نشاط نمرده است / حمیدرضا جلایی پور مولفه های شادی اجتماعی را بررسی می کند

روحانی در گفت وگوی اخیر تلویزیونی خود با مردم نیز با لحن صریح گفت: «حل آسیب های اجتماعی نیازمند جامعه با نشاط است و اسلام به ما می آموزد نباید به مردم سختگیری کرد.» عوامل تاثیرگذار بر نشاط و امید در جامعه موضوع گفت وگوی تجارت فردا با حمیدرضا جلایی پور است. استاد شناخته شده جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت معتقد است: جامعه ما دچار سرخوردگی نیست اما در اثر شرایط تحمیل شده به آن، دچار آسیب هایی شده که نشاط و امید آن را تهدید می کند. هرگاه فرصت داده شود. مردم بلافاصله خود را بازسازی می کنند.

درباره با نشاط بودن یا نبودن جوامع و تاثیر آن بر شاخص های مختلف اجتماعی و حتی اقتصادی و علمی، بحث ها و نظریات مختلفی مطرح است. چگونه می توان به معیارهایی برای سنجش این مولفه رسید؟

جامعه دارای هویتی زنده و پویاست. هر هویت زنده ای به طور طبیعی دارای عناصر تشکیل دهنده است. وجود یا فقدان این عناصر و توانایی ها در جامعه، زندگی و پویایی یا انفعال و رکود در آن را نشان می دهد. همچنین می تواند معیار و شاخص ارزیابی میزان سرزندگی و نشاط در آن جاعه باشد.

نه فقط مولفه های اقتصادی که مسائل سیاسی هم در نشاط و افزایش امید جامعه تاثیر جدی دارد شما بعد از انتخابات سال 92 که با شرایط بهتری نسبت به گذشته برگزار شد ببینید مردم چه احساس خوبی داشتند حتی جوک هایی که می ساختند امیدوارکننده بود و شعرهای طنز محتوای آن این بود که غم به پایان رسیده و شادی آمده است.
به عنوان نمونه، اگر در یک جامعه، ارزش هایی مانند همبستگی و اتحاد به عنوان ارزش هایی مسلط مطرح باشد به معنای آن است که شادمانی و سرزندگی در آن وجود دارد. نقطه مقابل این اتفاق، ارزش هایی است که تسلط آن در جامعه می تواند باعث دوگانگی و چالش میان آحاد مردم شود. این مسئله، باعث بروز کینه در بین مردم می شود و جریان زندگی را دشوار می کند. به طور طبیعی نشاط کاهش پیدا می کند و توانمندی ها به نقطه ضعف تبدیل می شود.

پس ملاک برای سنجش، ارزش هایی هستند که بودن آنها می تواند باعث نشاط یا در عین حال سرخوردگی شود؟

ارزش های مشترک یک جامعه، نقطه قوت آن محسوب می شود هرچه ارزش ها انسانی و فراگیر بوده و به معنای دیگر همه افراد آن جامعه را در بربگیرد، بر نشاط و شادابی مردم خواهد افزود. آنان با یکدیگر زبان مشترک پیدا می کنند، احساس می کنند دارای بها و ارزش هستند و کسی نمی خواهد حقوق مشروع و علایق و سنت ها و باورهای آنان را محدود یا حذف کند. اگر بخواهیم درباره توانایی های جامعه که در جامعه شناسی کاربرد دارد سخن بگویم، سازماندهی و نهادمندی در جامعه نیز از عوامل بسیار مهم به شمار می رود. این که به چه میزان، نهادها در جامعه شکل گرفته اند و تا چه اندازه کارایی داشته و گسترش پیدا کرده اند. معنا و مفهوم نهادمندی درونی جامعه آن است که دولت بدون نیاز به هزینه و دخالت، نهادهای خودجوشی را می بیند که توسط مردم ایجاد شده اند این نهادمندی هم باعث دخالت در سرنوشت و تصمیم گیری های پایین به بالا می شود که در ایجاد نشاط و رضایت عمومی میان مردم اثر قابل توجهی دارد و می تواند حیاث مثبت جامعه را تداوم بخشیده و زندگی با آرامش و نشاط دنبال شود.

