در انتخابات، بتن را بجا بریزیم / الگوهای مدیریتی و کارکرد بتن

الگوی نخست توسعه را از رهگذر جلب اعتماد کشورهای خارجی جست و جو می کند و مهم ترین اولویت مدیریتی و کلید حل مشکلات را جذب سرمایه گذاری خارجی می پندارد و الگوی دوم پیشرفت کشور را در گروی جلب اعتماد مردم و استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های داخلی می داند و کلید حل مشکلات را در به کارگیری جوانان و کار مضاعف می بیند.

الگوی نخست با شعار «هم چرخ سانتریفیوژ و هم چرخ زندگی مردم باید بچرخد»، چهار سال گذشته قدرت را در دست گرفت، اما امروز بعد از گذشت چهار سال نه تنها نتوانسته سرمایه گذاری خارجی را افزایش دهد بلکه موجب کاهش آن نیز شده است. امروز کلید الگوی توسعه وابسته دیگر نه چرخ سانتریفیوژها را می چرخاند و نه چرخ زندگی مردم را. در این دوران آن چه که برای دقایقی چرخید، چرخ میکسرهای بتن بود تا با آن درون 150کانال کالندریای تأسیسات هسته ای اراک با سیمان پر شود؛ اما در نقطه مقابل چرخ بسیاری از کراخانه ها از حرکت ایستاد. «ارج»، «آزمایش»، «داروگر»، «ایران چوب»، «کارخانه فولاد سهند» و ... از جمله کارخانه هایی بودند که در نتیجه مدیریت تدبیر و امید بر کشور تعطیل شده اند.

در نقطه مقابل الگوی پیشرفت درون زا امکان ندیریتی جدی ای در کشور جز مدیریت شهری تهران نداشتهف اما در همین دامنه مدیریتی طی 10سال گذشته، عملکرد و دستاوردهای چشمگیر و محسوسی داشته است. ساخت کلان پروژه های خدماتی برای مردم در تهران نتیجه همین الگوست.

این دو الگو در نتیجه عملکرد خود به دو شیوه از بتن استفاده کره اند و بتن دو کارکرد متفاوت برایشان داشته است. الگوی اول بتن را برای تخریب استفاده کرده با ریختن بتن در کالندریای تأسیسات هسته ای اراک و از کار انداختن قلب یک توانمندی ملی، امید داشته است بتواند توجه غرب را برای سرمایه گذاری در کشور جلب کند؛ اما الگوی دوم با مدیریت جهادی بتن را برای ساختن پروژه های بزرگ خدماتی به کار برده است؛ پروژه هایی چون ساخت اتوبان امام علی، پل صدر، دریاچه چیتگر، بوستان ولایت، پردیس سینمایی ملت و آزادی و افزایش دو برابر خطوط مترو. حال وقت آن رسیده است که مردم انتخاب کنند که بتن کجا ریخته شود؟ مردم باید انتخاب کنند توانمندی های کشور با بتن پر شود یا این که با بتن کشور توانمند شود؟

منبع: ماهنامه همشهری ماه، شماره 154