رصد

کد خبر: ۹۵۴۵۷
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۰

صدرا رفیعی‌نیا/ هاشمی رفسنجانی پدیده‌ای قابل مطالعه است. در مطالعه این پدیده به ‎جای تحلیل‎‎‎های کم عمق و دعوا‎‎های سیاسی، باید به لایه‎‎‎های عقب‎تر و عمیق‎تر سرک کشید. جریانات سیاسی مختلفی در این سال‎‎ها به ستیز با هاشمی برخاسته‎اند و نوعا با او در «رو» جنگیده‎اند، هرکس درباره او هرچه خواست، گفت و این‎چنین ظرفیت ذهنی جامعه از این نوع تحلیل پر شد. برای همین این جریانات سیاسی، نوعا در این تقابل نتیجه عکس گرفته‎اند؛ آنچنان‎که تحلیل‎‎‎های واقع گرایانه می‎گوید اگر هاشمی به‎ جای روحانی کاندیدای ریاست‎جمهوری بود چندین برابر رای به سبد انتخاباتی او ریخته می‎شد.
با توجه به این موضوع، این یادداشت به‎ دنبال پاسخ به سئوالی صریح و شفاف است؛ مشکل رویکرد اصیل انقلابی ‎ـ‎ دینی با هاشمی رفسنجانی چیست؟


   با انکار هاشمی مشکلی حل نمیشود


حرف‎‎‎های بی‎اساسی که در مورد فقر هاشمی در سابقه سیاسی - اجتماعی گفته می‎شود دروغ‎‎‎هایی است که در درازمدت است و پای تحلیلگران را می‎بندد. واقعیت آن است که تاریخ معاصر ایران در 60 سال اخیر، بدون هاشمی قابل تحلیل نیست. نمی‎شود هاشمی و نقش او را از صفحات تاریخ سترد و در تحلیل وقایع توفیق چندانی به دست آورد.
هاشمی رفسنجانی، در میدان عمل، مبارزی سر سخت و کم نظیر بوده است. یک انقلابی به تمام معنا و در نقطه اوج. او به ‎خاطر فعالیت‎‎‎های سیاسی ضد‎رژیم بار‎‎ها به زندان افتاده است. به‎طوری که از سال 37 تا 57 هفت بار در مقاطع مختلف دستگیر شده و مجموعا چهار سال و پنج ماه به جرم فعالیت مخفیانه علیه حکومت پهلوی در حبس به سر ‎برده است. خودش شکنجه‎‎‎هایی را که در ساواک تحمل کرده بی‎سابقه می‎داند و در مراسم تجمع زندانیان ساواک در تهران می‎گوید: «مردم ما هرگز نخواهند دانست در زندان‎‎‎ها بر زندانیان سیاسی رژیم شاه چه گذشته است». در کتاب هاشمی دوران مبارزه آمده است: «شلاق و شکنجه همراه بود با فحاشی و اهانت، ... گاهی مرا به دیوار می‎چسباندند و چاقو را می‎گذاشتند زیر گلویم و می‎گفتند سرت را می‎بریم و زیر گلویم زخم شده بود. یک‌بار برای اهانت مرا لخت کردند». هاشمی در دوران مبارزه اهل ارتباطات وسیع با شبکه‎‎‎های مختلف اعم از سازمان مجاهدین تا روحانیون مبارز بوده است. برای همین کوچک‎ترین اعترافات او در زندان‎‎‎های ساواک می‎توانسته است، خیل عظیمی از انقلابیون را قربانی کند. برای همین مقاومت و ایستادگی او در برابر بازجو‎‎های قسی القلب ساواک، اهمیتی دو چندان داشته است.


