رصد

کد خبر: ۸۸۳۲۸
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۹

حزب کارگزاران سازندگی ایران سال گذشته و در قالب بیانیه ای ایده پیشنادی خود را برای «مذاکره ملی» مطرح کرد. ایده ای که مدتی بعد از سوی رئیس جمهور هم مورد تأیید و تأکید قرار گرفت و در ادامه عناوینی چون «گفت و گوی دو جناح» و «برجام 2» را نیز پیدا کرد. حال و با تأکید مجدد حسن روحانی بر گفت و گوی دو جناح قول مسائل ملی و جدی کشور، غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، از دولت می خواهد خود پیشگام راه اندازی این گفت و گوها و فراهم سازی بسترهای آن شود و از وزارت کشور انتظار دارد در این جهت، منسجم تر و با برنامه تر از پیش گام بردارد.


ارزیابی شما از پیشنهاد اخیر رئیس جمهور برای برگزاری نشست های ماهانه میان چناح های سیاسی کشور چیست و لوازم و پیش نیازهای آن را چه می دانید؟


درباره اصل کار که خود من هم قبلاً صحبت کردم و فکر نمی کنم کسی شکی داشته باشد که کار مفید، موثر و شاید هم مهمی است. ممکن است اگر پیش نیازهایی فراهم شود، کار بهتر انجام گیرد. اما این که این حرکت حتماً باید پیش نیازهایی داشته باشد و مقدماتی فراهم شود؛ الزامی نمی دانم. خیلی از کارها هست که اهمیت شروع آن، از پیش نیازها کمتر نیست. وقتی این کار شروع شود و افراد خواص آن کار و اتفاقاتی را که در پرتو آن می افتد، ببینند؛ خودش خیلی تعیین کننده است. اما این که ما متوقف شویم در این که این کار حتماً پیش نیاز دارد و همه باید نیاز به مذاکره، همکاری و همفکری را بپذیرند، ممکن است هیچ گاه به نتیجه نرسیم. ولی اگر کار شروع شود و مقداری پیش برود، خودش زمینه این را فراهم می کند که افراد به ضرورت و مفید بودن این گفت و گوها در برداشتن بسیاری موانع از پیش پای دولت و نهادهای مختلف اعتقاد پیدا کنند. بنابراین، من خیلی اعتقاد به پیش نیاز خاصی ندارم بلکه باید یکی جلو بیفتد و این کار را راه بیندازد.


کی باید جلو بیفتد؟ خود دولت؟


با توجه به جوی که بین گروه های سیاسی هست، شاید خود گروه ها نتوانند. حتی خانه احزاب هم تا جایی که می دانم، در حد لازم متفق علیه نیست. شاید اگر وزارت کشور این کار را انجام دهد؛ موثرتر باشد. البته، در یکی دو سال گذشته، وزیر کشور چند جلسه هم با احزاب و گروه های سیاسی گذاشتند؛ ولی در جهت ساماندهی این گفت و گوها نبود. اگر به این جلسات، سازمانی داده شود که در این جهت حرکت کنند، به نظر من، می تواند مفید باشد.


آقای روحانی پیش از این هم ایده هایی چون «برجام 2» و «گفت و گوی ملی» را برای کاهش تنازعات داخلی مطرح کرده بود. چرا این ایده ها تاکنون نمود عملی نداشته است؟


من دلیل دقیقی نمی توانم بیاورم. شاید بخشی به خاطر گرفتاری های دولت بوده است. و الا دولت که از ابتدا، به این مسئله اعتقاد داشته است و قرار هم بوده که این کار را بکند. اما این که نتوانسته، شاید به این دلیل بوده که مشکلات و گرفتاری ها به دول اجازه نداده است.الان هم، شاید مقداری احساس تنگی وقت می کنند و این که شاید برای این کار دیر شده و می خواهند آن را انجام دهند. البته، هر وقت این کار انجام شود؛ باز هم مفید خواهد بود.


