رصد

کد خبر: ۹۸۱۵۰
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۳

مهدی محسنیان راد، استاد ارتباطات/ اخيرا كتاب «تفكر و سواد رسانه ای» را فرستادند كه ببينم. آن را تورق و فكر كردم اگر فرزند دبيرستاني داشتم مجبور بودم به او بگويم كه كتاب را آن گونه خوب بخواند كه نمره ای عالي بگيرد. چون در كشوری زندگي مي كند كه از ديرباز نظام آموزش و پرورش آميخته به پروپاگاندای حكومتي آن چنان بوده كه فرزندان اين آب و خاك بايد هر چه در دبيرستان ها تدريس مي شد مي خواندند و امتحان مي دادند. مثلاً اگر در دوره محمدرضا شاه، دانش آموزی قبول نمی کرد که در آستانه ورود به تمدن بزرگ است، خانواده اش به او توصیه می کردند در مقابل تست چهار جوابی مربوط به این سوال در آزمون سراسری گزینه «تمدن بزرگ»را انتخاب کند تا بتواند در آینده گلیمش را از آب بیرون بکشد.


اما پس از امتحان كتاب «تفكر و سواد رسانه ای» را جلويش باز مي كردم و اين جمله را از همان صفحات نخست كتاب نشانش مي دادم كه مي گويد: «عبارت سواد رسانه اي نخستين بار به وسيله فردي به نام مارشال مك لوهان (١٩٦٥) استفاده شد.» بعد توضيح مي دادم اين آدمي كه كتاب به گونه اي تحقيرآميز او را «فردي» ناميده و اسم و عنوان كاملش -هربرت مارشال مك لوهان- را تقليل داده است، يكي از نظريه پردازان بزرگ قرن بيستم در حوزه ارتباطات است. او همان پروفسور كانادايي است كه در سال ١٩٦٤ اصطلاح «سواد رسانه اي» را هنگامي ابداع و مطرح كرد كه از يك نظريه بسيار مهم تر سخن مي گفت و آينده اي را ترسيم مي كرد كه آن را «دهكده جهاني» ناميد. سپس، با تاسف برايش توضيح مي دادم همان طور كه تلويزيون ما تنها تلويزيون در سطح جهان است كه آلات و ادوات موسيقي را نشان نمي دهد، اكنون كتاب سواد رسانه اي رسمي در مدارس ما نيز تنها نمونه اي است در جهان كه حتي يك بار اصطلاح «دهكده جهاني» را به كار نبرده است.


برایش توضیح می دادم که اصطلاح سواد رسانه ای مک لوهان در اواخر چند پاراگراف طولانی و مشهور نوشته سال 1964 او آمده و قبل از آن هنگامی که آینده ارتباطات راه دور و رسانه های پنجاه سال بعد آن زمان را توصیف می کرده، به هشت نکته کلیدی اشاره کرده است که برخی از آنها به مراتب مهمتر از سواد رسانه ای است. آنگاه با بر شمردن آن هشت بند، او را به قضاوت می نشاندم:


1 - عصر «الکترونيک فراگير»  فرا مي رسد و يک سيستم مرکزي عصبي اهالي کره زمين را همچون پوششي در بر خواهد گرفت.


2 - با جابه جايي آني و مداوم اطلاعات در تمامي کره زمين، پديده جهش اطلاعات به وقوع خواهد پيوست.


3 - آن گاه، جهان بزرگ، روزبه روز کوچک تر خواهد شد؛ گويي انسان ها در يک قبيله جهاني يا يک دهکده بزرگ زندگي مي کنند. سپس جابه جايي اطلاعات باعث خواهد شد در تمامي کره زمين و خانواده بزرگ بشري آگاهي هاي يکسان و واحدي به وجود آيد.


4 - ارتباطات در دهکده جهاني، بيشتر حالت ميان فردي خواهد داشت.


5 - انسان هاي پراکنده و توده وار، به انسان هايي با عملکردهاي متقابل جمعي تبديل خواهند شد.


6 - سرعت و توسعه اطلاعات، از قدرت اقتدارهاي سياسي خواهد کاست.


