رصد

کد خبر: ۸۷۶۵۴
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۶

علی ملیحی / «چه باید بیندیشم؟ چه می توانم بگویم؟ دیگر بر من روشن است که سران حزب توده با وابستگی کور و کر خود به اتحاد شوروی و در بیگانگی شان با درد و رنج و امید مردم ایران، تن بدان داده اند که بر صفحه شطرنج سیاست بین المللی از سوی اتحاد شوروی همچون مهره ای بی جان پس و پیش حرکت داده شوند و آن بگویند و آن بکنند که از بیرون دستور می گیرند. آن چه در این میان پاک به فراموشی سپرده می شود سرنوشت کشور است و سهم بنیادی و قاطعی که مردم باید در شکل بندی نظام سیاسی و اجتماعی خود داشته باشند» (به آذین، بار دیگر و این بار)


صبح روز اول آبان سال 1357 مأموران کمیته مشترک ضدخرابکاری مأموریت یافتند تا به خانه ای در انتهای خیابان تاج (ستارخان فعلی) رفته و محمود اعتمادزاده، مشهور به م. ا. به آذین، مترجم و نویسنده شهیر متمایل به حزب توده را دستگیر کنند. با برخاستن موج اعتراض به حکومت پهلوی دوم از سال 56 به دنبال روی کار آمدن جیمی کارتر در آمریکا و فضای باز سیاسی در ایران، آقای به آذین هم مانند بسیاری دیگر از شخصیت های سیاسی، فرهنگی و ادبی به فعالیت اعتراضی مشغول شده بود؛ در راه اندازی دوباره کانون نویسندگان ایران مشارکت و در برگزاری شب شعرهای اعتراضی گوته نقش آفرینی کرده بود. اما این بار و در پاییز سال 57 کاری کرده بود که به دنبالش دیگ صبر مقامات ساواک به جوش آمده بود و حکم به بازداشتش داده بودند. به آذین سه روز قبل از بازداشت، در متنی سی و یک صفحه ای، اعلامیه تأسیس و مبانی عقیدتی یک حزب جدید سیاسی با نام «اتحاد دموکراتیک مردم ایران» را منتشر کرده بود. در گزارش ساواک از بازداشت به آذین ضمن استناد به سوابق وی در حزب توده ایران، به برخی فرازهای این اعلامیه در انتقاد مستقیم از شاه اشاره شده بود: «اتحاد نیروهای دموکراتیک ایران یک سازمان مشترک سیاسی خواهد بود که مردم ایران را در مبارزه برای دفع شر استبدادی فردی موجود، به پیروزی رهبری خواهد کرد. نخستین اقدام حکومت موقت، ضمن درهم شکستن قدرت استبداد و انحلال سازمان های سرکوب پلیسی و دادرسی ارتش، دعوت مجلس موسسان خواهد بود که شکل دموکراسی آینده ایران و تکلیف قانون اساسی را تعیین خواهد کرد.» ساواک به آذین را که موسس «جمعیتی با رویه ضد رژیم مشروطه سلطنتی و با اشاعه مرام کمونیستی در بین مردم» تشخیص داده بود، بازداشت کرد.


اما ماجرای حزب راه اندازی شده توسط به آذین جه بود؟ چرا آقای مترجم که فعالیت سیاسی را از پی سرکوب تمام عیار حزب توده ایران در دهه سی کنار گذاشته بود و کنش های اعتراضی اش در چارچوب اعتراضات صنفی کانون نویسندگان ایران به سانسور و نقض آزادی بیان تعریف می شد، حالا در قامت دبیرکل یک حزب سیاسی به میدان وارد شده بود؟


مهم ترین و چالش برانگیزترین موضعی که اعتراض تند کیانوری را در حاشیه نویسی در آورده، موضع به آذین درباره اتحاد شوروی است. موضعی که کیانوری با عباراتی چون «وحشتناک است»، «آنتی سویتیسم» و «ناسیونالیسم شدید» آن را توصیف کرده است. به آذین در خاطراتش نوشته که تنها در یک مورد به توصیه کیانوری عمل کرده و آن «اندک نرمی در لحن درباره روابط ایران و همسایه شمالی» است


