ادبیات فضای مجازی، کارکرد مطلوب یا نامطلوب در گفت و گو با علیرضا حسینی پاکدهی / از استعمار کلام تا استثمار متکلم
-- امروز شاهدیم که کاربران فضای مجازی متونی با اصلاحات جدید تولید می کنند این متون از کجا می آیند؟

شبکه های مجازی مثل همه تکنولوژی هایی که به خدمت گرفته می شوند پیامدهایی به همراه دارند، این پیامدها می تواند مطلوب و مثبت باشد یا در مقطه مقابل، مطلوب و منفی، بعضی پیامدها آشکار است و بعضی پیامدها پنهان که در دراز مدت آشکار می شود. اما، در همه احوال، این پیامدها می تواند کارکردی یا غیر کارکردی باشد که همان مطلوب و غیر مطلوب است. پیامدهای تکنولوژی در نگاه اول از دیدگاه ناظران عادی و حتی کسانی که آن ها را به وجود آورده اند، شاید آشکار نباشد. تکنولوژی هر قدر پیچیده تر باشد، پیامدهای آن هم پیچیده تر خواهد بود. برای همین، متونی که مخاطبان به وجود می آورند، مبتنی بر تکنولوژی های جدید و نحوه کاربری آن ها و همچنین، نیازهای کاربران و مخاطبان است. مخاطبان زمانی که می خواهند از این تکنولوژی ها استفاده کنند با مسائل، مشکلات یا کارایی هایی مواجه می شوند که آن ها را وادار می کند دست به خلاقیت هایی بزنند. برای مثال، شما واژه ای مانند «خفن» را می بینید. این واژه به چه معنی است؟ در هیچ فرهنگ لغتی این واژه را نداریم. این واژه ساخته کسانی است که به شکل های مختلف جزو گروه های کج رو هستند و وقتی می خواهند کسی را وحشتناک جلوه دهند، از این واژه استفاده می کنند، یعنی خیلی خیلی ترسناک. وقتی کسانی که داعیه دار فرهنگ هستند، واژه سازی نمی کنند، افراد هر چه می خواهند می سازند و این ساخته ها با کمک رسانه ها و رادیو و تلویزیون گسترش می یابد و بلافاصله بر سر زبان ها می افتد. ابتدا نیازی هست که این نیاز را باید به موقع پاسخ داد.

-- اگر بر اساس کارایی ای که دارد دست به خلاقیت می زنند، می شود آن را دخل و تصرف دانست؟ اگر می شود، این دخل و تصرف تا کجا ادامه می یابد؟

در زمینه تولید متن و مسائل فرهنگی، اگر کسانی که داعیه دار فرهنگ هستند به تولید متون لازم با ویژگی های فرهنگی دست نزنند، افراد جامعه به صورت خودکار و خودجوش این کار را انجام می دهند، بنابراین نهادها، سازمان ها و موسسه ها و در واقع، کسانی که داعیه فرهنگ دارند باید این کار را انجام دهند، در غیر این صورت کسانی که صلاحیت و شایستگی ندارند ممکن است دست به خلاقیت بزنند. برای همین، از سوی رسانه ها هم این اتفاق می افتد، وقتی فرهنگستان و موسسه های رسمی ما، مثل آموزش و پرورش، اقدامی نمی کنند و خلاقان هنری و هنرمندان، به موقع و بجا این کار را انجام نمی دهند، افراد برای رفع نیازهای خود دست به اقدام می زنند. تا زمانی که شما پاسخ واقعی و حقیقی را از نهادها و سازمان ها نمی گیرید، افراد عادی برای رفع نیازها این کار را انجام می دهند. نهادها باید وظیفه خودشان را به موقع و بجا انجام دهند تا راه برای دست اندازی افراد به فرهنگ و زبان فارسی باز نشود.

-- تأثیر تدریجی این دخل و تصرف را بر ادبیات فارسی چگونه می بینید؟

رو به ضعف خواهد گذشت و در نهایت، یک هرج و مرج می بینیم. وقتی اتومبیل وارد می کنید، هم استفاده بجا دارد و هم نابجا. اندیشمندی می گوید اگر می خواهید سطح فرهنگ، تمدن و انسجام اجتماعی یک جامعه را بدانید، نیازی نیست اقتصاد سیاسی را بررسی کنید، بلکه کافی است به وضعیت ترافیک و رفت و آمد نگاه کنید. به همین قیاس، وقتی تکنولوژی های مختلف را وارد و استفاده می کنید و دامنه تأثیرگذاری گسترده دارند، بدون این که ما آشنایی کافی، سواد کافی و اطلاعات کافی برای بهره گیری از آن ها داشته باشیم، می تواند پیامدهای زیادی داشته باشد. اتومبیل که آهن پاره ای سده است، این همه پیامدهای عجیب و غریب، به صورت ملموس، به همراه دارد، پس وای به حا شبکه های اجتماعی که پیامدهای آن هنوز ناشناخته است.