7 - نظارت بر رفتار انسان ها ممکن پذيرتر خواهد شد.


8 - انبوهي از فضولات اطلاعاتي شکل خواهد گرفت و انسان براي مواجهه با آن نيازمند «سواد رسانه اي» خواهد شد.


آن گاه از فرزندم می خواستم بر اساس آنچه در کتاب درسی اش درباره شگردهای رسانه های غربی اشاره شده، حدس بزند کدام یک از هشت بند مک لوهان باعث حذف نظریه کامل او از صحنه کتاب «تفکر و سواد رسانه ای» شده است.


در ادامه، به فرزندم توضیح می دادم که اکنون در تمام کتاب های دانشگاهی جهان، درباره رسانه ها، مبحثی است به نام «مالکیت رسانه ها» و در همان مبحث موضوع مهمی است به نام «انحصار رسانه ای» که کتاب درسی او مطلقاً به آن اشاره نکرده است. برایش توضیح می دادم که تا قبل از شکل گیری و توسعه دهکده جهانی، برخی از کشورها که در آن ها مالکیت رادیو وتلویزیون در انحصار دولت بود، آن گونه عمل می کردند که اکثریت جامعه فقط از آن چیزی مطلع می شدند که منافع حاکمان ایجاب می کرد، مانند چین کمونیست دوره مائو. حتی در ایران خودمان، بچه های دبیرستانی و حتی دانشگاهی قبل از انقلاب اسلامی نمی دانستند واقعیت ماجرای کودتای 28 مرداد سال 1332 چه بود یا آیت الله کاشانی در آن ماجرا چه کرد. توضیح می دادم که این انحصار مشابه آن است که فرض کند در یک شهر فقط یک مغازه میوه فروشی باشد وصرفاً آن نوع از میوه ها را عرضه کند که مناسب با مزاج صاحب مغازه است. حالا با شکل گیری دهکده جهانی، اهالی شهر این فرصت را بیابند که مزه دیگر میوه های جهان را هم بچشند و اگر خوش شان آمد، همیشه آن را مصرف کنند، بدون آنکه به مزاج صاحب مغازه انحصارطلب کاری داشته باشند. بعد، توضیح می دادم احتمال این هست که آن انحصارطلبی گذشته میوه فروش اول، مردم را به مصرف میوه های بیگانه ای عادت دهد که برای مزاج خودشان نیز نامناسب است.


من در خلال این سخنان با فرزند دبیرستانی فرضی ام خیلی چیزهای دیگر نیز می گفتم که فرصت بازگویی اش در اینجا نیست. اما، اجازه دهید توضیح دهم که در عالم واقع، سه فرزند من وقتی مدرسه می رفتند، کم و بیش سواد رسانه ای را – نه در مدرسه که در خانه – آموزش می دیدند که لازم است کمی جزئیات آن را توضیح دهم.


پسر بزرگم موقع انقلاب هفت سالش بود و گویا در همان سن، دور از چشم والدین، در پر کردن بطری های کوکتل مولوتوف به پسرهای بزرگتر محله کمک می کرده است. انقلاب که پیروز شد، مطلع شد به این دلیل نمی تواند سریال تلویزیونی «مرد شش میلیون دلاری» را تماشا کند که انقلابیون پیروز به خود اجازه داده بودند که جایگزین پدر لیسانسیه روزنامه نگاری رادیو و تلویزیون و فوق لیسانس تحقیق در ارتباط جمعی اش شوند و فرزند او را نه فقط از دیدن برنامه های مورد علاقه اش، بلکه از دیدن ابزارهایی که تولید کننده صداهای دلنشین موسیقی بود نیز بازدارند. آن پسر هفت ساله به خوبی با دستگاه ضبط صوت و کارکرد آن آشنا بود. مثلاً، در آخرین سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دیده بود که چگونه پدرش در شب هایی به خصوص، با دستگاه ضبط صوتی جدید، برنمه های ارکستر سمفونیک کانال دو رادیو را که فقط در آن ساعت به صورت استریو فونیک پخش می شد، ضبط می کند و هنگام استفاده از آن به او نشان می دهد که تفاوت پخش استریو با غیر استریو چیست.


