رصد

کد خبر: ۷۶۲۴۶
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۸
حالا دیگر با حضور 25 ساله در سینمای ایران می توان جایگاه ویژه ای برای نیکی کریمی تعریف کرد. او هرچند با «وسوسه» در سال 68 وارد سینمای ایران شد، اما با فیلم عروس اولین ستاره سینمایی بعد از انقلاب شد. باورکردنی است که او اکنون توانسته با تجربه برتری در حداقل 40جشنواره جهانی و حداقل 30 داوری در کنار بزرگان فرهنگ وهنر جهان کارنامه ای متفاوت را برای خود خلق کند. هرچند او هم در 4-5 فیلم از جایگاهی که منتقدان دوست داشتند برای او تعریف کنند، تغییر مسیر داد ولی در نهایت هنوز می تواند حرفی برای گفتن داشته باشد. هرچند چرخش او از به تصویرکشیدن زن فعال اجتماعی در «سوت پایان» به زن خانه دار فیلم «شیفت شب» کمی عجیب به نظر می رسد. اما او تاکید دارد که این داستان برآمده از فضای کنونی جامعه ما است.

این چندمین گفت وگوی من در طول سال ها با شماست و دیدم اکثر دوستانی که با شما گفت  وگو کردند این نکته مثل من برایشان مهم بوده که شما چه استانداردی برای خودتان تعریف کردید که در این سطج بالای سینما باقی ماندید؟


اعتقاد دارم هرکسی که باور داشته باشد و خودش باشد و کاری که انجام می دهد واقعی باشد، ماندنی است. از طرف دیگر من تمام تمرکزم بر کارم است.


منظورتان از کار واقعی چیست؟


سینما می تواند آنچنان فریبنده باشد که برای حضور بر پرده و جلب توجه شخص برخی کارها را انجام دهد.


وقتی روند حضور شما را به عنوان کارگردان بررسی می کنیم، یک اصولی را می توان در آن دید که مشترک و تکرار شده است، مانند تکیه بر شخصیت های زن، به هدف رسیدن ، قدرتمندبودن شخصیت ها حتی اگر جامعه و اطرافیان آنها را ضعیف بدانند...


اصول را من از ادبیاتی وام می گیرم که به آن اعتقاد دارم و دوست دارم و درست می دانم. ادبیات و هنری که دوست دارم و براساس آن فیلم هایم را می سازم. سعی می کنم دنیایی که دوست دارم را در قصه ای که تعریف می کنم بسازم و نشان دهم. خیلی از کسانی که خلاصه قصه جدیدم را برایشان می خوانم می گویند با آثار دیگرم فرق دارد و من تاکید دارم فرقی ندارد. شاید بستر و مکانی که قصه رخ می دهد فرق داشته باشد اما قرار است با همان زبان سینمایی کار شود.


این را هم در نظر بگیریم که جنسیت شما برایتان ساختارهایی را تعریف می کند؛ اگر مرد بودید این روند فرق داشت؟


واقعا نمی دانم فرق داشت یا نه! اما معلوم است که در جامعه ما سختی های کار زنان از مردان بیشتر است. حتی گاهی من بیشتر از خیلی زنان دیگر ناگزیرم انرژی بگذارم و افراد زیادی هستند که می گویند چرا اصلا می خواهد فیلم بسازد یا می خواهد فلان کار را انجام دهد. اما من هیچ وقت به این چیزها توجه نکردم و همیشه سعی کردم بگویم آن چیزی که می سازم درست است و چه دلیلی دارد که من به این حرف ها توجه کنم و از هدفم دور شوم.


و فیلم های خوبی هم در سال گذشته کار کردید مثل چهارشنبه نوزده اردیبهشت.


هنرمند کار و وظیفه اش این است که با دقت به محیط پیرامون و جامعه اطرافش نگاه کند تا بتواند برای آثاری که بازی می کند، یا می سازد، از آنها وام بگیرد. در هنگام بازی هم همواره سعی کردم شخصیت ها را درک کنم و بتوانم به شکلی کاملا قلبی به این نقش نزدیک شوم، نه این که بخواهم با تفکر از پیش تعیین شده و با پیش زمینه آن را بازی کنم.


