رصد

کد خبر: ۹۵۸۶۸
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۳

کاظم شهبازی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه - پرستو قاسمی، پژوهشگر / پس از دوره عقده گشایی روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان و... که با رفتن رضاشاه در شهریور 1320 شمسی اتفاق افتاد، دهه 20 شمسی با بزرگانی چون «سیدعلی خان نصر»، «عبدالحسین نوشین» و دیگران، یک جریان مستمر 10 ساله، سالن های نمایشی را پرنور کردند، اما نمایش و نمایشنامه نویسی در ایران به طور جدی، پس از فروافتادن طوفان کودتای 28 مرداد 1332 و فترت یکی دو ساله آن، جرقه ای زده شد و تقریبا می توان گفت که مبدأ تئاتر جیدید ایران قرار گرفت و آن هم نمایشنامه ای بود به نام «بلبل سرگشته» اثر علی نصیریان که در سال 1335 نوشته شد و از پی آن در یک فستیوال بین المللی تئاتر (فستیوال تئاتر ملل پاریس) شرکت می کند و توجه، قبول و تایید بسیاری از علاقه مندان و تئاترپیشگان را به همراه دارد و انگیزه ای می شود برای حرکت های اولین دوره جدید نمایشنامه نویسی و حضور نمایشنامه نویسانی مانند: غلامحسین ساعدی، بهرام بیضایی، اکبر رادی، بهمن فرسی، بعدها اسماعیل خلج، عباس نعلبندیان و... این داستان از حدود نیمه دوم دهه 30 شمسی آغاز می شود.


در اواخر دهه 30، شکل های گوناگون تضادهای اجتماعی در بستر زمینه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سه شاخصه را به دنبال داشت:


1 – تناقض هایی در بطن ساختارهای طبقاتی جامعه


2 – طرح های اقتصادی حکومت


3 – باروری اندیشه های متفکران ادبی، هنری، اجتماعی، سیاسی و... در نتیجه تولیدات فکری، ذهنی، هنری، ادبی و...


تا برسیم به دهه 40 شمسی. دهه ای پر از تنش و پر از تناقض. از یک طرف دهه رشد و شکوفایی و پدید امدن بیشتر آثار ادبی، هنری و فرهنگی معاصر و از سوی دیگر دهه رشد صنعت، رونق جهانگردی، رونق اقتصادی و بالا رفتن قیمت نفت. ما انقلاب سفید و اصلاحات ارضی و شناخت حق رای زنان را از طرف نظام حکومتی داریم و از سویی دیگر ظهور کنفدراسیون در خارج از کشور و در کنار آن جریان های چریکی و مبارزه مسلحانه چریکی با حکومت شاه را در داخل کشور داریم.


در بخش صنعت: بیشتر صنایع کشور در همین دهه شکل گرفت که می توان به تاسیسن «کارخانه ایران ناسیونال» و نماد آن به اتومبیل پیکان اشاره کدر. در بخش پی بنیادهای آموزشی و دانشگاهی: دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف)، علم و صنعت، امیرکبیر (پلی تکنیک)، سپاهیان انقلاب و تربیت معلم و نیز دانشگاه های اصفهان، شیراز، اهواز، تبریز، ارومیه، کرمان، سیستان و بلوچستان، مازندران، گیلان، بیرجند و... تاسیس شدند، تا پیش از آن اگر هم وجود داشتند، اندازه هایشان از حدود یک دانشکده کوچک فراتر نمی رفت.


در صنعت جهانگردی: سه چهار هتل بزرگ در تهران ماننر هتل استقلال، هتل لاله (کنتینانتال)، هتل هایت و... در همین دهه ساخته شد و «سازمان جهانگردی» نیز در همین دهه شکل گرفت.


در بخش رسانه ها: تلویزیون خصوصی که در سال 1337 تاسیس شده بود، در دهه 40 تلویزیون ملی ایران جایگزین آن شد و در همین دهه سامان داده شد.


در بخش شعر: شاعرانی مانند احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث؛ فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و... ظهور کردند. آنها اگرچه از دهه های قبلی شعر می گفتند اما برجسته ترین آثار خود مانند: «آیدا، درخت و خاطره»، «از این اوستا»، «تولدی دیگر» و... را در همین دهه آفریدند.