در نگاهی کلان تر، در تحلیل ساختار سیاسی و توازن قوای موجود، سهم و وزن جناح های سیاسی (به عنوان احزاب و گروه های شناسنامه دار) تا چه حد است که بتوانیم گفت و گو میان آن ها برای ح مسائل کلان و جدی کشور را موثر بدانیم؟


این جا دو بحث وجود دارد. از یک منظر، می گوییم احزاب درباره مسائل جدی کشور نظیر انرژی اتمی، اقتصاد یا مسائل اجتماعی صحبت کنند و انتظار داریم نتایج این گفت و گوها اجرایی شود که طبعاً چنین شأن و جایگاهی برای احزاب در نظام سیاسی پیش بینی نشده است. منظر دوم این است که گر چه گفت و گوی بین احزاب بیشتر جنبه نظری خواهد داشت تا اجرایی؛ اما اگر در کشور ما همه جناح های سیاسی روی مسئله ای به توافق برسند و موضوعی را صد درصد قبول کنند، علی القاعده همین گفت و گوها، زمینه اجرای آن کار را فراهم خواهد کرد. یعنی، تأثیر اتفاق نظر روی مسائل خیلی مهم است. چه در قوه مجریه، چه پارلمان، چه قوه قضاییه و چه نهادهای بالادستی اگر بینند در مسئله ای جامعه متفق علیه است؛ مخالفت با آن ساده نخواهد بود.


خود دستگاه های حکومتی م مشمول ایده مذاکره ملی می شوند؟


بحث و گفت و گو البته اختصاص به احزاب ندارد. گاهی دیده می شود که بسیاری از مسئولان ارشد کشور از طریق تریبون ها با هم صحبت می کنند. در حالی که این مسائل و گفت و گوها می تواند به صورت مذاکرات سازنده و به دور از هیجان تبلیغاتی بریبون بین مسئولان و با هدف حل مشکلات کشور برگزار شود. این که رئیس جمهور اشکالات قوه قضاییه را از طریق سخنرانی عمومی بیان کند و رئیس قوه قضاییه پاسخ های متقابلی به همین شکل بدهد، جز ایجاد دلهره و اضطراب در مردم و افزایش تنش سیاسی در سطح کشور ثمری ندارد. به هر حال فرض بر این است که مسئولان ارشد کشور همه دلسوز و خواهان حل معضلات اند و نقدهای دلسوزانه از هر طرف کمک به حل مشکلات دستگاه ها است. اخیراً دیدیم که حتی شخصیت عزیزی مثل جناب آقای ناطق نوری که خود روزی از مسئولان اجرایی ارشد کشور بوده است و علی القاعده به عنوان مدیران ارشد حداقل مسئولیت دوره ای از تاریخ اجرایی کشور به عهده ایشان است، عبارات دلسوزانه بی سابقه ای در نقادی دستگاه های اجرایی و حتی قضایی داشتند، نقدی که نه تنها به صورت گسترده در رسانه های داخلی و خارجی انعکاس یافت که باعث پاسخ های تند رئیس قوه قضاییه شد. این ها همه نمودهایی از شرایط محرومیت و اجتناب از مذاکره ملی است. جامعه ای که مسئولان ارشد آن در برخوردهای خصوصی و رو در رو روابط صمیمانه ای دارند، چگونه است که در ملاء عام چنین گفتمام خشونت آمیزی را مردم از آن ها می شنوند که هم بیانگر فاصله های پرنشدنی از یکدیگر و هم القای اختلافات دلهره آور برای مردم است. همه این ها می تواند با نهضت گفت وگو بین دستگاه های مختلف و شخصیت های گوناگون التیام پیدا کند. این بحث را در حوزه های دیگر مثل قراردادهای جدید نفتی و یا تغییر مسئولان ارشد دستگاه سیاست خارجی هم می توان مورد توجه قرار داد. وقتی ما از آقای روحانی حمایت کردیم انتظار داشتیم ایشان پرچمدار یک سیاست اعتدالی و گفت و گو با جریان ها و نهادهای موثر کشور باشد نه آنکه همزمان که صحبت از اعتدال می کنیم، روی مواضع و صحبت های خود که ممکن است درست هم باشد چنان تکیه کنیم که حساسیت طرف مقابل را برانگیزیم و با مقاومت غیرقابل عبور نهادهای دیگر مواجه شویم.


