رصد

کد خبر: ۸۵۷۹۳
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۸:۴۸

المیرا حصارکی/ فریدون جیرانی، سردبیر روزنامه سینما، تهیه کننده و مجری و کارشناس اسبق برنامه هفت و یکی از کارگردان هایی است که در سه دوره معاونت سیما (دوران میرباقری، علی دارابی و علی اصغر پورمحمدی) فعالیت کرده است. او به خوبی با زیر و بم سازمان صداوسیما آشناست و چون بیشترین فعالیتش مربوط به معاونت سیما بوده گزینه خوبی بود برای آن که ما را در جریان تغییر و تحولات این معاونت قرار دهد.


با توجه به تغییراتی که آقای سرافراز در زمان ریاست خود به وجودآورد، به نظرتان معاونت سیما اهمیت خود را حفظ کرده است؟


معاونت سیما همیشه اهمیت داشته چون مدیر سازمان نمی تواند به تمام کارها رسیدگی کند و معاونت سیما مدیریت جزئیات را بر عهده دارد. ساختار فعلی تلویزیون و معاونت سیما البته یک شکل مدیریتی است که چند دهه است دارد تجربه می شود و به دوره ای که آقای لاریجانی به صداوسیما آمد بر می گردد. قبل از او تلویزیون به شیوه دیگری اداره می شد و مدیران هر شبکه تصمیم گیرنده نهایی بودند. البته آن زمان دو شبکه بیشتر وجود نداشت و مدیرعامل زمان کافی برای مدیریت کارها را داشت. زمانی که آقای لاریجانی آمد، شبکه های گسترش پیدا کرد. شبکه سه و چهار و پنج به تلویزیون اضافه شد و طبیعتا پستی مانند معاونت سیما از اهمیت زیادی برخوردار شد، فردی که بتواند بر شبکه ها نظارت کند و کارهای گسترده را سازمان دهد. ضمنا با گسترش تلویزیون، معاونت های بسیار زیادی به وجود آمد و آن ها بودند که کارها را اداره می کردند. اما در همه شرایط معاونت سیما مهم بود و تحت تأثیر شرایط سیاسی هم قرار می گرفت. چون به هر حال اجراییات از کانال او می گذشت و مسائل سیاسی به معاونت سیما وصل می شد و به همین خاطر معاونت سیما می بایست دقت زیادی در مسائل مربوط به تلویزیون به خرج می داد تا اتفاقات مسئله سازی برای تلویزیون پیش نیاید.


حالا با توجه به این اتفاقات معاونت سیما با یک تغییر رویکرد رو به رو خواهد شد؟


فکر نمی کنم. آقای میرباقری در زمان مدیریت آقای لاریجانی هم معاونت سیما را بر عهده داشتند. بعد از آن چند سال از دوره آقای ضرغامی هم در همین پست حضور داشت تا این که آقای دارابی جایگزین او شد. بنابراین می توان از این زاویه نگاه کرد که او مرد باتجربه ای است که هم در دوره اصلاحات فعالیت کرده و هم دوره آقای احمدی نژاد حضور داشته. به عقیده من آمدن او به معاونت سیما به این دلیل است که می تواند با جناح های مختلف به همزیستی مسالمت آمیز برسد و جناح های مختلف تلویزیون را راضی نگه دارد. ضمن این که با دولت آقای روحانی ارتباط نزدیکی دارد و این ارتباط کمک خواهد کرد تا تعامل بیشتری با دولت آقای روحانی برقرار کند.


با توجه به این نکته که آقای میرباقری یک بار در دهه هفتاد در همین پست مشغول به کار بوده، انتخاب مجدد او در این پست به معنای عقب گرد یا درجا زدن نیست؟


راستش آدم هایی که برای مدیریت انتخاب می شوند محدودند و گزینش ها طوری عمل کرده اند که دایره محدودی برای مدیریت ها اجرا شده است. ما اصلا عادت نداشته این که نیروی جوان، حداقل در نهادها و سازمان های مهم، پرورش دهیم، حضور فردی مانند میرباقری که روحیه متعادل تری دارد، به نظر من در مقطع کنونی گزینه خوبی است.


