رصد

کد خبر: ۹۶۵۴۶
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۵

محمدجواد روح، دبیر گروه سیاسی / زهرا، خواهر شهیدان باکری، که هفته گذشته در سکوت درگذشت؛ در واپسین نامه خود به فرزندان آن دو شهید، احسان و آسیه، بار دیگر پیش بینی تاریخی برادرش حمید را به یادها آورد:


حمید چه خوب گفته بود که با پایان جنگ، رزمنده ها به سه گروه تقسیم خواهند شد.


گروه اول: آن هایی که به دنبال کسب مقام و مال اندوزی خواهند رفتو


گروه دوم: گروه بی تفاوت که نه نفع و نه ضرری برای مردم خواهند داشت و فقط به فکر زندگی خود خواهند بود.


گروه سوم: آن هایی که در کنج خانه هایشان خواهند نشست.


اما در میان سپاهیان، چهره ای نامدار هست که او را نمی توان در هیچ یک از سته دسته ای قرار داد که باکری گفته بود. فرمانده ای که بیست و هشت سال پس از جنگ همچنان نه تنها در فضای آن روزها به سر می برد، که پاسداری را در میدان های تازه ای ادامه می دهد. باکری ها او را به خوبی می شناختند. چنان که در توصیف آن ها مهدی باکری را «سلمان جنگ» می خواند و می گوید: «در تاریخ می توان ثابت کرد که شهیدی همانند مهدی و حمید باکری وجود ندارد که در مدیریت، معنویت، ایثار و شهادت برجسته بودند. ادب و اخلاص حمید باکری آن قدر بالا بود که خودش را در شعاع نور برادرش گم کرده بود و همیشه لفظ «آقامهدی» را به کار می برد و  بعد از شناسایی عملیات، حمید به برادرش گفت «نمی شود؛ اما اگر شما می گویید، عمل می کنیم و می شود» و همیشه طوری عمل می کرد که کسی فکر نکند او برادر مهدی باکری است.


جای تعجب است که هر دو مفقود شده اند و تاکنون پیدا نشده اند و این مسئله دارای حکمت الهی است. زمانی که خبر شهادت حمید باکری را به حاج مهدی دادند، گفت: «اگر پیکر همه شهدا را توانستید برگردانید، برادر مرا هم بیاورید؛ چون او همانند سایر رزمندگان است.» تمامی حرکات و آداب سردار مهدی باکری در میان لشکر الگوبرداری می شد. سایر رزمندگان مانند حاج مهدی، لباس می پوشیدند و عبادت می کردند و این سلوک عرفانی، رمز موفقیت نیروها بود و زمانی که در خط مقدم جبهه به او دستور داده شد که بر گردد، گفت«بچه ها را تنها نمی گذارم» و تا آخرین فشنگ اسلحه، مبارزه کرد و به شهادت رسید.»


چه او را بپسندیم و چه نه؛ چه دوست بداریم و چه نه؛ چه حامی سیاست های منطقه ای ایران باشیم و چه نه؛ قاسم سلیمانی شمایل یک اسطوره را دارد. توصیفی مشابه آن چه اخیرا در کلیپ منتشر شده از پرویز پرستویی آمد: «انسانی که روی زمین بند نیست». اما تنها پرستویی نیست که به عنوان بازیگری که یار غار ابراهیم حاتمی کیاست و با اهل جبهه و جنگ دمخور بوده و نقشی چون حاج کاظم آژانس شیشه ای را بازی کرده، چنین نگاهی به حاج قاسم دارد. حتی آن خواننده زیرزمینی امروز دربند هم زمانی خطاب به او نوشته بود: «حاج قاسم پرچمت بدجوری بالاست سلطان و الا خودت یه تنه همشونو حریفی ولی بدان ما همه پشتتیم و دعاگوتیم و به بهت افتخار می کنیم... می دونم به قیافم نمی یاد و تتو متو دارمو خیلیا فکر می کنن بچه سوسولم، اما ترکم وایرانی و جونم کف دستمه واسه این خاک... ما هممون پشت همدیگه با شعار یا زهرائیمو شنیدی؟ اونو من درست کردمو رو قلبم و تو مغزم حک شده. ناخن کوچیکه شما هم نیستیم و بزرگ مائی اونم همه جوره. اما رو ما حساب کن فرمانده. بازم اونم همه جوره.»


