رصد

کد خبر: ۷۶۸۵۷
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۳:۴۱

1


بعدازظهر جمعه بود. مطابق معمول روزهای پنجشنبه و جمعه در پیاده روی خیابان کوروش (دکترشریعتی کنونی) مقابل حسینیه ارشاد ایستاده و منتظر بودم که دکتر شریعتی برای سخنرانی به حسینیه ارشاد بیاید. سالن داخل حسینیه لبریز از جمعیت بود. مستعمین یکی دو ساعتی بود که منتظر آمدن سخنران بودند. ساعت شروع سرخنانی دکتر در حسینیه ارشاد معمولا دو بعدازظهر اعلام می شد اما به یاد ندارم که جلسه زودتر از چهار عصر شروع شده باشد. دکتر معمولا دیر به سالن سخنرانی می رسید. دلایل مختلفی را برای این کار دکتر بر می شمردند. مثلا می گفتند دکتر عمدا با تأخیر به حسینیه ارشاد می آید تا کسانی که واقعا پای کار هستند برای سخنرانی حاضر شوند.(1) آن روز هم دکتر دیر کرده بود. منتظر ایستاده بودم که شخصی به سمتم آمد و ماجرای جالبی را تعریف کرد. راننده وانت بود. می گفت شب قبل، فردی را به مقصد حسینیه ارشاد سوار وانتش کرده. او در راه تا می توانسته از شریعتی بدگویی کرده است. مسافر در جواب از او پرسیده آیا تاکنون شریعتی را دیده ای و به حسینیه ارشاد پای صحبت اورفته ای؟ راننده وانت که تا به حال نه شریعتی را دیده و نه چیزی از او خوانده و شنیده بود، می گفت که حرف آن مسافر تکانم داد و امروز به حسینیه ارشاد آمده ام تا ببینم شریعتی چه می گوید. او می گفت که پس از پیاده شدن آن مسافر، متوجه شده است که مسافرش خود علی شریعتی بوده و حالا منتظر بود که شریعتی را ببیند و از او حلالیت بطلبد.


2


آشنایی من با حسینیه ارشاد به سال 1347 و پیش از باز شدن پای دکترشریعتی به حسینیه باز می گردد. بعد از پایان دوران دانشجویی، ارتباطم را با محافل مذهبی تهران حفظ کرده بودم. از جمله این محافل حسینیه ارشاد و مسجد جلیل بودند. وقتی دکتر سلسله سخنرانی هایش را در حسینیه ارشاد آغاز کرد، دیگر پای ثابت حسینیه ارشاد شدم. محل کارم در قزوین بود، اما خود را مقید کرده بودم که آخر هفته ها به تهران بیایم و پای صحبت دکتر بنشینم.در رفت و آمد به حسینیه ارشاد البته تنها نبودم. دوستانم مثل محمدعلی نجفی، فخرالدین انوار، میرحسین موسوی و محمد بهشتی نیز پای ثابت سخنرانی شریعتی بودند. بالای هشتاد درصد از مخاطبان سخنرانی های شریعتی جوانان بودند. طبقه بالای سالن اصلی حسینیه ارشاد به بانوان اختصاص داشت و طبقه پایین آقایان می نشستند. برخلاف زیرزمین حسینیه ارشاد که آن جا تفکیکی در کار نبود. جلسات سخنرانی از چهار عصر با آمدن شریعتی شروع می شد اما ساعتی برای پایان آن مشخص نبود. زیر دو ساعت سخنرانی نمی کرد، و یک بار پای سخنرانی سه ساعه او هم نشسته ام...  حسینیه ارشاد و سخنرانی های شریعتی به گمشده ای می مانست که بعد از سال ها پیدا کرده بودم. به دلیل تعلق به خانواده روحانی و دغدغه های مذهبی و اجتماعی که داشتم، در سخنرانی های مذهبی زیادی شرکت کرده و پای حرف علمایی چون مطهری و محمدتقی جعفری نشست بودم ام شریعتی با همه آن ها متفاوت بود. تصویری که از صدراسلام ارائه می داد با آن چه تا آن زمان می دانستیم متفاوت بود. آیاتی که از قرآن استخراج می کرد با آن بیان محکم و رسایش، در ذهن می نشست. برخی آیه ها را اولین بار از شریعتی شنیدم. آیاتی که بعدها در جریان انقلاب اسلامی و پس از آن الهام بخش بسیاری از حرکت ها بود. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط...» (حدید/25)؛ «ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون» (آل عمران/104).  در انتهای سخنرانی هایش دعا می خواند، و بی اغراق مو بر بدنم سیخ می شد. جادوی کلام او بی مانند بود. عجیب نبود که دستگاه های چاپ و پلی کپی حسینیه ارشاد بیست و چهار ساعته در حال تکثیر متن سخنرانی ها او بودند.