در بخش داستان: بیشتر آثار ابراهیم گلستان، غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری و... در دهه 40 خلق شدند.


در بخش سینما: آثار سینمایی مانند: قیصر، گاو و... ساخته شدند و سینمایی دیگر را رقم زدند (در مقابل فیلمفارسی).


در عرصه هنر: گالری های نقاشی از این دوره اظهار وجود کردند و بزرگترین نقاشان ماحصل کار این دوره اند.


در بخش تئاتر: «تئاتر ملی» و کارهای تجربی که بیشتر در دهه 30 پا گرفته بود در افتتاح سنگلج (25 شهریور) و کارگاه نمایش دهه 40 متجلی گردید و نمایشنامه نویسانی مانند: بیژن مفید، اسماعیل خلج، عباس نعبلندیان و... در همین دهه تراوشات قلمی شان پدیدار شد. یادآور می شویم که تالار رودکی در همین دهه ساخته و کلنگ ساخت تئاتر شهر در همین دوره به زمین زده شد.


در بخش موسیقی اصیل ایرانی: خوانندگانی مانند: شجریان، پریسا و دیگران آمدند.


در بخش فکری: «انجمن فلسفه و حکمت»، و «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و «موسسات تحقیقات اجتماعی» در این دوره بارور شدند. پدیده فردید در همین دوره ظهور کرد و کتاب تاثیرگذاری مانند: «غرب زدگی» آل احمد در همین دوره انتشار یافت. «آسیا در برابر غرب» داریوش شایگان، «در غربت غرب» احسان نراقی در ویترین تفکرات این دهه جای گرفت...


بازگشت داود رشیدی


داود رشیدی، در سال 1312 شمسی در تهران متولد شد و پس از تحصیلات دوره ابتدایی به پاریس رفت و دوره متوسطه را در آنجا گذراند، سپس وارد «آکادمی ژنو» شد و در رشته تئاتر به تحصیل پرداخت. پس از فارغ التحصیلی در همان شهر به تحصیل علوم سیاسی پرداخت و لیسانس گرفت. سپس در «تئاتر کاروژ» چهار سال به طول قراردادی کار کرد و در این مدت، دو نمایش به نام های «برتین کوس» و «مرید شیطان» را کارگردانی کرد. در اواخر 1341 به ایران بازگشت که کار تئاتر را در ایران آغاز کند.


خود از سختی و دشواری کار در آن زمان می گوید: «وقتی به ایران آمدم، فهمیدم هنرمند در آن شرایط و برای فرار از سوی ممیزی باید با رندی کار کند» (سالنامه جام جم: ویژه نامه نوروز 1390و ص 96).


داود رشیدی بلافاصله به اداره هنرهای دراماتیک رفت و با دکتر مهدی فروغ، رئیس این اداره برای اجرای نمایش به توافق رسید و نمایشنامه «می خوای با من بازی کنی» را در سالن نمایش آن اداره به روی صحنه برد.


در ادامه آن «کاپیتان قراگزلو» را در تئاتر تهران و تالار فرهنگ و به کارگردانی خودش به روی صحنه آورد. آنگاه «معجزه در آلاباما» و «اوژنی گرانده» و مجددا «می خوای با من بازی کنی» را در «تئاتر کسری» به روی صحنه برد.


پس از افتتاح تئاتر سنگلج (25 شهریور) داود رشیدی، یک نمایشنامه ایرانی به نام «مستاجر» نوشته پرویز صیاد را به معرض اجرا گذارد و موقعیت خود را به عنوان یک کارگردان ورزیده و تحصیلکرده بیش از پیش تثبیت کرد.


تا برسیم به اجرای نمایش «در انتظار گودو» نوشته ساموئل بکت به کارگردانی داود رشیدی.


لازم به ذکر است که گفته شود صاحب نظران امر نمایش در ایران، اجرای سه نمایش را در سال 1347، تزریق خونی تازه به پیکر تئاتر در حال احتضار ایران می دانند: اولی شهر قصه نوشته و کارگرانی بیژن مفید، دومی «پژوهشی ژرف و سترگ» نوشته عباس نعلبندیان و به کارگردانی آربی آوانسیان و سومی «در انتظار گودو» به کارگردانی داود رشیدی.