به آذین خود در کتابچه ای که در سال هفتاد پس از آزادی از زندان نوشته، به چگونگی شکل گیری ایده تأسیس این حزب اشاره کرده است. به روایت او در سال 56 با گسترش جنبش اعتراضی در ایران، لزوم اتحاد نیروهای سیاسی حول محور «آزادی» و واداشتن رژیم شاه به «رعایت حقوق مردم در چارچوب قانون اساسی» محسوس بوده است با این هدف به آذین به گواهی خاطراتش و تصدیق فرزندش کاوه، در سال 56 و نیمه اول سال 57 تلاش هایی را برای ارتباط با نیروهای نزدیک به جبهه ملی و نهضت آزادی ایران در راستای تشکیل یک جبهه مشترک سامان می دهد. دیدار با مهدی بازرگان و کریم سنجابی از جمله این تلاش هاست. اما این تیپ نیروها عزمی باری تشکیل یک جبهه سیاسی لااقل با نیروهای نزدیک به حزب توده ایران نداشته اند. مهدی بازرگان در خصوص امکان اتحاد نیروهای چپ و نهضت آزادی آب پاکی را روی دست به آذین می ریزد و بی پرده به او می گوید: «ما معتقد به تفرق هستیم». اما با بالا گرفتن موج اعتراض و شکل گیری نشانه های انقلاب، به آذین تعلل در تشکیل یک گروه سیاسی جدید را دیگر جایز نمی بیند و به سوی تأسیس حزب می رود: «دیگر جای  درنگ نبود. می بایست جرأت اقدام داشت و با نامی تازه و برنامه ای در چارچوب خواست های بنیادی و مشترک توده ها دست به کار شد و چنین بود که پس از یک سال تلاش و گفت وگو و بحث و نامه نویسی و دیدار با داعیه داران رنگارنگ سیاست، از جمله در سفر برلین، اتحاد دموکراتیک مردم ایران بنیاد نهاده شد».


به آذین برای تشکیل این حزب به گفت و شنود با افراد داخل کشور بسنده نکرده و برای مشورت با کمیته مرکزی حزب توده ایران مستقر در آلمان شرقی در تابستان سال 57 به اروپا سفر می کند. بابک امیرخسروی در مطلبی که در همین خصوص برای اندیشه پویا نوشته و در ادامه می خوانید، متن و حاشیه سفر به آذین به اروپا و دیدار او با کیانوری را روایت کرده است.


به آذین خود درباره انگیزه اش از این سفر و دیدارش با کیانوری (مسئول داخل کشور حزب توده در آن زمان) چنین گفته است: «رفتنم به برلین و دیدارم با کیانوری، دبیراول حزب توده ایران، برای آن بود که اطمینان دهم باز کردن دکانی در برابر حزب ندارم، بلکه ما، یکی در عرصه فعالیت آشکار و دیگری به شیوه زیرزمینی، به موازات هم حرکت خواهیم کرد.» در این دیدارها که به گفته امیرخسروی در برلین شرقی و سپس در پاریس و در منزل میرخسروی انجام شده، به آذین نسخه ای از جزوه «مبانی عقیدتی حزب اتحاد دموکراتیک مردم ایران» را که به صورت دست نویس و به خط خودش بوده به کیانوری می دهد.


به آذین گفته که کیانوری فردای آن روز متنی دو صفحه ای را به او داده و بی هیچ گفت وگویی درباره جزوه مفصل «مبانی عقیدنی حزب اتحاد دموکراتیک مردم ایران»، از به آذین می خواهد که این متن کوتاه دو صفحه ای را به جای جزوه مفصل منتشر کند. موضوعی که با مخالفت به آذین رو به رو می شود «من این را دخالتی بی مورد در کاری دیدم که نه تدارک آن به توصیه او بود و نه اجرا گذاشتنش به خواست او». ما اطلاعی از این متن دو صفحه ای نداریم اما بابک امیرخسروی، رابط میان کمیته مرکزی و به آذین، متن ماشین شده ای از جزوه فوق الذکر به قلم به آذین را در اختیار اندیشه پویا قرار داده که کیانوری در حاشیه صفحات مختلف آن ایراداتی به نوشته به آذین گرفته و پیشنهادیی داده است.