ویدئو که امد، به مان شیوه که دیگران در خفا می خریدند، به قیمتی گزاف آن را خریدم، ولی شاید تا سال ها خانه ما از نادر خانه هایی بود که در آن فیلم های سینمایی آخر شب پنجشنبه های تلویزیون جمهوری اسلامی ضبط می شد در ساعات بیداری برای پسر خانواده پخش شود. در واقع، او به طور غیرمستقیم از فضولات اطلاعاتی مورد بحث مک لوهان دور شده بود.


وقتی دوره راهنمایی را طی می کرد، پرده گوشش بر اثر سیلی محکم معلم مدرسه پاره شد. واقعه برای ما و همکاران دانشگاهی بسیار دردناک بود. ولی وقتی یکی از دوستان روزنامه نگار آن رویداد تلخ را با جزئیات در روزنامه اطلاعات چاپ کرد، کیهان نیز وارد ماجرا شد و افکار عمومی آن چنان جریحه دار شد که سرانجام وزیر آن وقت آموزش و پرورش در دفتر کارش با پسر نوجوان من ملاقات کرد و رسماً از او معذرت خواست. آن روز پسر من از قدرت رسانه ها در مواجهه با ستم آشنا شد. که اگر چه آن موقع برایش آموزنده بود، اکنون که 45 ساله است، گاهی از پدر می پرسد چرا رسانه ها درباره «فساد و رشوه خواهی ها» در محیط کارش ساکت هستند.


پسر دومم همان است که تصویر صورت کنجکاوش در صندلی پشت مرحوم استاد محیط طباطبایی شکار عکس های خبری شد و بعدها در سالنامه آن سال وزارت ارشاد چاپ شد. او در آن کنفرانسف شنونده مقاله پژوهشی دکتر شعار غفاری بود که ثابت می کرد تصویر رسانه های ایران از غرب، تصویری نادرست و سوگیرانه است. او به زودی از خوانندگان پر و پا قرص کتاب های پدر شد و اکنون نیز که دانشیار دانشگاه کالیفرنیا در رشته الکترونیک است، اموخته که با مراجعه و مقایسه محتوای رسانه های مختلف، از واقعیت رویدادهای کشور میزبان و همچنین وطنش مطلع شود.


آخرین فرزندم در دهکده جهانی رشد کرد. در دوره راهنمایی وقتی معلم از او پرسیده بود «آیا نویسنده مطلب دهکده جهانی در کتاب علوم اجتماعی اش با او نسبتی دارد؟»، با مباهات به پدرش اشاره کرده بود (این همان مطلبی است که چند سالی در آن کتاب منتشر می شد و سوال مشابهی را فرزند دکتر یونس شکرخواه از پدر پرسیده بود و شکرخواه من را شرمنده کرده و با لطف به او گفته بود که در کلاس نویسنده مطلب شرکت داشته است).


دختر من بر اساس آموخته ها از پدر فهمید که چطور می تواند به این قدرت دست یابد که فراتر از مصرف کننده رسانه های انحصاری، در جایگاه گزینش گر و تحلیل گر پیام رسانه ها، مراقب باشد که بر سرش کلاه نگذارند. اکنون نیز که تحصیل کرده رشته معماری دانشگاه شهید بهشتی و پس از ان دانشگاه سین سیناتی است، یکی از منابع مفید من برای تحلیل عملکردهی پروپاگاندایی دو کاندیدای ریاست جمهوری آمریکاست. فهم این ساکن دهکده جهانی را این گونه متوجه شودم که وقتی در سال 1389 برای مطالعه بیشتر اندیشه های مک لوهان عازم دانشگاه تورنتو کانادا بودم، به دخترم ویزا ندادند و برای آن که تنها نباشد، او را تشویق به اقامت یک ماه و نیمه در منزل یکی از بستگان در همان شهری کردم که امام جمعه اش اراده کرده حتی کنسرت موسیقی سنتی ایرانی نیز در آن برگزار نشود.


از سفر که برگشتم، در مسیر فرودگاه به تهران از او پرسیدم چه چیزی در مشهد برایت جالب بود؟ او با لبخند و کمی شرمنده از نقد زادگاه پدر گفت آنجا همه یا فارسی وان می بینند یا در مهمانی ها از فارسی وان حرف می زنند.