 و این فقط ایرانیان نیستند که درباره او با این لحن اسطوره وار سخن می گویند. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی باهوش می دانند. بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن سلیمانی کرده اند، می گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده اند.»


همزاد مقابله با تروریسم


قاسم سیلمانی از میانه های دهه 70 و همزمان با تشدید تحرکات ضد ایرانی طالبان در افغانستان به فرماندهی سپاه قدس رسید. در واقع، فرماندهی سردار در دوران پس از جنگ همزاد مبارزه با تروریسم بوده است. سال ها قبل از 11سپتامبر، پیش از آن که جهانیان و به ویژه آمریکایی ها طنین جهانگیر شدن تروریسم جدید را در انفجار محیرالعقول برج های نیویورک ببینند، ایران با سپاه قدس خود مواجهه با طالبان را آغاز کرده بود. چنین بود که وقنی نئوکان های خشمگین از القاعده و طالبان عزم حمله به افغانستان کردند، به جلب حمایت ایران چشم دوختند. سلیمانی در مقام فرمانده نظامی در جلسه شورای عالی امنیت ملی ضمن ابراز بدبینی به آمریکایی ها، همراهی با آن ها در جنگ با طالبان را تأیید کرد.


به روایت سیدحسین موسویان که آن زمان معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی تحت مسئولیت حسن روحانی بود، «قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، در نشست شورای عالی امنیت ملی هشدار می دهد که آمریکایی ها تنها به دنبال همکاری تاکتیکی با ایران هستند. اگر از این رابطه چیز بیشتری حاصل شود، آن گاه رویاهای دیپلمات های غرب زده هم به حقیقت خواهد پیوست، ولی حتی اگر چنین نشود، یکی از بدترین دشمنان ایران (طالبان) از میان رفته است. وی هشدار می دهد که اگر آمریکا تصمیم بگیرد بعدا به ایران خیانت کند، همانند اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان به تله خواهد افتاد و افغانستان را با شکست ترک خواهد کرد.»


همکاری ایران و آمریکا به عنوان یکی از کمیاب ترین مذاکرات و همکاری های دو کشور در بازه 35 ساله قطع روابط در افغانستان محقق می شود . اما پیش بینی بدبینانه سردار هم جامه عمل می پوشد: جرج دبلیو بوش در یکی از بدترین خطابه های دوران ریاست جمهوری خود، حمایت و همراهی ایران را قدر نمی داند و آن را در کنار عراق و کره شمالی، جزئی از «محور شرارت» می خواند. حال آن که قبل از آن سخنرانی، روایتی هست که سردار سلیمانی از امکان برقراری رابطه با آمریکا گفته بود. رایان کراکر، سفیر سابق آمریکا در عراق، در جریان مصاحبه هایی که در سال 2013درباره سردار سلیمانی با روزنامه «نیویورک تایمز» انجام داد؛ گفت که [سردار] سلیمانی قبل از اظهارات بوش و در پی رویدادهای 11سپتامبر در گفت وگو با یکی از مذاکره کنندگان سازمان ملل گفته بود که «شاید وقت آن رسیده که در رابطه خود با آمریکا تجدیدنظر کنیم». کراکر در این باره اظهار داشت: « ما خیلی به هم نزدیک شده بودیم. اما یک کلمه در جریان یک سخنرانی مسیر تاریخ را عوض کرد.» از آن زمان به بعد رابطه آمریکا با [سردار] سلیمانی ظاهرا رو به قهقرا گذاشت.