در کنار فعالیت‎‎‎های مستقیم سیاسی، او فعالیت‎‎‎های تبلیغی- فرهنگی موثری انجام می‎داده است. مکتب تشیع، سالنامه‎ای بوده که در آن سال‎‎‎های مبارزه صاحب تاثیر بوده است. او در پاسخ خبرنگاری می‎گوید: «اولین شماره سالنامه مکتب تشیع، با مقالات بسیار قوی از آقایان طباطبایی، مطهری، بازرگان، روزبه، آقاسیدابوالفضل موسوی و بهشتی، 10 هزار تیراژ پیدا کرد، چاپ دوم هم خورد، 15 هزار جلد چاپ کردیم. آن موقع تیراژ کتاب‎‎ها کم بود، اما این تیراژ بالا در زندگی طلبگی، یک درآمد حسابی بود چون سرمایه نداشتیم، قبض منتشر کرده بودیم، در سراسر کشور هم نمایندگی گرفته بودیم. هر کس پیش از چاپ می‎خرید، 5 تومان و هر کس بعد از چاپ می‎خرید، 7 تومان می‎دادیم. به‎خاطر همین 2 تومان، خیلی‎‎ها پیش‌خرید می‎کردند، لذا پول خوبی دست ما آمده بود». او این نشریه را به اتفاق آقایان باهنر، صالحی و مهدوی تاسیس کرده است.



  نقش استثنایی هاشمی بعد از انقلاب


هاشمی رفسنجانی در همه سال‎‎‎های مبارزه در متن ماجرا بوده و پس از انقلاب نیز سرنخ خیلی از اتفاقات و تصمیم‌گیری‎‎ها به دست او بوده است. اغراق نیست اگر ادعا شود در سال‎‎‎های بسیاری او نفر دوم و همه کاره بوده است. همزمان با این حجم تاثیر، ارتباط هاشمی با امام خمینی (ره) نیز یک ارتباط خاص و ویژه گزارش شده است. به‎ تعبیری برخورد‎‎های او با امام تلخ و جدی بوده است. موید این ادعا روایت‎‎‎های گوناگونی است که خود هاشمی از ملاقات هایش با امام ارائه کرده و اصرار او بر سر برخی موضوعات در قانع کردن امام از این نمونه است. نمونه دیگر از عتاب‎‎‎های هاشمی به امام از متن نامه معروف او به امام درباره موضوع بنی صدر قابل استخراج است. او در بخشی از نامه خطاب به رهبر کبیر انقلاب می‎نویسد: «اینجانب که جناب‌عالی را مثل جانم دوست دارم و روی زمین کسی را صالح‎تر از شما سراغ ندارم، گاهی به ذهنم خطور می‎کند که تبلیغات و ادعا‎‎های دیگران شما را تحت تاثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را‎ که از ویژگی‎‎‎های شما در هدایت انقلاب بوده‎، در موارد فوق‎الذکر ضعیف‎تر از گذشته نشان می‎دهید، بسیاری از مردم هم متحیرند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‎ساز صراحت ندارد... ما انتظار نداریم نصایح ذو‌وجهی از رسانه‎‎‎های جمعی بشنویم، احضار کنید و امر بفرمایید». او در جای دیگری از نامه متعرض ملاقات‌هایش با امام می‎شود و می‎نویسد: «احساس می‎کنم که روابط و ملاقات‎‎های ما با جناب‌عالی، صورت تشریفاتی به خود می‎گیرد و محدودیت‎‎‎هایی در طرح و بحث مطالب، ‎ من‎جمله خوف از اینکه جناب‌عالی موضع‎گیری سیاسی و رقابت تلقی کنید،‎ به‎وجود آمده و من خائفم که این حالت خسارت‎بار باشد».
طبیعتا هاشمی به‎خاطر سابقه مبارزات و موثر بودن در مدیریت بخشی از جریانات انقلابی، با دیگران مدارا نمی‎کرده و همواره به ادعای خود با صراحت با امام برخورد می‎کرده است.
او همین نقش موثر را در حوزه روابط بین‎الملل اجرا می‎کرده و با بسیاری از سران، ملاقات‎‎‎های مهم و موثر داشته است. تا آنجا که به گفته همسرش، برخی سران حتی برای شام به منزلشان آمده‎اند. به‎عنوان نمونه او به ملک عبدالله و معمر قذافی اشاره می‎کند.