من نگران میزان سواد رسانه ای فرزندانم نیستم، اما به شدت نگران شاگردان دبیرستانی معاصر ایران هستم. به همین جهت، به عنوان ذره ای از آحاد جامعه امروز ایران، از این فرصت استفاده می کنم و با تکیه بر تعریف یونسکو از سواد رسانه ای، به نوجوانان این مرز و بوم می گویم بدانید که سواد رسانه ای باید بتواند آگاهی شما را از حقوق اساسی انسان معاصر را نه فقط برای دسترسی به اطلاعات، بلکه برای آزادی بیان در نشر اطلاعات افزایش دهد. سواد رسانه ای باید بتواند شما را در کسب مهارت به کارگیری شیوه های ارتباط با دیگران، از طریق رسانه ها، یاری رساند. همچنین، شما را در کسب مهارت به کارگیری شیوه های استفاده از دسترسی آزاد به اطلاعات از طریق رسانه ها ورزیده کند. در کوتاه سخن، آموزش سواد رسانه ای بخشی از حق اساسی هر شهروند در هر کشوری از جهان برای آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات است و ابزاری مفید برای ساخت و محافظت از دموکراسی محسوب می شود.


منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات، شماره 77

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

روند برگشت ارز برای صادرکنندگان کانالیزه شد

افتتاح بیش از 20 طرح عمرانی در خراسان جنوبی

افزایش ۳۱ درصدی هزینه ساخت مسکن در تهران

بازار سهام آمریکا رقیب طلا

بهره‌برداری از ده‌ها طرح در ارومیه با حضور روحانی

فواید نصب کنتورهای هوشمند برق

قیمت خودرو در بازار نزولی شد

نفت همچنان از نردبان قیمت بالا می‌رود

الگوی رفتاری در بازار وام

پکن: روابط اقتصادی با ایران مشروع و قانونی است

تحلیل توئیتری فلاحت‌پیشه از پشت پرده شلیک به سفارت آمریکا

شعری که چشمان‌ رهبر انقلاب را تَر کرد

توضیحات سفارت ایران درباره حادثه تروریستی مسیر راه آهن خواف - هرات

اظهارنظر جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران

"وزیر اخراجی" راز خیمه شب بازی‌های "ترامپ" علیه ایران را افشا کرد

بازدید امیر اسماعیلی از سایت موشکی خارک

پوتین؛ آتش نشان یا آتش بیار معرکه؟!

توضیحات معاون روحانی درباره روند اجرای قانون بازنشستگی

انتقاد یک اصلاح‌طلب از اظهارات اخیر روحانی

گلایه رهبر انقلاب از ترانه برخی سریال‌ها

رمزگشایی اسد از یک واقعیت

رسوایی سیاست‌مداران اتریشی

راز عصبی شدن آقای اون در دیدار با ترامپ

افزایش سرطان درمیان زنان ایتالیایی

دست و پازدن اروپا در برابر چین و آمریکا

حمله پهپادی ارتش یمن به فرودگاه نجران عربستان

نامه مهم اعضای کنگره به ترامپ

دلیل مخالفت آمریکا با خرید سامانه اس۴۰۰ توسط ترکیه

واکنش حماس به نشست اقتصادی بحرین

شیطنت آمریکا در تنش بین ترکیه و قبرس

ماجرای عجیب کارگر آجیل فروشی که در روز خواستگاری به دروغ گفت کارگردانم

آخرین جزئیات طوفان غافلگیر کننده اهواز

رود سرباز زنده شد

تندباد برای خرمشهر مشکل درست کرد

نماینده مجلس: راننده پورشه در اصفهان مرتکب قتل عمد شده است

درامتدادتاریکی؛ ازدواج با جهیزیه سرقتی!

مددکاری که جلوی دوربین نیامد

خطر در کمین بازار تهران

لحظه پرتاب‌شدن سمند از مکانیکی پس از منفجر شدن

شگرد 2 جوان برای سرکیسه کردن بیمه ها و رانندگان