با شناختی که از دو جناح سیاسی کشور دارید، زمینه گفت و گو و اجرایی شدن پیشنهاد آقای روحانی را فراهم می دانید؟


بخشی از جناح ها به این مسئله معتقدند و آن را موثر می دانند؛ اما نمی توان گفت که همه با آن همراه هستند. تا جایی که من می دانم، زمینه این گفت و گو ها در جناح اصلاح طلب بهتر فراهم است. اما این که در جناح اصولگرا و احیاناً مستقل این زمینه کاملاً فراهم باشد، بعید می دانم. البته، بخشی از مسئله هم به این برمی گردد که قضیه قدر چجدی شود. ممکن است خیلی از بحث هایی که پیشنهاد می شود، چون هنوز جدی تلقی نشده، استقبالی هم از آن نشود. ولی وقتی این پیشنهادها واقعاً عملیاتی و اجرایی شود و به خصوص دولت در آن ورود کند، مورد استقبال هم قرار می گیرد. پیش از این هم دیده ایم برگزاری جلسات مشترک از سوی خود احزاب و گروه های سیاسی خیلی راحت نیست؛ ولی وقتی وزارت کشور یا وزارت اطلاعات برای جلسه ای از احزاب دعوت می کند، همه گروه ها از چپ و راست و میانه جمع می شوند. ما این مسئله را هم در جلسات وزیر کشور با نمایندگان احزاب دیده ایم و هم در جلساتی که بعضاً وزارت اطلاعات در ماه رمضان و یا مقاطع دیگر با گروه های سیاسی برگزار می کند و مواردی در آن طرح می شود. بنابراین، من نمی توانم بگویم همه احزاب و جناح ها آمادگی بالفعل صد درصدی برای آغاز این گفت و گوها را دارند؛ اما اگر دولت جدی باشد و جلسات را تشکیل دهد و گروه ها را دعوت کند، زمینه پذیرش آن بین همه گروه ها وجود دارد.


تاکنون اصلاح طلبان و به ویژه حزب کارگزاران به عنوان حزبی که حتی قبل از آقای روحانی ایده «مذاکره ملی» را مطرح کرده بود، چه گام هایی برای گفت و گو با اصولگرایان برداشته اند و چه بازخوردهایی را دریافت کرده اند؟


ما هنوز اقدامی در این زمینه نداشته ایم. اما قبل از حوادث 88، دوستان ما در حزب مشارکت جلساتی را با آقای عسکراولادی و سران موتلفه اسلامی گذاشتند که به نظر من، تا حدودی هم مفید بود. اما از سوی حزب کارگزاران تاکنون جلسه ای با اصولگرایان نداشته ایم. البتهف برخی اعضای شورای مرکزی حزب با نیروهای اصولگرا مراوده و مذاکره دارند، اما این که به عنوان دو تشکیلات با هم بنشینند و مذاکره کنند؛ هنوز جلسه ای نداشته ایم.


اصلاً برنامه ای در این زمینه دارید یا صرفاً می خواستید با طرح بحث «مذاکره ملی» ایده را مطرح کنید؟


ما ایده را مطرح کردیم، چون زمینه آن که خود احزاب بخواهن با هم وارد مذاکره شوند؛ شاید هنوز خیلی جدی نباشد ما ایده را در واقع برای آن مطرح کردیم که دولت در این زمینه پیش قدم شود. الان هم فکر می کنیم اگر دولت پیش قدم شود، امکان به نتیجه رسیدن و احیاناً کار کردن در این زمینه فراهم تر است.


در همین شرایطی که رئیس جمهور از گفت و گو بین دو جناح صحبت می کند؛ همچنان محدودیت هایی از قبیل شرایط به وجود آمده برای آقای خاتمی به عنوان لیدر جریان اصلاح طلب و برخی احزاب و گروه های این جناح تداوم دارد. آیا در این شرایط، اصلاً می توان توقع داشت ایده هایی چون گفت و گوی دو جناح عملی شود؟


اگر دولت واقعاً بخواهد این ایده عملیاتی شود مقدمات آن را هم باید فراهم کند. بخشی از مقدمات کار همف همین است. زمانی ممکن است این تجمعات و نشست ها آثار تبلیغاتی داشته باشد که در این صورت، ممکن است عکس العمل هایی را به همراه داشته باشد. اما اگر رویکرد ما در برگزاری این جلسات، حل مسائل مملکت باشد و دولت هم در این جهت پیش قدم شود؛ اولین اقدام آن حل این نوع موانع باید باشد. دولت باید به نهادهای امنیتی یا غیرامنیتی بگوید که رویکرد چنین جلسه ای چیست. قرار بر این نیست که جلسات زیرزمینی تشکیل شود.