با مدیریت جدید رویکرد تلویزیون تغییر می کند؟


صداوسیما واقعا به یک تغییر رویکرد نیاز دارد. واقعیت این است که صداوسیما هم در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و هم دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی، مناسبات خیلی خوبی با دولت نداشت. الان واضح است که اختلافات دولت و حکومت در صداوسیما نمایان می شود، صداوسیما هم طبیعتا همیشه طرف حکومت است نه دولت. اگر دولت و حکومت به یک تفاهم رسیده باشند که هیچ، اما در صورت اختلاف، صداوسیما طبیعتا طرف دولت را نمی گیرد. به هر حال سازمان صداوسیما زیر نظر دولت اداره نمی شود و سمت گیری او طبیعی است. اختلاف دولت و حکومت هم در برخی زمینه ها معمولا وجود داشته است. چه در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که در دو سال آخر این اختلاف به وجود آمد و چه در دوران دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی. باید امیدوار باشیم که اختلافی بین دولت روحانی و حکومت وجود نداشته باشد و اگر هم باشد، به حدی نباشد که شاهد انعکاس آن در صداوسیما باشیم. نمونه اخیر این اختلافات را زمان برجام شاهد بودیم، اما با حمایت رهبر انقلاب از برجام، اختلافات تشدید نشد.


این تغییر رویکردی که از آن حرف می زنید در چه بخش هایی باید اتفاق بیفتد؟


اولین تغییر باید در بخش خبر رخ دهد، بارها و بارها در جلسات مختلفی که با آقای ضرغامی داشتم، می گفتم که خبر را از تحلیل جدا کنید. باید درست شبیه شوروی که خبر را عنوان می کرد، عمل کنید. خبر را از تحلیل جدا کنید، مثلا وقتی وزیر خارجه کشوری مثل انگلیس به تهران می آید خبر ورود را خیلی عادی اعلام کنید و بعد از آن دست به تحلیل بزنید. از دو تحلیلگر موافق و مخالف استفاده کنید و کارهایی را که وزیر خارجه انگلیس در مورد ایران انجام داده است بررسی کنید. آن ها این خبر را تحلیل کنند و برای مردم اشکالات، تبعات و ویژگی های ورود وزیر خارجه انگلیس را بررسی کنند. اما زمانی که خبر را این طور تنظیم می کنیم «در روز 28مرداد وزیر خارجه انگلیس وارد ایران شد» موضع گیری نسبت به یک اقدام دولت در آن دیده می شود. در این صورت خبر و تحلیل با هم ترکیب شده است. اخیرا سر مرگ رئیس طالبان خبر دادیم «علی رغم ادعای آمریکایی ها مبنی بر کشته شدن رئیس طالبان، پاکستان اعلام کرد که چنین اتفاقی نیفتاده است» این خبر ظهر اعلام شد و شب مجبور شدیم خبر را از طریق اداره امنیت افغانستان تأیید کنیم که فلانی کشته شده است. باید خبر و تحلیل را از هم جدا کنیم و البته یک تحلیل دوسویه در نظر داشته باشیم. الان در بخش خبری گفت وگوی خبر شبکه دو سعی بر این شده که افراد مختلف بر سر یک میز به بحث بنشینند اما در همه برنامه ها سعی داشته باشیم که خبر و تحلیل را از هم جدا در نظر بگیریم. باید تلاش کنیم اعتماد مردم را نسبت به اخبار بیشتر کنیم.


نکته دوم در همین بخش گفتن تمام اخبار یک روز است. سعی کنیم تمام خبرها را از نهادهای رسمی و افرادی که در حکومت مشغول به کار هستند اعلام کنیم و موضع گیری نسبت به شخصیت هایی که در نظام پستی دارند، در خبر نداشته باشیم. اگر مشکلی پیش آمده و فردی در نظام کاری انجام داده است که برخلاف نظر حکومت است، آن را به بخش تحلیل انتقال دهیم. خبر را خبر کنیم و بعد نقد عمل را انجام دهیم.


قدم بعدی شفاف، صریح و درست بودن خبر است. در گفتن اخبار راستگو باشیم و اجازه دهیم مردم به ما اعتماد کنند و سراغ شبکه های خبری دیگر نروند. به طور مثال شبکه خبری bbc سعی می کند خودش را به ظاهر بی طرف نشان دهد. ممکن است در مواقعی هم بی طرف باشد اما قطعا تا اندازه ای خط خودش را پیش می برد. با آن بخش بی طرفانه اعتماد من را به عنوان یک مخاطب جلب می کند تا آن چند درصد خط خودش هم انجام شود. وقتی تمام اخبار را از همین شبکه دنبال می کنیم، به عنوان مخاطب آن چند درصدی که bbc از همان ابتدا در نظر گرفته، روی من تأثیرش را می گذارد. تلویزیون ایران هم می تواند این کار را انجام دهد و بیش از این چند درصد تأثیرش را بگذارد.


