رصد

کد خبر: ۹۳۴۵۰
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۸

محمد مصدق جزو معدود سیاستمدارانی است که اگرچه قبل از انقلاب و دوران حکومت شاهنشاهی پست حساس و مهمی مثل نخست وزیری را بر عهده داشته است اما به واسطه تاثیرگذاری که در تاریخ ایران داشته است و به خصوص نقشش در ملی کردن صنعت نفت در دوران حاضر نیز از او به نیکی یاد می شود، آن هم در روزگاری که سیاست و سیاستمداران ب یش از پیش تنفربرانگیزند. از مصدق چهره های متفاوتی در طول تاریخ منعکس شده که هر کدام از آنها طرفدارانی دارند اما تا جایی که به اطلاعات کتابهای درسی تاریخ و صفحه تقویم و تعطیلی 29 اسفند مربوط می شود او رهبر ملی کردن صنعت نفت است و همین امر به تنهایی کافی است تا از او قهرمان ملی بسازد که قصورها و یا نقاط مثبت دیگرش نادیده گرفته شوند که از جمله آنها می توان به کودتای 28 مرداد اشاره کرد که علیه او انجام شد و از سمت نخست وزیری خلعش کرد و کارش را به تبعید و حصر کشاند. تمامی این ویژگی ها از او انسانی پیچیده می سازد که در زندگی اش با فراز و نشیب های فراوان روبه رو بوده است و این پیچیدگی ها کار را برای به تصویر کشاندن او در تئاتر یا سینما سخت می کند. فرهاد آییش در نمایش راپورت های شبانه دکتر مصدق نقش او را بازی می کند و توانسته است این موقعیت را به دست بیاورد که با نقشی با این حساسیت روبه رو شود و آن را بر روی صحنه بازی کند. آییش بازیگر باسابقه و توانایی است اما با این وجود بازی نقش نخست وزیر سابق ایران برای او چالشی جدی محسوب می شود، در این مورد با او گفت وگو کردیم و حالا مشروح این گفت وگو پیش روی شماست:


بازی کردن نقش مصدق مسئولیت سنگینی دارد. برای قبول کردن بازی در این نمایش و نقش این شخصیت تاریخی، چقدر این تعهد برای شما اهمیت داشت؟


من در گذشته خیلی با احتیاط نقش های تاریخی را قبول می کردم و اگر دقت کرده باشید خیلی به سختی چنین نقش هایی داشته ام، اولین بار سقراط را به عنوان نقش تاریخی قبول کردم. دلیل نرفتن به سراغ چنین نقش هایی این بوده است که در آنها همیشه با مشکل روبه رو می شوم که مربطو به انتظاری است که از نقش وجود دارد، چون به نظرم وقتی نقشی تاریخی را قبول می کنی خواه ناخواه مجبوری با یک عینیتی روبه رو بشوی و عینیت خودتان نمی تواند بر نقش حاکم باشد. به خصوص این که وقتی آن شخصیت مصدق باشد که خیلی هم قدیمی نیست و هنوز کسانی هستند که او را دیده اند و کماکان در قید حیاتند. احساس کردم از جنبه هایی با او نزدیکی دارم و بنابراین به این نتیجه رسیدم که این چالش را قبول کنم اگرچه بسیار برایم سنگین و پرزحمت بود.


همانطور که اشاره کردید اثر تاریخی است، در آنچه که بازآفرینی کردید چقدر استناد تاریخی مدنظر بوده است؟


اگر بخواهید راجع به متن صحبت کنید من فرد مناسب این بحث نیستم چون مسئولیت این بخش برعهده نویسنده و کارگردان است. اما من در مورد نقش مصدق می توانم بگویم که خودم تمام سعی و کوششم این بود که هر چه بیشتر به واقعیت آن چیزی که بوده است نزدیک شوم. من یا از زاویه تاریخ نگارانی که راجع به او نوشته اند، یا به استناد فیلم ها و عکس هایی که وجود دارد و یا دست نوشته های خود مصدق. اینها مجموعه چیزهایی است که در اختیار من است تا از طریق آنها به نقشی که بازی می کنم نزدیک شوم و شخصیت واقعی او را دریابم. اما به نظرم می آید اینکه در زندگی چقدر به شخصیت خودمان هم می توانیم نزدیک بشویم یا نه سوالی است بزرگ! این که من که هستم و چه هستم! چه برسد منی که از هویت خودم به درستی آگاه نیستم قرار باشد کس دیگری را که خودش هم نمی داند کیست، بازی کنم. فکر می کنم به هر حال ما همه با چنین نسبیتی روبه رو هستیم. در مورد نقش می توانم بگویم تمام تلاش من در عینیت بخشی بوده است اگرچه که هستی مقئله ای نسبی است و پدیده ای است سوبژکتیو و ذهنی. در مورد متن من هیچ موضع و نظری ندارم چون فکر می کنم نویسنده آن را بهتر می شناسد.


