رصد

کد خبر: ۷۶۲۴۴
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۸
در همان زمان که «ولادیمیر ویسوتسکی» ترانه سرا، آهنگساز و خواننده معترض در دهه‌ هفتاد میلادی اتحاد جماهیر شورویِ آن زمان، بیانگر مطالبات فروخفته، آرزوهای برباد رفته، مردمان سرزمین بود و «باب دیلان» در آمریکا از تبعیض نژادی جنگ ویتنام و سرکوب های دانشجویی می خواند در ایران چهره هایی چون «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی» این نقش را به شکلی دیگر ایفا کردند. در این میان البته محدود کردن چهره هایی چون «فرهاد مهراد» و «فریدون فروغی» به موسیقی اعتراضی شاید نادیده گرفتن بخش مهمی از شخصیت موسیقایی این دو باشد. دو خواننده ای که با وجود ممنوع الکاری در بسیاری از سال های بعد از انقلاب و تعداد آثار محدود پیش از انقلاب فرهاد تنها 28 قطعه منتشر شده دارد. تاثیر شگرفی بر موسیقی پاپ ایران داشته اند اما این درست همان تصویری است که بخش مهمی از عامه مردم و حتی اهالی موسیقی از این دو چهره دارند و البته وقتی خود « مهراد» پیش از انقلاب گفته بود که نمی تواند زیر سایه سر نیزه ترانه عاشقانه بخواند تصوری بی راه نیست. موسیقی ایران در دو دوره کاملا متفاوت، صدای اعتراض مردم شد.

در انقلاب مشروطیت آن هنگام که «عارف قزوینی» با ترانه هایش همان چیزی را گفت که ملت می خواستند بیانش کنند و دیگری در سال های ملتهب قبل از انقلاب 57 که از یک طرف موسیقی دانانی چون حسین علیزاده محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان در موسیقی سنتی هرنشان را به عنوان ابزاری برای بیان اندیشه ها و آرمان های سیاسی شان به کار بردند و در بخش دیگر خوانندگانی چون فریدون فروغی و فرهاد مهراد ترانه هایشان چنان با ارمان های مردم آمیخته شدند که قطعات جاودانه ای را خلق کردند که حالا همچنان زمزمه مردم است. خود فرهاد نخستین ترانه سرای ترانه های اعتراضی و غیرعاشقانه را عارف قزوینی می دانست آن ها به شیوه ای متفاوت از موزیسین های سنتی به شیوه موسیقایی دیگر هم پا و هم دم مردم به پاخساته آیینه تمام نما و هم طراز فریاد مردمی بودند که جان بر لب داشتند از قرن ها دیکتاتوری.

اما این هم نمی تواند دلیل اقبالی چنین طولانی مدت برای این دو شود اگر در کارشان تنها مجری بودند و نه مولف و علاوه بر آن تا این اندازه وسواس در انتخاب آثارشان نداشتند و فرم بیان و زیبایی شناسی ترانه هایشان به شکلی نبود که از آن بهره گرفتند . در این میان البته نمی توان نقش ترانه سرایان و آهنسازانی که با این دو فعالیت داشتند را نادیده گرفت و برای مثال از نقش «اسفندیار منفردزاده»: گذشت که بهترین و خاص ترین آثارش را برای اجرا به فرهاد سپرده و هنوز که هنوز است چنان تعصبی به او و آثارش دارد که وقتی خواننده ای دیگر بعد از 30 سال قرار است آن ها را اجرا کند از خانه اش در پای کوه های آلپ نامه می نویسد و خواهش می کند که این کار انجام نشود حتی اگر پای یکی از همان رفیق های قدیمی اش مسعود کیمیایی هم در ماجرا باشد هر چند خود فرهاد آهنگسازی هم می کند و تنظیم قطعاتش را برعهده بگیرد. تنظیم درخشانش از ترانه آندرانیک روی کلامی از شهیار قنبری ضمن آن که نگاه تالیفی او به موسیقی را می توان در جزیی ترین ملودی هایی که اجرا کرده اند نیز مشاهده کرد.