سوال همین جاست که چطور می توان این مولفه ها را ایجاد یا تقویت کرد. یا به شکل دیگری سوالم را مطرح می کننم، چه عواملی مانع شکل گیری جامعه شاد می شود؟

یکی از موضوعات جدی امروز ایران که باعث شده نشاط مردم تا حدی کاهش یابد، تراکم آسیب های اجتماعی است. در این شرایط، جامعه بخش بخش می شود و هر بخش با آسیب هایی درگیر می شود. مثلا براساس آمار، بیش از سه میلیون معتاد در کشور با این آسیب اجتماعی دست به گریبان هستند. حدود 10 میلیون نفر از جمعیت ما با فقر و تنگدستی مواجه است. در مورد آمار مبتلایان به افسردگی نیز عددی مشابه ذکر می شود؛ افرادی که از انواع دارو برای کاهش این مشکل استفاده می کنند. سایر مشکلات هم سر جای خود باقی است. گفته می شود بیش از 20 میلیون نفر از مردم در جامعه به فشار خون مبتلا هستند که در اثر تعذیه نادرست، استرس های محیطی، سبک زندگی پراسترس و ... ایجاد شده است. شاید برای خود شما پیش آمده باشد که گاهی هر چقدر هم حال بدی داشته باشید رفتن به دل طبیعت به یک فضای سبز در کنار گروه های دوستی یا خانواده، آدم را زیر و رو می کند. حالا مدام می شنویم این محیط زیست طبیعی نیز رو به نابودی است درآمد سرانه ناکافی است و ده ها مشکل دیگر. اینها در دولت قبل اساسا انکار می شد. باز در دولت دکتر روحانی در کنار تلاش برای بهبود شاخص های زندگی و نشاط، نهادهای زیرمجموعه دستگاه های مرتبط حداقل توانستند آماری ارائه دهند و زنگ خطر را به صدا درآوردند. خب راه حل چیست؟ چطور جامعه ای با نشاط و امیدوار داشته باشیم؟به نظر من اصلی ترین کاری که لازم است از سوی همه دنبال شود، قراردادن کشور در مدار رشد و مسیر توسعه است. یعنی عمر دولت توسعه گرا را افزایش دهیم و به بخش خصوصی ا منیت بدهیم و مردم را دعوت به همراهی کنیم. بگذاریم با امید به پیش بروند نه این که عده ای آزاد باشند هر روز امید آنها را نشانه بروند. همان هایی که در دولت هشت ساله خودشان همه چیز را وارونه جلوه می دادند و حالا که اوضاع رو به بهبود است، به قول آقای دکتر جهانگیری از شادی

در دولت دکتر روحانی در کنار تلاش برای بهبود شاخص های زندگی و نشاط، نهادهای زیرمجموعه دستگاه های مرتبط توانستند آماری ارائه دهند و زنگ خطر را به صدا درآوردند.
مردم و پیشرفت کشور ناراحت هستند. این روزها دعوا بر سر نرخ رشد اقتصادی ایجاد شده و هرچه دکتر روحانی می گوید آمار رشد درست است اما به معنای حل مشکلات نیست بلکه باید چند سال آن را تداوم دهیم، مخالفان خود را به تغافل می زنند. ما باید بیش از یک دهه، رشد اقتصادی بالای پنج درصد داشته باشیم. راه دیگری وجود ندارد. شاید برخی علاقه داشته باشند به جای توزیع ثروت، بدبختی توزیع کنند. خب پس همین آمار تکان دهنده افسردگی و اعتیاد و ناامیدی به زندگی را هم تحویل بگیرند ثروت آفرینی است که خرج اداره کشور و توزیع عدالت در جامعه می شود هرکدام از آسیب های اجتماعی را که نام بردم بررسی کنیم، به یک ویژگی مشترک می رسیم؛ ما به یک رشد پایدار اقتصادی احتیاج داریم و در نتیجه آن، شغل ایجاد می شود، درآمد بالا می رود، مردم از این استرس و نامشخص بودن آینده نجات پیدا می کنند، سراغ مشغولیت های آسیب زا نمی روند و به تدریج شرایط بهبود می یابد.