3


به واسطه رابطه نزدکی محمدعلی نجفی و یک دوست دیگر مشهدی ام با دکتر، روابط من هم با ایشان بیشتر شد. دیگر تنها مستمع سخنرانی های او در حسینیه ارشاد نبودم و به حلقه نزدیکانش راه یافته بودم. روزها می خوابید و شب ها کار می کرد. یک بار که با محمدعلی نجفی به خانه او رفتیم ساعت ورودمان یازده شب بود. تمام آن شب را با دکتر به بحث و تبادل نظر از هر دری پرداختیم. شریعتی در گفت و گو با جوانان انعطاف خاصی داشت. وقتی به او می گفتیم فلان نظر شما این ایرادات را دارد یا توضیح می داد یا می پذیرفتند. صبح شده بود؛ دکتر وضو گرفت ومی خواست به نماز بایستد. به شوخی گفتم آقای دکتر شما مگر نماز هم می خوانید. شریعتی جواب داد بله. گاهی از این ریاکاری ها هم می کنیم. آن زمان، تندترین حرف ها و اتهامات علیه شریعتی در برخی محافل مطرح بود.


4


اواخر کار حسینیه ارشاد به این فکر افتادیم که بد نیست برنامه حسینیه ارشاد قدری تغییر کند و تنها محدود به سخنرانی نباشد. تا آن زمان برخی نمایش ها به صورت مونولوگ در حسینیه ارشاد پیش از سخنرانی دکترشریعتی انجام شده بود. مثلا پرویز خرسند و محمدرضا شریفی نیای چهارده ساله مونولوگ هایی اجرا کرده بودند. اما ابتکار محمدعلی نجفی این بود که در حسینیه ارشاد تئاتر اجرا شود. او و فخرالدین انوار دست اندرکار اصلی شدند. دکتر علاقه عجیبی به اسطوره سازی داشت و با توجه به پایه اصلی پروژه شریعتی یعنی مذهب شیعه، نجفی نمایش نامه ای به نام سربداران بر اساس مبارزات این گروه در خراسان با مغول ها نوشت. روزی که متن نمایش نامه را به شریعتی دادیم نگاهی کرد و گفت می خوانم و نظرم را می گویم.  متنی که به او دادیم صد صفحه بود. فردای آن روز شریعتی آمد و نه تها کل متن صد صفحه ای ارا اصلاح کرده بود، بلکه نزدیک به صد صفحه در عرض 24ساعت نوشته و به نمایش نامه اضافه کرده بود. با متنی که شریعتی به ما داده بود تمرین را شروع کردیم، کارگردان نجفی بود. من نقش قاضی شارع را بر عهده داشتم. نقش شیخ حسن جوری را میرمحمود موسوی برعهده داشت. و به این ترتیب پنجم آبان 1351 با هیجان زیاد اولین اجرای تئاتر سربداران را در زیرزمین حسینیه ارشاد روی صحنه بردیم. استقبال خوبی شد. امیدوار بودیم که تا یک ماه بتوانیم سربداران را در حسینیه ارشاد اجرا کنیم. اما تصورمان خوش بینانه از کار در آمد. در کمال ناباوری شب بعد وقتی برای دومین اجرا به حسینیه ارشاد رفتیم، جلوی در تعداد زیادی پاسبان را دیدیم. حسینیه ارشاد تعطیل شده بود. بایدهرچه زودتر آن جا را ترک می کردیم. این یک دستور بود.