حزب کارگزاران و شخص شما در این سال ها بسیار بر تعامل وهمکاری با اصولگرایان معتدل تأکید داشته اید. اما به نظر می رسد حتی این طیف از اصولگرایان هم، چندان واکنشی در قبال محدودیت های موجود سر فعالیت اصلاح طلبان ندارند و به نوعی از شرایط رقیب راضی هستند...


همه شان این طور نیستند؛ ممکن است برخی این طور باشند. به نظر من، ان هایی که واقع بین هستند، احساس می کنند که اگر این مسائل را علیه رقیب خود مغتنم بدانند، ممکن است خودشان هم به همین شرایط دچار شوند. مثلاً این که گروهی را برای بر هم زدن تجمعات و نشست های اصلاح طلبان فعال کنند؛ دیده ایم که بعداً همین گروه می آیند و باسط خود اصولگرایان را هم دچار اختلال می کنند. اگر زمانی این گروه ها در نشست های اصلاح طلبان افراد و سخنرانان را می زدند یا به آن ها برخورد می کردندف به تدریج دامنه تحرک خود را به بر هم زدن سخنرانی آقای لاریجانی در قم هم رساندند. بنابراین، به نظر می رسد آن طیف از اصولگرایانی که معقول فکر می کنند و تجربه معموعه جامعه را نگاه می کنند، زمینه این همکاری را دارند و بعید می دانم اعتقاد به گفت و گو نداشته باشند.


رخدادهای اخیر در مجلس دیدیم که رقابت سر کرسی های ریاست و کمیسیون ها، به نوعی با قطبی شدن دوباره رقابت میان اصلاح طلبان و اصولگرایان (و حتی طیف معتدل به رهبری لاریجانی) همراه بود. آیا می توان گفت که این رقابت، روند ائتلاف، تعامل و گفت و گوهای پیشین (در سال های 92 تا 94) بین دو جناح را تضعیف کرده است؟


در تعیین مناصب مجلس دهم می شد بهتر از این عمل کرد تا روابط بین دو جناح سیاسی تحکیم شود. اما به نظر من، الان هم اتفاق وحشتناکی نیفتاده است. به هر حال، مجلسی که بیش از 80 درصد آن در اختیار جناح اصولگرا و سهم قابل توجهی از آن در اختیار تندروهای اصولگرا قرار داشت، به مجلسی تبدیل شده که تقریباً می توان ادعا کرد نسبت اصلاح طلبی تقریباً 50-50 و در جهت همراهی با دولت، 70 به 30 و حتی 80 به 20 است. یعنی، اکثریت مجلس دهم طرفدار دولت و چیزی حدود 50 درصد و شاید بیش از آن، با اصلاح طلبان هستند. البته، آرایش مجلس بسته به موضوعات و طرح ها و لوایح متفاوت خواهد بود. این وضعیت می توانست به گونه ای مدیریت شود که آن همکاری و همراهی با اصولگرایان معتدل به خصوص امسال که سال انتخابات ریاست جمهوری است، به نحو بهتری ادامه پیدا کند. اما الان هم به نظر من، خیلی به این همکاری ها آسیب نرسیده است و می توان امیدوار بود که با مدیریت درستی، شرایط را به سمت تعامل و همکاری بازگرداند.