پس شما موانع اقتصادی را مانع جدی نشاط و شادی می دانید؟

دو دهه است که برخی پژوهشگران ، چهره ای مثل دکتر حسین بشریه می گویند توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی امکان پذیر نیست اگر بخواهیم توسعه اقتصادی را بدون توسعه سیاسی پیش ببریم در جامعه مدام با بحران و بی ثباتی همراه هستیم بنابراین راهی نداریم جز این که به مردم احترام بگذاریم و سازوکارهای مردم سالاری را جدی بگیریم. من می خواهم بگویم نه فقط مولفه های اقتصادی که مسائل سیاسی هم در نشاط و افزایش ایمد جامعه تاثیر جدی دارد شما بعد از انتخابات سال 92 که با شرایط بهتری نسبت به گذشته برگزار شد ببنیدی مردم چه احساس خوبی داشتند حتی جوک هایی که می ساختند امیدوارکننده بود و شعرهای طنز محتوای آن این بود که غم به پایان رسیده و شادی آمده است اگر شرایط این طور پیش برود موقعیتی به فرصت طلبان داده نخواهد شد که ناگهان بگویند آمده ایم همه فقیران را ثروتمند کنیم و پول نفت را سر سفره مردم می بریم و به جای آن ، ایران را به رشد منفی برسانند و یک طبقه نوکیسه شکل دهند که باقی مدرم با نگاه به آنان دچار افسردگی شوند یا دلشان بخواهد وارد حوزه های غیرشفاف برای درآمد زایی شوند و رانت و فساد گسترش یابد فضای انتخاباتی غیرشفاف می شود و چهره های مورد علاقه جامعه نمی توانند وارد فضای رقابتی شوند اما دوران اصلاحات را ببینید که انتخابات چگونه مدت ها جامعه را با نشاط می کرد فضای بهتر برای مطبوعات جنبش دانشجویی صنوف تشکل های مردم نهاد و بهبود جایگاه و تصویر ایران در جهان چطور باعث می شد مردم خوشحال باشند و احساس موفقیت کنند بعد چه شد؟ رشد پنج درصدی دوران اصلاحات با نفت 19 دلار را به رشد منفی ششش درصد آن هم با نفت 147 دلار رساندند. فکر می کنید جامعه در این شرایط چطور می تواند با نشاط باشد یا از آسیب های اجتماعی که دشمن شادمانی است دوری کند؟ بنابراین طولانی کردن عمر دولت توسعه گرا و نهادهای توسعه گرا یک بخش موثر است. در عین حال سایر نهادهای فرهنگی که بیش از 80 درصد بودجه کشور را در اختیار دارند و خارج از حیطه دولت هم هستند همین صدا و سیما یا فلان سازمان چقدر برنامه هایی برای امید جامعه و شادی مشروع آنها تولید می کنند ؟ شما پای تلویزیون که بنشینی فکر می کنیی دولت روحانی در حال نابودی کشور است و در دنیا ذلیل شده ایم سریال های بی

مشکل مقطعی وقتی تیم ملی والیبال، فوتبال و کشتی در صحنه جهانی موفقیتی کسب می کند مردم به خیابان می آیند و شادی می کنند. وقتی مذاکرات هسته ای به نتیجه می رسد، مردم شادی خود را در محیط مجازی و سطح جامعه نشان می دهند. مشکل اینجاست که اینها مقطعی است
مفهوم و نبود برنامه حتی در ایام شادی و جنش های ملی و مذهبی ما نشاط ایجاد می کند؟ با وجود این باز هم خود مردم تلاش می کنند با ظرفیت های درونی ، یلدا، نوروز میلاد ائمه و مناسبت های دیگر را جشن بگیرند این یعنی نشاط در جامعه نمرده بلکه در سطح کلان تقویت نمی شود و گاهی تضعیف هم می شود.