در این کندوکاو نقش، کدام وجه او برای شما برجسته تر به نظر آمد؟ شما مصدق را چگونه فردی دیدید؟


یکی از ویژگی های او عشق و علاقه به صداقت و راستی است و در عین حال سیاست مدار بودن، که از او معادله ای دومجهولی می سازد. این انسان باپشتکار و وسواس خاصی به دموکراسی و ملی گرایی ایران نگاه می کرده است، به همین دلیل است که از او یک قهرمان ساخته شده است. این جنبه او برای اکثر آدم ها بارز است. من به هر حال برخی از نقب ها را از طریق شناخت بیرون به داخل به وجود آوردم و او را شناختم. بعضی وقت ها این ها برعکس بود و در واقع از طریق ژست ها و میمیک ها و حالت بدنی و تن صدا سعی کردم احساسات و درونیات این آدم را به دست بیاورم و دیدنی بکنم. می توانم بگویم تا 6 یا 7 اجرای اول من به نتیجه خاصی نرسیده بودم و در ابهامی بزرگ این نقش را بازی می رکدم و به شدت هم التهاب داشتم چون احساس می کردم موفقم نشدم اما از شب ششم یا هفتم به بعد تا اندازه نسبی که بازیگر نیاز دارد که بتواند ادعا بکند به نقش نزدیک شده است من به نقش نزدیک شدم. ولی موقعی که زوایای مختلفی که تاریخ نگارها راجع به مصدق صحبت کرده اند به اوبنگریم با نظرها و گزارشات متضادی روبه رو می شویم. مثلا نگاهی هست که مصدق را انسانی ساده و زودباور می داند و معتقد است که اشتباهات زیادی هم انجام داد که منجر به شکستش شد.


یک سری از تاریخ دان ها مثل آقای موحد که براساس اطلاعاتی که چندین سال پیش از سی ای ای درباره کودتای 28 مرداد به دست آمد؛ به این نتیجه رسید که او انسان بسیار پیچیده ای بوده است که همه وقایع را مهندسی کرده است و اصلا انسان ساده و خوش باوری نبوده است. حتی نگاهی هست که می گوید مصدق می دانسته که شکست می خورد اما به خاطر حفظ جان اطرافیانش و حفظ کشور که در دامان جنگ داخلی نیفتد و تجزیه اتفاق نیفتد از خودگذشتگی نشان داده است که می توانست این کار را نکند. می توانست از مردم بخواهد تا به خیابان ها بریزند و اعلام جمهوریت بکند اما این کار را نکرده است. این ها نشان می دهد که او به تفکرش وفادار بوده. این ها همه اطلاعاتی است که انسان نمی تواند دقیقا تصمیم بگیرد که با این کاراکتر چه برخوردی بکند. من مثالی کوتاه در این مورد بزنم؛ من صحنه ای دارم با تیمسار صفدری که او را به ریاست شهربانی منصوب می کنم. نگاهی هست که معتقد است که او فریب سرتیپ صفدری را خورده است و ساده انگارانه با او برخورد کرده به همین دلیل در همان روزها او را به ریاست شهربانی گماشته است از طرفی نگاه دیگری است که می گوید مصدق خبر داشته سرتیپ صفدری دارد به او خیانت می کند اما با این اوصاف او را به ریاست شهربانی می گمارد. ما این جا مقابل دو واقعیت قرار می گیریم که متضاد با همدیگرند، یکی از آن ها به شما یک انسان بسیار پیچیده و دوراندیش را معرفی می کند و دیگری انسانی پاک و ساده را که می تواند گول بخورد. این ها به هر حال چالش های بزرگی بود که من در این نمایش با نقش داشتم.