 نقش هاشمی در انقلاب را باید به‎ درستی دید و گزارش کرد. انکار این نکته، هیچ مسأله‎ای را حل نمی‎کند. اتفاقا اگر نقش بی‎بدیل و مهم هاشمی در جریان انقلابی‌گری معاصر به ‎درستی گزارش شود، آن وقت است که گزارش وضعیت امروز او، دردآور جلوه می‎کند چراکه وقتی یک آدم خیلی مهم از خط انقلابی‌گری خارج می‎شود، فهم فرایند تغییر حائز اهمیت می‎شود.



  کنش‎‎‎های هاشمی مبتنی بر فکر و نقشه است



تاریخ گواهی می‎دهد هاشمی یک انسان مدیر، نقشه‌کش، آینده نگر و اهل دقت است. جنس او از جنس سیاست‎مداران گمنام و کم‎سابقه بزن در رو نیست که بدون فکر وارد معادلات سیاسی شوند و موضع بگیرند. او اهل مطالعه و فکر‎‎های عمیق بوده است. آنچنان‎که در همان دوران مبارزات چندین کتاب جدی، تالیف یا ترجمه کرده است. کتاب «سرگذشت فلسطین»، «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار» و «تفسیر راهنما» از این زمره است. کتاب تفسیر او یکی از مهم‎ترین کتاب‎‎‎های قرآنی این روزگار است که براساس فیش‎‎‎هایی نوشته شده که در مدت زندان، ذیل آیات قرآن یادداشت کرده است، آن هم در شرایطی که قرآن در دسترس او نبوده است.
خطبه‎‎‎های هاشمی در نمازجمعه تهران نیز از این زاویه قابل بررسی و واکاوی است. او در مدت اقامه نماز جمعه تهران و ایراد خطبه‎‎‎های گوناگون، به تولید نوعی ادبیات همت گمارده است.
عملا مرور پرونده انقلابی هاشمی رفسنجانی تجربه‌ای زیبا است از نقش‌آفرینی موفق یک عالم دینی. او با خیلی از آدم‎‎‎های حوزه تفاوت‎‎‎های جدی داشته و در تراز بالاتری قرار می‎گیرد. بنابراین نمی‎شود او را با آدم‎‎‎های کوچک مقایسه کرد و به نقد کشید. برای همین است که در نقد هاشمی، امروز به یک روایت اصولگرایانه، معتبر، واقع بینانه و البته منصفانه نیازمندیم.


  اشکال هاشمی و ژن پنهان


حال سوال اینجاست که اصلی‎ترین مشکل هاشمی چیست که با رویکرد انقلابی دچار چالش شده است. مشهور است که می‎گویند مشکل هاشمی آن است که او دیگر دیروز خود را قبول ندارد. او با دیروز خود دچار چالش شده است و نمی‎تواند آن را توضیح دهد. آیا این عبارت گواه یک تغییر بنیادین و تبدل مبنایی در فکر و رفتار هاشمی است یا واقعیت ماجرا چیز دیگری است؟


به ‎نظر می‎رسد اشکال هاشمی، چیزی شبیه یک «ژن» بوده است که از همان روز‎‎های اول با او همراه بوده، منتها فرصت بروز پیدا نمی‎کرده است. به‎ تدریج که تاریخ به ‎سمت جلو آمده است این ژن فعال شده و پیکره هاشمی را به تصرف در آورده است. به ‎تعبیری او نه تغییر ژنتیک پیدا کرده و نه جهش ژنتیک، بلکه همان ژن مخفی خود را در وجود او گسترانیده است.


واقعیت آن ژن صرفا در یک چارچوب منطقی قابل توضیح است: «هاشمی در تمام دوران زندگی خود، یک اولویت بنیادین داشته به نام اقتصاد». همیشه برای او پیشرفت اقتصادی مردم، اهمیت فوق العاده‎ای داشته است. همین روحیه و اولویت کم‌کم وارد زندگی شخصی او نیز شده و حتی به سرزمین سایر انقلابیون نزدیک به او نیز لشکرکشی کرده است. برای همین حتی او پیش از انقلاب هم یک محور و کانون مساعدت‎‎‎های مالی برای مبارزان بوده است.