او درباره این اثر و بکت می گوید: «...  اما در مورد تحلیل آثار بکت لازم است ابدا با این سخن او که در مورد نمایشنامه «چشم به راه گودو» گفته است اشاره کنیم. بکت می گوید: «ما مجبوریم در زندگی حرف بزنیم و باز حرف بزنیم تا کلمه آخر را پیدا کنیم که سکوت است و سکوت یعنی مرگ... اما حقیقت این است که «گودو» یک منجی است، برای این که می بینیم قهرمان ماجرا می گوید: «گودو بیاید که ما را از این وضع نجات دهد... آنچه در مورد این نمایشنامه به خصوص روشن است، بیان گوشه ای از واقعیت زندگی است و نه تنها هیچ گونه حس بدبینی را تلقین نمی کند، بلکه می بینیم قهرمان داستان خودش را نمی کشد، حتی همیشه امیدی برایش وجود دارد و آن آمدن گودو است.» (زن روز: شماره 168، شنبه یازدهم خرداد 1347 صص 25 و 80)


در آن سال ها، هنرمندانی نظیر داود رشیدی در کسوت کارگردانی، با مردم تماسی مداوم نداشتند، ولی آوردن این گونه نمایش و به خاطر یک نوع کار تئاتری جیدی و تجربی، برای خودشان ارزش فراوان به همراه داشت و از طرف دیگر برای تماشاگرانی نوجو که با نوعی جست و جوگری و میل به شناخت تئاتری نو برای دیدن نوبرانه نمایش به سالن های تئاتری می رفتند، هم فال بود و هم تماشا.


از قابلیت ها و جنبه های دیگر داود رشیدی در آن سال ها این که او بلافاصله پس از بازگشت به ایران در مراکز آموشی و پی بنیادهای تئاتری ایران به تدریس این هنر والا پرداخت و خیل بی شماری از علاقه مندان به این رشته از محضر استاد رشیدی دانش تئاتری آموختند و حتی در گزینش دانشجوی تئاتر، داود رشیدی در مقام ممتحن نیز ظاهر می شد. «رضا قاسمی» از اعضای گروه بازیگران شهر «کارگاه نمایش» که اکنون در پاریس زندگی می کند و با نوشتن رمان «همنوایی شبانه...» (1996 در آمریکا چاپ شد) حضور خود را به عنوان نویسنده ای قابل اعلام کرده بود و همچنین رمان دیگری به نام «چاه بابل» (1998) در سوئد، از برخورد و آشنایی با داود رشیدی و از ورود به عرصه تئاتر دانشگاه تهران می گوید: «اولین نمایشنامه ای که نوشتم، در مجله خوشه چاپ شد و بچه های دانشکده هنرهای زیبا (داریوش فرهنگ و هوشنگ رحیمی) بدون اطلاع من آن را بر روی صحنه بردند. داود رشیدی که آن زمان استاد دانشکده زیبا بود، بعد از دیدن نمایش، از آنها پرسیده بود که من کی هستم، داود رشیدی در به در به دنبال من می گشته... در کنکور شرکت کردم، می توانستم پنج رشته انتخاب کنم. انتخاب اولم پزشکی بود و انتخاب پنجمم تئاتر، بعد هم رتبه ای آوردم که فقط در انتخاب پنجم قبول می شدم. در حقیقت تئاتر خواندنم اجباری شد. اشکال در اینجا بود که هر کسی می رفت تئاتر می خواست بازیگری بخواند و بازیگر شود، در نتیجه برای قبول شدن در امتحان حضوری، باید نقشی را مقابل چشمان ژوری بازی می کردی، آنها سه متن را تعیین کرده بودند که یادم می آید یکی شان «جولیوس سزار» شکپیر بود؛ ولی من اصلا بازیگر نبودم و هیچ تجربه بازیگری هم نداشتم، علاوه بر آن به شدت خجالتی بودم، وقتی رفتم روی صحنه و شروع کردم که: رومیان، برادران، هموطنان... پاهایم شروع کرد به لرزیدن، نمی دانم همان موقع بود یا دو سه جمله بعد که گفتند: «بفرمایید پایین» مرا رد کرده بودند. من هم فکر می کردم که کار تمام شده، اما در لحظه آخر، یعنی لحظه ای که در سالن را باز کرده بودم که بروم بیرون داوطلب بعدی بیاید تو، فکری از ذهنم گذشت، آمدم روبه روی هیئت ژوری ایستادم و گفتم: «من برای بازیگری نیامده ام، چرا مرا مجبور می کنید که امتحان بازیگری بدهم. من به نمایشنامه نویسی علاقه دارم.» داود رشیدی هم در میان داورها بود. از من پرسید: «تا به حال چی نوشته ای؟ گفتم فلان نمایشنامه.رشیدی گفت: «جدی؟» پس دوباره برو روی صحنه. دوباره رفتم روی صحنه، آنها چند سوال در زمینه نمایشنامه نویسی از من کردند. من هم جواب دادم و بالاخره قبول شدم.» (هفت: ماهنامه فرهنگی هنری، سال اول، شماره 2، خرداد 1383، صص 22 و 24»