برای رسیدن به نقش چه مسیری را طی کردید؟ منظورم این است که اساس را بر آن چیزی که متن می خواست گذاشتید یا بر اساس آنچه که در تاریخ وجود دارد؟ و آیا در این بین آن چه که یافته های شخصی شماست در متن و جریان نمایش تأثیر می گذاشت؟


به هر حال من وقتی قبول می کنم نقش مصدق را در کار آقای خیلی بازی کنم با اولین چیزی که رو به رو می شوم متن خود ایشان است و راهنمایی های خود ایشان. تحقیقات و تحلیل های ایشان نسبت به مصدق مرا در مسیر رسیدن به نقش می گذارد اما خب من وقتی در این مسیر قدم می گذارم به دلیل حساسیت هایی که خودم دارم و هر انسانی در حرفه اش باید آن ها را داشته باشد، نباید به آنچه که به من داده می شود بسنده کنم و از زوایای دیگر هم موضوعی که با آن رو به رو هستم را بررسی کنم. به خصوص وقتی با مسئله ای سیاسی اجتماعی رو به رو هستم و هنوز اتفاقی زنده به حساب می آید و درباره آن بحث است. اینجاست که من اجباراً باید شروع به تحقیقات کنم و مطالعات متفاوت تری از آن چیز هایی که متن در اختیار من قرار داده است، انجام دهم. البته خوشبختانه من دوستانی را پیدا کردم که آشنایی زیادی درباره مصدق داشتند و روی مصدق کار کرده بودند و در تمام این مدت به عنوان مشاور با من همکاری کردند. بیش از هر چیز دیداه خود آقای خلیلی است که کار و نقش را هدیت می کند ولی به هر حال من وقتی می خواهم با پدیده ای به نام مصدق رو به رو بشوم باید از ده ها زاویه مختلف آن را ببینم تا وجدانم نسبت به آنچه که روی صحنه بازی می کنم راحت باشد و راضی باشم.


دیدن مصدق بر روی صحنه چه تعبیری برای مخاطب امروز دارد؟ چه مسئله ای است که با مرور این اتفاقات فصل مشترکی را بین این نمایش و اوضاع اجتماعی امروز برقرار می کند؟


من زیاد روی این مسئله تکیه نکردم و تأملی بر روی آن نکردم؛ به خاطر این که اصولاً چنین کاری را نمی کنم. انتخاب هایم برای نقش هایی که بازی می کنم دلایل شخصی دارد. به من پیشنهاد می شود که مصدق را بازی کنم، برایم چالشی جدی و بزرگ است و به این فکر می کنم در دوره ای از یندگی ام می توانم چند ماه را با چنین مقوله ای سر کنم که سراپا چالش است و تمام وجود من را در بر می گیرد. این جا دیگر بازیگری به عنوان شغل و تفریح نیست بلکه یک طریقت می شود، یعنی من در این برهه از زندگی ام که حالا دیگر 65 سالم است می ایم و تجربه ای شگرف را برای خودم انجام می دهم. دو سال پیش سقراط بود، یک سال پیش روحانی بسیار پاک و معنوی و حالا مصدق! این ها برای من معنای زندگی است و من را به هستی وصل می کند، این ها باعث می شود در این چند صبای باقی مانده از زندگی، خودم را بهتر بشناسم. این ها دلایل من برای انتخاب نقش است و به این فکر نمی کنم که این نقش در زمان اکنون چه ضرورتی دارد. من کلا ًانسانی سیاسی نیستم و فقط به اندازه یک شهروند عادی سیاسی هستم اما سیاسی بودنم آن قدر نیست که باعث بشود نقشی را قبول کنم یا خیر...


منظورم لزوماً حد سیاسی بودن شما نیست بلکه به این دلیل این سوال را از شما می پرسم چون فکر می کنم بازیگری نقشی با این درجه از اهمیت احتمالاض توجیهات کلان تری را نیز می طلبد...


به هر حال من با آن اهدافی که نویسنده و کارگردان دارند در تضاد نیستم و اگر تضاد داشتم امکان نداشت بازی کنم، بنابراین تا حدی آن دغدغه را من هم داشته ام. از سوی دیگر من خود نویسنده و کارگردانم، چرا خودم انتخاب نکرده ام تا چنین کار بکنم؟ پس آنقدرها دغدغه من نبوده است که نمایشی با این حال و هوا کار کنم. دغدغه هنری و زندگی من کارهایی است که از من می بینید، کارهای من و نوشته و انتخاب هایم به عنوان کارگردان. در عین حال من یک بازیگرم و وقتی نقشی را بازی می کنم دلایلم بیشتر چالش ها و توجیهات بازیگری است تا مسائل دیگر و خیلی به این فکر نمی کنم که از لحاظ زمانی ضرورتی برای این کار وجود دارد یا خیر. به هر حال در جامعه امروز مسئله ملی گرایی مطر است و خیلی از جوانان هستند که چنین رویکردهایی نسبت به اتفاقات سیاسی که در داخل ایران افتاده دارند اما برای من خیلی پررنگ نیست.


