گفت و گو با علی معلم / مشکل جشنواره ساختاری است

وی همچنین سه دوره عضویت در هیات انتخاب فیلم ایران برای آکادمی اسکار را بر عهده داشته است. او مجری تهیه کننده و پایه گذار جشن سینمایی تلویزیونی دنیای تصویر (تندیس حافظ) است که نخستین جشنواره سینمایی بخش خصوصی در ایران به شمار می آید. معلم فارغ التحصیل دانشکده صدا و سیما در رشته کارگردانی فیلم است و در مقطع فوق لیسانس در رشته پژوهش هنر دانشگاه هنر تحصیل کرده. گفت و گوی زیر حاصل چند گفت و گوی کوتاه در زمان برگزاری جشنواره و درباره این جشنواره است.

آقای معلم جشنواره امسال را چطور دیدید؟ با توجه به حاشیه ها کیفیت آثار و داوری ها و ... به نظرتان ریشه اصلی این اتفاقات چیست و چرا هر سال این جشنواره دارد با نقاط ضعف بیشتری برگزار می شود؟

جشنواره امسال جشنواره عجیب و غریبی بود. با حجم بسیار بالای شایعات و حاشیه ها و جنجال ها و ... من بارها گفته ام و باز هم تاکید می کنم که ایراد جشنواره فیلم فجر این است که ساختار این جشنواره ساختار درست و متناسبی نیست. هر بار تغییراتی به شیوه آزمون و خطا در جشنواره انجام می شود و وقتی نتیجه مطلوب را نمی دهد باز هم همان را تغییر می دهند و کار به جایی می رسد که ساختار اصلی جشنواره و شیرازه اصلی اش را از هم می پاشد. کار به جایی می رسد ه همانطور که در جشنواره هم دیدیم اتفاقات عجیب و غریب بسیاری روی می دهد و کیفیت جشنواره به لحاظ قوت آثار به نازل ترین حد ممکن می رسد. حاشیه های زیاد آثار ضعیف، داوری عجیب و ... همه در یک جشنواره جمع شده است این نشان می دهد که یک عیب و ایراد اساسی وجود دارد و باید آن را درست کرد. مشکل جشنواره فیلم فجر مشکل سحطی و روبنایی نیست. این جشنواره در ساختارهای اسی اش دچار مشکل شده و تغییر و اصلاح آن هم نیاز به کار کارشناسی دقیق و طولانی مدت دارد. نمی شود که هر سال با این همه حاشیه جشنواره برگزار کرد و هر سال هم کیفیت جشنواره افت کند و اعتراض ها سر به فلک بکشد و انتظار هم داشته باشیم که سال بعد این اتفاق ها نیفتد. این رویداد باید با عزم سران دولت تغییر کند. مدیران میانی نمی توانند تغییر اسیاسی در جشنواره ایجاد کنند. الان جشنواره فجر در حد یک گزارش عملکرد است. یک چیزی است که انگار به هر ضرو و زوری که شده باید هر سال برگزار شود و اصطلاحا از سر وا بشود. اینکه نشد جشنواره اعتبار هر رویداد هنری به فرم برگزاری آن و سطح کیفی آثارش است. امسال جشنواره فجر هیچ یک از این دو مولفه را نداشت. پس چرا باید برگزار شود؟ چرا باید داوران را مجبور کنیم در مدت کوتاهی این همه فیلم را ببینند و داوری کنند. داوری کردن با تماشا کردن فیلم ها فرق دارد. زمان لازم دارد. حتی این همه فیلم را نمی توان به درستی در این مدت کوتاه تماشا کرد. چه نیازی به انتخاب این همه فیلم برای حضور در جشنواره است؟ تازه آن هم فیلم هایی که واقعا عطایشان به لقایشان نمی ارزد و انتخابشان برای اکران مهم ترین جشنواره سینمایی کشور یک نوع بی حرمتی به اعتبار جشنواره است. حالا در کنار این موضوع داوری های عجیب و غریب را هم بگذارید. این که جشنواره نشد. این که رویداد معتبر هنری نشد. همین است که معتقدم باید فکر جدی و فوری برای این جشنواره بشود. فیلم فجر مثل یک بیمار بدحال است که اگر به دادش نرسیم از دست می رود.

البته شما در نقدهایی که اخیرا به جشنواره فجر وارد دانسته اید مباحثی را مورد توجه قرار داده اید که به نظر می رسد چندان هم ساختاری نیست، مثل تغییر برنده در آخرین لحظات برگزاری نشست خبری دیرهنگام و ...