هاشمی روحیه تجاری و اقتصادی داشته است. گفته می‎شود او برای تامین هزینه‎‎‎های ازدواجش مقداری پسته به ‎صورت نسیه خریده و نقد می‎فروشد و از آن در آمدزایی می‎کند. عفت مرعشی همسر او در پاسخ به وضعیت درآمدی شوهرش پیش از انقلاب به ماهنامه مدیریت ارتباطات، می‎گوید: «کتاب داشتند، مجله داشتند و منبر هم می‎رفتند. بعد هم که ‎آمدیم تهران، با یکی از فامیل‎های‎شان مقداری ساختمان‎سازی کردند». از این نوع خرید و فروش‎‎ها در کتاب خاطرات او گزارش شده است: «محسن آمد. برای هزینه‎‎‎های دفتر نشر کمک گرفت و از کامپیوتری کردن آثار من شرحی داد، گفتم برای تامین هزینه‎‎ها مِلکی را بفروشد». (16 آذر 1370)


فرزند پنجم او، یاسر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با ایسنا می‎گوید: «سطح زندگی آقای هاشمی به‎ عنوان یک روحانی در مقایسه با سایر روحانیون قبل از انقلاب مقداری بالاتر بود و ایشان اهل کار و تلاش بودند. بخشی از هزینه‎‎‎های مبارزه را نیز از طریق فعالیت‎‎‎هایی که انجام ‎داده‎اند، تامین کردند. پدر فردی چند بعدی بودند و در زندگی‎شان فقط به درس و منبر نمی‎پرداختند. خانواده پدر نیز باغدار بودند و در رفسنجان باغ پسته داشتند، این‎گونه هم نبود که کل پسته‎‎‎های رفسنجان برای ایشان باشد، بلکه وسعت این باغ، مانند باغ سایر باغداران و رعیت‎‎‎های رفسنجان است. در این شرایط و با وجود این باغ و فعالیت‎‎‎های چند بعدی پدر، زندگی به خوبی می‎گذشت... ایشان همچنین به ‎دلیل استعداد‎‎هایی که از آن برخوردار بود، فعالیت‎‎‎های دیگری نیز داشتند. مثلا زمانی که در زندان شاه بودند، کار ساخت و ‎ساز انجام می‎دادند و هزینه‎‎‎های مبارزه را از این طریق تامین می‎کردند».



این دیدگاه هاشمی در خصوص اولویت اقتصاد، به مرور در حوزه زندگی فردی و جمعی او گسترش می‎یابد. فرزندان او نیز در این مسیر تعریف می‎شوند. به هرحال در خانه‎ای که مدام صحبت از این رویکرد و دغدغه باشد، فرزندان نیز با همان روحیه رشد پیدا می‎کنند. در ادامه بروز این ژن آدم‎‎‎هایی به هاشمی جذب می‎شوند که با این دیدگاه قرابت دارند یا می‎خواهند از فرصت این دیدگاه برای خود بهره‎گیری کنند. بنابراین به‎ تعبیری می‎توان کارگزاران را مجموعه آدم‎‎‎هایی دانست که با اولویت و محوریت اقتصاد، حاضر به انجام هرکاری هستند.