نظامی گری بازوی دیپلماسی


روایت کراکر و شواهد و قرائنی که دیپلمات هایی چون موسویان ارائه می کنند، حکایت از آن دارد که موضع گیری بوش پس از تجربه همکاری در افغانستان، نه تنها در عرصه سیاسی ایران فضا را علیه میانه روهای طرفدار تنش زدایی و اعتمادسازی با جهان تغییر داد، بلکه چشم اندازی از همکاری ها را که حتی در نزد فرماندهان نظامی ایران نظیر سردار سلیمانی به وجود آمده بود، یک باره از میان برد.


روایت کراکر در عین حال، این نکته را با خود دارد که سلیمانی علی رغم تصویر رادیکال و انعطاف ناپذیری که از او در رسانه ها منعکس می شود، اهل سیاست واقع گرایانه ست. او نه نماینده جریان های دلواپس و بحران ساز در عرصه سیاست خارجی که نماد بارز نظامی گری در خدمت دیپلماسی است. نقل قول های موسویان و کراکر از سلیمانی نشان می دهد اگر نئوکان های حاکم بر کاخ سفید در دوران بوش همکاری ایران را قدر می دانستند، نه تنها میانه روهای اهل گفت وگویی چون رئیس جمهور وقت، سیدمحمد خاتمی، و دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، حسن روحانی، می توانستند در مسیر تنش زدایی با آمریکا گام هایی به پیش بردارند، بلکه سرداری چون سلیمانی که نماد سرسخت رویکرد مقاومت در سیاست خارجی ایران محسوب می شود هم مشکلی با تجدیدنظر در رابطه با آمریکا نداشت. اما دولت بوش آن فرصت را قدر ندانست و چنان کردند که حسن روحانی هم، همچون قاسم سلیمانی در همان جلسه شورای عالی امنیت ملی پیش بینی کرده بود: «همین که خر آمریکایی ها از پل گذشت، آن ها به رفتار قبلی خود در برابر ایران باز خواهند گشت» سال ها بعد، زمانی که روحانی تازه به ریاست جمهوری رسیده بود و سلیمانی هم بیش از پیش در رسانه های ایران و جهان نام برده می شد، سردار ایرانی بار دیگر در سخنانی نشان داد نسبت امر نظامی با دیپلماسی را نیک می شناسد و ضمن صراحت بیان، در چارچوب سیاست خارجی نظام سخن می گوید.


در پاییز 1392، در حالی که دولت روحانی با محوریت محموجواد ظریف می رفت تا پایه گذار مهم ترین پروژه چهارساله نخست خود در جهت توافق هسته ای باشد، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در یکی از معدود خطابه هایش باراک اوباما را مخاطب قرار داد.


سردار سلیمانی در پاسخ به سخنان اوباما در مورد این که «به دنبال براندازی جمهوری اسلامی نیستیم»، چنین گفت: «این سخن شما اظهار لطف نیست، بلکه اعلام ناتوانی است، شما نتوانسته و نمی توانید در پی براندازی نظام جمهوری برآیید. آمریکا در 35سال گذشته ناجوانمردانه ترین و بدترین اقدامات را علیه نظام جمهوری اسلامی انجام داده است که این سابقه در ذهن ملت باقی می ماند. شما حتی برای خرید دارو توسط ملت ایران محدودیت قائل می شوید. این که می گویید در فکر براندازی نظام نیستید، وقتی قابل قبول است که آثار این حرف اوباما از سیاست آمریکا محو شود.»


