رصد

کد خبر: ۸۴۶۷۱
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۰

مصطفی ایزدی، پژوهشگر سیاسی و فرهنگی / سازمانی که می بایست کوچک می بود و مدیریتش آسان، به مرور بر اثر بی توجهی ها و سوء مدیریت ها، به یک ارگان بزرگ و فربه که مدیریت آن در حال حاضر، بسیار سخت و خسته کننده است، تبدیل شده و روز به روز وضعیت و شرایط آن پیچیده تر خواهد شد.


سازمان صدا و سیما، با رفتن محمد سرافراز از رأس آن، در انظار اهل فرهنگ و سیاسیون، به سوژه ای که هزار و یک مسئله دارد بدل شد. حتی از سوی روزنامه و رسانه های اصولگرایان افراطی نیز با باد انتقاد گرفته شده است. (نگاه کنید به یادداشت روز، روزنامه کیهان 95.2.27) اصولگرایانی که در ده دوازده سال اخیر، برنامه های سیاسی و فرهنگی رادیو و تلویزیون، پاتوق تحلیل ها و اظهارنظرهای آنان بوده؛ خود مدعی بی پایگی علمی برنامه ها، فیلم ها و سریال های صدا و سیما شده اند. از عجایب روزگار همین است که این آقایان دست به دست هم دادند و رسانه ملی را که می توانست و می بایست اثرگذارترین رسانه در خدمت عموم باشد، به یک سیستم تبلیغات تجاری و رسانه تک صدایی و مهجور میان خیل رسانه های صوتی و تصویری و مجازی در خانواده های ایران تبدیل نمودند و اکنون که ضعف و ناتوانی مدیران همفکر آنان، کوس رسوایی شان را به صدا درآورده است، اظهار انتقاد می فرمایند.


در هر صورت رسانه ملی مشکلات عدیده ای دارد و از کمبودهایی رنج می برد که راقم این سطور به فهرستی از آنان اشاره می کند:


1 – بزرگی پیکر سازمان و عدم ضرورت این همه نیروی انسانی و این تعداد شبکه رادیویی و تلویزیونی.


2 – عدم پاسخگویی به نیازهای واقعی قریب به اتفاق مردم در زمینه های اطلاع رسانی درست و بی طرفانه، تفریح و سرگرمی، فیلم سینمایی و سریال های آموزنده، بهداشت و اقتصاد و مسائل اجتماعی و...


3 – مدیریت های نه چندان قوی و معتقد به مردم سالاری و قدرتمند در مقابل فشارهای بیرونی و عدم شفافیت در عملکرد.


4 – اختلاف نظرهای درون سازمان به ویژه در سطح مدیران بلندپایه.


5 – عدم استفاده مناسب از توانایی های نیروهای باتجربه و خدمتگزار به دلیل بازنشستگی اجباری آنان پس از 25 سال فعالیت سازمانی.


6 – نداشتن بودجه و درآمد کافی برای اداره بیش از 50 هزار نیروی انسانی، انبوهی از تجهیزات و تأسیسات فنی و ساختمانی و از همه مهمتر تولید برنامه های هنری جذاب.


7 – بی خاصیتی شورای نظارت بر صدا و سیما که متشکل از نمایندگان قوای سه گانه است.


8 – وجود یک جنگ سرد دائمی بین سازمان صدا و سیما و قوه مجریه، به صورت پررنگ یا کمرنگ بر حسب نوع تفکری که بر دولت حاکم است.


پیرامون هر یک از موارد ذکر شده و شاید موارد دیگری از ضعف ها و کاستی ها که سازمان صدا و سیما را به حدی از بی اعتباری حتی نزد همفکران و مدعیان اصولگرایی، رسانده است. حرف های فراوانی می توان گفت. در این یادداشت، به اختصار در خصوص مشکلات و کمبودهای مورد اشاره نکاتی را یادآوری می کنم:


(1)