بعید نیست پس از مخالفت به آذین با انتشار متن کوتاه موردنظر کیانوری او با حاشیه نگاری بر متن اصلی تلاش کرده لااقل نظراتش را در متن نهایی اعمال کند. با مقایسه این سند و جزوه منتشر شده «مبانی عقیدتی اتحاد دموکراتیک مردم ایران» مشخص می شود آقای به آذین چنان که در خاطراتش نیز صادقانه گفته، به جز یکی دو مورد جزئی به هیچ کدام از تذکرات کیانوری وقعی ننهاده و متن موردنظر خود را در تهران منتشر کرده است. موضوعی که از اعتقاد آقای به آذین به لزوم استقلال عمل از کمیته مرکزی حزب توده به خصوص در آن دوره خاص زمانی حکایت دارد.


حاشیه نگاری های کیانوری بر جزوه مبانی عقیدتی، کوتاه جدلی و گاه انکاری و عصبی است. مثلا جایی که متن به تحلیل وضعیت جامعه ایران در آستانه انقلاب پرداخته و ضمن اشاره به این نکته که «باید دید کدام یک از نیروهای اجتماعی رهبری را در دست دارد و از واقعیت قدرت برخوردار است» و در رهبری بورژوازی می نویسد «به سبب شرکت روزافزون خرده بورژوازی و توده های زحمتکش ایران در جنبش رو به گسترش کنونی، که در عمق خود از انگیزه های انقلابی مایه می گیرد، هدف مبارزه استبدادی ایران می تواند آن چنان دموکراسی اصیل باشد که منعکس کننده منافع اکثریت بزرگ و قاطع مردم باشد». کیانوری با اشاره به این بخش چنین نوشته است: «پاسخ داده نشده است. رهبری بورژوازی نه، پس رهبری کی؟»


ایرادات کیانوری به جنبه های لیبرالی متن به آذین در خطوط دیگری نیز مشخص است. جایی که به آذین در بخش مباحث اقتصادی جزوه اش نوشت «باید از سرمایه خصوصی و ابتکار آزاد شخصی نیز در راستای مصالح کشور سود جست و هر اندازه و در هر مقیاس که لازم باشد، سرمایه خصوصی را به شرکت در فعالیت آزاد اقتصادی دعوت و تشویق نمود»، کیانوری چنین تذکر داده است: «برخلاف برنامه حزب توده ایران – بورژوازی لیبرال». یا جایی که به آذین نوشته «شک نیست که مبارزه طبقاتی میان کارگر و کارفرما همیشه وجود خواهد داشت... اما باید مبارزه طبقاتی آن قدر بالا نگیرد که محیط همکاری موردنیاز را متشنج و بی دوام سازد»، کیانوری به صورتی جدلی پرسیده است: «شما طرفدار کدام یک [کارگر یا کارفرما] هستید؟» به آذین البته هیچ توجهی به ایرادات کیانوری نکرده و این عبارات را در متن نهایی حفظ نموده است.  کیانوری در برخی بخش ها تذکرات به جایی درباره حذف برخی عبارات داده است. مثلا با خط کشیدن دور عبارتی که مردم را «توده زبون به آغل خور و خواب و کام زندگی بسته» توصیف کرده، تذکر داده است «هرگز کمونیست ها از توده ها این طور صحبت نمی کنند» و این عبارت از متن نهایی حذف شده است.