یعنی می توان گفت در انتخاب نقش ها هم چیزی فراتر از کار صرف یا روی پرده بودن برایتان مهم است؟


هر بازیگر یا کارگردان یا هرکسی وقتی سرصحنه ای می رود، باید دلیلی داشته باشد. برای من فقط اینکه بروم تا پولی دربیاورم کفایت نمی کرد. من عاشق نقش های سخت هستم؛ نقش هایی که حرفی دارند.


می توان بر این اصول، نام وظیفه را هم گذاشت. وظیفه ای برای سینما، برای مردم. به خصوص سیری که در ساخت و کارگردانی آثارتان می توانیم برایش در نظر بگیریم این است که زنان و اجتماع برایتان نقش پررنگی دارند.


دقیقا همین طور است، این احساسی است که دارم.


اگر به سراغ فیلم آخرتان برویم،شما یک شخصیت قهرمان خلق کردید؛ به نوعی کسی که با تمام توان جلوی از هم پاشیده شدن خانواده اش را می گیرد. از اول می خواستید او را قهرمان کنید؟


نه! نمی خواستم قهرمان باشد. اصلا نمی خواستم مثل سوپرمنی رفتار کند که با توانایی های عجیب و غریب می خواهد یک کاری را برای نجات خانواده اش انجام دهد. اما به این فکر می کردم که او یک انسان بالغ است.من چون خیلی به روانشناسی علاقه دارم این نکته برایم مطرح بود که شخصیت او را براساس رفتارهای یک شخص بالغ نوشتم. طبق همان تئوری روانشناسی کودک، والد، بالغ و یک شخصیت بالغ با قوه تشخیص و تمییز عمل می کند.


کودک کسی است که شوهرش باید از او مراقبت کند و بدون همسرش هیچ کاری نمی تواند انجام دهد، والد اصلا نمی گذارد مرد همچین کاری کند. اما بالغ کسی است که اگر مشکلی پیش بیاید حتما حل می کند. این چیزی بود که من می خواستم نشان دهم.


می خواستم به زنان بگویم، ضعیف نباشید، شما می توانید در زندگی تان و برای زندگی تان تصمیم بگیرید، وگرنه ناهید کار متفاوتی نمی کند.


او ناگهان متوجه مشکل نمی شود؟


بله!فکر می کرده زندگی خوبی داشته و حواسش نبوده است. شاید هم گاهی اوقات به آدم باید تلنگری بخورد تا بالغ شود.


اما طوری به خودش می آید که از همه چیز زندگی اش می گذرد، هرچه داشته است. حتی با وجود سدی که از سوی مرد زندگی برای راه ندادنش هست، او از پس این مشکلات برمی آید.


این همان شخصیت بالغ است که من بر آن تاکید دارم. او می گوید من راه حل ها را تا انتها می روم و نمی گویم چه می شود.چون در خانواده زندگی می کند و به خاطر خانواده اش تلاش می کند.


اما بخشی از فیلم به این می گذرد که پیدا کند همسرش کجا بوده یا چه کار می کند و این سوال بی جواب می ماند که ای آدم بالغ تا الان کجا بودی؟


ما فقط یک ساعت و نیم وقت داریم که داستان را تعریف کنیم. من براساس واقعیت هایی که دیده ام این شخصیت را خلق کرده ام و به تصویر کشیده ام، بارها زنانی که فکر می کردند زندگی مشترک خوبی دارند با این مسئله مواجه شده اند که همسرشان به آنها خیانت می کند. همین اطلاع سبب شده که به خودشان بیایند. من یک سری از مردان را هم دیده ام که به خاطر غرورشان مسائل و مشکلات اقتصادی شان را بیان نمی کنند.


یک آدم وقتی می فهمد چه حالی پیدا می کند؟ اصلا مگر ما چقدر باید بدانیم. چقدر باید درگیر حریم های شخصی هم باشیم. قبول دارم در این تایمی که برای فیلم داریم شاید یک کم عجیب غریب است که بیاید و این همه کار را انجام دهد.


جایی شما اشاره کرده بودید که این فیلم مسئله روز است،بحث اقتصادی آن یا بحث  اخلاقی آن؟


این مسائل پیش آمده بر اثر تحریم ها در طول دو، سه سال گذشته منظورم بود. فیلمنامه را حدود دو سال پیش می نوشتیم. اتفاقی که ما پیادمش را در زندگی بسیاری از افراد می بینیم.


