دکترمحسن خلیلی
دشواری‌های دوباره‌خوانیِ نام‌آورانِ بزرگِ ازدستْ‌رفته

دکتر محسن خلیلی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد در کانال تلگرامی خود درباره باز خوانی اندیشه های امام خمینی(ره) یادداشت کوتاهی نوشته است که در ادامه می خوانید:

دشواری‌های دوباره‌خوانیِ نام‌آورانِ بزرگِ ازدستْ‌رفته

یا

نادرستْ استْ حیّ‌وحاضرکردنِ بزرگانِ نامبردارِ درگذشته


نام‌آوران فرّه‌مند، انسان‌هایی تاریخ‌ساز هستند که در کشاکش روزگار، به‌آهستگی و پیوستگی، فراتاریخی می‌شوند. آنان در زمانه‌ی خود، هنگامه‌ها می‌آفرینند و بر صدر می‌نشینند و چشم‌ها را خیره می‌کنند و عقل‌ها را افسون می‌سازند و دگرگونی‌های گونه‌گون می‌پرورانند. 
گفتارها و کردارهای آنان، سنجه‌ای برای سخن‌گفتن و مکیالی برای عمل‌نمودن، نزدِ فراگیرندگان می‌شود. اما، پس از فقدان این مشهورانِ محبوب، مقلّدان در بازآفرینش و بازنمایی آن‌چه راهبرشان می‌گفته و اقدام می‌نموده است، به دردسر می‌افتند؛ به‌ویژه اگر در هنگامه‌هایی گیر افتاده باشند که شررهای فتنه و بدعت و تفرقه و شبهه، رهروان را در برگرفته و بر سر میراث، میان آنان،کشمکش و ستیز، پدیدار کرده باشد.
 در چنین زمانه‌هایی، می‌بایست سره را از ناسره تمیز داد و معلوم نمود که محکم چیست و متشابه کدام است و کدام ناسخ، به‌همراه خود منسوخی را پرورانده است و شأن نزول چیست و چگونه می‌توان سقیم را از صحیح در روایت رخدادهای تاریخی فراچنگ آورد.

دشواری‌های دوباره‌خوانیِ نام‌آورانِ بزرگِ ازدستْ‌رفته

امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی در ایران به‌شمار رفته و از منظر تاریخ‌نویسانه، پیشینه‌ی کوشش‌های سیاسی ایشان به سال‌های آغازین دهه‌ی 1320 خورشیدی مستند شده است. نیم‌قرن مبارزه‌ی سیاسی به‌همراه خود، متن‌های گوناگونی از رفتارها،کردارها و گفتارها پدید آورده است‌که هرکدام، شأن نزولی دارند و در سیر تاریخی رویدادها، در بستر زمانی ویژه‌ای، از منزلتی متفاوت برخوردارند. 
چگونه می‌توان از میان گوناگونی‌های بی‌شمار در گفتار و کردار، برخی را جاودانه، و بعضی را گذرا به‌شمار آورد؟ در این میانه، چه کسی و تا چه میزان و با کاربست کدام سنجه‌ها، می‌تواند «مرد کم‌نظیر تاریخ معاصر» را بازتفسیر کند و بازپیرایی نماید؟
نگارنده بر این باور است‌که گفتارها و کردارهای «روح‌الله»، ایشان را به یک «اقیانوسِ واژه» تبدیل کرده است‌که هر کسی در آن شیرجه‌ای می‌زند و خود را بالا می‌کشد و از ظنّ خود، یار او می‌شود.
در هنگامه‌های تشویش، بهتر است بزرگان بی‌همتا را آسوده گذاشت و دستْ‌ازسرشان برداشت و آن‌قدر منیّت‌ها را بر ایشان استوار نساخت و عقل سلیم را معیار قرارداد و احترام معنوی آنان‌را پاس داشت؛ زیرا اگر دوباره حیّ و حاضر شوند، شاید اسباب شرمساریِ پیروانْ باشدکه آنان بگویند چنین نیست و چنان نبوده است.