باید اعتماد کدام طبقه از مردم را جلب کند؟


باید اعتماد افراد باسواد و تحصیل کرده را جلب کند. طبقه ای که تماشا کردن تلویزیون را دوست دارد. تلویزیون در این سال ها توجهی به طبقه متوسط ندارد. اشتباه نکنید منظور من از طبقه متوسط افراد نوکیسه و تازه به دوران رسیده ای که نمونه آن بابک زنجانی می شود، نیست. طبقه متوسط همان دبیر است. شما که خبرنگار هستید، من که خبرنگار و فیلم ساز هستم. آن آقایی که استاد دانشگاه است. این طبقه یک سطح سوادی دارد. یک دانشی دارد و یک سری ارزش ها به آن ها منتقل شده است. آن ها دوست دارند که تلویزیون برای آن ها برنامه بسازد. تلویزیون برنامه ای برای آن ها ندارد. از زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد تحقیر طبقه متوسط در شعارهای او دیده شد. این تحقیر به این صورت جلو رفت که سعی کردند ارزش های طبقه متوسط را با طبقه نوکیسه قاطی کنند و رویکرد تلویزیون قاطی کنند و رویکرد تلویزیون چه در تهیه و تولید برنامه های گفتگومحور و چه در تولید سریال ها تغییر کرد. طبقه متوسط در سریال ها تبدیل به بدمن ماجرا شدند و به عنوان طبقه نوکیسه معرفی شدند و به طبقه پایین پرداخته شد. دستور آمد به جای این که خانواده ای را مانند «پاورچین» و «نقطه چین» به نمایش بگذارید، وارد طبقه پایین بشوید. «برره» نمونه همین اتفاق بود که در طبقات پایین تعریف شده بود.


به طور کلی در آن زمان طبقه متوسط از بین رفت، این طور تعبیر شد که سبک طبقه مرفه و نوکیسه است. همین تلقی باعث شد تلویزیون سمت و سویی بگیرد و تقریبا طبقه متوسط را بزند. حالا تلویزیون ارتباطش با این طبقه و این قشر باسواد قطع شده و باید این ارتباط دوباره به دست بیاید. اگر به خاطر داشته باشید در برنامه «دو قدم مانده به صبح» افراد زیادی شرکت کردند و بیننده این برنامه در زمان خودش رکوردشکن بود، مخاطبی که با بیننده برنامه های دیگر متفاوت بود. تلویزیون باید با این تغییر رویکرد رو به رو شود و به این نتیجه برسد که جامعه ایران، جامعه ای است به شدت مذهبی و باید به اعتقادت آن ها احترام گذاشته شود. طبقه متوسط در ایران طبقه ای است که خواسته هایی فراتر از خواسته های دیگر مردم ایران دارد و دوست دارد که شبکه ای مانند چهار و پنج به خواسته های او هم توجه کند. طبقه ای که دوست دارد موسیقی کلاسیک گوش دهد. نمی گویم تعداد آن ها زیاد است اما کم هم نیست. نباید این طور فکر کرد که نخبگان کم اند. با گسترش زبان های خارجی و رشد فیلم های خارجی قاچاق و ماهواره ها و رشد اینترنت، میزان آگاهی نسل جوان بالا رفته است و بنابراین باید به خواسته های طیف تحول خواه جامعه هم توجه کرد. این طیف خواسته هایی دارد که هیچ مغایرتی با اسلام، دین و شریعت در آن دیده نمی شود. اما امکان دارد که منافع حزبی و گروهی عده ای را به خطر بیندازد. بنابراین تلویزیون باید به طیف تحول خواه جامعه در برنامه سازی توجه کند.