یکی از صحنه هایی که در این نمایش وجود دارد و حال وهوایی متمایز با فضای کلی کار دارد صحنه خانه مصدق و خلوت او و دخترش است که دیگر از آن فضای تاریخی سیاسی خبری نیست و ما با وجه دیگری از زندگی مصدق رو به رو هستیم. این وجه او را چگونه ساختید؟


من کلاً در این کار عقب بودم و همان طور که گفتم اجرای ششم یا هفتم بود که تمرکز و تسلطم بر نقش به حدی رسید که بتوانم ادعا بکنم از پس نقش برآمده ام. در ابتدا، این صحنه برایم سخت ترین بخش کار بود چون من هیچ چیزی نداشتم که بتوانم واقعیت رابطه مصدق و دخترش را درک کنم بنابراین می توانستم فقط کیفیت این رابطه را حدس بزنم. خوشبختان آقای خلیلی دست به انتخاب کاراکتری زده که به واسطه مشکلات روحی ای که داشته می توانسته بیشتر ماهیت سوبژکتیو یا ذهنی داشته باشد. بنابراین می شد راحت تر در قبال این رابطه ریسک کرد. من از رویا میرعلمی کمال تشکر را دارم که این حس دختر داشتن و در عین حال حس مصدق بودن را به من داد. من در ابتدا بیشتر صحنه دادگاه و صحنه وکلای مجلس را مسلط شدم و این صحنه را به مرور زمان درک کردم، که درک آن کمکم کرد تا بعد عاطفی تازه و متفاوتی را در مصدق بیابم.


برای زمینه تحقیقاتی نقشتان به سراغ افرادی که با او در ارتباط بودند و در قید حیات هستند هم رفتید؟


نه من بیشتر از دو زاویه نگه کردم، یکی زاویه مطالعاتی و تحقیقاتی که بر روی مصدق انجام شده و اسمش را گذاشته ام از بیرون به درون رفتن و یکی نگاه کردم به عکس ها و فیلم ها و گرفتن حالات بدنی و میمیکی آقای مصدق و در واقع تقلید کردن از او یا نقب زدن از درون به بیرون. من این دو روش را به صورت موازی جلو بردم و معتقد بودم که جایی که این دو نقطه به هم برسند من می توانم سرمایه گذاری کنم. البته خیلی هم دیر به این نقطه رسیدم و همان طور که گفتم بعد از 6 یا 7 اجرا آن را یافتم.


با این توصیفات شیوه بازیگری خود را چه روشی می دانید، آیا شما بازیگر شیوه مند هستید یا مسیری که رفتید روشی ترکیبی و خودساخته است؟


ببینید من خودم شیوه خاصی را دنبال نکردم، اگر چه که شیوه های مختلف رسیدن به نقش را مطالعه کرده ام ولی دل به هیچ راه و روشی ندادم و در عمل از آن روش مشخص نرفته ام چون در شکل عملی به این نتیجه رسیده ام که نقش های متفاوت برای من روش های متفاوتی را می طلبد؛ به همین دلیل این مسئله برای من حالتی ترکیبی داشت و هم از بیرون به درون رفتم و هم درون به بیرون. به هر حال من به هیچ روش مشخصی معتقد نیستم و هیچ متدی را درست نمی دانم و به همان اندازه هم هیچ متدی را غلط نمی دانم. فکر می کنم بازیگران مختلف در برخورد با نقش های مختلف می توانند راه های مختلفی پیدا کنند.


این اثر در مورد شخصیتی حرف می زند که برای ما وجهی قهرمانانه دارد و بیشتر مردم هم نام مصدق را با اتفاقی مثل ملی کردن صنعت نفت می شناسند که نماد استقلال طلبی و بیگانه ستیزی است. اما از سوی دیگر مدیومی مثل تئاتر نگاه دیالکتیکی را می طلبد، به گونه ای که سعی می شود بدیهی ترین چیز ها را نیز به چالش بکشدف چه برسد به انسان ها. به نظر می رسد این نمایش با همان پیش فرض قهرمن پروانه مصدق را به تصویر کشیده است!


