قالیباف یا رئیسی؟

جالب تر این که نقاط قوت و ضعف رفتاری جناح های سیاسی نیز بیش از هر زمان دیگری در انتخابات ریاست جمهوری خود را نشان داده است.

انتخابات اخیر نیز از یک سو بسیار پیچیده و در عین حال ساده است. همچنین می توان گفت که جناح های سیاسی میان خودشان، نسبت به گذشته در جهت وحدت نظر بیشتر حرکت کرده اند و تفرق گذشته کمتر دیده می شود. در این یادداشت می کوشم که تحلیلی بر رفتار اصول گرایان داشته باشم، چرا که اصلاح طلبان خط مشی روشنی دارند و به طور مشخص از روحانی حمایت می کنند و نظر دیگری میان آنان وجود ندارد. تنها موضوع مورد اختلاف نظر میان آنان وجود نامزد دیگری در کنار روحانی تا پیش از شروع تبلیغات یا تا پایان مناظره ها بود که بخشی از آنان عقیده ای به حضور چنین نامزدی نداشتند ولی در نهایت توافق کردند که آقای جهانگیری کنار آقای روحانی ثبت نام کند. البته در ادامه راه تقریبا می توان گفت که اغلب اصلاح طلبان معتقدند که نیازی نیست در زمان تبلیغاات بیش از یک نامزد مورد حمایت آنان وجود داشته باشد. ولی قضیه اصولگرایان به کلی متفاوت است.

اصول گرایان شکاف مهمی را تجربه می کنند. حضور مسئله ساز احمدی نژاد و بقایی بخش مهمی از آنان را دچار سردرگمی کرده است. به ویژه نحوه ثبت نام احمدی نژاد که در واقع با چراغ خاموش آمده بود و به صورت پیش بینی نشده ثبت نام کرد و اگر از پیش می دانستند که می خواهد ثبت نام کند، به احتمال زیاد اجازه حضور در وزارت کشور را به او نمی دادند. انصراف جلیلی و یکی از نامزدهای جمنا که در آخرین لحظات مانع از حصورش در ثبت نام شدند و او روغن ریخته را نذر امام زاده کرد و گفت به نفع دیگران کنار می رود، در حالی که 4 نفر دیگر چنین گذشتی را نکردند!! نیز حاشیه مهمی را دامن زد. از میان 4 نفر باقی مانده نامزدهای جمنا فقط دو نفرشان مهم هستند؛ آقای قالیباف و رئیسی. این دو نفر نیز در حقیقت نامزد جمنا نیستند، و خود را برتر از کسانی می دانند که می خواهند آنان را به عنوان نامزد خود به مردم معرفی کنند. ولی چرا با جمنا همراه شدند؟! به همان دلیل که ائتلاف! سه نفره قالیباف،ولایتی و حداد عادل در سال 1392 شکل گرفت.

اولین مشکل اصولگرایان این است که نمی خواهند تنها روی پایگاه اجتماعی اصلی خود حساب باز کنند زیرا این پایگاه رای کافی برای پیروزی ندارد.مشکل دوم آنان این است که شرکت در انتخابات را فقط با هدف پیروزی می پذیرند و نه چیز دیگری. در واقع همه اقدامات خود را برای پیروزی به هر قیمتی تنظیم می کنند. این دو مشکل موجب می شود که رفتارشان متناقض شود. برای نمونه شکافی عمیق میان بدنه کنشگران آنان با بدنه اجتماعی رای دهنده مورد نظرشان به وجود می آید؛ در حالی که این اتفاق نزد هیچ حزب و گروه جدی رخ نمی دهد. برای توضیح کافی است که بگوییم، نفر اول لیست آنان در رای گیری بدنه اصول گرایان آقای رئیسی بود و آقای قالیباف نفر چهارم شد. اگر رای گیری جمنا به گونه ای بود که هرکس فقط به یک نفر (و نه 5 نفر) رای می داد، به احتمال فراوان آقای قالیباف 5 درصد آرای آنها را هم نمی آورد. درحالی که در بطن جامعه رای قالیباف به تنهایی چند برابر رای سه نفر بالاتر از اوست! همین الان رای قالیباف از مجموع آرای همه اصول گرایان موجود بیشتر است. معلوم است که چنین فردی که تا به حال چند بار برای رئیس جمهور شدن نامزد شده و رای بالاتری از سایرین دارد، حاضر نمی شود که به نفع افراد دیگری کنار برود، به ویژه افرادی که آرای آنان خیلی کمتر از اوست. چرا باید کنار برود؟ به علاوه فرض کنیم او کنار رود، مگر آرای او به نفع دیگری سوق داده می شود؟ روشن است که این آرا به هر دلیلی ربطی به پایگاه اجتماعی اصول گرایان ندارد. از سوی دیگر آقای رئیسی آمده که نفر اول باشد. چطور ممکن است که در مقام تولیت آستان قدس وارد میدان بشود و نفر دوم جناح باشد و رای کمتری بیاورد؟ یا چطور می شود که به نفع دیگری کنار برود؟ این به نوعی تخفیف کردن تولیت آستان قدس است. وقتی این دو نفر کنار نروند، چاره ای ندارند جز این که میان خودشان رقابت شدیدتری داشته باشند تا با روحانی. چون آنان متوجه می شوند که گرفتن آرای روحانی کار ساده ای نیست، ولی کندن آرای خودشان از یکدیگر بسیار ساده است. همان طور که آرای قالیباف در سال 1392، فقط در عرض چند روز از طرف روحانی درو شد. بنابراین اختلاف این دو خیلی شدید خواهد شد، مگر این که به هر شکلی یکی از آنان کنار رود. ولی کنار رفتن یکی از این دو نفر جبهه اصول گرایی را تضعیف می کند.

چرا؟ اگر رئیسی بماند، بیشتر آرای قالیباف به سوی روحانی سوق داده می شود و این به ضرر اصول گرایان است. زیرا رئیسی قادر به جذب بخش مهمی از آرای قالیباف نیست. به علاوه مشکل رئیسی این است که اصولا قاضی بوده و فرض بر این است که قضات سیاسی نباشند، در نتیجه وارد شدن او در میدان سیاست مثل هندوانه قاچ نشده است و معلوم نیست که اصولا از پس ماجرای رقابت انتخاباتی برآید یا خیر. اگر رئیسی کنار برود، ضربه پذیری قالیباف جلوی روحانی زیاد خواهد شد و بخش قابل توجهی از بدنه اصول گرایی (همان ها که به او رای ندادند و او را چهارم کردند) در حمایت از قالیباف دلسرد می شوند. این شکاف میان اصول گرایان ریشه در فقدان جریان اصیل اصول گرایی دارد. مهم تر از همه این که شکست آنان موجب تشدید اختلاف میان اصول گرایان و متهم کردن یکدیگر خواهد شد.

در هر حال با انتخابات جالبی از حیث روابط و بازی سیاسی میان جناح ها و نامزدها مواجهیم. امیدواریم در هفته های آینده به این تحلیل برگردم و توضیح دهم که بزرگ ترین جناح و کسی که از این انتخابات ضرر کرد، کیست.

منبع: هفته نامه صدا، شماره 111