انقلاب از دریچه فرهنگ، در پرونده ویژه «اندیشه پویا»
متن کامل مطالب برگزیده این شماره:

به شاه گفتم لباس های تان را عوض کنید / یک فنجان اسپرسو در شهر کتاب مرکزی با ابراهیم یزدی

در یادنامه صمد بهرنگی در این شماره، اندیشه‌ها و کارنامه ادبی وی در گفتگو با صاحبنظران به بحث گذاشته شده است.

در این شماره 148صفحه‌ای که با قیمت 10هزار تومان عرضه شده، گزارش هایی از نشست‌های فکری در حوزه علوم انسانی در ماه گذشته منتشر شده و سپس گفتگویی با ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه دولت موقت انقلاب به چاپ رسیده است. ابراهیم یزدی در این گفتگو به خاطرات خود از رژیم پهلوی اشاره کرده و به یاد آورده زمانی را که به شاه گفته بود «لباس‌هایتان را عوض کنید». کنایه از نیاز رژیم پهلوی به اصلاحاتی که البته در زمان مناسب انجام نشد.

بخشی از مطالب این شماره اندیشه پویا به مجله‌گردی خارجی این نشریه اختصاص پیدا کرده و افزون بر آن، پرونده‌ای به تجربه تاریخ‌نگاری هما ناطق پرداخته است. هما ناطق در گفتگویی منتشر نشده با وی که اندیشه پویا چاپ کرده، از پرونده‌سازی ساواک برای او خاطره گفته است. در کنار این، اندیشه‌پویا در یک پرونده انقلابی، به تجربه دولت‌سازی در انقلاب 57، نقش روحانیت در این انقلاب و نیز اثرگذراری حسینیه ارشاد بر جوانان انقلابی اشاره کرده و سپس در گفتگو و یادداشت‌هایی از صاحبنظران و فعالان انقلابی در سال 57، آنچه «انقلاب نازی‌آبادی‌ها» خوانده شده، به بحث گذاشته شده است. ماجرای اخراج بختیار از جبهه ملی و نیز خاطره‌گویی‌های پرشمار انقلابیون از شکنجه‌های رژیم شاه، از دیگر مطالبی است که در این شماره به آن پرداخته شده است.

اندیشه‌پویا در این شماره به سراغ تجربه‌های متعالی در زیست روزمره نیز رفته و به موضوع مراقبه نظر کرده است. افزون بر این، مقاله‌ای نیز به نقش تلگرام در زیست مردم امروز ایران پرداخته و در کنار اینها، این نشریه، تازه‌های حوزه نشر را مرور کرده است. تجربیات سینمایی بیژن جزنی و نقدی بر فیلم‌های سینمایی روز جهان از دیگر مطالب بخش فرهنگی این شماره است. در همین بخش گفتگوی با بهمن فرمان‌آرا، کارگردان به‌نام سینمای ایران نیز انجام شده که او در این گفتگو تاکید کرده است: «در این مملکت، روشنفکر حق تفرعن ندارد.» او در این گفتگو به چرایی عدم بازگشت بهرام بیضایی به ایران نیز اشاره کرده و گفته بیضایی در برابر درخواست وی برای بازگشت به کشور، پاسخ داده است: «تو می‌گویی که من برگردم و شغل خودم را گدایی کنم؟ من این کار را نمی‌کنم».