تلویزیون نباید در دام باندهای گروهی و جناحی قرار بگیرد. وقتی از آن به عنوان یک رسانه ملی نام می بریم، منظور همه است. این نکات در تغییر رویکرد تلویزیون در بخش اخبار و به طور کلی در بخش نگاه لازم است، جدای از سریال ها و ممیزی های پیچیده ای که نیازی به حضورشان نیست و باید برداشته شوند. برخوردهای سلیقه ای باید برداشته شود و با یک طیفی هم صحبت شود که ما یک جاهایی برای بازگویی واقعیت نیاز به طرح یک سری مسائل داریم و یک سری اتفاقات لازم است و آن ها می توان هشدار باشد برای جامعه ای که دچار بحران اجتماعی شده است. همکاری که بین مراجع و تلویزیون برقرار شده، همکاری خوبی است. تعامل مراجع و تلویزیون می تواند مردم را متوجه بحران های اجتماعی کند و برای مقابله با همین بحران ها درست نیست اما در انتها نشان دادن برخی مسائل به مثابه هشدار به جامعه باشد و در این صورت جامعه می تواند از این هشدارها استفاده کند. جامعه امروز ما از نظر اجتماعی دچار بحران است. همه هم به این نکته معتقد هستند، بنابراین باید این بحران ها وارد سینما و تلویزیون شود. این بحران ها وارد سینما شده اند و چه خوب اگر در سریال ها هم به نمایش گذاشته شود. نباید از به نمایش در آوردن آن ها نگرانی به وجود بیاید. این که همیشه شاهد یک سرانجام خوش برای خانواده ها در سریال ها باشیم غلط است. رئالیسم سوسیالیستی شوروی همب ه همین شکل بود، مهم نبود که واقعیت چه چیزی است، مهم واقعیت سوسیالیستی بود. آن ها واقعیت سوسیالیسم را به نمایش می گذاشتند. آن دوره گذشته است و در دوره دیگری از جهان قرار گرفته است.


چطور با محدودیت های تلویزیون می توان این کار را انجام داد؟


باید در نظر داشته باشیم که تلویزیون، سینما نیست، محدودیت های خاص خودش را دارد، بیننده بیشتری دارد. رتبه بندی ندارد و نمی توان برنامه ها را برای افراد با سن خاصی در نظر گرفت. بنابارین دقت در یک سری مسائل لازم است. اما به هر حال باید بازتر با آن چیزی که امروز شاهد آن هستیم، رو به رو شویم و بحران های اجتماعی را در قالب سریال ها به نمایش بگذاریم. ما باید با سریال های جذاب مخاطب را به سمت خودمان جلب کنیم. مثلا قبلا «میوه ممنوعه» در تلویزیون تولید شده که داستان عشق یک مرد مذهبی به یک دختر جوان را به تصویر کشید. سریال پخش شد و هیچ اتفاقی نیفتاد. سریال «دوران سرکشی» کمال تبریزی مسائل اجتماعی زیادی را مطرح کرد و بیننده بالایی داشت. «دلنوازان» نمونه دیگری است که یک زن خیابانی قهرمان اصلی داستان بود و به نمایش در آمد. ما تجربه کردیم و باید این تجربه ها را به شکل پخته تر و گسترده تری تکرار کنیم. نباید نگران باشیم. هر چه گذشت نگران افرادی شدیم که در شوراهای مختلف نشسته بودند و ابراز نگرانی می کردند که این اتفاقات در سریال در جامعه نمود پیدا می کنند. آدم ها مضطرب تر شدند که نکند اتفاقی بیفتد!


واقعا اتفاقی نمی افتد، این همه سریال خوب پخش کردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد. اگر سریالی قصه، کارگردانی و بازیگران خوب داشته باشد، با هیچ واکنش بدی همراه نخواهد شد و اتفاقا که تأثیر خوبی هم روی جامعه خواهد گذاشت. عشق یک لات در سریال «شب دهم» با روایت حسن فتحی به تصویر کشیده شد. اتفاقی که تا قبل از آن نیفتاده بود و آن عشق آمد، گرفت و در نهایت تبدیل به یک عشق سیاسی هم شد. با این حساب می توان سریال عشقی ساخت. می توان عشق را مطرح کرد. در مورد زنان خیابانی می توان سریال ساخت و این معضل را مطرح کرد. می توان در مورد موضوعات ممنوعه حرف زد. با کارگردان های خوب و فیلم نامه های خوب می توان این بحران ها را به نمایش گذاشت. این هراسی که در چند سال اخیر به جان تلویزیون افتاده است باید برداشته شود و اجازه داد تا بحران های اجتماعی در قالب قصه های خوب وارد سریال ها شوند و آسیب شناسی اجتماعی صورت بگیرد. در واقع نباید از یک سری مسائل ترسید. معمولا مسئولان بالا هراسی از این اتفاق ندارند و مسئولان شوراها و ممیزها این هراس را ایجاد کرده اند. شوراهای پیچیده  با تعداد آدم های زیاد در هیچ کجای دنیا جواب نداده است. زمانی که پانزده نفر در مورد یک اتفاقی تصمیم بگیرند نمی توان به تصمیم واحدی رسید.