یادداشت:


(1) بعدها که با شریعتی بیشتر آشنا شدم پی بردم که این تاخیر عمدی نیست زیرا دکتر شاید به خاطر گرفتاری های ذهنی ای که داشت، خیلی در قید ساعت و قرار نبود و حال و هوای دقیقی نداشت. خاطرم است که باری در مشهد بودم. یکی از دوستان خبر داد دکتر شریعتی با خانواده اش از مشهد عازم تهران اند و خوب است برای بدرقه ایشان به ایستگاه قطار برویم. به ایستگاه رفتیم و آن جا همسر دکتر شریعتی، خانم پوران شریعت رضوی را دیدیم که متظر اوست. ما هم به شوق دیدن دکتر شریعتی منتظر شدیم. ساعت حرکت قطار نزدیک بود و دکتر هنوز نیامده بود. همه نگران بودیم. سر آخر درست در لحظاتی که قطار در حال حرکت بود دکتر شریعتی خودش را با عجله به قطار رساند و رفت.


منبع: ماهنامه اندیشه پویا ، شماره 32

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کنایه دلاوری به اظهارات متناقض هیئت دولت درباره ارزهای دولتی گم شده

کلاه جالب بانک‌ها برای محاسبه اصل وام‌ جایگزین

تصویب طرح تسهیل تسویه بدهی بدهکاران بانکی

مصرف برق از شرایط هشدار خارج شد

مرداد با توپ پر بازار طلا، سکه و دلار شروع شد

کاهش 10 میلیون تومانی خودرو داخلی

انتخاب هیات مدیره این بانک مردود شد

سراتو 45 میلیون تومان ارزان شد

آغاز پیش فروش بلیت قطارهای مسافری مرداد و شهریور

طرحی که اجناس را ارزان می کند

بعیدی نژاد: امیدواریم انگلیس فورا سیاست کاهش تنش را پیگیری کند

لاوروف: ترامپ با ایده «جنگ‌طلب‌ها» در مورد ایران مخالف است

خزانه‌داری آمریکا درباره همکاری با شرکت‌های هواپیمایی ایران هشدار داد

لاریجانی: آمریکایی‌ها در هیچ یک از اهدافشان موفق نشدند

پکن: رویکرد اشتباه آمریکا در قبال ایران دلیل تنش‌های کنونی است

توصیه ظریف به دانشجویان بولیویایی

رحیمی: تابعیت کریمی قدوسی، اکتسابی است

روسیه: پیشنهاد آمریکا برای گشت زنی در تنگه هرمز قابل درک نیست

مکرون: مایلم هرچه سریع‌تر با جانسون بر سر ایران همکاری کنم

انتقاد رئیس دفتر رهبر انقلاب از ساخت شهرک باستی‌هیلز

روسیه از «مفهوم امنیت جمعی« در منطقه خلیج فارس رونمایی کرد

تایم: انگلیس کمک آمریکا علیه ایران در خلیج فارس را رد کرد

لاوروف: مخالفان ونزوئلایی با مسکو در ارتباط هستند

عمران‌خان: طالبان باید در انتخابات افغانستان شرکت کند

اف بی آی: روسیه مصمم به مداخله در انتخابات آمریکاست

ارتش عراق ورود هزار تروریست داعشی به این کشور را تکذیب کرد

سخنان وحشیانه ترامپ علیه افغانستان

مارک اسپر وزیر دفاع آمریکا شد

افشای شکنجه یکی از مبلغان عربستانی به دست رژیم آل سعود

پاکسازی 30 روستای عراق در روز چهارم عملیات «اراده پیروزی»

دستگیری قاتل فراری در شوش

وقتی نویسنده معروف خارجی از امر به معروف و نهی از منکر می‌گوید

گورخوابی که دانشجوی دکتری شد

تصویر دلخراش حادثه‎‌ای که دو قلوهای 3 ساله را آسمانی کرد

گریه ام در حرم از روی پریشانی نیست

اورژانس تعداد غرق شده‌ها از ابتدای سال را اعلام کرد

نجات یک دختر از خودکشی اتوبان امام علی(ع)

نجات دختر جوان از خودکشی در شرق پایتخت

گزارشی بی پرده از آشفتگی پوشاک مناسب جامعه

دستگیری مالخر 3 تن گاردریل سرقتی در خمینی‌شهر