به احساس مردم در زمینه اثرگذاری و مشارکت در تصمیم گیری ها اشاره کردید که مانع بروز آسیب های اجتماعی است یا حداقل ، کاهنده آن است . دولت چقدر در این بخش مسئولیت دارد؟

وجود احزاب، انتخابات، مطبوعات آزاد، رعایت حقوق شهروندی و ... همه در ایجاد رویه های مردم سالارانه و تصمیم گیری های گروه های جامعه موثر است اما به نظر من هسته مرکزی این اتفاق، وجود عرصه برای نقادی است در برخی کشورها، انتخابات برگزار می شود اما در آنجا دموکراسی حضور ندارد. قبلا درباره دموکراسی های ظاهری سخن گفته ام. یعنی دموکراسی هایی که به ظاهر در آنها انتخابات صورت می گیرد، اما در واقع در آنها آزادی حکمفرما نیست. در دموکراسی واقعی، فرد منتقد و عرضه نقد هم به رسمیت شناخته می شود هم دارای امنیت کافی است چون دولت ها می دانند این مولفه، چطور جامعه را رشد می دهد و شاخص ها را ارتقا می بخشد. مردم در این صورت اگر کاستی ای هم ببینند می دانند می شود آن را گفت، کارشناسان آزادانه حرف بزنند، اشکال کار پیدا می شود و این یعنی امید به بهبود و جنگ با ناامیدی. یعنی نشاط وسرزندگی .

برخی معتقدند در این زمینه نوعی بدبینی یا سیاه نمایی هم وجود دارد نظر شما چیست؟

اتفاقا جامعه شناسان در ایران، بسیار طرفدار جامعه هستند و آن را ذاتا دارای ویژگی های ناامیدی و رخوت و سرخوردگی نمی دانند. مثلا دکتر غلامعباس توسلی از چهره های ماندگار این عرصه ، با استفاده از واژه منفی و تحلیلی سرخوردگی اجتماعی درباره جامعه ایران موافق نیست. چرا که طبق برداشت کلی او کلیت جامعه ایران، جامعه ای پویا و زنده است و مولفه های زوال در آن مشاهده نمی شود. جامعه ایران یک جامعه مدرن است و ابعاد مثبتی دارد، هرچند قدری بدقواره است و در تحلیل هایمان نباید بعد مثبت تحلیل جامعه ایران را نادیده بگیریم. موضوع «زوال و فروپاشی اجتماعی ایران» و این نوع ادبیات، مورد قبول من هم نیست حداکثر می توانیم از تراکم آسیب های اجتماعی سخن بگوییم، نه فروپاشی اجتماعی. اما این واژه ها زیاد به کار برده می شود و باید درباره آن صحبت کرد. برخی براساس پیمایش های ملی انجام شده در این باره نظر می دهند و در روش دیگر، سرخوردگی اجتماعی ابزاری مفهومی و سنخ تحلیلی فرض شده و تحلیل می شود. در رویکرد اول وضع جامعه ایران مناسب نیست. اما در سنخ تحلیلی که من ارائه می کنم، جامعه ایران سرحال، فعال و پویاست. من فکر می کنم جامعه ما دچار سرخوردگی نیست اما همان طور که گفتم، در اثر شرایط تحمیل شده به آن، دچار آسیب هایی شده که نشاط و امید آن را تهدید می کند. هرگاه فرصت داده شود، مردم بلافاصله خود را بازسازی می کنند. وقتی تیم ملی والیبال، فوتبال و کشتی در صحنه جهانی موفقیتی کسب می کند مردم به خیابان می آیند و شادی می کنند. وقتی مذاکرات هسته ای به نتیجه می رسد، مردم شادی خود را در محیط مجازی و سطح جامعه نشان می دهند. مشکل اینجاست که اینها مقطعی است. از یک سو بودن آن نشان می دهد جامعه ایران چه ظرفیت هایی دارد و از طرف دیگر ، تبدیل به یک رویه برای بهبود شرایط موجود نمی شود و برنامه منسجم ملی برای آن وجود ندارد. حتی اگر برنامه مدون هم وجود نداشته باشد اما فقط ممانعت های سلیقه ای و بی دلیل برداشته شود، باز هم مردم خودشان می دانند که چه باید بکنند. البته این به معنای کوتاه آمدن از وظیفه دولت ها در قبال شهروندان و نشاط آنان نیست.