سخنان سلیمانی هرچند صراحت و صلابت گفتارهای یک فرمانده نظامی را با خود داشت، اما راه دیپلماسی را نمی بست و از اوباما می خواست نشان دهد واقعا آمریکا قصد تغییر نوع رابطه خود با ایران را دارد. آن چه مطابق سیاست خارجی نظام بود و بر پایه همان هم بیش از دو سال مذاکرات با آمریکا و سایر قدرت های جهانی برای حصول توافق هسته ای پیش رفت. با این حال، سلیمانی همچنان آن بدبینی خود به آمریکا که حدود یک دهه قبل در زمان جنگ افغانستان و در دوران بوش نسبت به آمریکایی ها بروز داده بود، در دوران اوباما هم حفظ کرده است. چنان که در همان سال 92 طی سخنانی در اجلاس غیرعلنی خبرگان گفته بود: «آمریکا در مصر به دنبال دموکراسی، در سوریه به دنبال حقوق بشر و در ایران نگران بحث هسته ای نیست؛ بلکه هدف اصلی اش این است که خط مقاومت را بشکند». با وجود این بدبینی، اما سلیمانی چنان که در سخنرانی خود خطاب به اوباما نشان داد، سازی جدا از کنسرت دیپلماسی ایران در جریان توافق هسته ای ننواخت و بار دیگر در عمل، نشان داد نظامی گری را بازوی دیپلماسی نظام می داند و نه ابزار کارشکنی و برهم زدن معادلات و مذاکرات.


شائبه ورود به سیاست


از اوایل دهه 90 بود که به تدریج نام سردار قاسم سلیمانی در میان رسانه ها و فضای مجازی هر روز پررنگ و پررنگ تر شد. کمتر روزی است که تصاویر تازه و دیده نشده اودر جبهه های جنگ با تروریست های سلفی و تکفیری منتشر نشود و اخبار مربوط به او، هر ازچندگاه واکنش محافل نظامی و سیاسی از دولتمردان آمریکا گرفته تا سرکردگان داعش و از اسرائیل تا اعراب را برنیانگیزد. انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری و رأی اکثریت ایرانیان به سیاست خارجی او در برابر نماد جریان مقابل، سعید جلیلی، که از سوی تحلیل گران «پیروزی الگوی سازش بر مقاومت» تفسیر می شد؛ به تدریج گمانه زنی هایی را شکل داد که گویا در صورت تکرار دو قطبی «سازش / مقاومت» این بار سرداری تمام و با ابهت و نامدار به جای جلیلی به میدان خواهد آمد. خیلی زود نام قاسم سلیمانی در گمانه زنی ها مطرح شد. اسفندماه 93 بود که همزمان با درگذشت مادر سردارسلیمانی و حضور گسترده مردم در مجلس ختم و موج انتشار پیام های تسلیت به فرزند داغدار، شایعات و خبرها اوج گرفت.


در همین مقطع، سایت خبرآنلاین اقدام به نظرخواهی از کاربران خود درباره محبوبیت چند چهره شاخص سال کرد که قاسم سلیمانی هم در میان آن ها بود. اقدامی که با واکنش سپاه مواجه شد. سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران، در این باره گفت: «مقاصد این سایت روشن است و با این مقایسه می خواهند به مخاطبانشان و مردم القا کنند که شخص محبوب تری وجود دارد. البته نمی شود با این گونه نظرسنجی ها برخورد جدی داشت، تنها یک گله دوستانه از مسئولان این سایت داریم، چراکه سردار سلیمانی قابل قیاس با افرادی که در این نظرسنجی مطرح شده اند، نیست.»


مسئول روابط عمومی کل سپاه همچنین از واکنش سردار سلیمانی نسبت به «انتشار هرگونه عکس و مطالب در مورد خودشان در سایت ها و شبکه های اجتماعی مختلف» خبر داد و اعلام کرد: «ایشان به شخصه رضایت ندارد که این گونه عکس ها و خبرها منتشر شود و مکررا درخواست جلوگیری از انتشار آن ها را داشته اند. در این راستا، تا حد امکان جلوی رسانه های بزرگی چون صداوسیما، روزنامه ها و سایت های مجوزدار را گرفته ایم و به سایر سایت ها و رسانه ها توصیه می کنیم از انتشار عکس ها و مطالب مربوط به ایشان خودداری کنند تا این ها اسنادی در دست دشمنان نشود.»