پیشنهاد مشخصی دارید که بتوان شرایط را بازگرداند؟


من درباره اتفاقات قبلی معتقد بودم اگر در مذاکرات ریاست مجلس به پیشنهادهایی که مطرح بود و خود ما هم در صحبت هایمان عنوان کردیمف بیشتر توجه می شد و حالت وزن کشی پیش نمی آمد و با همان لیست امید (اعم از اصولگرا و اصلاح طلب) یک اتفاق جمعی روی هیئت رئیسه و کمیسیون ها و مناصب مجلس صورت می گرفتف طبعاً هماهنگی و همدلی دو جناح قوام بهتری می یافت. اما الان که این اتفاق نیفتاده، به نظر من باید در داخل مجلس فراکسیون ها و اشخاص موثر آن ها با هم صحبت کنند و در تعال با یکدیگر، سعی کنند خیلی مسائل را به فرجام خوبی برسانند. من الان نمی توانم پیشنهادی با جزئیات ارائه دهم؛ اما فکر می کنم این کار شدنی است و در سطح ریاست مجلس هم آمادگی برای تعامل وجود دارد.


شما در صحبت های خود چند بار اشاره داشتید که احزاب نمی توانند رأساً این گفت و گوها را سامان دهند و دولت به ویژه وزارت کشور باید در این جهت گام بردارد. ارزیابی شما به عنوان دبیرکل یک حزب اصلاح طلب از عملکرد این وزارتخانه در قبال احزاب و گروه های سیاسی چیست و چه انتظاراتی دارید؟


تعامل وجود داشته، اما ضعیف بوده است. به این معنا که نسبت به گذشته که به هیچ وجه، روی خوشی به احزاب نشان نمی دادند و گاهی تصریح می کردند موافق حزبی شدن جامعه نیستند؛ شرایط مناسب بوده است. وزیر کشور تاکنون چندین بار گردهمایی احزاب را برگزار کرده اند و در جریان انتخابات اخیر هم، همکاری خوبی بین وزارت کشور با احزاب بودف اخیراً، آقای امیری (معاون وزیر کشور) هم تصریح کرده اند که ما جلسات مختلفی با احزاب و گروه های سیاسی داریم و پیشنهادهایی ارائه می دهند و ما هم مسائلی را به آن ها منتقل می کنیم. اما این تعامل ها انسجام کافی ندارد. توع این است که دولت برنامه منظمی بگذارد تا احزاب جلساتی داشته باشند که در آن دیدگاه های مختلف مطرح و نهایتاً جمع بندی شود و این جمع بندی، به اطلاع مردم برسد. مثلاً معلوم شود 50 حزب مطرح اصولگرا و اصلاح طلب درباره مسائل خارجی، داخلی و اتفاقات روز کشور چه نظراتی دارند. من فکر می کنم آنچه آقای روحانی برای جلسات ماهانه مطرح کردند، اگر قرار بود عملیاتی شود؛ باید وزارت کشور این پیشنهاد را می گرفت و به جای آن جلساتی که آقای وزیر به شکل اتفاقی برگزار کرده اند، این جلسات به شکل هر ماه یک بار با دستور و طرحی مشخص تشکیل می شد و زمینه ای فراهم می شد تا خود احزاب هم بتوانند جلساتی را به صورت مستقل بگذارند.


اگر این جلسات برگزار شود، چه موضوعاتی را به عنوان اولویت های کشور و موضوعات جدی آن طور که آقای روحانی گرفته اند، در آن قابل طرح می دانید؟