  جذابیت الگوی توسعه غربی اقتصادی


به‎ تدریج و با رشد این ژن، تعارضات هاشمی با رویکرد‎‎های انقلابی شدت می‎گیرد و او متهم به انحراف از ارزش‎‎‎های انقلابی می‎شود. اولین گرفتاری‎‎‎های این تعارض، حوالی سال 68 رخ می‎نماید، درست همان موقع‎‎‎هایی که او به کسوت ریاست جمهوری در می‌آید. در سال‎‎‎های بعد از جنگ او معتقد است همه آنچه را که تا الان برای مردم انجام نداده‎ایم اقتصاد است. ما باید برای مردم کار اقتصادی کنیم. این دیدگاه او با ظهور چند موید بیرونی شدت می‎یابد. همزمان نظام مارکسیستی شوروی سقوط می‌کند و عملا الگو‎‎های شرقی توسعه، مطلوبیت خود را در اداره کشور از دست می‎دهد. برای همین، هاشمی با سرعتی شگفت، چرخ‎‎‎های سیستم مدیریت کشور را به‎ سمت الگوی توسعه غربی هل می‎دهد. اتفاق مهم در این سال‎‎ها آن است که برای هاشمی که اقتصاد به ‎عنوان اولویت شماره یک حساب می‎شود، مدل پیشرفت هم با توسعه اقتصادی غربی معنا می‎یابد. پس او برای پیاده‎سازی این معنا، همت ویژه می‌گمارد و حتی تولید ادبیات می‎کند. شاید به همین دلیل است که اولین برنامه پنج ساله توسعه ایران نیز با همان رویکرد به نگارش در می‎آید.



دولت سازندگی مجموعه مطالبات معوقه مردم را اقتصادی تعریف و تبیین می‎کند و به‎ طور همزمان فرهنگ، تمدن و نظام اقتصادی غرب در چشم و دل آنها به‎عنوان الگوی مطلوب می‎درخشد. برای همین دولت هاشمی در آن دوران در تلاش است الگو‎‎های توسعه اقتصادی غربی مبتنی بر آزادسازی اقتصادی را مبنای تحقق مطالبات معوقه مردم قرار دهد و نهایتا با پیشرفت اقتصادی سهم مردم را از انقلاب پرداخت کند.


آنها برای انجام پروژه‎‎‎های توسعه به مدیریت مدیران انقلابی اعتقادی نداشته و عملا نظام مدیریتی کشور را به مدیران عمل‎گرا و تکنوکرات می‎سپارند. افرادی که لزوما به مبانی فرهنگی و آرمان‎‎‎های دینی و انقلابی نظام اسلامی معتقد نیستند، اما به‎زعم‎ دولت سازندگی این مدیران می‎توانند سد بسازند، سیمان تولید کنند، استان اداره کنند، جاده بسازند، فولاد تولید کنند؛ و این کار‎‎ها اساسا اموری نیست که انجام آن‎‎ها به اعتقاد به مبانی حکومت دینی وابسته باشد بلکه توان انجام کار شرط اول و آخر و شرط لازم و کافی تصدی مسئولیت‎‎ها به ‎شمار می‌آید.


  امّا هاشمی برای پیشبرد اهداف توسعه اقتصادی خود با یک چالش بزرگ مواجه می‎شود. مردم بیرون آمده از یک جنگ هشت ساله، برای اقتصاد آزاد، مردمان خوبی نیستند. آنها کسانی هستند که سال‎‎ها برای یک مصلحت اجتماعی بزرگ جان خود را فدا می‎کرده‎اند، حالا الگوی توسعه اقتصادی از آنها می‎خواهد زندگی برای مصلحت اجتماعی را ر‎‎ها کنند و برای اقتصاد فداکاری کنند. خیلی مردمی که به‎ خاطر روحیات انقلابی، ضد‎بازار تعریف می‎شده‎ و حتی بازاری مسلکی را فحش و ناسزا تلقی می‎کرده‎اند، حالا باید به شرایطی برسند که یک قرانی را در هوا بقاپند. پس هاشمی ناچار بود برای پیاده‎سازی اولویت فکری خود، دستگاه فرهنگی کشور را نیز به ‎سمت حمایت از این الگوی توسعه بچرخاند و همین مسأله مواجهه هاشمی با اندیشه پیشین انقلابی کشور را جدی‎تر می‌سازد و به یک میدان کارزار پر از تلفات تبدیل می‎کند.