از دیگر قابلیت های داود رشیدی، حضور در عرصه بازیگری در سینماست و اولین فیلمی که او در آن به ایفای نقش پرداخت، فرار از تله به کارگردانی جلال مقدم و در سال 1350 و متعاقب آن در فیلم هایی از قبیل میعادگاه خشم (1350)، کندو (1354) و... و شرکت در سریال های: هزاردستان، عطرگل یاس و...


منبع: هفته نامه صدا، شماره 96

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

طلا و سکه ارزان شد

طلای جهانی رکورد 6 ساله را شکست

ما ایرانی ها با پولمان چه می کنیم؟

گیر افتادن دلار در دوراهی صعود یا کاهش

ترکیه با چه اقداماتی بر بحران بانکی غلبه کرد؟

یک میلیارد یورو ارز دولتی گم شد

اصلاح ساختار بودجه برای حذف سرمایه‌داران یارانه‌بگیر

۱۵ درصد کل بدهی جهان مربوط به کدام کشور است؟

برنگشتن ۴ میلیارد دلار ارز حاصل از صادرات به کشور

کوربین برای کاهش تنش‌ها راهکار داد

پاسخ کدخدایی به برخی شبهات درباره انتخابات 88 و شورای نگهبان

معاون احمدی‌نژاد سکته مغزی کرد؟

درخواست 3 نماینده برای حضور در کمیسیون قضایی

۳ اپیزود از اقتدار سپاه در خلیج فارس

درخواست دادستان‌کل از نیجریه برای انتقال شیخ زکزاکی به ایران

بروجردی: اروپایی‌ها فقط حرف‌های قشنگ می‌زنند

پرونده تحصیلی "حسین فریدون" دوباره در مجلس به جریان افتاد

طول و عرض اعجاب‌آور نفتکش توقیف‌شده انگلیس

حضور نیروهای ایرانی در پایگاه الحشد الشعبی تکذیب شد

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

کسری بودجه جلوی مقامات بلغارستان برای خرید اف16 را نگرفت

نشت اطلاعات کار دست شرکت آمریکایی داد

ریخت و پاش آمریکا برای اطلاعاتی از یک رهبر حزب‌الله

ترامپ میانه خوبی با بانک ندارد

شکستی بزرگ برای عربستان

سنگ‌تمام ترامپ برای جانسون

واکنش مرکل به توهین های ترامپ علیه زنان

حکایت پدرخواندگی پوتین برای دختر 22 ساله

پرونده حمله به پایگاه حشدالشعبی روی میز نخست وزیر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

نظر معاون وزیر علوم درباره طرح حذف کنکور

ماجرای شهریه‌های 25 تا 35 میلیونی برخی مدارس لاکچری

آمار نهایی شرکت کنندگان در انتخاب رشته آزمون ارشد

بازار گرمی برخی پزشکان با رژیم تغییر جنسیت جنین

اجاره‌ بلای جان مدارس استیجاری

ماجرای عجیب مرد زن نمای فالگیر

پای ملخ‌ها به سواحل مازندران رسید

دروغ برای فرار از ازدواج اجباری

تهران رکورد ۳۰ ساله مصرف آب را شکست