مردی که ذره ذره به قهقرا می رود به دلیل انتخاب های اشتباهی که داشته است؟


مسئله تحریم و بازتابش در خانواده برای ما خیلی مهم است و هسته مرکزی داستان است جامعه این گونه است ، هر لحظه ممکن است یک کار اشتباه ما را از جایی به جایی دیگر ببرد. این انتخاب خیلی به مرد لطمه می رساند. ما  افراد زیادی داشتیم که با سرمایه گذاری اشتباه یا رابطه اشتباه زندگی شان ویران شده است. خیلی از افراد بودند که ناگهان سرمایه گذاری شان بی نتیجه و خودشان دچار مشکل شدند. همان مبحث اگزیستانسیالیسم سارتر است. از نظر من از نگاه اگزیستانسیالیستی سارتر، همه ما، هر انتخابی که انجام می دهیم، روی سرنوشت ما تاثیر می گذارد . هر تصمیمی که در زندگی تان می گیرید می تواند شما را به پایین یا بالا بکشاند در حقیقت فیلم «شیفت شب» می خواهد چنین وضعیتی را نشان دهد. جهان بینی ما براساس انتخاب هایمان شکل می گیرد و ما هر لحظه در معرض این هستیم که چه راهی یا چه شیوه ای را انتخاب کنیم.


شاید کمی ناامیدانه باشد، یک نگاه به آمار طلاق فکر کنم نکته دیگری را نشان می دهد. شاید شما این شیوه رفتاری را آورده اید که پیشنهادی برای نسل جدید باشد. یعنی مسئله را در فیلم مطرح و راه پیشنهادی آن را نیز ارائه داده اید. در صورتی که به نظر می رسد نسل آدم هایی که این گونه رفتار می کنند منقرض شده است.


من اصلا فمینیست نیستم، این همه مردان از صبح تا شب کار می کنند. من گاهی که از فرودگاه برمی گردم، راننده تاکسی هایی را می بینم که می گویند از صبح تا آن موقع سرکار هستند. انسان هستند واقعا. گاهی که با همسرانشان حرف می زنند، از دست همسرانشان ناراحت می شوم، از میزان خواسته آنها. دلم می خواهد به زنانشان بگویم، یک خرده درک کنید، یک خرده بفهمید، یک خرده انصاف داشته باشید


فکر نمی کنم این طور باشد که نماند یا با پیش آمدن مشکل، زن بگذارد و برود. افراد دیگری هم به من این را گفته اند که تعداد کسانی که این رفتار را می کنند خیلی کم است یا اصلا نیست. اما هر آدمی که در خانواده است باید از کیان خانواده اش دفاع کند نه این که بگویند من چون از نسل جدید هستم رها می کنم و می رود.هیچ چیزی قطعی نیست، همه چیز نسبی است. باید دید شرایط این زن چیست؟ ولی طبق تجربه شخص و وقتی زندگی های دیگران را می بینم به من ثابت شده که معمولا این زن ها در زندگی می مانند. می مانند ومشکل را حل می کنند و زندگی دوباره ای می سازند. به ندرت زنی ترک می کند. زنانی که براساس اصولی زندگی می کنند و ارزش های اخلاقی برای خودشان و خانه شان ترسیم می کنند، از نطر پذیرفته ترند. آنها مهربانی و وفاداری و ارزش های انسانی را مدنظر قرار می دهند. فراموش نکنیم هرکس به شیوه خودش با مشکل روبه رو می شود، شاید ناهید هم از آنهایی باشد که دم نوش درست می کند! شاید یک انسان است که روحیه سنتی دارد و می خواهد زندگی کند و خانواده اش را حفظ کند.


تغییر جهت زیادی از زن فیلم شما در «شیفت شب» نسبت به فیلم «سوت پایان» روی داده است.از آن زنی که حاضر بود خانه اش را به خاطر عقیده اش از دست بدهد تا این زنی که حاضر است همه چیز را برای حفظ خانه اش بدهد، تغییر بسیاری رخ داده است. خودتان عوض شده اید یا شرایط عوض شده است؟


هر قصه ای متفاوت است. سوت پایان یک زن و شوهر روشنفکر و فعال اجتماعی بودند. داستان فیلم بعدی من در روستا می گذرد. هرکدام با دیگری فرق دارد. ناهید هم کار قهرمانانه و متفاوتی انجام می دهد.