به نظر من، اولین دستور کار این جلسات خود همین موضوع است. یعنی، رسیدن به یک جمع بندی و این که نفس تعامل بین گروه ها و محدوده آن چیست و احزاب در چه زمینه هایی می توانند کار کنند و در چه زمینه هایی اختلاف نظر داشته باشند. مورد بررسی قرار گیرد. به عبارتیف ابتدا باید آیین نامه و دستورالعملی برای شکل این کار باید شکل بگیرد. در ادامه، موضوعات پیشنهادی طرح می شوند تا مجموع احزاب در حوزه های مختلف سیاست خارجی، سیاست داخلیف برجامفمسائل فرهنگی  اجتماعی، شرایط اقتصادی و... به یک جمع بندی برسند. مثلاً همه گروه ها به این نتیجه برسند که وقتی دولت مستقری سر کار است و در مورد یک تجمع، یک میتینگ یا یک کنسرت مجوزی صادر می کند، اگر ما مخالف هستیم نباید به برخورد فیزیکی دست بزنیم. بلکه باید مخالفت خود را با استدلال به دولت اعلام کنیم. همین طور در مسائل اقتصادی از قبیل همین بحث فیش های حقوقی که پیش می آید؛ باید دو جناح به این جمع بندی برسند که نه ما از این اتفاقات استفاده ابزاری کنیم و نه طرف مقابل. همین قضیه فیش ها مسئله ای بود که به نظام اداری و منافع ملی کشور برمی گشت. این که ما اصلاح طلبان بگوییم صد درصد تقصیر دولت احمدی نژاد بوده و اصولگرایان بگویند تقصیر دولت روحانی است؛ درست نیست. این که ما چهار تا فیش از آن ها رو کنیم و آن ها هم چهار تا فیش از آن ها رو کنیم و آن ها هم چهار تا فیش این دولت را منتشر کنند، حاصلی ندارد جز این که ملت به این جمع بندی برسد که هر دو طرف با هم، دزد هستند. در چنین نشست هایی می توانیم به این نتیجه برسیم که هیچ یک از دو طرف از این اتفاقات استفاده ابزاری نکنیم. به جای این که بگوییم این مشکلات در این دولت شروع شده یا از قبل وجود داشته، بیاییم و ابتدا جلوی ادامه این روند را بگیریم، به مردم اطمینان دهیم که دولت و نظام در این زمینه جدی است و اجازه نمی دهد کسی خدای ناکرده سوء استفاده کند. بعد هم تحلیل کنیم که در این زمینه، نظام هماهنگ پرداخت داریم، قانون داریم، سازمان امور اداری و استخدامی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی وجود دارند که باید آن ها را تقویت کنیم.


منبع: هفته نامه صدا، شماره 88

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

این روزها همه به دنبال اسکناس هستند… شما چطور؟!

آژانس بین‌المللی انرژی: قیمت نفت افزایش چندانی نمی‌یابد

فاکتورشدن ۳ هزار برلیانس توسط سایپا تکذیب شد

نخستین اجلاس هیات نمایندگان اتاق های سراسر کشور در مشهد برگزار می شود

راز افزایش 10 برابری هزینه حمل نفت در ماه‌های اخیر

سیب زمینی ارزان شد

پوند تغییر شکل می‌دهد

تقاضای سوداگرانه در بازار طلا و سکه

بدهی چین به ۴۰ تریلیون دلار رسید

وزیر صنعت از پژو 301 بازدید کرد

درخواست چین از آمریکا برای اصلاح تحریم‌های ایران

مبلغ بدهی آمریکا به ایران

روز پر خبر در نیویورک

واکنش رئیسی به شعار ابراهیم بت شکن

واکنش ایران به حملات تروریستی در قندهار و دانشگاه کابل

روایت علم‌الهدی از پیشنهادات مشاور ارشد مکرون به ایران

واکنش آذری جهرمی در مورد سانسورش در صداوسیما

گزافه‌گویی دوباره بولتون علیه ایران

توصیه‌ی مهم رهبر انقلاب به ائمه جمعه؛ واقعا مردمی باشید

جبل‌الطارق توقیف نفکتش حامل نفت ایران را تمدید کرد

ملوان ناو آبراهام لینکلن همچنان مفقود است

کابوس جمهوری‌خواهان در ۲۰۲۰

«ریاض» به دنبال امضای یک توافق خطرناک است

حضور بن سلمان در دیسکو!

تمرین های ناو روسی ماخاروف

اظهار نظر داوداوغلو درباره تشکیل حزب جدید

سرخوردگی صهیونیست‌ها از نتایج جنگ یمن

دوترته به مشکل خورد

دشمنی اروپا با ونزوئلا

آقازاده‌ای که در برزیل خبرساز شد!

زمین‌گیر شدن یک فروند هواپیمای حجاج

وضعیت مصدومان تصادف مرگبار کامیون و تریلی

آماری از وضعیت سلامت حجاج در عربستان

روایت یک عضو شورای شهر از آتش‌سوزی حسن‌آباد

حکایت دوربین‌های کنترل سرعت در جاده های کشور

نویسنده‌ معروفی که در دادگاه نجفی حاضر بود

تصاویری از برگزاری دعای کمیل در مدینه

وضعیت قرمز در هند

ماجرای غم‌انگیز فوت پسر ۶ ساله در جشن عروسی

وداع باشکوه مردم قم با پیکر مرحوم حائری