این که جامعه اگر فرصت پیدا کند دست به مشارکت می زند و نشاط اجتماعی، مدرن بودن و سرخورده نبودن را نشان می دهد، مصداق هایی هم دارد؟

در سوالات بالا، اشاره کردم که برخی آسیب ها و مولفه های آسیب اجتماعی شرایط خوبی را نشان نمی دهند عوامل اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی را برشمردن که مردم چندان در ایجاد آنها نقشی نداشته اند و نوعی تحمیل به جامعه صورت گرفته است حتما شما هم دیده اید که هرگاه به مردم فرصت مشارکت در فعالیته ای اجتماعی داده شده چه استقبالی از آن کرده اند این جامعه نمی تواند سرخورده باشد مشارکت از ویژگی های جوامع توسعه یافته است من هم جامعه ایران را مدرن می دانم اگر سطوح کلان اجازه مشارکت بدهد و آن را منع نکند آن وقت می بینید که در همه سطوح مشارکت های جامعه به بالاترین سطح می رسد و نشاط و امید اجتماعی افزایش می یابد. حتی معتقدم مردم ما با حضور در محافل و مراسم عزاداری و دینی و مساجد که جلوه آن در مراسم عاشورا یا شب های قدر بیشتر دیده می شود، نوعی سرزندگی را نشان می دهند. ماهیت موضوع عزاداری است اما چون آزاددان و با میل و رغبت انتخاب می کنند، از گردهمایی ها به شدت استقبال می کنند وهم به عزاداری می رسند و هم با حضور در جمع دوستان و آشنایان حس خوبی می گیرند این نوع فعالیت ها اگر با ممانعت مواجه نشود مشارکت آفرین است مشارکت در ایجاد سازمان های مردم نهاد اگر با عینک بدبینی از سوی برخی نهادها نگاه نشود و به عنوان رقیب دولت فرض نشود حتما نشانگر مدرن بودن جامعه ماست و نشاط آفرین خواهد بود نکته دیگر این است که مردم با وجود مشکلات و نبود فرصت های شغلی کافی، همچنان به تحصیلات عالیه با رغبت ورود می کنند حتی اگر لازم باشد از سایر بخش های زندگی خود بزنند. مردم داوطلبانه در خیریه ها و امور بشردوستانه و فعالیت های قرض الحسنه با هر میزان وسع در هر نقطه ای از ایران مشارکت می کنند. یا این که مدارس غیرانتفاعی و دانشگاه غیردولتی تاسیس می کنند، برای کاهش نرخ اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی، حاضرند هرکاری بکنند و موسسه خصوصی دایر کنند تا وضعیت بهبود پیدا کند. مردم ما در همین انتخابات مجلس دهم با وجود آن که در برخی حوزه ها، نامزدهای مورد علاقه مردم امکان ورود نداشتند، اما حاضر نشدند استفاده از اهرم انتخابات را کنار بگذارند و هنوز گوش به زنگ نخبگان هستند تا مشارکت کنند و باوجود محدودیت ها باز هم از بین گزینه های موجود، آ«ان را که بیشتر دغدغه دخالت مردم در تصمیم گیری ها را دارند، روانه دولت و مجلس و شوراها کنند. رفتارهای جنبشی در یک جامعه ناامید رخ نمی دهد.

منبع: هفته نامه تجارت فردا، شماره 208