اما مهم ترین و چالش برانگیزترین موضعی که اعتراض تند کیانوری را در حاشیه نویسی در آورده، موضع به آذین درباره اتحاد شوروی است. موضعی که کیانوری با عباراتی چون «وحشتناک است»، «آنتی سویتیسم» و «ناسیونالیسم شدید» آن را توصیف کرده است. در متن به آذین درباره شوروی چنین آمده است: «ارزیابی مردم ایران درباره همسایه شمالی خود، در فراز و نشیب حوادث تاریخی با نوسانات و گاه با چرخش هایی همراه بوده است که مثبت یا منفی از برداشت های متفاوت میهنی و طبقاتی و در چند دهه اخیر از تبلیغات دشمنانه وسیع دستگاه حاکم ایران بر ضد اتحاد شوروی متأثر بوده است. با این همه، احساسی که ما از تجارب دور و نزدیک خود با این همسایه داریم و داوری مان درباره نظام حکومتی و هدف های سیاست بین المللی آن هر چه باشد، عقل حکم می کند که گذشته از بیداری و احتیاط که همواره شرط سلامت است و حتی اندکی بدگمانی به شرطی که سر به بیماری وسواس روحی نزند، دشمنی با اتحاد شوروی نمی تواند یک اصل ثابت سیاست خارجی ایران باشد. خاصه اگر این دشمنی خود به خود ما در مدار سیاست و اغراض حریف دیگر قرار دهد. برای ما مسئله این نیست که از دو قدرت فایق و رقیب جهان امروز کدام یک را دشمن بداریم و با کدام یک دوست باشیم. برای کشورهای مستقل دوستی و دشمنی تنها بر پایه منافع ملی و پیش از هر چیز حفط موجودیت مستقل کشور قابل تصور است، حتی در زندگی فردی هرگز نه دوست همیشگی هست و نه دشمن همیشگی. بلکه شرایط و احوال است که دوستی و دشمنی را تحمیل می کند و از دوست، دشمن و از دشمن، دوست پدید می آورد... تنها آن گاه که موجودیت آزاد و مستقل ما به راستی در خطر افتد می توان و بایدبه دفاع برخاست و دشمن هر که باشد، جنگ را به هر قیمتی که تمام شود، پذیرفت.»


به آذین در خاطراتش نوشته که تنها در یک مورد به توصیه کیانوری عمل کرده و آن «اندک نرمی در لحن درباره روابط ایران و همسایه شمالی» است. بر همین اساس در متن نهایی که منتشر شده، در توصیف نظام شوروی عبارت «یکی از دو قدرت جهان امروز» به «اتحادجماهیر شوروی» تغییر یافته و عبارت «به گواهی دشمن و دوست انگیزه های پیشرفت انقلابی اش همچنان پر کار است» تغییر پیدا کرده است. به این عبارت «به گواهی واقعیات و ارقام ذخیره نیروی مادی و معنوی و اهمیت نفوذ سیاسی اش در جهان پیوسته گسترش می یابد»  . به آذین همچنین این جملات را از متن نهایی خود حذف کرده است: «برای ما مسئله این نیست که از دو قدرت فایق و رقیب جهان امروز کدام یک را دشمن بداریم و با کدام یک دوست باشیم. برای کشورهای مستقل دوستی و دشمنی تنها بر پایه منافع ملی و پیش از هر چیز حفظ موجودیت مستقل کشور قابل تصور است، حتی در زندگی فردی هرگز نه دوست همیشگی هست و نه دشمن همیشگی. بلکه شرایط  و احوال است که دوستی و دشمنی را تحمیل می کند و از دوست، دشمن و ازدشمن، دوست پدید می آورد.»


یکی از ضرورت های تشکیل حزب به آذین، غیرقانونی بودن حزب توده ایران، تبعیدی بودن رهبرانش و عدم امکان فعالیت  علنی تحت لوای این حزب بوده است. به آذین نیز بعد از بازگشت به ایران و انتشار بیانیه آغاز به کار حزبش سه ماهی به زندان می افتد اما موج انقلاب خیلی زودتر از آن چه مخالفان حکومت شاه متصور بودند، نظام شاهی را سرنگون می سازد و با پیروزی انقلاب اسلامی، نه تنها تبعیدی های حزب توده به ایران باز می گردند بلکه امکان فعالیت در چارچوب حزب توده ایران و انتشار بیانیه و روزنامه به نام این حزب نیز میسر می شود.