در اوایل پیروزی انقلاب، تعداد پرسنل سازمان صدا وسیما در سراسر ایران در حدود 10 هزار نفر بودند. تعداد اندکی نیز به صورت برنامه ای با سازمان همکاری داشتند. تا سال های سال، افزایش جمعیت به کندی صورت می گرفت تا این که در دهه های هشتاد و نود، سرعت گرفت و در حال حاضر بر حسب قول افراد آشنا به امور اداری سازمان، در حدود 50 هزار نفر امور رادیو و تلویزیون را پیش می برند. البته همان موقع که صدا و سیما در حدود 10 هزار نفر جمعیت داشت، طرح هایی برای کوچک کردن صدا و سیما در دست تهیه بود، اما معلوم نشد که سرانجام این طرح ها به کجا ختم شد. در خاطرم هست که با تشکیل شورای سرپرستی رسمی در سال 1359، دبیر شورا، آقای علی جنتی، طی نامه ای از مدیران گوناگون سازمان خواست که برای اصلاح ساختار صدا و سیما نظرات خود را بدهند. بنده در آن هنگام مدیر صدا و سیمای مرکز مازندران بودم، در جواب آن نامه نوشتم که سازمان باید کوچک شود. در حدی که غیر از عوامل فنی مربوط به تجهیز و نگهداری سیستم فنی و تأسیساتی سازمان، فقط یک حسابداری داشته باشد و یک بخش، به این صورت که سیاست های کلی پخش برنامه، به هنرمندان و تهیه کنندگان خارج از سازمان ارائه گردد و از آنان خواسته شود که برنامه تولید کنند، فیلم بسازند، سریال بسازند و... و ساخته های خود را به پخش عرضه نمایند.


مدیران پخش بازبینی کنند، اگر با معیار و ضوابط پخش تطبیق داشت، حسابداری پول آن را بپردازد. در واقع، تلویزیون و رادیو در درون خودش تولید نداشته باشد.


هر آنچه می خواهند توسط بخش خصوصی تهیه و به سازمان فروخته شود. واحد اخبار نیز جزئی از مدیریت پخش باشد نه این که دم و دستگاهی عریض و طویل به عنوان معاونت خبر، تشکیل گردد. به نظر می رسد هم امروز نیز می توان به چنین شیوه ای رسید به شرط این که همتی عالی به میان آید و تصمیمی بگیرد که در مدت ده سال آینده، سازمان به طور کلی متحول گردد. بدیهی است وقتی حجم نیروی انسانی کم شود، بسیاری از هزینه های جاری سازمان کم می شود و این صرفه جویی ها به هزینه خرید آثار خوب از بخش خصوصی می رود.


امروزه هنرمندان و نیروهای کارآمد فراوانی در سطح جامعه زندگی می کنند که اگر به آنان سفارش کار بدهند، به یقین می توان گفت که تحولی اساسی در شبکه های تلویزیون ایجاد خواهد شد. می دانید که کلیه کارمندان صدا و سیما، بعد از 25 سال کار در سازمان به اجبار بازنشسته می شوند.


این زنان و مردان باتجربه که پای به سن پیری نگذاشته اند، بالقوه توانایی هر نوع برنامه سازی را در خارج از سازمان دارند، اما متأسفانه- به دلیل انحصاری بودن صدا و سیما- جایی برای کار کردن و از خلاقیت ها و ذوق و هنر خود بهره بردن ندارند. شاید به ندرت افرادی از این دست، همکاری هایی با سازمان داشته باشند، اما هر کس از سازمان بازنشسته می شود، پل های پشت سر خود را ویران شده می یابد، به همین دلیل به هر یک از همکاران بازنشسته بر می خوریم و از او در مورد فعالیتش سوال می کنیم، جوابشان تکراری است، یا فعالیتی ندارند و یا در جایی غیر از مربوط به تخصص و تجربه شان مشغولند. به جز فربهی سازمان از نظر نیروی انسانی، تعداد زیاد شبکه های رادیویی و تلویزیونی که نوعاً تولیدکننده برنامه های آموزنده هنری نیستند، مزید بر علت بزرگی سازمان است. وقتی شبکه 3 به ورزش و سرگرمی برای جوانان اختصاص دارد، راه اندازی شبکه ورزش چه کار مهمی است؟ البته اگر سازمان پول و درآمد به اندازه کافی داشت، هیچ اشکالی ندارد که تعداد بیشتری شبکه راه اندازی کند، اما وقتی با شبکه ای به نام بازار روبه رو می شویم که همه اش تبلیغات و یک مغازه درآمدساز برای اداره کردن همان شبکه است، چه ضرورتی برای وجود آن است؟