چه پیشنهادی می توان برای خروجی بهتر سریال ها از کانال شوراها داشت؟


شوراها باید کوچک شوند. به افراد باسواد و متخصص مجهز شوند تا به بهترین خروجی برسند. شوراهای گسترده تا به امروز هیچ چیزی غیر از ضرر برای سریال های ایرانی نداشته اند. بهترین گزینه کوچک کردن این شوراهاست و حضور افراد متخصص می تواند نتیجه درستی را به دنبال داشته باشد. مدیریت های نمایشی باید قدرت بگیرند درست شبیه دوران اول اداره تلویزیون، آن زمان مدیر با قدرت وارد می شد و از دل همان مدیریت سریال خوبی مانند «میرزاکوچک خان» بیرون آمد. نمونه دیگرش «هزاردستان» بود که تا همین امروز ده ها بار بازپخش شده است. در تمام دنیا رسم است که در استودیوهای بزرگ دور هم می نشینند و در مورد قصه نظر می دهند. جدای از حضور یک متخصص سیاسی و یک متخصص مذهبی، باید یک متخصص نمایشی را در نظر گرفت. فردی که بداند نمایش چه تأثیراتی روی مخاطب می گذارد. قصه نویسی برای سریال چطور است و درام کجای قصه شکل می گیرد. از این دست مدیران در تلویزیون زیاد است. افرادی مانند آقای میرمیران و ... درام شناس هستند. این افراد در مورد المان های نمایشی نظر بدهند و متخصصان سیاسی و مذهبی نظرات تخصصی خود را اعلام کنند. یک شورای کوچکی را در نظر بگیریم و به مدیر اصلی قدرت تصمیم گیری بدهیم که بتواند وارد جامعه شود و سریال ها هم ساخته شود.


این برخوردهای سلیقه ای در نمایش فیلم های خارجی هم وجود دارد ...


در فیلم های خارجی با سانسورهای سلیقه ای وحشتناکی رو به رو هستیم. من به شدت پیگیر شبکه نمایش هستم و دائم هم در حال اعتراض کردن هستم. فیلم «ترور» در شبکه یک هفت سال پیش کامل به نمایش در آمد. وارد شبکه سه شد و با پنج دقیقه سانسور پخش شد. به شبکه پنج رسید و پنج دقیقه دیگرش کم شد و وارد شبکه نمایش شد و با بیست دقیقه سانسور تبدیل به یک فیلم هفتاد دقیقه ای شده است. باید این سوال را مطرح کرد که چرا فیلمی که یک بار به صورت کامل از شبکه پخش شده است، با بیست دقیقه سانسور مواجه می شود و صحنه ای که وکیل قهرمان داستان وارد اتاق می شود و تلفنی با همسرش صحبت می کند و یک عکس خانم تنها در آن کادر وجود دارد و هیچ اتفاق دیگری نمی افتد به طور کامل حذف می شود؟ چرا واقعا؟ به این خاطر که سلیقه مدیر پخش شبکه های مختلف در ممیزی دخالت داده شده است و فیلم ها کوتاه و کوتاه تر شده اند و یک و یک فیلم 120دقیقه ای تبدیل به یک فیلم کوتاه 70دقیقه ای شده است.


باید سعی کنیم قدرت زیادی به شبکه نمایش بدهیم و ممیزی آن را کمتر کنیم و اجازه دهیم شبکه نمایش با شبکه های ماهواره ای که در زمینه نمایش فیلم فعال هستند، رقابت کند. ما می توانیم با فیلم های خوبی که در آرشیو خودمان با دوبله های بی نظیر در اختیار داریم به رقابت با این شبکه ها بپردازیم، به این شرط که ممیزی حیطه ممنوعیت خود را کمتر کند. کما این که «تایتانیک» را تلویزیون نوروز دو سال پیش نمایش داد! چه اتفاقی افتاد؟ واقعا هیچ اتفاقی رخ نداد. چه کسی تصور می کرد که «تایتانیک» از تلویزیون پخش شود؟