وقتی می گویم جشنواره باید به لحاظ ساختاری اصلاح شود و اساسی تغیر کند یعنی این که ایراد ساختاری دارد. اما علاوه بر ایرادهای ساختاری که دارد ایرادهای پرشمار و متعدد دیگری هم دارد. همین که در برخی اوقات غرض ورزی و تسویه حساب های شخصی در روند انتخاب آثار یا برندگان یا هر چیزی دیگری در کلیت جشنواره فجر می تواند وجود داشته باشد یک ایراد موردی است اما تکرار آن نشان می دهد که سرنخ اصلی این ایراد در ساختارهای اساسی جشنواره است. این که برنده را در لحظات آخر تغییر بدهند یعنی آن که در انتخاب داوری، چیدمان داوران و تخصص های آنان اشکال وجود دارد. کسانی که در جریان برگزاری جشنواره ها هستند می دانند منظور من چیست. جشنواره ای در ابعاد فیلم فجر باید نظم دقیق داشته باشد. نظم در برگزاری فقط این نیست که مردم در صف له نشوند. اطلاع رسانی دقیق برنامه ریزی منعطف اما منظم برای معرفی و تحول آثار جانمایی دقیق اکران ها شفاف بودن ارزش های اصلی هنری در انتخاب ها و داوری ها آگاهی و شناخت کامل از آثار پذیرفته شده زمان کافی برای بررسی و ... تنها بخشی از نظم در یک جشنواره است. متاسفانه در جشنواره امسال از بدیهی ترین نکات ممکن مانند فروش اینترنتی بلیت تا وضعیت اکران ها و نشست های خبری نصف شبی و ... غفلت شده بود. بسیاری از جنبه های جشنواره به صورت شتابزده برگزار شد. از داوری آثار گرفته تا نشست های بی دلیل خبری. همه این ها حاشیه ساز است. وقتی این همه حاشیه ایجاد می شود نارضایتی بالا می رود و اصول اساسی اخلاقی هم زیرپا گذاشته می شوند. همین می شود که هر کسی به هر کسی که می رسد نسبت به او بدبین است به جای نقد دعوا راه می انداز ریاکاری می کند در پی انتقام و ... است.

درباره داوری ها چطور؟ فکر می کنید داوری های امسال هم انتقام جویانه و شخصی و ... بود؟

ببینید ایراد ما در داوری عدم تعریف کردن استاندارد دقیق و درست است. باب شده است که می گویند سلیقه داوران این بوده و ... من بارها این را گفته ام که سلیقه داوران نباید این همه از سلیقه منتقدان دور باشد. بالاخره سینما اصولی دارد فرمول هایی دارد و قواعدی دارد. نمی توان همه این ها را نادیده گرفت و به سلیقه تقلیلش داد. مترو معیار هر اثری هنری در هر مدیومی مشخص است. حتی کسانی هم که شناخت کاملی از سینما ندارند وقتی چند فیلم را ببینند به طور غریزی متوجه می شوند که فیلم های بهتر کدامند. سلیقه تنها در انتخاب میان آثار برتر قابل تعریف است. شما وقتی نامزدهای یک بخش را معرفی می کنید باید همه فیلم هایی که در آن بخش به عنوان نامزد نام برده اید در همان بخش بهترین های شجنواره باشند و کسی نتواند به این موضوع ایراد بگیرد. فهرست نامزدهای داوران با فهرست های پیش بینی شده منتقدان در همه جای دنیا مشابهت های بسیار بسیار بالایی دارد. در بسیاری مواقع یکی است. اما در جشنواره فجر گاهی اوقات آسمان و زمین می شود. این شگفت انگیز است. واقعا محیرالعقول است. سلیقه تنها بعدا ز اعلام نامزدها قابل تعریف است. برای مثال پنج بازیگر توانسته اند به خوبی در نقش هایشان کار کنند. خب این ها نامزد جایزه می شوند. اما در نهایت ممکن است کسی که بیشتر باب سلیقه مجموع داوران بوده انتخاب شود. نه این که در معرفی نامزدها اتفاقا بدترین ها را انتخاب کنند. منظورم این دوره جشنواره نیست به طور کلی دارم مثال می زنم. هر چند که در این جشنواره هم از این اتفاق ها کم نیفتاده. جالب است در یک اتفاق بی نظیر برخی از نامزدها از دریافت جایزه انصراف دادند. این خیلی اتفاق مهمی برای یک جشنواره است. کسی که فیلم اولش را ساخته و نامزد شده در اعتراض به داوری ها نامزدی اش را قبول نمی کند. یعنی اعتبار کیفی و حرفه ای جشنواره را قبول ندارد. این اتفاق سنگینی است. باید به این رویدادها توجه کرد. باید جشنواره را اصلاح کرد. حتی برخی کسانی هم که نامزد شده بودند و جایزه هم گرفتند ناراضی بودند. من از شما می پرسم این چه جشنواره ای است که هم نامزدها و هم نامزدنشده ها به آن اعتراض دارند؟ حالا این یک پای ماجرا است. برای مثال در آرای مردمی مثلا به قصد شفافیت 9 فیلم برتر مردمی اعلام شدند. بعد این فیلم ها هر روز از تعدادشان کم می شد. اگر قرار بر شفافیت است تعداد آرای مردمی باید اعلام شود. اگر قرار است کلیتی گفته شود و بعد یک فیلم معرفی شود که چرا اصولا نام آن فیلم ها را هم مطرح می کنید همه چیز باید شفاف باشد. دقیق و درست و حساب شده یک سری سینماها اصولا خارج از دایره انتخاب مردمی بودند. وقتی می گویم جشنواره ایراد ساختاری دارد منظورم همین مسائل است.