اما این ویژگی آثار شماست که تاثیر اجتماع و اطراف را می توان در آنها دید. یعنی شما اطراف را این طور دیده اید؟


اجتماع بر من واقعا تاثیر می گذارد. آن زمان خانه سینما این کار را انجام می داد و با بازیگران و سینماگران به دنبال این بود که این بحث بخشش را پیش ببرد و به سراغ خانواده ها می رفت و برای رستن افراد از اعدام تلاش می کردند. الان هم که ماجرا تحریم بوده است. من قصه هایم را براساس آن چه که در جامعه اتفاق می افتد می نویسم.


زنان فیلم های شما در سکوت تصمیم هایشان را می گیرند، البته در فیلم «سوت پایان» رفتارهای اکتیویستی ایجاب می کرد که شخصیت پرشر و شور باشد. اما در فیلم های «چند روز بعد» و «شیفت شب» این ویژگی خود را بیشتر نشان می دهد.


من سکوت را دوست دارم. من در موسیقی نت های پشت سر هم را دوست ندارم. اگر توجه کنید در هر موسیقی از پاپ تا کلاسیک اگر سکوت نباشد، اثر تبدیل به آهنگ بسیار بدی می شود. فکر می کنم هر اثر هنری به این سکوت ها نیاز دارد. من در ادبیات هم علاقه به سکوت دارم، فکر می کنم رمزآلود است.


اما باعث کندی اثر نمی شود؟


تماشاگر هم باید یک جاهایی خودش را با فیلمسازان همراه کند.


و مسیر برداشت مخاطب را تغییر نمی دهد؟


تخیل تماشاگر خیلی هم خوب است. هرکس باید وقت داشته باشد درباره آدم ها تخیل کند.


و اگر این روند و عکس العمل ها گاهی قابلقبول نباشد چطور؟ آن وقت واکنش شما چیست؟ شما می گویید این داستان من است!


من که ادعایی درباره فیلمسازی ندارم. 4-5 تا فیلم ساخته ام و دارم تلاش می کنم و تجربه پیدا می کنم. این چیزی است که من علاقه دارم و در آن پیش می رود. شاید خود من هم وقتی آن فیلم ها را دوباره می بینم بگویم کاش آن صحنه را طور دیگری می ساختم یا شخصیت شکل دیگری عمل می کرد.


مردهای فیلم «شیفت شب» را دوست دارید؟


بله! همیشه هم مثال زدم صحنه ای که ناهید کتک می خورد ما صورت فرهاد را نشان می دهیم، این که رفته و در بالکن سیگار می کشد. این که تنها است. سکوتش را می بینیم. این که او هم یک آدم است و تحت چه فشاری قرار دارد که چنین رفتاری دارد.


و البته سکوت و شخصیت پردازی فرهاد هم مناسب است. چگونه با آقای فروتن به این شخصیت رسیده اید؟


من فروتن را خوب می شناسم و با بازی اش آشنا هستم. سرنخ های لازم از فرهاد را به او دادم. فرهاد مردی است که زیربار این همه فشار بیچاره شده است. من اصلا فمینیست نیستم، این همه مردان از صبح تا شب کار می کنند. من گاهی که از فرودگاه برمی گردم، راننده تاکسی هایی را می بینم که می گویند از صبح تا آن موقع سرکار هستند. انسان هستند واقعا. گاهی که با همسرانشان حرف می زنند، از دست همسرانشان ناراحت می شوم، از میزان خواسته آنها. دلم می خواهد به زنانشان بگویم، یک خرده درک کنید، یک خرده بفهمید، یک خرده انصاف داشته باشید.


پس با دقت چینش کردید و تاکید داشته اید جاده دوطرفه ای بسازید که فقط پرچم ها و خواسته های زنان بالا نرود؟


نه! اصلا قرار نبود، یک طرفه و فقط به نفع زنان باشد. البته اصلا تصویر بدی هم از خانم ها نشان نمی دهم، من فقط تصویری انسانی را نشان می دهم. نمی گویم کی خوب است و کی بد.