می توان خیلی از فیلم های دیگر را هم پخش کرد. این باعث می شود که من دیگر سراغ شبکه ای مثل «جم کلاسیک» نروم. به همراه خانواده بنشینم پای شبکه نمایش و فیلم ها را که کامل تر است ببینم. امروز همین شبکه ها سریال هایی مانند »فراری»، «بالاتر از خطر» و ... را به نمایش گذاشت. همین سریال ها با دوبله عالی در آرشیو صداوسیما وجود دارد. «خانه کوچک» به نمایش در آمد و همه از آن لذت بردند. «کلمبو» را به ما در آرشیو داریم، همین سریال را شبکه های ماهواره ای با بدترین دوبله به نمایش گذاشتند. زمانی که ما این سریال را با دوبله اسماعیلی درجه یک در اختیار داریم، چرا آن را پخش نمی کنیم؟ واقعا سریال «کلمبو» چه چیزی دارد؟ در این میان با یک سری از مشکلات هم سر و کار داریم و به واسطه تحریم های قبلی نمی توانیم رایت یک سری از فیلم ها را برای دوبله در اختیار داشته باشیم، کمپانی های بزرگ به واسطه همین تحریم ها نمی توانند حق کپی رایت را به ایران بفروشند و علت این که ایران در چند سال اخیر نتوانسته دست به دوبله فیلم های جدید بزند، همین است. نمونه اش «پل جاسوس ها» است که دوبله شده است، اما هنوز نمی توانیم آن را پخش کنیم. با این محدودیت ها رو به رو هستیم و به هر حال امیدوارمی در دوران معاونت آقای میرباقری با یک تغییر رویکرد همه جانبه رو به رو باشیم.


منبع: هفته نامه صدا، شماره 84

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

رشد اقتصادی ۸ درصدی بنیاد مستضعفان

فاصله دو برابری قیمت سیب زمینی در یک محدوده

شغل پردرآمد شاه‌مهره‌های کلاهبرداری در زندان

واقعی شدن نرخ ارز در راستای اقتصادی ملی

قیمت جهانی طلا ثابت ماند

ادامه پیشروی دلار در کانال ۱۲ هزار تومان

ابهام در نحوه هزینه کرد ۱.۴ میلیارد دلار ارز برای واردات دارو

صدای زنگ تغییر در بازار نفت خاورمیانه

چرا مجلس فقط به فکر بدهکاران بانکی است؟

اولتیماتوم به بانک‌ها برای ارائه رمز یکبار مصرف

بازدید فرمانده کل سپاه از محور خرم آباد - پلدختر

ترس وزیر اطلاعات از گفتگو با خبرگزاری دولت!

محمود صادقی با 15 عنوان اتهامی محاکمه می‌شود

توضیح سفیر ایران در پرتغال درباره روابط تهران و لیسبون

روایتی دیگر از اعلام اسامی دوتابعیتی‌ها در کمیسیون امنیت ملی

خطیب نماز جمعه این هفته تهران مشخص شد

هشدار انتقادی رئیس اسبق سیا درباره سیاست‌های ترامپ در قبال ایران

"ایران" برزیل را تهدید کرد

انتقاد مشاور احمدی‌نژاد از لیست دوتابعیتی‌های کریمی قدوسی

لاوروف: ایران "باید" بخشی از راه حل مشکل منطقه باشد

خوشحالی نتانیاهو از انتخاب جانسون به عنوان مرد اول انگلیس

آمریکا به دنبال اعاده حیثیت

اتحادیه اروپا شمشیر را برای "بن جانسون" از روبست

جاه‌طلبی دولتمردان کانادا

تبریک اردوغان به نخست وزیر عثمانی انگلیس!

نماینده دموکرات: ترامپ باید اول استیضاح و سپس زندانی شود

جانسون در مقابل بحران‌های سیاسی و اقتصادی فراوان

گاف ایوانکا هنگام تبریک به "ترامپ انگلیس"

سفر ویژه هیات انصارالله یمن

حمله رژیم صهیونیستی به جنوب سوریه

سرگرمی نوجوانان دزفولی در گرمای بالای ۴۰ درجه!

واکنش سردار هادیانفر به خبر خرید و فروش پلاک رند

ورود سازمان بازرسی به پرونده «باستی‌هیلز»

تولد نوزاد در ایستگاه متروی دروازه دولت

مسدود شدن 2 محور در جنوب سیستان و بلوچستان

فرونشست‌های وسیع در 3 دشت‌ کشور

نجات دختر 18ساله از زاینده رود

پیش‌بینی آخر هفته بارانی برای ۱۳ استان

جزئیاتی از آتش‌سوزی وحشتناک در نزدیکی چیتگر!

معاون آموزشی دانشگاه تهران توضیح داد پایان‌نامه‌ آتش نمی‌زنیم