روزنامه همشهری، اولین روزنامه رنگی ایران است که در همان سال‎‎ها نشر می‎یابد. این اتفاق ساده نمادی است از یک تغییر فرهنگی، یعنی آنکه دیگر وقت آن رسیده که مردم از زندگی لذت ببرند. فصل التذاذ از زندگی آغاز شده و این آغاز، یعنی انتهای دالان انقلابی‌گری.
نظام اقتصاد آزاد، افراد فعال اقتصادی می‎خواهد پس مبانی فرهنگی نیز باید به ‎نفع تولید اینچنین  انسان‎‎‎هایی تغییر و تفسیر یابد. در همین نقطه است که مقام معظم رهبری به طرح بحث شبیخون و تهاجم فرهنگی مبادرت می‎کند چراکه بستر فرهنگی که هاشمی برای اقتصاد آزاد درست می‎کند مردم را به‎ دنبال منافع مادی فردی می‎کشاند و جامعه را به سرعت فراوان به فردگرایی و منفعت جویی شخصی می‎کشاند. حتی عده‎ای معدود از فرماندهان جنگ نیز به سلک منفعت طلبان روزگار در می‎آیند. یعنی حتی برخی مجاهدان جان بر کف نیز در قوه هاضمه این دستگاه قدرتمند فرهنگی اقتصادی، دچار استحاله می‎شوند. طبیعتا در این دستگاه فکری، سازمان‎‎ها و نهاد‎‎هایی که برای تحقق مصلحت‎‎‎های غیرانتفاعی بنا گذاشته شده‎اند، ناچار به حذف، هضم یا انحلال می‌شوند. تعطیلی جهاد سازندگی نتیجه قهری همین فرایند است. این بستر فرهنگی پیش آمده توسط برخی ژنرال‎‎‎های حوزه علوم انسانی نیز تئوریزه می‌شود و پشتوانه علمی می‎یابد. مروری بر منازعات علمی ژورنالیستی آن دوران به خوبی سیر تطور این مسیر را شرح می‎دهد. جست‌وجوی اندیشمندان برای یافتن مبانی دینی در جهت زایش الگوی توسعه غربی، رابطه فرهنگ و توسعه، ستیز مفهومی توسعه و عدالت و چالش‎‎‎های فکری نظری با عنوان تقدم رشد بر توسعه، در این طبقه قابل فهم است.


  گام آخر بروز این ژن
این‎جاده ناچار کشور را به توسعه سیاسی می‎کشاند. با این تحلیل، دوم خرداد 76، روزی است که این دیدگاه سیاسی اقتصادی به پیروزی می‎رسد. بخشی از مردم دنیاگرا که به ‎خاطر اندیشه‎‎‎های عدالت‌جویانه انقلابی، از مشارکت در صندوق‎‎‎های رای پرهیز داشتند، خود را به گردونه سیاست می‎رسانند. با این ترتیب می‎توان گفت خاتمی ادامه هاشمی است. چه‎بسا مردمی که در آن دوران به رئیس‎جمهور اصلاحات رای داده‎اند، گمان می‎کرده‎اند رای به خاتمی، نه به هاشمی است و الزاما تنها نماینده هاشمی، ناطق نوری است، اما به مرور مردم از اتفاقات پیش آمده دچار شوک و تردید می‎شوند، موقعی که می‎بینند یاران اصلی هاشمی، به تیم یاران محوری خاتمی وارد می‎شوند. سمبلیک‎ترین اتفاق در این حوزه آن است که معاون اول هاشمی مجددا به معاون اول خاتمی منصوب می‎شود. بنابراین احتمالا اگر هاشمی هم به‎ جای خاتمی می‎نشست برخی اقدامات او را عینا انجام می‎داد. البته باید به این نکته توجه کرد که هاشمی ضرورتا انسانی دموکرات نبوده است. برای او اولویت ارتقا اقتصادی بوده است، اما به مرور به‎ خاطر از دست دادن سمت‎‎‎های کلیدی قدرت، آزادی سیاسی برای او می‎توانسته تامین‎کننده برخی منافع باشد و شاید به همین دلیل او که در دوران زمامداری کمترین توجهی به آزادی‎‎‎های سیاسی نداشته به سنگر دفاع از آزادی بیان و مشارکت حداکثری وارد می‎شود.
البته چه‎بسا هاشمی دوست‎تر می‎داشت پس از خاتمه دوران هشت ساله ریاست‎جمهوری‎اش شخص سومی به‎ عنوان محلل وارد ریاست‎جمهوری می‌شد و با حل مشکل قانون اساسی، راه را برای بازگشت دوباره او فراهم ‌می‌آورد. اتفاقی که هرگز آن‎گونه که هاشمی می‎خواست، رخ نداد.


