مجید شاکری
نگراني درباره آينده بازار ثانويه

يك نقطه بغرنج و نه چندان منتظره آن است كه ظاهرا تصور شده بازار ثانويه ارز به خودي خود يك راه حل است. واضح است كه اين بازار صرفا يك پيش نياز است و در بهترين حالت ممكن است- عليرغم همه پارادوكس هاي ذاتي ان بخصوص در قرائت سامانه نيما( و نه روش ازادانه مبتني بر سماصا)- ما را به ٢٠ فروردين ١٣٩٦ بازگرداند. نه چيزي بيشتر.

اكنون نقطه اي است كه بايد به فوريت همان راه حلهاي قابل توصيه براي فروردين ٩٧ با إصلاحاتي اعمال شود: تغيير نقشه ارزي اعم از إصلاح فوري نقاط تسويه، نبرد فوري با انحصار چند جانبه تشكيل شده در ايّام عرضه ارز ترجيحي ٤٢٠٠، تغيير شيوه پيام رساني، تغيير رويكرد به اسكناس و دلار مسافري.

در واقع اصلا و ابدا اينطور نيست كه بگوييم بازار ثانويه راه اندازي شد و " بازار خودش كارش را مي كند"

سه عامل متقاطع وقت در دسترس براي اين إصلاحات فوري را به شدت محدود مي كند:

1- رسيدن ماه سپتامبر و موعد تسويه حساب ها

2- رسيدن موعد سپرده هاي فريز شده با ٢٣ درصد( درباره اين كه تا اين لحظه چقدر مهاجرت از سپرده بلند مدت رخ داده و اين كه ايا با افزايش مجدد نرخ بهره أساسا چقدر مي توان مانع از مهاجرت به جاري شد ( كه احتمالا نمي توان)بعدتر مفصلا خواهم نوشت.

3- اگر چه بخش مهمي از تحريم هاي آبان ماه همين حالا هم عملا اجرا مي شود ولي اشتباهات دولت محترم فرصتهايي را در اختيار طرف مقابل قرار داده است كه بتواند شوك هاي جدي و شديد ولي كوتاه مدت به بازار ارز وارد كند. به جز تغيير فوري نقشه انتقالات ارزي راهي براي غير موثر كردن اين فرصتها نيست.

وقت هست اما انصافا كم است./ کانال اقتصاد سیاسی