با این حال ،گمانه زنی ها ادامه داشت. چنان که سایت تابناک، نزدیک به محسن رضایی، در مطلبی تلویحا به انتقاد از خبرگزاری ایسنا پرداخت و در مطلبی نوشت: « یک خبرگزاری داخلی مدعی شده که افزایش انتشار عکس های حضور قاسم سلیمانی در عراق احتمالا با ورود او به عرصه سیاست داخلی ایران ارتباط دارد. یک منبع نزدیک به این فرمانده نظامی که نامش فاش نشده، به ایسنا گفته است که سلیمانی یکی از «ارکان تقویت موضع اقتدار جمهوری اسلامی» در منطقه و عرصه سیاست خارجی و راهبردی کشور است، به شکلی که «قدرت سردار و اقداماتش پشتوانه مذاکرات ایران و 1+5 است و  عامل مقامت ملت ایران و قدرت نمایی اش در منطقه است.» او در پاسخ به این که «برخی معتقدند سلیمانی وزیر خارجه ایران در تحولات منطقه و خاورمیانه است»، به گفتن این جمله اکتفا کرد که شأن سلیمانی از وزارت خارجه هم بالاتر است. آیا منظور این منبع نزدیک به سلیمانی از شأن بالاتر از وزارت خارجه، ریاست جمهوری بود؟


سپاهی نوعی چهارم


اما واقعا نگاه قاسم سلیمانی به سیاست چیست؟ آیا اواز جنس محسن رضایی ها و محمدباقر قالیباف هاست که ردای نظامی گردی از تن در آورد و به جای پاسداری، عزم دولتمردی کند؟ آیا او می خواهد و می تواند بر تجربه های ناکام فرماندهان پیشین در انتخابات دهه اخیر ار با تکیه بر محبوبیت و کاریزمای خود، نقطه پایان نهد؟ اطلاعیه اخیر سلیمانی صریحا پاسخی منفی است به این پرسش ها.


او خود را تا پایان عمر «سرباز» می خواند و نشان می دهد قصد تغییر لباس ندارد. اما این نگاه متمایز او به سیاست، از کجا می آید؟ چرا او در تقسیم بندی سه گانه همرزم شهیدش، حمید باکری، در هیچ یک از سه قسم جا نمی گیرد؟ برای پاسخ به این پرسش ها باید از منظر سلیمانی به سیاست نگریست. نقطه کلیدی در درک سلیمانی این است که توجه کنیم او هنوز مناسبات حاکم بر جبهه های جنگ را الگوی ایده آل خود می داند و ورود به سیاست را گامی در جهت دور شدن از آن فضای ایده آل و نوستالژیک : « در دوران جنگ کسی از کسی سوال نمی کرد چه خطی و چه اندیشه ای داری؟ همین که ندای امام خمینی(ره) را لبیک گفته بود و به اما ارادت حقیقی خود را ابزار می کرد، آن جا خانه او بود، مکانی که هرکس از هر کجا خسته می شد، آن جا آرام می گرفت و روح و جسم و جان او آرامش پیدا می کرد.»


او با همین نگاه، انتخاب استاندار کرمان در دولت روحانی را که در دوران جنگ عضو لشکر 41ثارا... بوده، فراتر از تقسیم بندی های سیاسی و بر مبنای همین نگاه نوستالژیک به فضای جبهه و جنگ تأیید می کند: «از حضور برادر عزیزمان آقای رزم حسینی یادگار دوران دفاع مقدس که به عنوان استندار در کرمان خدمت می کنند، خوشحالیم، این هم یک توفیقی است که به هر صورت این بار قرعه افتاد که استاندار کرمان از لشکر 41ثار ا... باشد و حضور بخش مهمی از رزمندگان لشکر ثارا... هم در این پیکره بوی شمیم خوش دوران دفاع مقدس را تداعی می کند، همان دورانی که سرخ و سیاه نداشت و هرکس اخلاص داشت زیرا آن سقف جا می گرفت و جا داشت.»


