصوصی سازی

تمایل بازار ارز برای ورود به کانال ۱۰ هزار تومان

اعلام آمادگی ایران برای کاهش تعرفه با عراق

جذب ۱۰ هزار میلیارد تومان سرمایه بخش خصوصی در بنادر کشور

ظریف وارد کاراکاس شد

انگلیس مدعی توقیف دو کشتی توسط ایران شد

واکنش ترامپ به توقیف کشتی انگلیسی توسط ایران

واکنش آمریکا به توقیف نفتکش انگلیس توسط ایران

علت توقیف نفتکش انگلیسی توسط سپاه مشخص شد

سپاه پاسداران یک نفتکش انگلیسی را توقیف کرد

واکنش ایران به ادعای معاون ترامپ

اظهارات طعنه‌آمیز ظریف خطاب به دولتمردان آمریکا

مترقی‌ترین طرح مجلس!

ادعایی درباره هدایت نفتکش انگلیسی به سمت ایران

بایدن: ترامپ عاشق دیکتاتورهاست

تظاهرات در برخی استان‌های عراق

انفجار مین جان پنج روستایی را در غزنی گرفت

نماینده مجلس لبنان در حمایت از زنان استعفا کرد

ورود سری جدید اس 400 به ترکیه

جاسوسی هواپیمای آمریکایی از مواضع حشدالشعبی

آمریکا «سلمان رؤوف» را در فهرست تحریم قرار داد

روسیه گوگل را جریمه کرد

چشم بن‌سلمان به جمال چه کسی روشن شد!

بازداشت مردی که برای داعشی‌ها سنگ تمام می‌گذاشت

توضیح وزیر علوم درباره ضرب و شتم دانشجو توسط استادش

غرق‌شدن جوان ۳۰ساله در یکی از سدهای شهرستان طارم

حرکات نمایشی کاروان عروسی فاجعه به بار آورد!

چه عواملی مانع ازدواج می‌شود؟

آتن لرزید

وضعیت وخیم متروی نیویورک پس از بارش باران!

نگاهی به حسینیه شیعیان در مدینه

امکان نوبت گیری پزشکی با موبایل در کشور

انفجاری مهیب در یکی از تأسیسات گازی مرکز چین

زمین‌گیر شدن یک فروند هواپیمای حجاج