هر چه هست اما «مهراد» و «فروغی» حالا چهره ای جز یک خواننده صرف دارند. اگر از واژه اغراق آمیز «اسطوره» استفاده نکنیم نمی توانیم این مسئله را نادیده بگیریم که آنان از «موسیقی» به عنوان ابزاری برای بیان جهان بینی مترقی و دکترینشان به بهترین شکل بهره بردند و تلاش کردند تا با آب جهت بیداری مخاطبانشان که همان زمان و حالا هم اندک نیستند بهره بگیرند و تلاش کنند تا «آنتی تز» تفکری باشند که حکومت در آن زمان سعی می کرد با استفاده از موسیقی و با بهره گیری از تبلیغات فراوان در رسانه های تصویری و مکتوب تبلیغش کند. در چنین فضایی «فرهاد» و «فریدون» تلاش کردند تا در نقش یک رفرمیست و به دور از موسیقی سانتی مانتالیسم غالب همان نقشی را ایفا کنند که چهره هایی چون مسعود کیمیایی، سهراب شهید ثالث داریوش مهرجویی و دیگران در سینما انجام می دادند هر چند هنوز که هنوز است «فرهاد» با فیلم های «کیمیایی» شناخته می شود و اصلا به همین خاطر بود که از خواندن هنگام شام خوردن مهمانان رستوران «کوچینی» بلوار الیزابت از خواندن ترانه های بیتل ها؛ الویس پریسلی، ری چارلز و دیگران دست کشید. کیمیایی برای فیلمش رضا موتوری آن جا که رضا شبانه و چاقو خورده سوار بر موتور است ترانه می خواست اما نه از آن جنس که «ایرج» روی تصویر «فردین» می خواند و همین اولش شانس «فرهاد» بود. به همین خاطر است که این دو را باید جدای از بحث موسیقایی از منظر جامعه شناسانه نیز مورد بررسی قرار داد و حتی اندیشه های سیاسی شان را نیز بررسی کرد.

اندیشه های برابرخواهانه که گاهی نقش پرکردن جای خالی کتاب های مارکس در کتابخانه ها را در کاست ها برعهده می گرفت و همین سبب می شد تا دیگران خواهان طبقه متوسط چنان اقبال باشکوهی از آنان انجام دهند. بسیاری از رویدادهای اجتماعی- سیاسی دوران «محمدرضا پهلوی» را می توان در آثار او مشاهده کرد و عالی ترین مثال در این میان ترانه «جمعه» است که برای حادثه سیاهکل جمعه 19 بهمن 1349 خواند یا «گنجشکک اشی مشی» «آینه ها» «سقف» و همچنین بسیاری از ترانه های فروغی چون «دیگه دل با کسی نیست». در این میان البته «جمعه» سیاسی ترین ترانه اوست. در پی حمله چند چریک به پاسگاه ژاندارمری در سیاهکل و علنی شدن مبارزه مسلحانه با رژیم پهلوی اسنفدیار منفردزاده که به جریان های چپ گرایش داشت تصمیم گرفت آهنگی برای این واقعه بسازد منفرزاده می گوید زمانی که از شهیار قنبری خواست ترانه ای در مورد دلگیر بودن غروب جمعه بسراید و از فرهاد خواست این ترانه را بخواند به آن ها نگفت که این آهنگ را برای سیاهکل ساخته و این موضوع فقط در ذهن او بوده است.