خاصیت این شبکه ها، استفاده از آرشیو برای پر کردن کنداکتور است، حال مردم ببینند یا نبینند! بدیهی است، رئیس جدید سازمان آقای دکتر عبدالعلی علی عسگری، برای کم کردن تعداد شبکه ها و ادغام آنها درهم، دلیل موجه زیاد دارد و می تواند به آسانی نسبت به جمع و جور کردن این همه شبکه اقدام نماید. در این صورت تعدادی ساختمان از دور اجاره دادن خارج می شود و تعدادی نیروی انسانی آزاد می گردند.


(2)


صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، یک کنیه برای خود درست کرده به نام رسانه ملی. این عنوان بار زیادی را بر دوش مدیران گوناگون و فراوان آن گذاشته است. رسانه ملی، یعنی این سازمان صرفاً یک رسانه برای اطلاع رسانی از عملکرد حاکمیت نیست و به ملت ایران تعلق دارد ضمن این که سیاست های نظام اسلامی را در چارچوب قانون اساسی و قوانین جاری کشور، در امر رسانه، اعمال می کند. ای کاش در ایران به این بزرگی و جمعیت هشتاد میلیونی و تنوع قومی و مذهبی و سرزمینی، چندین سازمان رادیو و تلویزیونی وجود می داشت. البته اگر شورای نگهبان، قانون اساسی را با سعه صدر بیشتر و نزدیک به اهداف و انگیزه های تصویب کنندگان قانون اساسی در سال 1358 تفسیر می کرد، آنگاه ایران می توانست تعدادی ارگان رسانه صوتی و تصویری با مالکیت بخش خصوصی، احزاب و اقوام، داشته باشد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط مدیر منصوب رهبری اداره می شود و نمایندگان قوای سه گانه کشور، بر آن نظارت می کنند. (اصل یکصد و هفتاد و پنجم) آیا تفسیر این عبارت روشن این است که در کشور نمی توان رسانه های صوتی و تصویری دیگری به نام رادیو یا تلویزیون راه انداخت؟ اگر در قانون اساسی می آمد که روزنامه کیهان و اطلاعات توسط مدیران منصوب رهبری اداره می شوند، معنی اش این بود که در ایران هیچ روزنامه دیگری حق فعالیت نداشت؟ رادیو و تلویزیون ملی، یک سازمان خاص و محدود بود که به عنوان رسانه حاکمیتی در دوران پهلوی اداره می شد. همین سازمان خاص و محدود، در قانون اساسی ابتدا توسط نمایندگان سه قوه اداره می شد و پس از بازنگری در قانون اساسی توسط نماینده رهبر اداره می شود. از کجای چنین قانونی بر می آید که افراد حقیقی یا حقوقی دیگری حق تأسیس رادیو و تلویزیون ندارند؟ بنده البته نمی خواهم بگویم چرا قانون اساسی را شورای نگهبان تفسیر می کند، بلکه انتظار داریم که یک اصل بین و روشن را نباید به گونه ای تفسیر کرد که مردم و گروه ها و احزاب دلسوز از انتقال دیدگاه هایشان به افکار عمومی محروم شوند. در هر صورت امروزه صدا و سیما، رسانه ملی نیست، یک رسانه حکومتی است و خود را ملزم می بیند، برنامه های خود را کاملاً منطبق با نقطه نظرات مقامات ارشد نظام تولید و پخش کند، اما متأسفانه عملکرد مدیران سازمان مدعی رسانه ملی، حتی منطبق با دیدگاه های حاکمیت هم به طور کامل نیست. یک جناح سیاسی که لیدرهای آن همفکر مدیران هستند، می تواند ایده ها و برنامه های خود را از طریق صدا و سیما به افکار عمومی منتقل نماید، ولی عموم مردم و احزاب و گروه ها و انجمن های منتقد جناح متعلق به تفکر صدا و سیمایی موجود، هیچ راهی در برنامه های صدا و سیما ندارند. این امر ضایعات فراوانی به فرهنگ و نوع زندگی ایران اسلامی وارد کرده است که وصف آن در این نوشته نمی گنجد، فقط باید گفت که چون اکثر مردم ایران، خود را در برنامه های تلویزیونی و رادیویی نمی بینند، به دیدن رادیو و تلویزیون خارجی که کارشان در بسیاری از موارد، سمپاشی به اندیشه های ایرانی و اعتقادات اسلامی جامعه است، رغبت نشان می دهند. مدیران صدا و سیما باید قبول کنند که برنامه های جامع و آموزنده و هنرمندانی در شأن ملت بزرگ ایران، از رادیو و تلویزیون شان پخش نمی شود و اگر مدیر جدید نتواند این عیب بزرگ را برطرف کند، همانند سلف خود ناموفق خواهد بود.