فکر می کنید شناخت از دنیای مردان آسان باشد؟


خیلی از دوستان من مرد هستند و اگر بخواهیم با این دیدگاه پیش برویم باید تاکید کنم که همه آنهایی که در این داستان قرار گرفته اند از منظر انسانی به آنها پرداخته شده است. ولی از نظر روانشناسی که می گویید هرکدام ویژگی های خودشان را دارند.


منظور شناخت مردان برای ارائه در فیلم های شما است. شما به عنوان یک کارگردان زن به سراغ موضوع های  زنانه تر رفته اید و به نظر می رسد پرداخت تان درباره شخصیت های زن برایتان آسان تر است.


واقعا نمی دانم چه می شود که من یا فیلمسازان زن در مورد موضوعات زنان فیلم می سازیم و به آنها می پردازیم. این یک واقعیت است که مسائل زنان همیشه دغدغه کسانی بوده که می نویسند یا با ادبیات سروکار دارند و به خصوص برای ما که مساول جامعه همیشه برایمان مهم بوده است. من خیلی از مردانی که در فیلم هایم قرار می دهم را دیده ام. من فرهاد  فیلم «شیفت شب» را دیده ام.


یک شخصیت واقعی؟


نه، در ذهنم ساختم و تصویر کرده ام. اما می توانست یک شخصیت واقعی باشد. می توانست هرکسی در این شرایط باشد با همان شکنندگی که پیش تر به آن اشاره کرده ام؛ هر آدمی در جامعه این امکان شکنندگی را به دلیل انتخاب هایی که داشته می تواند داشته باشد.


کدام زن فیلم هایتان را دوست دارید؟ البته غیر از شخصیت «یک شب» که فقط بیننده بود و کاری انجام نمی داد.


چرا ! او با سه مرد در یک شب آشنا می شود و داستان زندگی آنها را متوجه می شود. بعد هم تا صبح به بلوغ فکری می رسد. مدل او شبیه شخصیت «ناتور دشت» بود. من «نگار» را دیده بودم. یکی از آشنایان که طلاق گرفته بود و با دخترش زندگی می کرد و با مردی آشنا شده بود و شب ها دخترش را در خانه راه نمی داد. خیلی موقعیت عجیبی بود. من فکر می کردم این دختر در چه شرایطی بزرگ می شود. او یک مادر خودخواه داشت که اولین اصل مادر بودن را زیر سوال برده بود. وقتی به کنکاش در درون جامعه می پردازیم؛ نکته های عجیبی را می بینیم و کشف می کنیم.


پس آن سوال کدام زن فیلم هایتان را بیشتر دوست دارید، بی جواب ماند.


همه زنان فیلم هایم شخصیت های خودشان را دارند، نمی توانم بگویم کدامشان را دوست دارم.


فکر می کنید کدام یک از آنها بیشتر به اصول و نحوه زندگی شما شبیه ترند؟


سوت پایان و چند روز بعد. ولی هیچ کدام ما شبیه سال قبل مان یا حتی روز قبل مان نیستیم. همه ما جلو می رویم.


و اگر بخواهیم در یک جمع بندی زن « شیفت شب» را به عنوان آخرین تغییرات فکری شما در نظر بگیریم، ناهید یک بازگشت به سنت ها و کنشی مانند زنان زمان مادر بزرگ هایمان نیست؟


ناهید با بقیه فرق دارد و کاملا می فهمم، زنان قبل در داخل خانواده نبودند، می توانستند خودشان را مجزا و تنها بدانند . اما «ناهید» زن خا نه دار است، می خواهد خانواده اش را حفظ کند. او تمام ذهنیت و تفکرش فرق دارد. ولی باید شخصیت «سوت پایان» هم فکر کنم باید بررسی کنم که چرا این قدر یک دنده بود.


اگر بخواهیم یک کم تندروتر باشیم؛ می توانیم این گونه نتیجه بگیریم که شما از آن نوع رفتارها سرخورده شده اید و پیشنهاد این روزهایتان این روش است.


اصلا! قرار نیست تمام فیلم های آدم شبیه هم باشد. می خواستم او یک زن خانه دار باشد. من همه جا گفته ام، ما زمانی به دفتر دکتر عارف می رفتیم. همه جا صحبت این بود که چرا این قدر پایه های خانواده ها سست و متزلزل شده است.