نمی دانم، من سعی کردم مصدق را به عنوان آن چیزی که هست ببینم و کوششم هم همین بود. به هر حال من هم یک وجه قهرمانانه در ایشان دیدم و قهرمان هم بوده است چنانکه امیرکبی رنیز قهرمان بوده است اما در عین حال به نظرم یک انسان است که با تمام بزرگی اش با همان ضعف هایی دست و پنجه نرم می کند که هر انسانی با آن ها رو به روست. در ارتباط مصدق ما دو زاویه داریم: یک زاویه به او نگاهی تقدس وارانه دارد و از یک سو عده ای او را حقه باز و شارلاتان می دانند که با سیاست ورزی کارش را انجام می داده است. من به عنوان یک ابزیگر نه آن را سفید دیده ام و نه سیاه. اما این که آیا این نمایشنامه سیاه و سفید است به شما و مخاطبان مربوط می شود که ایا در مواجهه با نمایش چنین چیزی را می بینید یا خیر!؟ من به عنوان بازیگر برای رسیدن به نقش اجبار دارم کاراکتر را سپید و سیاه نبینم تا بتوانم آن فرد را درک کنم.


برنامه های آینده کاری شما چیست؟ الان کار دیگری در دست دارید؟


خیر، در حال حاضر فقط به همین نقش می پردازم و بعد از آن نیز قرار است کار سقراط مجدداً به روی صحنه برود. قرار است چند کار را بنویسم که فعلاً خام هستند و باید ببینم چه می شود. از دو سه ماه پیش هر کاری که به من پیشنهاد شد کردم چون وقتی نقش مصدق را گرفتم احساس مسئولیت زیادی می کردم و اصولاً هم دو کار را با هم انجام نمی دهم چون هم کیفی که باید از کارم ببرم را از دست می دهم و هم این که کیفیت کارم پایین می آید، ضمن این که در بعد فیزیکی اصلاً کشش ندارم. در گذشته هم چند کار را با هم انجام نداده ام. الان چون می دانستم کار مصدق را دارم و بعد هم سقراط به اجرا در می آید کلاً در را بر روی دنیای سینما و تلویزیون بسته ام و یکی دو پیشنهادی هم که داشتم را رد کردم.


منبع: ماهنامه تجربه، شماره 45

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاهش دو هزار تومانی دلار تنها در چند روز

چرا صادرات سوخت ایران به افغانستان ممنوع شد؟

بسته جدید تسهیلات گره گشای بازار مسکن

همتی: قیمت ارز ۲ هفته‌ای ۲ هزار تومان ارزان شد

کاهش حاشیه بازار راهی برای مقابله با دلالی

آمار قیمتی کالا‌های اساسی با ارز ۴۲۰۰ تومانی

خوانساری: اقتصاد، سال سختی را پیش رو دارد

روند برگشت ارز برای صادرکنندگان کانالیزه شد

افتتاح بیش از 20 طرح عمرانی در خراسان جنوبی

افزایش ۳۱ درصدی هزینه ساخت مسکن در تهران

تبریک نایب رئیس مجلس برای میلاد کریم اهل‌بیت

فلاحت پیشه: اروپا به برجام آویزان است

گله رهبر انقلاب از ترویج زبان بی‌هویت در صدا و سیما

گزینه احتمالی فراکسیون امید برای ریاست مجلس

دستور کار جلسه علنی مجلس

واکنش سخنگوی موگرینی به تنش‌های میان واشنگتن و تهران

وزیر دفاع انگلیس ایران را تهدید کرد

پاسخ موسوی به تهدید توئیتری ترامپ

تحلیل فلاحت‌پیشه از پشت پرده شلیک به سفارت آمریکا

شعری که چشمان‌ رهبر انقلاب را تَر کرد

بن‌بستی که آمریکا در آن گرفتار شد

گاندی در آستانه شکست

ترامپ، بایدن را به باد انتقاد گرفت

مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید اوکراین؛ از بازیگری سریال تا سوگند ریاست جمهوری

دلیل مخالفت آمریکا با خرید "اس400" توسط ترکیه

رمزگشایی اسد از یک واقعیت

رسوایی سیاست‌مداران اتریشی

راز عصبی شدن آقای اون در دیدار با ترامپ

افزایش سرطان درمیان زنان ایتالیایی

دست و پازدن اروپا در برابر چین و آمریکا

اقدام احمقانه معلم مهدکودک حادثه ساز شد!

کشف شیشه در هواپیمای بم –تهران؛ چهار نفر از کارکنان فرودگاه بم دستگیر شدند

بارش باران پس از تندباد سراغ اهواز رفت

آزمایشگاه جنایی، قـاتل را معرفی کرد

توضیحات رئیس مرکز سنجش و پایش کیفیت آموزشی درباره سؤالات امتحان نهایی

امدادگری که به امداد نیاز پیدا کرد!

ماجرای عجیب کارگر آجیل فروشی که در روز خواستگاری به دروغ گفت کارگردانم

آخرین جزئیات طوفان غافلگیر کننده اهواز

رود سرباز زنده شد

تندباد برای خرمشهر مشکل درست کرد