-- می توان ادبیات فضای مجازی را با ادبیات کوچه مقایسه کرد یا ارتباطات میان این دو برقرار کرد؟

ویژگی تکنولوژی جدید سرعت است که هنگام عمل ما را با مشکل مواجه می کند. شما باید به همان نسبت سرعت عمل داشته باشید و پاسخ بدهید. همان طور که در رانندگی می گوییم هر چه سرعت بیشتر باشد، احتمال تصادف و خطا بیشتر است، این جا هم به همین قیاس سرعت به کارگیری و عجله ای که در آن ها هست، خود به خود میزان خطا را بالا می برد. افراد نمی توانند منظور خود را کامل، دقیق و شفاف بیان کنند و این میزان خطا را بالا می برد و به وضعیت کوچه بازاری می رسیم، زبان های فینگلیش، واژه های خرد شده و... داریم که زبانی آنی را تشکیل می دهد که می تواند برای وضعیت ادبی جامعه نامطلوب باشد.

-- شاملو در جایی می گوید به دلیل استفاده از ادبیات کوچه در اشعارش مردم توانسته اند با آن ارتباط برقرار کنند... آیا ادبیات کوچه فاخرتر از ادبیات فضای مجازی است؟

بنا به ضرورت، شعرای ما ابداع و خلاقیتی انجام داده اند که به جای این که با زبانی کهن و با محدودیت های ساختاری شعر بگویند، به صورتی آزادتر این کار را انجام داده اند. اما، این مسئله باعث شد افراد معمولی یا عادی هر نوشته معمولی خود را شعر قلمداد کنند. این مسئله به شعر نو، جدید و آزاد آسیب زد که به همین قیاس، فضایی هم که در شبکه ها ایجاد شده می تواند این مشکلات را در پی داشته باشد.

-- این شیوه نگارش، غلط نویسی های تعمدی و ایجاز نویسی، در دراز مدت چقدر به دبیات فارسی لطمه می زند؟ این آسیب دراز مدت است یا کوتاه مدت؟

هر نوع آشفتگی می تواند آسیب بزند، حال به عمد باشد یا ناآگاهانه. در این زمینه هم ما با آشفتگی مواجه هستیم که ما را آسیب پذیر می کند.

-- به نظر شما کشورهای دیگر موقع ورود تکنولوژی های این چنینی همین مشکلات را داشته اند؟ آن ها چگونه مقابله کرده اند؟

مثال ساده ای می زنم، به نظر شما کشورهای دیگر با همین مسائلی که ما در مورد تلویزیون و اتومبیل و ترافیک با آن مواجه بودیم، مواجه بوده اند؟ خیر! آن ها به موقع و بجا به عوارض و پیامدهای آن واکنش نشان دادند و اجازه ندادند این هرج و مرج و آشفتگی به وجود آید. نحوه استفاده آن ها از اتومبیل با نحوه استفاده ما یکی نیست. تا زمانی که تغییر درستی در خودمان به وجود نیاوریم، با پیامدهای نامطلوب آن دست به گریبان خواهیم بود.

-- اشاره کردید تا زمانی که پاسخ حقیقی از طرف نهادها و سازمان ها داده نشود این روند ادامه دارد. اکنون اگر پاسخی هم داده شود، به دلیل این که این ادبیات متداول شده، می تواند اثرگذار و کارا باشد؟

من زمان را عاملی تعیین کننده دانستم و گفتم هر چه دیرتر انجام شود، ما با مشکلات بیشتری رو به رو خواهیم بود. فرهنگستان وظیفه دارد قبل از این که افراد عادی دست به کار شوند، به نیازها پاسخ دهد؛ هر چه دیرتر نیازها پاسخ داده شود، مشکلات ما بیشتر خواهد بود.

-- ممکن است با اقبال از طرف کاربران واقع نشود؟

ما امروز کلمه رادیو و تلویزیون را راحت به کار می بریم، جا افتاده است و نمی وان کلمه ای را جایگزین کرد. در حیطه کامپیوتر هم این مسئله دیر انجام شد، اما نه مثل رادیو و تلویزیون. امروز شما کلمه رایانه را خیلی راحت به کار می برید و مشکلی ندارید، حتی اگر زودتر هم انجام می شد دیگر کاملاً جایگزین کامپیوتر می شد. اگر متولیان زودتر دست به کار می شدند، مشکلات کمتری داشتیم.

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات، شماره 78