ایرادهای ساختاری دقیقا چیست؟ کجای کار باید اصلاح شود؟ شیوه مطلوب این جشنواره برای برگزاری اش چیست؟ در این باره ممکن است توضیح بیشتری بدهید؟

ببینید هر پدیده ای باید یک نخ داشته باشد. نمی توان در هر دوره یک جور سیاستگذاری کرد و در دوره بعدی سیاست ها را عوض کرد. بقا و داوم یک پدیده به این است که انسجام داشته باشد. در طول 35 سالی که از عمر جشنواره می گذرد، هر بار مدیری که روی کار آمده است سلیقه خودش را به خرج داده و بی توجه به سابقه یا آینده این جشنواره سعی کرده همانطور که خودش می خواهد اوضاع را پیش ببرد. خب این ها معضل ایجاد می کند. جشنواره برگزار کردن آن هم در اشل بین المللی نیازمند کار دقیق و ثابت است. جشنواره فجر از ابتدا یک نمایشگاه برای دیدن آثاری بود که در طول سال تولید می شد. ببینید تناقض در سیاست گذاری های جشنواره فجر آسیب های جدی به آن وارد ساخته است و به نوعی دچار سرگردانی شده و همین امر از کیفیت آن کاسته است. برخی از مدیران هنوز هم تصور یک نمایشگاه از جشنواره فجر دارند. این در حالی است که قرار بود این جشنواره یک جشنواره صاحب نگاه و ایده دار باشد. حالا هم به ویژه در جشنواره امسال احساس کردم با یک نمایشگاه از تولیدات یک ساله گذشته روبه رو هستم. بسیاری از فیلم ها واقعا ارزش دیدن نداشت. جشنواره باز هم از خصلت جشنواره ای اش درآمده و به نمایشگاه تبدیل شده است. سرگردانی در جشنواره فیلم فجر سال به سال در حال شدید شدن است و برنامه ریزی های سلیقه ای و بدون کارشناسی دست اندرکاران آن باعث شده تا این جشنواره اعتبار سابق خود را از دست بدهد. حالا هم راه مشخص است. جشنواره فجر یا باید همین روند فعلی خنثی خود را ادامه دهد و مثل همان بیماری که عرض کردم از دست برود. یا باید باز تعریف شود و بتواند به سمت یک جشنواره هنری در خور کشور و سینمای ایران بدل شو د و این مدیران فرهنگی هستند که باید یک بار برای همیشه تکلیف این مهم ترین رویداد سینمایی کشور را روشن کنند. نکته اصلی این است که بتوان تغییرپذیری این جشنواره را در خلال تغییر دولت ها و مدیریت ها کاهش داد. برای مثال مدیریت این جشنواره تثبیت شود. یعنی یک مدیری بتواند در یک دوره چند ساله این جشنواره براساس یک استاندارد تعیین شده پیش ببرد. این موضوع می تواند سنگ بنای توسعه و ارتقای کیفی جشنواره باشد. نبود چنین رویکردی در مدیریت فیلم فجر باعث شده تا هر سال هر کسی از ظن خود یار سینما بشود و یک بخش از جشنواره را تغییر بدهد. به عنوان مثال تفکیک جشنواره فجر بدون توجه به نظر کارشناسان و متخصصان سینما رسانه و صنعت انجام شد و همین امر آسیب های جدی را بر پیکره این رویداد سینمایی وارد ساخت. مدیران سینمایی فعلی با تصور باطلی که جداسازی جشنواره ها می تواند کمک شایانی در روند کیفی آن ها داشته باشد دست به این کار زدند در صورتی که تفکیک جشنواره کودک و نوجوان از یکدیگر موقعیت مضحکی را در سینمای ایران به وجود آورد و تفکیک بخش های بین الملل و ملی جشضنواره فیلم فجر هم باعث شد تا فقط هزینه ای مضاعف بر سینمای نحیف ایران تحمیل شود. جشنواره فجر همین طور که گفتم جشنواره نیازمند یک سیاستگذاری بلند مدت است. یک برنامه ریزی آینه نگرانه با رویکردهای مشخص و مترقی در کنار مدیریت با ثبات و همچنین پاسخگویی کامل می تواند جشنواره فیلم فجر را از افول نجات دهد. برای سینما باید نوعی استراتژی کلی تبیین شود تا براساس آن سینماگران و مدیران سینمایی کارهای خود را انجام دهند؛ تمامی کشورهای صاحب صنعت سینما نیز این استراتژی خاص را برای سینمای شان دارند و در واقع سینما براساس خواسته ها و نیازهای حکومت ها و همچنین پاسخ دهی به نیازهای فرهنگی مردم عمل می کند اما متاسفانه در کشور ما این دبیران و برگزارکنندگان جشنواره هستند که به صورت سلیقه ای جشنواره ها را برگزار کرده و بدون آن که به سینمای جهان و حتی سینمای ایران اشراف کامل داشته باشند برای آن تصمیم گیری می کنند.

منبع: هفته نامه مثلث، شماره 347