  وضع موجود هاشمی چگونه قابل توضیح است؟ 
بروز این «ژن» به تدریج کامل شده است، خصلتی که در هیچ دورانی هاشمی را ر‎‎ها نکرده است، اما به مرور قوی و به ‎تدریج فراگیر شده و این روز‎‎ها توانسته است هاشمی را زمینگیر کند. این اتفاق تا آنجا پیشروی کرده است که او عظیم‎ترین و الهی‎ترین انقلاب مردمی دنیا را با دیدگاهی کاسبکارانه توضیح می‎دهد. صحبت‎‎‎های اخیر هاشمی و موضع‌گیری‎‎‎های متفاوت او در موضوعات مهم انقلابی می‎تواند مؤید این معنا باشد. او در «اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورش» می‎گوید: «اگر می‎بینید آلمان و ژاپن این روز‎‎ها محکم‎ترین اقتصاد دنیا را دارند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند، محروم شدند. نیرو‎‎های نظامی بیشترین خرج کشور‎‎های در حال جنگ را می‎بردند و از این رو با این اقدام پول‎هایشان آزاد شد و به‎ دنبال کار‎‎های علمی و تولیدی رفتند و اقتصاد دانش بنیان برای خود درست کردند، لذا دیگر آسیب‎پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است». ریشه این گفته‎‎ها بی‎تردید به همان دیدگاه اصالت اقتصاد بر می‎گردد. یا در حوزه سیاست داخلی، او در اعتراض به رد صلاحیت سید حسن خمینی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری می‎گوید: «همه باید به امام (ره) و بیت ایشان خود را بدهکار حساب کنیم، بدهکار‎‎ها هدیه‎ خوبی در مقدمه انتخابات به بیت امام ندادند... صلاحیت شخصیتی را که اشبه به جدش امام خمینی است قبول نمی‎کنید، شما صلاحیت خود را از کجا آورده‎اید؟ چه‎کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه‎کسی به شما اجازه داد که یک‌جا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جا‎‎های دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه‎کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبون‎‎‎ها برای شما باشد؟ چه‎کسی اجازه داد که تریبون‎‎‎های نماز برای شما باشد و صداوسیما برای شما باشد؟ چه‎کسی به شما این‎‎‎ها را داد؟ اگر امام خمینی و نهضت ایشان و اراده عمومی مردم نبود هیچ‎کدام از اینها نبودند. زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید».
از این جهت، روز به روز ادبیات هاشمی برای جریان غربگرای کشور جذاب‎تر جلوه می‎کند و آن جریان، به این تشخیص می‎رسد که می‎تواند مطالبه برخی آرزو‎‎های خود را در سنگر هاشمی تعقیب کند؛ آرزو‎‎هایی نظیر انصراف ایران از حمایت محور مقاومت، عدول از روحیه استکبارستیزی، مذاکره با آمریکا به‎ جای دشمن انگاری او و نفی فرهنگ انقلابی‌گری.
در شرایط موجود نمی‎شود از هاشمی انتظار پرواز انقلابی داشت. او نه خود می‎تواند پرواز کند و نه اجازه پرواز به دیگران می‎دهد. چه‎بسا اگر قدرت قاهره حکومت به‎صورت مطلق دست او بود او از ایران حکومتی شبیه تلفیق عربستان و ترکیه می‎آفرید.
و لیکن باید برای هاشمی خیرخواهی و به او کمک کرد با مهار ژن پیش گفته، در بهبود وضعیت خود و اطرافیان خود، بهبود‎‎های جدی حاصل کند. تردیدی نیست هاشمی مرد پرعظمت و موثر در انقلاب اسلامی ایران است. سابقه او گواه قدرت نفوذ و مدیریت راهبردی او در جریانات کشوری است. از جریانات مخالف هاشمی انتظار نمی‎رود که برای ستیز او از بیرق انسان‎‎‎های ناپیدای بدون رد انقلابی بهره بگیرد و هم از خود هاشمی انتظار نمی‎رود در مناقشات سیاسی خود را به رده مواجهه با جریانات کوچک و آدم‎‎‎های خرد تنزل دهد. هاشمی می‎تواند دوباره مرد باشکوه روز‎‎های انقلاب باشد، به شرط آنکه بتواند گذشته خود را به‎ درستی بازخوانی کند و با کاوش در سیر تطور فکری خود، نقاط عزیمت فکری اندیشه خود را کشف کند.