سلیمانی در همین سخنرانی، نگاه خاص خود به حکومت دینی را هم تبیین می کند: «شیعه مرجعیت دینی و تابعیت فقهی از مراجع خودش داشت؛ اما شیعه مرجعیت سیاسی نداشت و امام آمد، این مرجعیت سیاسی را برای شیعه بنا گذاشت و جمهوری اسلامی، مرجعیت سیاسی شیعه شد. این مرجعیت سیاسی شیعه که امام بنا گذاشت، بنای کامل و جامعی بود، این ساختاری که امام بر ایران حاکم کرده ودر قانون اساسی ایران معنا و مفهوم پیدا کرده و تفسیر یافته، این ساختار است که حکم و مراقبت می کند، این نظام با جمهوریت و اسلامیت با هم بقا داشته است، اگر این ظرف ناقص باشد، این شاکله ضعف داشته باشد، این ساختار ناقص باشد، هیچ فردی نمی تواند این کار را انجام بدهد، کسی نمی تواند با یک سوت زدن با هر مقدار کاریزمای شخصیتی که داشته باشد، کاری بزرگ بکند.»


این نگاه سلیمانی، منشأ آن است که سلیمانی برخلاف پیش بینی باکری نه چون دسته اول، به دنبال مال و مقام دنیوی برود که اگر می خواست در همین ام القرای جهان اسلام می توانست در امن و امان به هر چه می خواست برسد؛ نه آن که تحریم ها و تهدیدهای ترور را به جان بخرد. نه چون دسته دوم سپاهیان، به فکر زندگی عادی همچون سایر مردمان است که زندگی او با هر لفظی قابل توصیف است، جز «عادی بودن».


سلیمانی حتی همچون دسته سوم سپاهیان هم نیست که استخوان در گلو و خار در چشم، گوشه ای بنشیند و برهم خوردن مناسبات دوران نوستالژیک جنگ را نظاره کند و حداکثر، گاه همچون حاج کاظم آژانس شیشه ای فریاد برآورد. سردار هیچ یک از این سه دسته سپاهیان نیست. او تک و تنها دسته چهارمی را آفریده است. دسته ای که نزدیک به سه دهه پس از جنگ، همچنان راه قدس را می پوید و در این مسیر، به دفاع از حریم حرمین و سرکوب و مقابله با تروریست ها بر می خیزد. او صحنه های نوستالژیک جنگ را باز می آفریند. به قول پرویز پرستویی: «اگر جنگ تمام شده بود، قاسم سلیمانی در خانه بود.» اما تداوم جنگ در منظر سلیمانی، چنان که در نگاهش به دیپلماسی گفته شد و در اطلاعیه اخیر هم آمده، از بعد سربازی است نه سرداری در عرصه سیاست. او آداب پاسدای و سپاهی گری را همچنان در دوران صلح به جا می آورد، همچنان که در عصر جنگ. گرچه شاید او تنها شمایلی باشد که هنوز در فضای ان دوران نفس می کشد و روزهایی را به خاطر می آورد که دفاع از ملک و میهن، ملاک بود؛ نه این که از کدام خط و اندیشه ای؟ قاسم سلیمانی اگر قاسم سلیمانی است و برای ایرانیان محبوب، به دلیل این نگاه است. خیانتی از این بزرگ تر به سردار نبود که او را در قالب نامزد ریاست جمهوری یا هر منصب سیاسی دیگر، در قالب خط و اندیشه ای خاص محصور کرد. خط شکن را با دام خط بندی ها چه کار؟


 *********************


متن بیانیه سردارقاسم سلیمانی:


تا آخر عمر در همین جایگاه سربازی خواهم بود


بسم الله الرحمن الرحیم


با اهدای سلام و درود خالصانه به محضر رهبر معظم و حکیم انقلاب اسلامی و ملت شریف و عزیز ایران؛ در پاسخ به اظهارات تفرقه افکنانه اخیر دشمن و مطالبی که حول آن بیان و القا می شود، عرض می کنم جبهه دشمنان انقلاب انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی سخنان خود را همواره با هدف تفرقه و ایجاد تقابل بین صفوف متحد و یکپارچه مردم انقلابی و رشید بیان می کند؛ لذا هیچ گاه نباید به آن توجه و اعتنایی کرد.