فرهاد هم در مصاحبه ای تایید کرده که با این که با توجه به جوزمانه و گرایش های منفرزاده حدس هایی می زده اما هیچ وقت در این مورد صحبتی بین آن ها نشده است. با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران فروغی نیز اعتراض خود را به اوضاع با انتشار آلبوم بت شکن اعلام کرد و همان زمان ترانه ای سیاسی اجرا کرد؛ اما نقطه اوج فروغی، ترانه «یار دبستانی» برای فیلم «از فریاد تا ترور» به کارگردانی منصور تهرانی بود که هنوز ک هنوز است نقش مهمی در جنبش های اجتماعی دارد. صدای او البته در این فیلم حذف شد و «جمشید جم» جای او خواند. این دو خواننده بیش از هر چهره دیگری، از بروز انقلاب خوشحال بودند؛ اما بلافاصله بعد از انقلاب همکاران فرهاد از ایران مهاجرت کردند و با ممنوع شدن موسیقی (جز موسیقی سنتی و سرودهای انقلابی) آنان برای سال ها- دهه ها ممنوع الکار شدند و این همان طنز غریب روزگار است. در پرونده پیش رو تلاش شده است نگاهی متفاوت به فعالیت های این دو هنرمند داشته باشیم.


منبع: ماهنامه تجربه، شماره 41

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

طلا و دلار ثابت ماند

بازاری که در مناطق آزاد از دست رفت

کاهش قیمت تلفن همراه در پی کاهش قیمت دلار

عید غدیر شیرینی گران نمی‌شود

کنایه مجری تلویزیون به 1800 میلیارد تومان پول در حساب های بی استفاده

افزایش ۱۸.۵ درصدی مبادله چک در تیر ماه

معاملات 12 هزار میلیارد ریالی در بورس

رئیس کل بانک مرکزی: حذف صفر بر رشد تورم تاثیری ندارد

علت به تعویق افتادن تشکیل بازار متشکل ارزی

مقاومت یورو در برابر دلار شکست

گلایه از تشکیل نشدن کمیته حقیقت‌یاب حادثه منا

جامعه مدرسین هم وارد ماجرای آیت الله یزدی شد

توصیه آیت الله صافی گلپایگانی به هند

ورود وزیر کشور عراق به تهران

واکنش‌ها به نقل قول پُر حاشیه از آیت‌الله یزدی

مهمانپرست: توقیف مجدد گریس 1 عرصه را بر آمریکا و انگلیس تنگ‌تر می‌کند

کاندیدای زن وزارت آموزش و پروش لو رفت

خاطرات متفاوت آزاده دوران دفاع مقدس از دوران اسارت

الحاق بالگرد، ناو اطلاعاتی و زیردریایی به نیروی دریایی ارتش

نفتکش ایرانی منتظر کاپیتان جدید

حملات رژیم صهیونیستی به غزه

کاهش چشمگیر کمک‌های آمریکا به پاکستان

واکنش تند دانمارک به درخواست ترامپ برای خرید گرینلند

بیانیه بزرگ‌ترین «عملیات پهپادی» یمن در خاک عربستان

نگاهی به رسوایی‌ جنسی ۵ رئیس‌جمهور آمریکا

هشدار روسیه درباره سوریه

انصارالله یمن به حزب الله پیام داد

تلاش رسانه‌های غربی برای وارونه جلوه دادن تحولات کشمیر

نظر انصارالله درباره تجزیه یمن

دیدار مهم معاون وزیر دفاع عربستان با رئیس پارلمان دولت مستعفی یمن

فرار راننده بی وجدان پس از تصادف

سوال جنجالی مجری تلویزیون از فرمانده انتظامی تهران در برنامه زنده

افزایش ۴۰ درصدی کشف سرقت‌ها در حوزه ریلی کشور

رئیس کانون سردفتران: عقد آریایی قانونی نیست

شوخی رضا رفیع با شهردار مشهد

ماجرای گم شدن یک ایستگاه مترو در تهران چیست؟

سوسک و مگس در مرغ‌های عرضه‌کنندگان مواد غذایی!

آخرین وضعیت جسمانی محیط‌بان مجروح قائنی

بیماران مشکلات بیمارستان‌ها را به این سامانه اطلاع دهند

توقیف یک دستگاه سمند و پژو با ۶۰ میلیون تومان خلافی!