به این ترتیب حزب اتحاد دموکراتیک مردم ایران امکان فعالیت تشکیلاتی جدی منسجم نمی یابد و چنان که به آذین نوشته است، این حزب «در عمل دری و دهلیزی شد برای ورود به حزب توده». به آذین سرانجام در نیمه دوم سال 58 تصمیم به ادغام حزب کوچکش در حزب توده ایران می گیرد اما با مخالفت کیانوری مواجه می شود: «سرانجام به کیانوری پیشنهاد ادغام کردم. اما او نپذیرفت. اتحاد دموکراتیک مردم ایران را برای روز مبادا می خواست، تا اگر روزی فعالیت علنی و آزاد حزب امکان پذیر نباشد اتحاد دموکراتیک مردم ایران و هفته نامه اش عهده دار ادامه کار شوند.» اما تقدی بر آن بود که پرونده این حزب عملا در سال 58 با بازداشت همزمان کیانوری و به آذین بسته شود.


 .


**************



گزیده هایی از متن اولیه به آذین و توضیحات کیانوری در حاشیه آن

جای خالی دیکتاتوری پرولتاریا


از متن به آذین: «برای آن که اکثریت در امری مجال ظهور یابد، لازم است که مردم، برکنار از فریبکاری و تطمیع و تهدید – از جانب هر قدرت شخصی یا گروهی که باشد – اراده خود را در بیان آرند و این ممکن نیست مگر آن که همگان امکان کسب آگاهی و نیز آزادی بررسی و بحث و اخذ تصمیم درباره همه مسائل مربوط به زندگی جامعه را داشته باشند. پس آزادی رکن اساسی دموکراسی به شمار است.»


توضیح کیانوری: «چطور در خارج از چارچوب دیکتاتوری پرولتاریا می توان مردم را از عوام فریبی و فریبکاری در امکان نگه داشت با خواهش و ادب؟!»


انقلاب یا اصلاح؟


از متن به آذین: «پیروزی قعطی بر استبداد و استقرار حکومت دموکراتیک ملی تنها در نبرد رویاروی و بی امان توده مردم با استبداد و امپریالیسم حامی آن و نیز در امحای کامل قدرت مالی و حکومتی سرمایه داری بزرگ وابسته و کوتاه کردن دست نمایندگان آن در بازرگانی خارجی، صنعت، کشاورزی و بانکداری و برکناری شان از مقامات فرماندهی نیروهای نظامی و انتظامی و دستگاه عالی اداری کشور امکان پذیر خواهد بود.»


توضیح کیانوری: «برنامه حزب توده ایران برای انقلاب دموکراتیک، ولی [رهایی از] استبداد فردی را می توان بدون رسیدگی به این برنامه هم به دست آورد. مورد پرتغال، اسپانیا و یونان».


بیانیه یا قانون اساسی؟


از متن به آذین: «پاسداری دموکراسی امری است ناگزیر و مستمر که به دست خود مردم و به ویژه در انجمن ها یا هرگونه سازمانی که مردم به این منظور به وجود می آورند صورت خواهد گرفت. به سبب دستبردهای مکرری که تاکنون به دموکراسی ایران زده شده است باید نهاد خاص با اقتدار لازم در سطح عالی برای پاسداری آزادی ها و تطبیق قوانین و آیین نامه اجرایی با روح دموکراسی چنان که به هیچ حال ناقص یا محدود کننده آزادی های مدنی نباشند به وجود آید. چیزی مثلا به نام شورای عالی دموکراسی که بدون تصویب نهایی آن هیچ قانونی و هیچ آیین نامه اجرایی و نیز هیچ فرمان هیئت دولت نتواند نافذ باشد. شورا در کنار خود یک دادگاه عالی دموکراسی خواهد داشت که هرگونه دادخواست در زمینه دستبرد قدرت های عالی حکومتی به اصول آزادی  دموکراسی به آن احاله خواهد شد».


توضیح کیانوری: «شوخی یا جدی این شد یک قانون اساسی + قانون مجازات کیفری».