حقیر سرباز صفر ولایت و نظام جمهوری اسلامی و ملت شجاع و عزیزتر از جانم بوده و ان شاءا.. با استعانت از خدای سبحان تا آخر عمر در همین جایگاه «سربازی» خواهم بود. از همه برادران و خواهران عزیزم خواهشمندم با بی اعتنایی به اظهارات فریبکارانه و تفرقه افکنانه دشمنان اجازه ندهند وقت ارزشمند خدمت گزاران این ملت صرف اهداف و مقاصد شوم دشمنان گردد.


والسلام


قاسم سلیمانی


25/شهریور/1395


 منبع: هفته نامه صدا، شماره 99

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

پُرمصرف‌ها منتظر کنتور هوشمند باشند

افزایش 18 دلاری قیمت طلا در بازار جهانی

نامه مهم جمعی از سهامداران بازار پایه به سازمان بورس

قول معاون خصوصی‌سازی برای پرداخت مطالبات کارگران هپکو

امکان تولید ۴۰ درصد نوشت افزار مورد نیاز در داخل کشور وجود دارد

تولید برنج امسال از مرز ۲.۶ میلیون تن گذشت

معافیت 25 درصدی بیش از ۴۰۰ کالای چینی

مقاومت بی‌فایده برای کاهش قیمت مسکن نوساز

عدم تاثیر تحریم جدید بانک مرکزی بر واردات غذا و دارو

رشد ۱۰ درصدی قیمت برنج در بازار

فرماندهان ارشدی که در مراسم رژه تهران حاضر شدند

چرندگویی دوباره عادل‌الجبیر علیه ایران

آیا ظریف فقط با پرسپولیسی‌ها در وزارت خارجه کار می‌کند؟

ادعای جسورانه مجری مشهور عرب درباره حمله به عربستان

امام خمینی(ره): حفظ پیروزی، دشوار‌تر از پیروزی است

حضور روحانی در سازمان ملل با ابتکار صلح هرمز؛ رئیس‌جمهور: حاضریم از خطاهای همسایگان‌مان بگذریم

پیام رئیس‌مجلس به آمریکا، غرب و سران کشورهای اسلامی

هشدار فرمانده نیروی دریایی ارتش به دشمن

بازخوانی حادثه تلخ ٣۱ شهریور اهواز از زبان شاهدان عینی

خوش و بش رئیس جمهور با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح

وقتی هندی‌ها با چوب به جان هم می‌افتند!

اولین واکنش ریاض به "طرح صلح" انصارالله یمن

تصاویری دیدنی از مانور هواپیما‌های جنگنده

فیلمی از لحظه ورود یک خودرو به داخل مجتمع تجاری در شیکاگو

هشدار شدیداللحن انصارالله به عربستان

حمله یک خودرو به مسجدی در فرانسه

واشنگتن‌پست: جان سربازان آمریکایی نباید به‌خاطر «بن‌سلمان» به خطر بیفتد

نانسی پلوسی به پر و پای ترامپ پیچید!

تهدید اروپا توسط ترامپ با داعش!

الحوثی: حملات آتی یمن دردناک‌تر خواهد بود

آخرین وضعیت ترافیکی کشور

زنگ شکوفه‌ها در مدارس کشور طنین انداز شد

موتورسوارانی که فروشگاه را آتش زدند!

حرف‌های دختر 15ساله ای که در خودکشی ناکام ماند

جنایت خونین در عشق یک طرفه به دخترهمسایه

رویاهای بر باد رفته یک زندانی قدیمی

۲۰ کشور خطرناک جهان در سال ۲۰۱۹ را بشناسید!

زمان واریز مابقی پاداش فرهنگیان بازنشسته

آغاز حمایت وزارت بهداشت از ۲ بیماری نادر

زمان بازگشایی مدارس در کشورهای مختلف جهان