مطالب مرتبط
برچسب ها: مطالب مجلات
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

وزیر کشور: بیت کوین فعلا غیرقانونی است

تکذیب گم شدن یک میلیارد ارز دولتی

دنده خلاص قیمت خودرو در مسیر سراشیبی

مقصر گرانی تخم مرغ کیست؟

طلا می خریدیم یا پراید؟

جزئیاتی از جلسه وزرای سابق نفت با زنگنه

فساد عجیب چهار خانواده در بازار خودرو

انتقاد سعیدلیلاز از دروغ پردازی علیه خودروسازان!

پراید به ۴۱ میلیون رسید

دولت ارز دیجیتال را به رسمیت شناخت

سربازان گمنان امام زمان(عج) کار دست سازمان CIA دادند

آمریکا معافیت های تحریمی ایران را تمدید می کند؟

دانمارک به دنبال پیوستن به اینتکس

واکنش ترامپ به بازداشت جاسوسان سیا توسط ایران

سوابق فتاح و بختیاری

بسته ویدئویی آخرین خبر/ خودروهای نو عیب دار شدند!

ظریف تشریح کرد: استفاده افراطی آمریکا از دلار و تبدیل آن به سلاح علیه مردم

یورونیوز: عمان میانجی ایران و انگلیس می‌شود

چرا اسناد مصدق و کاشانی دود شد رفت هوا؟

ترامپ: در مقابل ایران عقب می‌نشینم

مروری بر زندگی سیاسی مردی که علت مرگش اعلام نشد

سازمان‌ملل: اسرائیل طرح تخریب منازل فلسطینیان در قدس را متوقف کند

فرزندان داعش و مسئولیت غرب؛ هشدار درباره بمب‌های ساعتی خطرناک

خلبانان بریتیش‌ایرویز اعتصاب می‌کنند

جانشین موقت آمانو مشخص شد

اتحادیه اروپا هم اسرائیل را محکوم کرد

شهادت ۶نفر از طرفداران شیخ زکزاکی در نیجریه

آمریکا از یک پایگاه نظامی خود در غرب عراق خارج شد

زیردریایی فرانسوی «مینرو» پس از ۵۱ سال پیدا شد

کشته یا زخمی شدن ۱۴ غیرنظامی در حمله هوایی به استان لوگر افغانستان

جزئیات نقص فنی واگن «توشه» قطار خرمشهر - تهران/ حرکت قطار با 40 دقیقه تأخیر

داروهای فاسدی که سر از ویلای غیر مجاز درآوردند

تهدید با چاقو پس از پیشنهاد ازدواج

اقدام تحسین برانگیز قهرمان المپیاد ریاضی در قلب لندن

ثبت نام موکب داری در اربعین آغاز شد

4 سرنشین زانتیا زیر چرخ‌های تریلی له شدند

نقره داغ شدن قاچاقچیان مواد با متلاشی شدن 448 باند ریز و درشت

بلیط مجانی مترو برای تندرستی مسافران

دستگیری عامل کلاهبرداری ۱۸ میلیونی در دیوار

بیماران فِیکِ اعتیاد؛ "یقه‌سفیدهایی" که از بازار سیاه متادون می‌خرند