مشکل: مالکیت بزرگ ارضی


از متن به آذین: «امروزه در نظام حکومتی سرمایه داری وابسته، اقتصاد ایران به صورت خطرناکی نامتعادل است. کشاورزی با آن که امکان توسعه از راه افزایش سطح زیر کشت و بالا بردن بازده در هکتار به خوبی موجود است و با سرمایه گذاری لازم همراه با برنامه ریزی علمی و به کار گرفتن شیوه ها و تکنیک های معاصر می توان نتایج مهمی در زمینه خودبسندگی و حتی صدور فراورده های کشاورزی دست یافت، چند سالی است که دیگر پاسخگوی نیازهای جمعیتی با رشد سریع نیست».


توضیح کیانوری: «آیا مسئله مالکیت بزرگ ارضی و آب مشکل پیشرفت کشاورزی نیست؟»


در مذمت نصیحت گویی


از متن به آذین: «برای نیل به مقصود هم باید جزئی و کلی مسائل سیاسی و اجتماعی را به روشنی با مردم در میان گذاشت. سطح آگاهی شان را بالا برد و از واقع بینی و اراده و ابتکار عملی شان در مبارزه به بهترین وجهی نیرو گرفت. با مردم باید راستگو و صریح بود».


توضیح کیانوری: «نصیحت»


.


 منبع: ماهنامه اندیشه پویا، شماره 35

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

با ‌‌‌‌‌یک بار شارژ،‌ ‎‎ 10برابر‌‌‌‌‌‌ آن را استفاده کنید!

همتی: ارزانی مسکن آغاز شد

چاه های نفت شیل آمریکا در حال خشک شدن!

دلیل برکناری مدیرعامل ایران خودرو چه بود؟

تاثیر تحریم‌ها بر صادرات فرش ایران به آمریکا

صدور کارت هوشمند سوخت چقدر هزینه دارد؟

جهانگیری: کالاها از بنادر سریع تخلیه شود

اظهارنامه مضحک اصناف برای مالیات!

آمریکا ترمز خرید نفت چین از ونزوئلا را کشید

گرانی، بازار محرم را هم بی‌نصیب نگذاشت

اطلاعیه مجمع تشخیص درباره ایت الله آملی لاریجانی

باستی هیلزهایی که کله پا شدند

یک اشتباه تاریخی

کدام خانواده‌های آمریکایی ۱۵ تا ۲۰ فرزند دارند؟

فقط مسئولان سیستان و بلوچستان ببینند!

انگلیسی ها با طناب آمریکا به چاه رفتند

اولین دادگاه گروه جهانبانی با 604 میلیارد تومان فسادمالی

اطلاعیه مجمع تشخیص در مورد آملی لاریجانی

توصیه آیت‌الله جنتی به آیات یزدی و آملی

عراقچی: آمریکا طرف قابل اعتمادی برای گفت وگو نیست

با یک بار شارژ،‌ ‎‎ 10برابر‌‌‌‌‌‌ آن را استفاده کنید!

تعداد نیروهای آمریکا در منطقه مشخص شد

ترامپ به گوگل گیر داد

نورافشانی آسمان صعده یمن به مناسبت عید غدیر

پرواز پوتین با هلی کوپتر برای دیدار با مکرون

عبور جالب آتش‌نشانی از بین تظاهرات‌کنندگان در هنگ‌کنگ

خشم دوباره ترامپ از رسانه محبوب خود

آمریکا: تحریم‌ها علیه حزب الله و حامیانش ادامه دارد

پوتین: از اقدامات دولت سوریه در ادلب حمایت می کنیم

رفتار وحشیانه شهروندان آمریکایی با یک سیاه پوست

با یک بار شارژ،‌ ‎‎ 10برابر‌‌‌‌‌‌ آن را استفاده‌‌‌‌‌‌ کنید!

دختر شهیدی که فال‌فروش شد

اندک اندک جمع مستان می رسند...

شرایط بیمه و حقوق بازنشستگی زنان خانه‌دار

وضعیت جوی کشور در "عید غدیر"

محدودیت ترافیکی جاده کرج چالوس در عید غدیر

شناسایی تانکر سوخت با 6 تن مواد مخدر

واکنش شهرداری تهران به ماجرای سگ کشی

آمارهای جالب توجه از حج 98

سوال جالب قرائتی از مجری