(3)


مدیریت کلان در صدا و سیما- تقریباً مثل بسیاری از ارگان ها و نهادها و وزارتخانه های دیگر- دچار نوعی از رفاقت بازی و ضعف در به کارگیری نیروهای باتجربه در سازمان است. وقتی یک رئیس در رأس سازمان می نشیند، حتماً چند نفر معاون و مدیر از خارج سازمان همراه خود وارد این دستگاه سرشار از نیروهای توانمند و با کیفیت می کند. احتمالاً بدانید که تعداد مدیران واحدهای گوناگون صدا و سیما در عرصه های مختلف، بیش از یک هزار نفر هستند، آنگاه، رئیس سازمان با یک نفر در بیرون آشناست، او را وارد سازمان می کند و در رأس یک گروه تولیدی یا معاونت نصب می نماید. این امر باعث می شود که بسیاری از حوزه های تولیدی یا اداری دچار ضعف مفرط شوند. بنا ندارم در این رابطه نامی از کسی ببرم، اما به خاطر دارم که یکی از روسای پیشین صدا و سیما، وقتی از رهبری حکم گرفت و به ساختمان شیشه ای در جام جم پای گذاشت، یک نفر کاملاً بیگانه با صدا و سیما را در رأس معاونت اداری و مالی سازمان قرار داد. این معاونت که هیچ اطلاعی از مدیران فراوان درون سازمان نداشت و می پنداشت همه این نیروها که از دوران مدیریت پیش در رأس واحدها هستند، با دیدگاه خودش هماهنگ نیستند، دست به اقدام شد و احمدی نژادوار دست به قلع و قمع زد و تعداد زیادی نیروی خطی و همفکر خود را وارد سازمان کرد.


این مدیران جدید هم تا دلشان خواست نیروهای جدید استخدام نمودند و یک باره سازمان صدا و سیما از نظر تعداد پرسنل رو به رشد نهاد که مشکلات امروز سازمان، معلول آن بی توجهی به مدیران سابقه دار این نهاد پرنیرو است. خدا رحمت کند آن معاون اداری و مالی را که پس از روی کار آمدن احمدی نژاد، به دولت نهم و دهم پیوست و تا مقام وزارت هم پیش رفت.


او اهل مازندران بود و زمان حضورش در صدا و سیما آن قدر نیرو جذب کرد که دوستان می گفتند، محوطه جام جم مانند منطقه ای از مازندران همه به لهجه طبری حرف می زنند. وقتی در چنین معادلات مدیریتی، نیروهای باتجربه به بهانه های فکری و سیاسی کنار می روند و در موارد زیادی، سازمان را ترک می کنند، تشکیلات مهم و گسترده صدا و سیما، دچار ضعف مدیریت در واحدهای گوناگون می شود.