خوب درصدی از زنان ساعت ها پای ماهواره ها هستند، یعنی ماهواره ها در خانه ها روشن است. آنها پای ماهواره ها و سریال های متعدد می نشینند و نمی فهمند در جامعه چه خبر است. چطور می گویند اعتیاد، ماهواره هم یک نوع اعتیاد است.


ما ساعت ها برای داشتن شغل «ناهید» فکر کردیم، بعد همه را کنار زدیم، گفتیم فقط یک زن خانه دار. زنی که نشسته و مشغول مراقبت از دخترش است، وقتش صرف بچه می شود. خیلی از این زنها را می بینید، همه جا هستند. زنانی که هیچ واکنشی ندارند. یک زنی از خانواده سنتی، خواهری که بخشی از حسابش را از همسرش قایم می کند و ... زنی که یک باره به فکر فرو می رود و یک دفعه در ذهنش جرقه می زند.


این بار داستان زنی را تصویر کردید که شبیه زنان دیگر جامعه بود؟


دقیقا! خیلی از زنان با او همذات پنداری کردند، خیلی ها خودشان را در «ناهید» می بینند. بارها در این مدت به من گفته اند و ابراز آشنایی کردند. «ناهید» را خیلی از زنان می شناسند).


منبع: ماهنامه تجربه، شماره 41

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

قیمت مرسدس بنز در بازار

نوبخت: بودجه سال آینده متفاوت است

افزایش شیب کاهش قیمت در بازار ارز

قانون تجارت بعد 87 سال نو می‌شود

گوشت ارزان می شود؟

دلیل غیبت خاویار در سبد غذایی خانوار ایرانی

علت اختلال در سامانه معاملاتی بورس

وضعیت تولید فولاد ایران در سال 2018

اکرمی: چرا قیمت کالاها به رغم پایین آمدن نرخ ارز کاهش نیافته است؟

متوسط قیمت مسکن در تهران متری ۱۳.۲ میلیون

ظریف: مسیر پیش رو دشوارست، اما به امتحانش می‌ارزد

دروغ نتانیاهو درباره حمله به مرکزی از سپاه قدس ایران در سوریه

بسته ویدئویی آخرین خبر/ تلاش 300 مسئول برای آزادی قاچاقچی بزرگ!

چمران افغانستان که بود؟

پذیرایی دادستان از اعضای گروهک فرقان

ادعای رویترز در مورد رایزنی‌های ظریف و لودریان

هاشمی رفسنجانی رئیس ماند

خبرهای خوب از سازمان فضایی کشور

وقتی کاخ سفید غافلگیر شد

لیست امید زیر ذره بین اصلاح‌طلبان

کاخ‌سفید سخنان امروز ترامپ را اصلاح کرد

ماجرای دختر ۹ ساله‌ای که به عقد داعشی‌ها درآمد

هند و بحرین به توافق رسیدند

آغاز جشن بزرگ حزب الله در دومین سالگرد آزادسازی جرود عرسال و راس بعلبک

اتاق جنگ آمریکا به روایت رویترز

تنها یادگاری حاصل از مذاکره آقای کیم با ترامپ

تصاویر تجاوز جدید صهیونیست‌ها به سوریه و لبنان

منشوری که قرار است در اجلاس گروه ۷ به تصویب برسد

توافق ترامپ و آبه بر سر کلیات طرح تبادل تجاری

دبیر کل حزب الله: آمریکا به اعتراف ترامپ، داعش را ایجاد کرده است

حمله سگ خانگیِ عظیم‌الجثه به زن باردار

پاشنه آشیل ایمنی بازار تهران

ماجراهای استفاده از کارت سوخت

ماجرای دزدیده شدن یک نوزاد از بیمارستان شهریار

خبر خوش سرپرست آموزش و پرورش برای فرهنگیان بازنشسته

گم شدن ۶ نفر از یک خانواده در بازگشت از آبگرم

همکاری گاو خوش‌شانس با امدادگران

دانشجویان «شریف» طلای مسابقات فضانوردی آمریکا را گرفتند

پیش بینی هفته‌ای خیس برای 11 استان

وقتی آمبولانس هم تقلبی می‌شود!