(4) قصه پرغصه بودجه در سازمان صدا و سیما و حکایت تلاش مدیران برای جذب اعتبار، از گفتنی های پردامنه رسانه ملی است. صدا و سیما بودجه ای لازم دارد که در یک تقسیم بندی کلی به سه بخش تقسیم می شود: بودجه جاری، بودجه عمرانی و بودجه تهیه و تولید برنامه در همه عرصه ها. بدیهی است مأموریت اصلی صدا و سیما، تهیه و تولید برنامه برای پخش از رادیو و تلویزیون است، به همین دلیل بیشترین بودجه باید صرف مأموریت سازمان گردد. حال اگر بخواهیم منصفانه بررسی کنیم، هزینه پشتیبانی اعم از جاری و عمرانی در مقابل بودجه برنامه سازی، بسیار حیرت انگیز است. سازمان برای تأمین بودجه، به مشارکت با بخش های خصوصی و دولتی روی آورده است. البته اشکالی هم ندارد که در شبکه های رادیویی و تلویزیونی برنامه های مشارکتی پخش شود. اما اشکال کار این است که اولاً: جنبه تبلیغاتی طرف مشارکت همه برنامه های مشارکتی را تحت تأثیر قرار می دهد. ثانیاً: برنامه های مشارکتی نه تنها کیفیت پایینی دارند، بلکه از برنامه های ارزان هم هستند. تصور کنید در یک برنامه مشارکتی، مدیرعامل یا مدیر فروش یک شرکت خصوصی بر صفحه تلویزیون ظاهر می شود و به مدت نیم ساعت در مورد جنبه های گوناگون محصولات یا فعالیت های شرکت خود توضیح می دهد، مجری هم گاهی اوقات سری به تأیید تکان می دهد. حال چنین برنامه ای کدام آدم، حتی بیکار می نشیند و تماشا می کند. به همین سیاق به پزشکی فکر کنید که در تلویزیون به عنوان کارشناس موضوعات بهداشتی و درمانی و سلامت و تغذیه می خواهد اظهارنظر کند، اما مرتب از خودش می گوید و نشانی و تلفن مطبش را اعلام می کند و خداحافظی می نماید. حتی در تمامی برنامه های پربیننده کودک و نوجوان، مثل عمو پورنگ، مجری و بازیگر و کمدین، مسئولیت تبلیغ کالاهای بچگانه اعم از خوراکی و غیرخوراکی را عهده دار می شود. چرا که این نوع برنامه ها، مشارکتی هستند. در واقع میزان و تعداد برنامه های مشارکتی بر برنامه های غیرمشارکتی غلبه کرده و اکثر زوایای برنامه سازی شبکه ها را درنوردیده است. ضمن این که بی پولی در حوزه تولید برنامه، باعث شده که بسیاری از برنامه ها نوع «د» باشد. (برنامه ها در چند نوع ساخته می شوند. الف: فیلم ها و سریال ها. ب: مستند و نمایشی «ترکیبی». ج: مستند گزارشی. د: برنامه های استودیویی.) در برنامه های نوع «د» مجری و مهمان روبه روی هم می نشینند و حرف می زنند تا وقت برنامه به پایان برسد. بعضی از برنامه های استودیویی سیاسی، شاید تا 90 دقیقه هم ادامه یابد. در هر صورت این نوع برنامه که کم هزینه ترین نوع برنامه سازی است، بیشترین وقت شبکه های مهم، همچون شبکه اول و دوم و سوم و بعضی از شبکه های تخصصی مثل سلامت و قرآن و بازار را پر می کند. از آنجا که بودجه صدا و سیما همانند سایر بخش های دیگر مملکت، بودجه محدودی است و به اصطلاح به کر وصل نیست، ضروری است که بیشترین بودجه به تولید فیلم ها و سریال ها و مجموعه های تلویزیونی فاخر متمرکز شود تا بتواند مردم ایران به ویژه جوانان را به خود جلب نماید. همین جا لازم است گفته شود که سرمایه گذاری برای جوانان در صدا و سیما که دغدغه مقامات ارشد نظام است، با تولید برنامه های نوع «د» که هیچ جذبه ای برای جوانان ندارد، میسر نیست. تولید برنامه های نمایشی، هنری، سرگرم کننده و پیام دهنده می تواند جوانان را جذب نماید. خلاصه این که در موضوع بودجه، کوچک کردن اندام سازمان و تمرکز روی برنامه های مناسب جامعه ایرانی، می تواند اصلی ترین سیاست بودجه ای مدیران اصلی سازمان صدا و سیما بشود. این امر محقق نمی شود جز این که از تعداد شبکه ها کاسته شود و نیروی انسانی موجود نیز به شیوه ای که تأثیر منفی در شرایط اقتصادی موجود نداشته باشد، تعدیل گردند. نوعی از این کوچک سازی این است که ورود نیروی جدید به هر شیوه ای، حتی به سفارش مدیران ارشد سازمان یا سفارش مقامات کشوری و لشکری، ممنوع گردد و خاطی از دستور العمل های صادره توبیخ و مجازات شود. از آنجا که سالانه تعداد قابل توجهی از نیروهای سازمان بازنشسته می شوند، پیش بینی می شود در چند سال آینده از فربهی پیکر سازمان کاسته گردد.


(5)


یکی دیگر از موضوعاتی که نسبت به آن بی توجهی می شود و در سازمان به گونه ای رها شده، عدم فعالیت گسترده و آزاد شورای نظارت بر صدا و سیماست. این شورا که با حضور نمایندگان دو نفره هر یک از قوای سه گانه تشکیل می شود، در مقابل انحرافات احتمالی سیاسی یا فرهنگی صدا و سیما برخورد جدی و پردامنه نمی کند و با یک تذکر و گلایه (بر حسب آنچه در رسانه ها می بینیم) نظارت به پایان می رسد. کاملاً روشن است وقتی تعدادی از شهروندان بلند پایه دارای مسئولیتی شدند باید به جزء جزء مسئولیتشان و نیز به مردمی که در کشور زندگی می کنند، وفادار باشند و نیز اگر اعضای شورای نظارت بر صدا و سیما با سوء مدیریت ها و تعاملات غیر سازنده در جام جم روبه رو می شوند و یا حتی گزارشاتی از این دست را می بینند، برای رفع آن برخورد جدی کنند تا چنین نشود که یک مدیر پنج ساله، طول عمر مدیریتش به دو سال نرسد و از رأس سازمان کنار رود.


(6) و آخرین نکته این که مدیران ارشد، به خصوص در معاونت سیاسی- که اخیراً به معاونت اخبار تغییر نام داده- و در رأس آنها، رئیس صدا و سیما باید باور کنند که در این سازمان، خط بازی، گروه گرایی، لجبازی با تفکر اکثر مردم و یکجانبه حرکت کردن، ظلم آشکاری است که به ملک و ملت می شود. باید بپذیرند که آقایان در رأس مسئولیت های رسانه ملی ننشسته اند که دیدگاه های خود را اعمال کنند. صدا و سیما نه حزب است و نه یک موسسه فرهنگی خصوصی. اگر آقایان چنین باوری داشته باشند باید بدانند که قانوناً و شرعاً و اخلاقاً نمی توانند این دستگاه حساس را- که برای آن تعبیر دانشگاه عمومی را به کار برده اند- یک طرفه، حزب و جناح و تفکر خود قرار دهند. باید باور کنند که حق با مردم است و مردم را اگر رها کنند و به آنان بی اعتنایی نمایند، قریب به اتفاقشان برای بهره مندی از وسایل ارتباط جمعی، به سراغ بیگانگان می روند.


اگرچه امروزه رسانه ملی در ایران، یکی از ضعیف ترین رسانه ها، در دنیای پر از رسانه های مجازی است و ماهواره های به غایت متنوع، بال خود را- حتی بر سر مدیران رسانه ملی- گسترده اند، بی اعتنایی و عدم توجه مردم به رسانه ملی، صرفاً به برنامه ها و خطوط سیاسی آن بر نمی گردد، بلکه دیگر رسانه ها- به ویژه نوع مجازی آن- سهل الوصول تر و سریع تر و فراگیرتر از رقیبان خود هستند، اما اگر مدیران صدا و سیما، با بهره گیری از ذوق و هنر هنرمندان متعهد، با هر وابستگی به جناح های قانونی ایران، سطح ارائه برنامه ها را ارتقا ببخشند و در حوزه های سیاسی و فرهنگی، از کارشناسان جناح های گوناگون در برنامه های خود استفاده نمایند و مخاطبان رسانه ملی را دارای شعور و فکر و عقل و اندیشه بپندارند، اعتنای آحاد جامعه به این رسانه، خیلی بیشتر از آنچه امروز هست، خواهد شد. وقتی مردم می بینند که تنها رسانه فراگیر ایران، در برابر آرایی که موقع انتخابات به صندوق ها ریخته اند، می ایستد و با دولت یا مجلس منتخب آنان به مخالفت جدی می پردازر و نام این مخالفت حساب شده را انتقاد می گذارد، دیگر چه انتظاری از مردم دارند که به دیگر رسانه های معاند، توجه نکنند. رئیس جدید سازمان صدا و سیما با بررسی عملکرد دو، سه دوره قبل از خود در ریاست سازمان، علل ناکامی آنان را در ایجاد تعامل بین رسانه ملی و منتخبان مردم، پیدا کند و در برنامه ریزی های خود مورد توجه قرار دهد. شک نباید کرد که تک صدایی آفت بزرگ رسانه ای است که متعلق به همه است و این تعلق، مسئولیت دست اندر کاران آن را صد چندان می کند. امید می رود رئیس جدید، موفق و سربلند- در آینده ای دور- رسانه ملی را تحویل خلف خود بدهد.


 منبع: هفته نامه صدا، شماره 82

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

موافقت یواشکی وزرا با بازگشت کوپن

سیلو و انبارهای دولتی امسال واگذار نمی‌شوند

ترفندهای شرکت‌های دخانی برای ورود به ایران

ابهام جدید در ماجرای افزایش حقوق ۹۸

اوج‌گیری مجدد بیت‌‌کوین پس از دوران رکود

افتتاح بزرگترین شهرک دارویی غرب آسیا در البرز

قضیه وام دلچسب مستأجران چیست؟

دومین افت متوالی دلار به ثبت رسید

برنامه های دولت برای توسعه گردشگری

وزیر راه خبر داد: آغاز نهضت خانه سازی

ترک آبادی: ایران از حقوق خود صرف‌نظر نمی‌کند

گفت‌وگوی پمپئو با موگرینی درباره ایران

وزیر دفاع: مشکلات موجود در کشور قابل حل است

مرعشی: نمی‌توانیم کشور را به دست پایداری‌ها بدهیم

تخت‌روانچی: آمریکا به حضور غیرقانونی خود در سوریه پایان دهد

ماجرای شکایت نماینده مجلس از دادستان لاهیجان

گزارشی از حضور دریابان شمخانی در دهمین اجلاس امنیتی در روسیه

واکنش فرمانده سپاه به ادعای مین‌گذاری ایران در عمان

پیروی مرکل از آمریکا در اتهام‌زنی به ایران

رایزنی هوک با مقامات اروپایی درباره ایران

انفجارهای متعدد در یک شرکت نفت عراق

اردوغان: به زودی "اس۴۰۰" را دریافت می‌کنیم

طبیعت گردی دو ساله ولیعهد سوئد

درخواست آلمان درباره مرگ مُرسی

انتقاد توئیتری ترامپ از رئیس بانک مرکزی اروپا

عربستان صدور روادید عمره را متوقف کرد

کاخ ریاست جمهوری عراق هدف موشک قرار گرفت

ادعای طالبان: آمریکا پذیرفت نیروهایش را از افغانستان خارج کند

المعلم: ترکیه خاک سوریه را اشغال کرده و از داعش حمایت ‌می‌کند

مخوف‌ترین و رعب آور‌ترین زندان ایالات متحده را بشناسید

توقیف اتوبوس حامل تریاک در یزد

سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش: مدرسه "جعبه سیاه" جامعه است

انفجار کپسول گاز دست‌ساز 19مصدوم بر جا گذاشت

گزارشی از یازدهمین نمایشگاه بین المللی صنایع دستی

سازمان ملل خواهان تحقیق درباره مرگ مرسی شد

پیامکی که تهدید به اخراج دانش‌آموزان کرد!

سوال جالب شهید مطهری از مردان طالب همسر دوم!

اردکان فارس لرزید

پرسش‌های باقی‌مانده از یک قتل در زندان فشافویه

15سال بلاتکلیفی مرد همسرکش